نقد و بررسی
نقد ترمیم 2024 (The Fix) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان بدن و ویرانی: ایدهای نیرومند، پرداختی ناتمام «The Fix» فیلمی علمیتخیلی و پادآرمانشهری به کارگردانی Kelsey Egan است که بدن انسان را به میدان برخورد چند بحران بدل میکند: آلودگی، انحصار دارویی، سوگ شخصی و میل به بقا. فیلم از جهانی میگوید که در آن هوای زمین به تهدیدی روزمره تبدیل شده و دارویی حیاتی، بهجای آنکه حقی همگانی باشد، در اختیار شرکتی قدرتمند قرار گرفته است.
در چنین بستری، دگرگونی جسمانی اِلا فقط حادثهای هولناک نیست؛ امکان دارد معنایی اجتماعی و حتی سیاسی پیدا کند. جذابیت آغازین فیلم از همین همنشینی میآید: خطر زیستمحیطی در مقیاس جمعی، و بحران یک زن جوان در مقیاس فردی. «The Fix» میخواهد از دل بدنِ متغیر قهرمانش پرسشی بزرگتر بیرون بکشد: وقتی ساختارهای قدرت راه نجات را به کالا تبدیل میکنند، آیا تغییری ناخواسته میتواند راهی تازه برای بقا بگشاید؟
این پرسش ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد، اما فیلم همیشه فرصت نمییابد آن را به اندازهٔ ایدهاش بپروراند. جهانسازی؛ تصویری از آیندهای قابلباور و ناآرام مهمترین دستاورد فیلم، ترسیم جهانی است که در آن بحران هوا صرفاً پسزمینهای تزئینی نیست. هوای سمی، داروی محافظتکننده و وابستگی مردم به محصولی انحصاری، اجزای یک نظام واحدند: محیطزیست آسیب دیده، بدنها در معرض خطرند و شرکت مسلط از همین آسیبپذیری سود میبرد.
« در چنین بستری، دگرگونی جسمانی اِلا فقط حادثهای هولناک نیست؛ امکان دارد معنایی اجتماعی و حتی سیاسی پیدا کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این پیوند میان فاجعهٔ طبیعی و قدرت اقتصادی، به فضای داستان وزن و فوریت میدهد. جهان فیلم در بهترین لحظات، از راه جزئیات و موقعیتها خود را آشکار میکند؛ نه با توضیحهای طولانی، بلکه با نشاندادن پیامدهای زندگی در چنین نظمی. بااینحال، تماشاگر ممکن است آرزو کند این آینده بیش از پیش گسترش یابد: سازوکارهای اجتماعی، زندگی روزمرهٔ مردم و شکلهای مقاومت در برابر انحصار دارو میتوانستند ابعاد روشنتری پیدا کنند.
فیلم طرحی مؤثر از جهانش عرضه میکند، اما کمتر به کاوش کامل آن میپردازد. اِلا؛ قهرمانِ ناخواسته و فاصلهٔ عاطفی اِلا در آغاز نه قهرمانی آرمانی است و نه چهرهای که فوراً همدلی تماشاگر را به دست آورد. او با مرگ مادرش دستوپنجه نرم میکند و در موقعیتی قرار دارد که شهرت و ظاهر عمومیاش با آشفتگی درونیاش در تضاد است.
بلعیدن مادهای ناشناخته در مهمانی، این تضاد را به بحرانی جسمانی تبدیل میکند؛ بدن او از آن پس چیزی نیست که بتواند بهآسانی مهارش کند یا از نگاه دیگران پنهان بدارد. این مسیر میتوانست شخصیتی پیچیده و بهیادماندنی بسازد: زنی که ناچار است از خود تصویری تازه بیابد، درحالیکه هم اقتدار سیاسی و هم گروههایی خطرناک در پی او هستند.
« این پیوند میان فاجعهٔ طبیعی و قدرت اقتصادی، به فضای داستان وزن و فوریت میدهد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، اجرای نقش اصلی گاه خشک و کمانعطاف به نظر میرسد. در نتیجه، واکنشهای اِلا همیشه آن اندازه طبیعی و زنده نیستند که آشفتگی موقعیت اقتضا میکند. این کاستی بهویژه در لحظاتی محسوس است که فیلم برای انتقال ترس، سوگ یا تغییر نگرش او به زمان و ظرافت بیشتری نیاز دارد. دگرگونی بدن؛ هراس، زیبایی و معنای استعاری جلوههای ویژه و طراحی تغییرات جسمانی از چشمگیرترین عناصر فیلماند.
بدن اِلا به سطحی تبدیل میشود که بر آن ترسها و تناقضهای داستان نقش میبندند: بدن هم محل تهدید است، هم موضوع آزمایش و کنترل، و هم شاید سرچشمهٔ امکانی تازه. ترکیب علمیتخیلی با هراسِ بدنی به فیلم لحظاتی متفاوت میبخشد و به ایدهٔ جهش زیستی صورتی ملموس میدهد. اهمیت این دگرگونی تنها در غرابت بصریاش خلاصه نمیشود.
در جهانی که شرکتها دربارهٔ درمان و سلامت مردم تصمیم میگیرند، تغییر بدن اِلا پرسشی دربارهٔ مالکیت نیز پیش میکشد: بدن متعلق به خود فرد است، یا به نظامی که میخواهد آن را اندازهگیری، مهار و به سود خود به کار گیرد؟ فیلم این معنای استعاری را بهروشنی در دل موقعیتهایش مینشاند، اما میتوانست آن را پیوستهتر دنبال کند.
« بااینحال، اجرای نقش اصلی گاه خشک و کمانعطاف به نظر میرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاهی جلوهٔ بصری از تأمل در پیامدهای اخلاقی و انسانی پیشی میگیرد. نابرابری و محیطزیست؛ مضمونهایی که به بسط بیشتری نیاز دارند پیوند بحران زیستمحیطی با نابرابری اقتصادی، هستهٔ فکری قابلتوجه «The Fix» است. آلودگی در اینجا خطری همگانی به نظر میرسد، اما دسترسی به محافظت در برابر آن تابع قدرت و ثروت است.
وقتی داروی نجاتبخش در انحصار یک شرکت قرار دارد، سلامت دیگر صرفاً مسئلهای پزشکی نیست؛ به مناسبات طبقاتی، سودآوری و حق دسترسی گره میخورد. فیلم همچنین از این امکان بهره میگیرد که جهش اِلا شاید بیش از آنکه بیماری باشد، نشانهای از آیندهای دیگر باشد. چنین ایدهای تنش اخلاقی پرثمری میسازد: آیا باید هر تغییری را خنثی کرد، یا ممکن است آنچه ابتدا تهدید جلوه میکند راهی برای رهایی باشد؟
مسئله آن است که این پرسشها بیشتر بهصورت ظرفیت داستان باقی میمانند تا بحثی کاملاً بسطیافته. فیلم سرنخهای معناداری میکارد، اما برای پیامدهای اجتماعی و فلسفی آنها مجال کافی نمیگذارد. ریتم و روایت؛ شتابی که گاه به بهای عمق تمام میشود پس از دگرگونی اِلا، داستان بهسرعت در مسیر تعقیبوگریز و تلاش برای خنثیکردن اثر ماده قرار میگیرد.
« گاهی جلوهٔ بصری از تأمل در پیامدهای اخلاقی و انسانی پیشی میگیرد. »
قوتها و کاستیها
قهرمان از یک سو زیر نظر مقامات است و از سوی دیگر با گروهی خطرناک روبهرو میشود؛ در چنین وضعی، حرکت روایی انرژی لازم را دارد و فیلم از توقف کامل دور میماند. اما همین شتاب گاهی مجال پرداخت به روابط، انگیزهها و پیامدهای انتخابها را محدود میکند. داستان بهجای آنکه پیوسته از دل شخصیتها و تضادهایشان پیش برود، در بخشهایی به الگوهای آشنای علمیتخیلی پادآرمانشهری تکیه میکند: شرکت قدرتمند، قهرمانِ تحت تعقیب، آزمایشهای مرموز و کشمکش برای بقا.
این عناصر بهخودیخود مشکلساز نیستند؛ چالش آن است که فیلم باید به آنها زاویهای تازه یا پرداختی دقیق بدهد تا از پیشبینیپذیری فاصله بگیرند. در اینجا نوآوری زیستی فیلم از روایت پیشی میگیرد. کارگردانی و لحن؛ میان اکشن و هراس جسمانی «The Fix» میکوشد چند لحن را در کنار هم نگه دارد: تریلری تعقیبمحور، علمیتخیلیِ بحرانزده و هراسی مبتنی بر دگرگونی بدن.
این آمیزه در برخی لحظات نتیجهبخش است؛ زیرا اضطراب بیرونیِ تعقیب با بیثباتی درونیِ بدن اِلا همافزا میشود. جهان فیلم نیز بهواسطهٔ طراحی دیداریاش، حالوهوایی ناآرام و خفهکننده پیدا میکند. اما پیوند این لحنها همیشه یکدست نیست. گاه فیلم به اکشنی متعارف نزدیک میشود، درحالیکه مضمونهایش میتوانستند اثری تلختر، تأملیتر و نزدیکتر به هراس روانی پدید آورند.
« اما همین شتاب گاهی مجال پرداخت به روابط، انگیزهها و پیامدهای انتخابها را محدود میکند. »
جمعبندی
اگر بخشهای میان حادثهها با مکثی سنجیدهتر به سوگ اِلا، انزوای او و هراس از دستدادن کنترل بدن میپرداختند، تعقیبوگریزها نیز وزن عاطفی بیشتری پیدا میکردند. جمعبندی «The Fix» فیلمی است با هستهای جذاب و چند تصویر ماندگار: آیندهای گرفتار آلودگی، دارویی حیاتی در انحصار قدرت اقتصادی، و بدنی که همزمان منشأ وحشت و امکان نجات میشود.
جلوههای ویژه و طراحی دگرگونیها به فیلم هویت بصری میبخشند و پیوند میان بحران محیطزیست و نابرابری، لایهای فراتر از ماجراجویی صرف به داستان اضافه میکند. بااینهمه، ایدههای فیلم بیش از آنکه در روایتی کاملاً پخته و شخصیتپردازی عمیق جای بگیرند، گاه در قالب طرحهایی نویدبخش باقی میمانند.
بازی اصلی در بخشهایی به عاطفهٔ لازم نمیرسد و تکیه بر کلیشههای ژانر، تازگی مفهوم مرکزی را کمرنگ میکند. حاصل، اثری نابرابر اما قابلتوجه است: فیلمی که ارزشش بیش از آنکه در پاسخهایی نهایی باشد، در پرسشهایی است که دربارهٔ بدن، مالکیت و بهای بقا پیش میکشد.
« بازی اصلی در بخشهایی به عاطفهٔ لازم نمیرسد و تکیه بر کلیشههای ژانر، تازگی مفهوم مرکزی را کمرنگ میکند. »
ثبت دیدگاه