نقد و بررسی
نقد طالع نحس ۳ (The Final Conflict) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت شر در هیئت قدرت «The Final Conflict» سومین فیلم مجموعهی «The Omen» است و با تصمیمی روشن از دو قسمت پیشین فاصله میگیرد: دیمین دیگر کودک یا نوجوانی گرفتار نیرویی ناشناخته نیست؛ مردی بالغ است که جایگاه اجتماعی و سیاسی خود را میشناسد و برای گسترش نفوذش برنامه دارد. فیلم بهجای تکرار الگوی آشنای کشف تدریجی هویت او، از همان ابتدا او را در کانون قدرت قرار میدهد؛ چهرهای محترم، برخوردار از نفوذ و در ظاهر خیرخواه که پشت آرامش رفتارش، ارادهای بیرحم پنهان است.
این جابهجایی، جذابترین امکان روایی فیلم را پدید میآورد: شرّی که دیگر در حاشیه و سایه نمیخزد، بلکه با زبان سیاست و نیکوکاری در مرکز جامعه جا خوش میکند. سیاست و پیشگویی داستان با سفیرشدن دیمین در بریتانیا، تقابل میان قدرت زمینی و پیشگویی مذهبی را به هم پیوند میزند. فیلم از این موقعیت برای ساختن تصویری از شرّ بهره میگیرد که تنها به خشونت آشکار متکی نیست؛ دیمین میتواند با اعتبار عمومی، مناسبات سیاسی و نمایش سخاوتمندی، نفوذش را عادی و پذیرفتنی جلوه دهد.
این ایده بهویژه در زمانهای که چهرههای سیاسی و اقتصادی با تصویر عمومی خود قدرت میسازند، ظرفیت تمثیلی دارد. با اینهمه، فیلم همهی این ظرفیت را بهتمامی نمیکاود. سیاست بیشتر بستری برای حرکت داستان است تا موضوعی که از راه شخصیتها و پیامدهایش با پیچیدگی بررسی شود. محور مذهبی فیلم نیز بهجای آنکه صرفاً وسیلهای برای ترساندن تماشاگر باشد، نوعی شمارش معکوس میسازد: رخدادی کیهانی و نشانههای آخرالزمانی، فضای داستان را با حس قریبالوقوعبودن سرنوشت درهم میآمیزند.
« این ایده بهویژه در زمانهای که چهرههای سیاسی و اقتصادی با تصویر عمومی خود قدرت میسازند، ظرفیت تمثیلی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در سوی دیگر، گروهی از کشیشان میکوشند از تحقق فاجعه جلوگیری کنند. این تقابل، پرسشهایی دربارهی ایمان، اختیار و امکان مقابله با تقدیر پیش میکشد؛ اما پاسخها همیشه به اندازهی پرسشها پرورده نیستند. فیلم گاه بهجای گسترش کشمکش فکری، سریع به سوی حادثهی بعدی میرود. سم نیل و چهرهی دیمین انتخاب سم نیل برای نقش دیمین تصمیمی محوری است.
او شخصیت را با بازی پرتحرک و هیجانهای آشکار نمیسازد؛ ابزار اصلیاش خویشتنداری، نگاه سنجیده و صدایی آرام است. دیمین در این اجرا بیش از آنکه خشمگین یا آشفته باشد، متقاعد شده است که حق دارد جهان را به شکل دلخواه خود سامان دهد. همین سردی، در لحظات بسیاری، تهدید شخصیت را باورپذیرتر میکند: او برای هولناکبودن لازم نیست صدایش را بالا ببرد یا نمایش بزرگی از شرارت به راه اندازد.
در عین حال، این شیوه خطر یکنواختی را نیز به همراه دارد. آرامش چهرهی دیمین گاهی از رازآلودگی به بیحسی نزدیک میشود و فاصلهی عاطفی فیلم با او بیش از اندازه افزایش مییابد. نتیجه این است که تماشاگر ممکن است بیشتر از آنکه به درون شخصیت راه پیدا کند، او را از بیرون تماشا کند. با وجود این محدودیت، حضور نیل ستون اصلی فیلم است.
« در سوی دیگر، گروهی از کشیشان میکوشند از تحقق فاجعه جلوگیری کنند. »
شخصیتها و اجرا
او به دیمین اقتدار میبخشد و ایدهی «شرّ بالغ و صاحبمنصب» را از یک طرح جذاب به شخصیتی قابلاعتنا تبدیل میکند. ریتم و ساختار روایت فیلم برای جاانداختن جهان تازهی خود شتاب نمیکند. بخشهایی از روایت با معرفی موقعیتها، نشانهها و تهدیدهای تدریجی پیش میروند و ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار وحشت پیوسته دارند، کند به نظر برسند.
این مکثها گاهی سودمندند: به فیلم فرصت میدهند تا میان فضای سیاسی و هراس فراطبیعی پیوند برقرار کند و نشان دهد تهدید دیمین فقط در لحظههای خشونت حضور ندارد. اما هرگاه صحنهها به تکرار اطلاعات یا انتظار طولانی برای حرکت بعدی محدود میشوند، تعلیق نیز افت میکند. ساختار روایی میان دو مسیر اصلی تقسیم شده است: گسترش قدرت دیمین و تلاش مخالفان مذهبی برای متوقفکردن او.
این دو خط، در اصل مکمل یکدیگرند، اما توازن میانشان همیشه برقرار نمیماند. گاهی تمرکز بر دیمین و دستگاه قدرتش، شخصیتهای دیگر را به مهرههایی برای پیشبرد ماجرا بدل میکند. از همین رو، جذابیت فیلم به شکلی محسوس به حضور او وابسته میماند؛ هرگاه نیل در مرکز صحنه نیست، روایت کمتر نیروی کششی دارد.
« ریتم و ساختار روایت فیلم برای جاانداختن جهان تازهی خود شتاب نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضاسازی، موسیقی و خشونت فضاسازی آخرالزمانی از مهمترین امتیازهای فیلم است. نشانههای شوم، رخدادهای غیرعادی و ترکیب محیطهای رسمی با حس تهدید، جهانی میسازند که در آن نظم روزمره ظاهراً ادامه دارد، اما زیر سطح آن چیزی در حال فروپاشی است. فیلم با اتکا به توضیحهای طولانی این اضطراب را بنا نمیکند؛ اغلب حالوهوا و انتظار را در برابر تماشاگر میگذارد و اجازه میدهد حس ناآرامی بهتدریج جمع شود.
موسیقی جری گلدسمیت نیز در شکلگیری این کیفیت نقش برجسته دارد. حضور موسیقی، فضای داستان را از یک دلهرهی معمولی فراتر میبرد و به آن رنگی آیینی و شوم میدهد. در کنار آن، صحنههای مرگ از بخشهای ماندگار فیلماند؛ طراحی آنها بر شوک، پیشبینیناپذیری و پیوند خشونت با جهان نفرینشدهی داستان تکیه دارد.
البته تأثیر این لحظات یکسان نیست. برخی از آنها واقعاً هولآورند و برخی بیشتر بهعنوان نمایش حادثه عمل میکنند، بیآنکه پیوندی عمیق با تحول شخصیتها پیدا کنند. رابطه با دو قسمت پیشین فیلم برای مخاطبی که دو قسمت قبلی را دیده، از میراث روایی مجموعه بهره میبرد و داستان دیمین را به مرحلهای تازه میرساند.
« فضاسازی، موسیقی و خشونت فضاسازی آخرالزمانی از مهمترین امتیازهای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، صرفِ بازگشت به همان جهان برای بازآفرینی نیروی قسمتهای پیشین کافی نیست. جذابیت کودکی رازآلود دیمین، اکنون جای خود را به جدیت سیاست و قدرت داده است؛ تغییری که امکانهای تازهای میگشاید، اما بخشی از حس کشف و ناشناختگی را نیز کمرنگ میکند. در نتیجه، فیلم نه تکراری کامل است و نه دنبالهای که در همهی جنبهها از گذشته فراتر برود.
این قسمت بیش از آنکه بر گشودن لایههای تازهی جهان مجموعه متمرکز شود، بر رویارویی با پیامدهای بزرگشدن دیمین بنا شده است. همین تمرکز به آن هویت مستقلی میدهد، اما محدودیتهایی نیز ایجاد میکند: برخی شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری پیدا نمیکنند و بعضی اتفاقها، آنگونه که باید، از دل منطق درونی داستان بیرون نمیآیند.
اثر در لحظاتی جسور و پرکشش است، اما پیوستگی آن همیشه به اندازهی ایدهی مرکزیاش محکم نیست. جمعبندی «The Final Conflict» فیلمی ناهموار اما دارای هستهای نیرومند است. ایدهی دیمینِ بزرگسال که راه خود را به سوی قدرت هموار میکند، هم ظرفیت تعلیق دارد و هم امکان خوانشی سیاسی و مذهبی.
« بااینحال، صرفِ بازگشت به همان جهان برای بازآفرینی نیروی قسمتهای پیشین کافی نیست. »
جمعبندی
بازی سنجیدهی سم نیل، موسیقی پرقدرت جری گلدسمیت، فضای آخرالزمانی و چند صحنهی خشونتبارِ بهیادماندنی، از مهمترین دلایل ماندگاری آناند. در برابر این امتیازها، ریتم کند، وابستگی بیش از اندازه به شخصیت دیمین و کاستیهایی در پیوند رویدادها، مانع میشوند فیلم تمام توان ایدهاش را به کار بگیرد.
با این همه، اثر را نمیتوان صرفاً دنبالهای کمجان دانست. فیلم دستکم یک پرسش مؤثر را تا پایان در مرکز توجه نگه میدارد: اگر شرّ بتواند در پوشش شایستگی، خیرخواهی و اقتدار عمومی ظاهر شود، تشخیص و مقابله با آن چه اندازه دشوار خواهد بود؟ «The Final Conflict» پاسخ کاملی به این پرسش نمیدهد، اما فضای تیره و شخصیت محوریاش آن را به اندازهای زنده میکند که فیلم، با وجود نارساییهایش، همچنان دیدنی بماند.
« با این همه، اثر را نمیتوان صرفاً دنبالهای کمجان دانست. »
ثبت دیدگاه