نقد و بررسی
نقد شمشیرباز (The Fencer) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به سرزمینی ناآرام «The Fencer» درامی تاریخی به کارگردانی Klaus Härö است که داستانش را در استونیِ تحت اشغال شوروی، در اوایل دههٔ ۱۹۵۰، روایت میکند. اندل نلیس، شمشیربازی جوان با گذشتهای پرخطر، از لنینگراد میگریزد و در شهر کوچک هاپسالو بهعنوان آموزگار تربیتبدنی مشغول به کار میشود.
او در میان کودکانی که بسیاریشان با فقدان و ناامنی روبهرو بودهاند، راهی برای نزدیک شدن به آنان پیدا میکند: آموزش شمشیربازی. اما این علاقهٔ مشترک به ورزش، توجه مدیر مدرسه را برمیانگیزد و زندگی تازهٔ اندل را با گذشتهای که میکوشد پشت سر بگذارد، درهم میآمیزد. فیلم با الهام از زندگی شمشیرباز و مربی استونیایی، اندل نلیس، ساخته شده است.
در نگاه نخست، فیلم از الگوی آشنای درامهای ورزشی بهره میگیرد: آموزگاری گوشهگیر، گروهی از شاگردان کمتجربه و هدفی که بهتدریج بهانهای برای رشد فردی و جمعی میشود. تفاوت مهم آن است که «The Fencer» ورزش را از بستری تاریخی و سیاسی جدا نمیکند. شمشیربازی در اینجا تنها مهارتی برای رقابت نیست؛ فرصتی است برای بازسازی اعتماد، یافتن تعلق و تجربهٔ نظمی که با خشونت و آشفتگی دنیای بیرون فرق دارد.
فیلم نه قصد دارد مسابقه را به رویدادی پرهیجان و پرزرقوبرق تبدیل کند و نه از ورزش قهرمانسازی سادهدلانه میسازد. تمرکزش بیشتر بر این است که تمرین مشترک چگونه میتواند میان آدمهایی که از یکدیگر فاصله گرفتهاند، پیوندی تدریجی شکل دهد. قهرمانی در مقیاس انسانی اندل از جنس قهرمانان پرشور و خطابهپرداز نیست.
« فیلم با الهام از زندگی شمشیرباز و مربی استونیایی، اندل نلیس، ساخته شده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در آغاز فردی درونگرا و کمحرف به نظر میرسد؛ مردی که مهار احساسات و پنهانماندن را آموخته است. این خویشتنداری با گذشتهٔ او سازگار است، اما در مدرسه مانعی نیز برای برقراری رابطه با کودکان میشود. فیلم بهجای آنکه او را ناگهان به آموزگاری بینقص بدل کند، تغییرش را از خلال رفتارهای کوچک نشان میدهد: حضور مداوم، توجه به شاگردان و جدی گرفتن خواستههایشان.
از همین رو، تأثیرگذاری شخصیت او بیش از آنکه از سخنان بزرگ بیاید، به انتخابهای روزمرهاش وابسته است. بازی Märt Avandi به این سکوت و جمعوجوری وزن مناسبی میدهد. او اندل را نه چهرهای شکستناپذیر، بلکه انسانی محتاط و آسیبپذیر تصویر میکند که بهتدریج در برابر مسئولیتی تازه قرار میگیرد.
این اجرای کنترلشده، با فضای آرام فیلم هماهنگ است و اجازه نمیدهد شخصیت به الگوی کلیشهای «مربی نجاتبخش» فروکاسته شود. در سوی دیگر، کودکان نیز صرفاً تماشاگران رشد قهرمان نیستند. بازیهای گروهی آنان حس زندهای به مدرسه میدهد و رابطههای متغیر میان شاگردان، دشواری اعتماد کردن و نیازشان به دیدهشدن را به داستان میآورد.
فیلم دربارهٔ آنان بهعنوان یک جمع سخن میگوید، اما لحظات صمیمیاش از تفاوتهای فردیشان نیرو میگیرد. شمشیر بهمثابه زبان یکی از انتخابهای سنجیدهٔ فیلم آن است که شمشیربازی را همزمان ورزشی دقیق و زبانی بیکلام برای ارتباط نشان میدهد. این رشته به تمرکز، صبر و شناخت حرکت دیگری نیاز دارد؛ ویژگیهایی که در جهان فیلم معنایی فراتر از آموزش بدنی پیدا میکنند.
« او در آغاز فردی درونگرا و کمحرف به نظر میرسد؛ مردی که مهار احساسات و پنهانماندن را آموخته است. »
شخصیتها و اجرا
شاگردان در جریان تمرین فقط فنون را نمیآموزند، بلکه با امکان همکاری و رعایت قواعدی روبهرو میشوند که خودشان در زندگی روزمره کمتر از آن سهم داشتهاند. به همین دلیل، باشگاه شمشیربازی برای کودکان چیزی بیش از فعالیتی فوقبرنامه است: فضایی برای تجربهٔ نظم، موفقیت و تعلق. در عین حال، فیلم از دشواریهای این مسیر کاملاً غافل نمیشود.
اندل باید با محدودیت امکانات و مخالفت مدیر مدرسه کنار بیاید و شاگردانش نیز از ابتدا گروهی هماهنگ و آماده نیستند. بااینحال، بخش ورزشی روایت گاه بهسرعت از تلاش و ناکامی عبور میکند تا به لحظههای دلگرمکننده برسد. اگر تماشاگر انتظار داشته باشد که تمرینها با جزئیات فراوان و کشمکش فنی پیچیدهای روایت شوند، ممکن است از کمبود چنین تمرکزی احساس فاصله کند.
فیلم، در نهایت، بیش از خودِ شمشیربازی به معنای انسانی و اخلاقی آن علاقه دارد. گذشتهای که در سکوت حضور دارد پسزمینهٔ سیاسی داستان، خطری دائمی اما اغلب خاموش میسازد. اندل به شهری کوچک پناه آورده، اما فاصله گرفتن از گذشته به معنای رهایی از آن نیست. نظارت و بدگمانی، فضای مدرسه و زندگی روزمره را تحت فشار میگذارد.
فیلم در این زمینه بهجای تبدیل شدن به روایتی تاریخیِ پرحادثه، فشار سیاسی را از مسیر اضطراب شخصی قهرمان به تصویر میکشد. هراس او از بازگشت به لنینگراد و آشکار شدن هویتش، در کنار وظیفهای که نسبت به کودکان احساس میکند، تعارض اصلی داستان را شکل میدهد؛ تعارضی میان محافظت از خویش و وفادار ماندن به کسانی که به او اعتماد کردهاند.
« در عین حال، فیلم از دشواریهای این مسیر کاملاً غافل نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تمرکز انسانی، مزیت فیلم است، اما بهایی هم دارد. گسترهٔ تاریخی اشغال و اثر آن بر جامعه در حاشیه میماند و جهان سیاسی گاه بیشتر زمینهای برای بحران شخصی اندل است تا نیرویی با پیچیدگی مستقل. بااینحال، فیلم با پرهیز از توضیحگویی فراوان، حس ناامنی را در جزئیات فضای مدرسه و رفتار شخصیتها نگه میدارد.
تماشاگر بیش از آنکه با شرحی جامع از وضعیت سیاسی روبهرو شود، اثر آن را در احتیاط آدمها و محدود شدن انتخابهایشان احساس میکند. ریتم، تصویر و گرمای عاطفی «The Fencer» ریتمی آرام دارد و از شتاب معمول بسیاری از درامهای ورزشی فاصله میگیرد. این آرامش با زندگی در شهر کوچک و شخصیت کمحرف اندل تناسب دارد.
فیلم برای شکلگیری رابطهها مجال میگذارد و بهجای انباشتن حادثه، بر تغییر تدریجی حالوهوای کلاس و نزدیکی آموزگار با شاگردان تکیه میکند. تصویربرداری Tuomo Hutri نیز در ساختن این فضا نقش دارد: قابها و چشماندازها به فیلم کیفیتی سرد و تاریخی میدهند، درحالیکه لحظههای مدرسه و تمرین، گرمای محدود اما دلنشینی در دل آن سرما پدید میآورند.
این تضاد تصویری با مسیر عاطفی داستان همخوان است. بیرون از باشگاه، جهان همچنان آکنده از بیاعتمادی است؛ درون آن، فرصتی برای همکاری و امید پیدا میشود. بااینهمه، نرمش لحن فیلم همیشه به سودش تمام نمیشود. بعضی لحظات چنان آشکارا برای برانگیختن احساس طراحی شدهاند که تلخی موقعیت تاریخی و ابهام اخلاقی آن را کمی کمرنگ میکنند.
« این تمرکز انسانی، مزیت فیلم است، اما بهایی هم دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم به همدلی پایبند است، اما گاهی از مواجههٔ کامل با دشواریهای تجربهٔ شخصیتها فاصله میگیرد و ترجیح میدهد مسیر امید را روشنتر از مسیر رنج نشان دهد. شخصیتهای مکمل و محدودیتهای درام رابطهٔ اندل با کودکان و حضور کادری، دو وجه متفاوت از زندگی تازهٔ او را روشن میکنند: مسئولیتپذیری و امکان صمیمیت.
این شخصیتها به جهان عاطفی فیلم گرما میبخشند، هرچند گاهی پرداختشان به اندازهٔ اندل ظریف نیست. مدیر مدرسه نمونهٔ روشنتر این نابرابری است. مخالفت او با شمشیربازی و بررسی گذشتهٔ آموزگار، کشمکش بیرونی داستان را به حرکت درمیآورد؛ اما شخصیتش عمدتاً در جایگاه مانع قرار میگیرد. انگیزهها و پیچیدگیهای درونی او بهاندازهای بسط نمییابند که تقابلشان با اندل از مرزبندی سادهٔ خیر و شر فراتر برود.
همین مسئله در پیشبینیپذیری برخی نقاط عطف نیز اثر دارد. فیلم از قراردادهای آشنای داستانهای ورزشی و قصههای آموزگار الهامبخش استفاده میکند و مخاطب باتجربه ممکن است زودتر از روایت، جهت کلی کشمکش را حدس بزند. با وجود این، ارزش اثر فقط به تازگی طرح وابسته نیست. توجه به زمانه، اجرای سنجیدهٔ بازیگران و پیوند آرام میان ورزش و مراقبت انسانی، به داستان کیفیتی شخصی میدهد.
ضعفهایش بیشتر در میزان پیچیدگی و جسارت روایی است، نه در نبودِ مرکز عاطفی. جمعبندی «The Fencer» درامی آرام و امیدبخش دربارهٔ مردی است که میکوشد در شرایطی بیثبات، برای خود و شاگردانش فضایی از اعتماد بسازد. فیلم با تکیه بر بازیهای باورپذیر، فضای صمیمی مدرسه و معنایی که برای شمشیربازی قائل است، قصهای انسانی دربارهٔ پایداری و مسئولیت روایت میکند.
« این شخصیتها به جهان عاطفی فیلم گرما میبخشند، هرچند گاهی پرداختشان به اندازهٔ اندل ظریف نیست. »
جمعبندی
در سوی دیگر، آشنایی مسیر داستان، پرداخت یکبعدی مدیر مدرسه و گرایش گاه احساساتی آن، از تلخی و پیچیدگی اثر میکاهد. بااینحال، لطافت فیلم صرفاً پوششی برای آسان کردن ماجرا نیست؛ بیانگر ایمانی است به اینکه یک رابطهٔ معنادار و کاری که از سر علاقه انجام میشود، میتواند در دل زمانهای سخت، روزنهای کوچک اما واقعی بگشاید.
ثبت دیدگاه