نقد و بررسی
نقد ضیافت (The Feast) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ضیافتی بر لبهٔ کابوس «The Feast» ساختهٔ Lee Haven Jones، فیلمی ترسناک از سینمای ولز است که هراس را نه با شتاب و هیاهو، بلکه با سکوت، انتظار و حسِ فزایندهٔ ناامنی میسازد. داستان در خانهای دورافتاده در کوهستانهای ولز میگذرد؛ خانوادهای مرفه برای برگزاری مهمانی شام آماده میشوند و دختری جوان به نام کادی را برای کمک در پذیرایی به کار میگیرند.
در ظاهر، همهچیز مهیای یک دورهمی آراسته است، اما زیر این نظمِ ظاهری، تنشهایی پنهان جریان دارند. آمدن کادی و حضور خاموش و نامتعارفش، بهتدریج تعادل خانه را برهم میزند. فیلم از همین موقعیت ساده، جهانی میسازد که در آن مهمانی چیزی بیش از یک مناسبت اجتماعی است: نمایشی از امتیاز، انکار و پیامدهای انتخابهای انسانی.
این اثر در زبان ولزی ساخته شده و به گونهٔ وحشت فولکلوریک نزدیک است؛ بااینحال، بیش از آنکه بر افسانهگویی صریح تکیه کند، از ابهام و نشانههای پراکنده بهره میگیرد. در نتیجه، تماشاگر را بهجای آنکه با توضیحهای پیدرپی راهنمایی کند، در فضایی رها میسازد که در آن هر سکوت و هر رفتار نامتعارف میتواند معنایی تهدیدآمیز پیدا کند.
خانهای زیبا و ناآرام یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، استفاده از خانه بهعنوان فضایی دوگانه است. اقامتگاه خانواده در نگاه نخست جلوهای از ثروت، سلیقه و آسایش دارد؛ اما هرچه زمان میگذرد، همین زیبایی به سردی و بیگانگی بدل میشود. خانه بهجای آنکه پناهگاهی امن باشد، صحنهای است که روابط قدرت در آن آشکار میشوند: چه کسی مالک است، چه کسی خدمت میکند و چه کسی حق دارد دربارهٔ آیندهٔ زمین تصمیم بگیرد.
« در ظاهر، همهچیز مهیای یک دورهمی آراسته است، اما زیر این نظمِ ظاهری، تنشهایی پنهان جریان دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دورافتادگی مکان نیز نقشی اساسی دارد. خانه در محیطی روستایی و گسترده قرار گرفته، اما این وسعت لزوماً حس آزادی نمیآورد. برعکس، فاصله از دیگران و سکون پیرامون، شخصیتها را درون فضایی بسته محصور میکند. منظرهٔ طبیعی در پسزمینه آرامشبخش نیست؛ چیزی در آن هست که گویی نظاره میکند و منتظر میماند.
فیلم با پیوند دادن خانهٔ مدرن و طبیعت خاموش، تضادی میسازد که از همان آغاز بذر ناآرامی را میکارد. دوربین، رنگ و سکوت تصویرپردازی فیلم از عناصر اصلی تجربهٔ آن است. قابها اغلب با دقتی حسابشده ترکیب شدهاند و بهجای آنکه فقط موقعیت را ثبت کنند، فاصلهٔ عاطفی میان آدمها را نیز نشان میدهند.
گاهی شخصیتها در فضایی بزرگ و خلوت قرار میگیرند و کوچکیشان در برابر محیط برجسته میشود؛ گاهی نیز قابهای بسته، تماشاگر را به حریم ناآرام آنان نزدیک میکنند. این جابهجایی میان گشودگی و تنگنا به فیلم کیفیتی متزلزل میدهد: انگار هیچ جای امنی برای ایستادن وجود ندارد. رنگهای سرد و کنترلشده نیز به این حس یاری میرسانند.
زیبایی تصویر، برخلاف آنچه در یک درام خانوادگی متعارف انتظار میرود، آرامش نمیآورد؛ گاهی حتی خشونت و ناخوشایندی صحنهها را برجستهتر میکند. سکوت و مکث هم به همین اندازه اهمیت دارند. فیلم از توضیح دادن میپرهیزد و از تماشاگر میخواهد به حالت چهرهها، حرکتهای کوچک و تغییرات جزئی محیط توجه کند.
« خانه در محیطی روستایی و گسترده قرار گرفته، اما این وسعت لزوماً حس آزادی نمیآورد. »
شخصیتها و اجرا
این شیوه در ساختن تعلیق مؤثر است، هرچند گاه فاصلهای میان فیلم و مخاطب پدید میآورد. کادی؛ حضور خاموش و مرکز ثقل روایت کادی شخصیتی است که فیلم از دریچهٔ او بخشی از خانواده و خانه را به تماشاگر میشناساند، اما او صرفاً راهنمایی برای ورود به داستان نیست. سکوتش، نگاه مراقب و رفتار دشوارخوانش باعث میشوند حضورش پیوسته معنا تولید کند.
او در میان آدمهایی قرار میگیرد که به گفتوگو، نمایش منزلت و تثبیت جایگاه خود خو گرفتهاند؛ در برابرشان، کمحرفی کادی نوعی مقاومت یا دستکم نپذیرفتن قواعد آن جمع به نظر میرسد. اجرای Annes Elwy در این نقش، بر ظرافت و مهار استوار است. او برای ایجاد دلهره به اغراق متوسل نمیشود؛ بخش مهمی از تأثیر بازیاش از نگاهها و سکونش میآید.
همین خویشتنداری باعث میشود تماشاگر مدام دربارهٔ او پرسش داشته باشد: آیا با ناظری بیرونی روبهرو هستیم یا با نیرویی که حضورش از همان آغاز در تار و پود ماجرا تنیده شده است؟ فیلم پاسخ را بهآسانی پیشکش نمیکند و همین تعلیق، کادی را به کانون رازآلود اثر بدل میسازد. خانواده و مناسبات قدرت اعضای خانواده هر یک به شکلی نمایندهٔ نظمی هستند که بر ثروت و اطمینان از حقِ تصرف استوار است.
مهمانی شام فرصتی برای نمایش این نظم نیز هست: میزبانان با آداب و تشریفات میکوشند تصویر مطلوبی از خود بسازند، اما رفتارشان نشان میدهد که آراستگی بیرونی الزاماً نشانهٔ آرامش یا اخلاق نیست. گفتگوهای مربوط به زمین و منابع پیرامون، در کنار مناسبات خانوادگی، پرسشی بزرگتر را پیش میکشند: آیا انسان میتواند طبیعت را صرفاً دارایی و موضوع بهرهبرداری بداند؟
« این شیوه در ساختن تعلیق مؤثر است، هرچند گاه فاصلهای میان فیلم و مخاطب پدید میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم این مضمون را به شکل خطابهای مستقیم بیان نمیکند. در عوض، آن را در جزئیات فضا و برخورد شخصیتها میگنجاند. زمین در این جهان فقط پسزمینهٔ یک داستان ترسناک نیست؛ چیزی است که کشمکشهای انسانی بر سر آن شکل میگیرند. به همین دلیل، وحشت فیلم در سطح فردی باقی نمیماند و بُعدی اخلاقی و زیستمحیطی پیدا میکند.
بااینهمه، مضمونها گاهی روشنتر از پیوندهای روایی عرضه میشوند و تماشاگر ممکن است بیش از آنکه داستان را دنبال کند، مشغول رمزگشایی از پیام آن شود. ریتم آهسته و ابهامِ دوپهلو «The Feast» بهوضوح فیلمی کندسوز است. روایت زمان میخواهد تا فضای خود را بنا کند و بخش قابل توجهی از این زمان صرف مشاهدهٔ رفتارها و عادتهای شخصیتها میشود.
برای مخاطبی که از وحشتی مبتنی بر انتظار و نشانههای مبهم لذت میبرد، این مکثها میتوانند مؤثر باشند: هر سکون، احتمال وقوع اتفاقی ناخوشایند را بیشتر میکند. اما همین روش در برخی لحظات به کشآمدن میانجامد؛ صحنههایی وجود دارند که تنش تازهای نمیافزایند و بیش از اندازه در حالوهوای ازپیشساختهشده میمانند.
ابهام فیلم نیز همزمان نقطهٔ قوت و ضعف آن است. باز گذاشتن برخی پرسشها، با حالوهوای فولکلوریک و کابوسوار اثر سازگاری دارد؛ جهان فیلم قرار نیست مانند معمایی منطقی، برای هر نشانه پاسخی قطعی ارائه کند. بااینحال، هنگامی که پیوند رخدادها یا انگیزههای شخصیتها بیش از حد ناگفته میماند، ابهام از کنجکاوی به سردرگمی نزدیک میشود.
« فیلم این مضمون را به شکل خطابهای مستقیم بیان نمیکند. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر ممکن است احساس کند فیلم عمداً از توضیح سر باز میزند، بیآنکه همیشه نشانههای کافی برای ساختن برداشتی منسجم در اختیارش بگذارد. وحشتِ جسمانی و اثرگذاری تدریجی بخش مهمی از تأثیر فیلم از تضاد میان ظاهر منضبط و محتوای ناخوشایند آن حاصل میشود. «The Feast» از تصویرهای آزارنده و خشونت جسمانی برای شکستن آرامش ظاهری استفاده میکند، اما اثرش را صرفاً بر شوک ناگهانی بنا نمیگذارد.
صحنههای هولناک زمانی سنگینتر میشوند که تماشاگر پیشتر در فضایی سرد، کنترلشده و خاموش فرو رفته باشد. در اینجا، خشونت چنان با لحن کلی اثر پیوند میخورد که به رخدادی جدا از جهان فیلم بدل نمیشود؛ گویی همان چیزی است که مدتها در زیر سطح آراستهٔ خانه پنهان بوده است. بااینحال، شدت تصویرها برای همهٔ تماشاگران یکسان عمل نخواهد کرد.
برخی ممکن است آنها را پایانبندی مناسب برای تنشی طولانی بدانند؛ برخی دیگر، بهویژه اگر درگیری عاطفی کافی با شخصیتها پیدا نکرده باشند، آنها را بیش از اندازه ناگهانی یا صرفاً زننده احساس کنند. فیلم در این زمینه به سلیقه و میزان تحمل مخاطب وابسته است، اما نمیتوان انکار کرد که لحظات خشنش در حافظه میمانند و با لحن سرد و نامتعارف اثر همخوانی دارند.
جمعبندی «The Feast» تجربهای نامتعارف در ژانر وحشت است؛ فیلمی که بیش از آنکه به توضیح روشن و پیشبرد پرشتاب داستان اهمیت دهد، بر فضا، تصویر و حسِ تهدید تکیه میکند. کارگردانی Lee Haven Jones و بازی مهارشدهٔ Annes Elwy به ساختن جهانی کمک میکنند که زیباییاش آرامبخش نیست و سکوتش هرگز کاملاً بیخطر به نظر نمیرسد.
« صحنههای هولناک زمانی سنگینتر میشوند که تماشاگر پیشتر در فضایی سرد، کنترلشده و خاموش فرو رفته باشد. »
جمعبندی
مضمونِ بهرهکشی از زمین و برتریجویی صاحبان قدرت نیز به فیلم لایهای فراتر از یک کابوس خانوادگی میبخشد. در مقابل، روایت گاه چنان مبهم و آهسته میشود که انسجام و کشش خود را از دست میدهد. بعضی لحظات بیشتر از آنکه درام را پیش ببرند، حالوهوا را تکرار میکنند و همین امر میتواند تماشاگر را از تجربه دور کند.
فیلم برای کسانی مناسبتر است که با وحشت آرام، برداشتهای چندپهلو و صحنههای ناخوشایند کنار میآیند و از آثاری استقبال میکنند که پاسخهای آماده نمیدهند. حاصل، اثری نابرابر اما متمایز است: گاه فرساینده، اغلب خوشتصویر و در لحظات مؤثرش بهطرزی زیرپوستی هراسانگیز.
« مضمونِ بهرهکشی از زمین و برتریجویی صاحبان قدرت نیز به فیلم لایهای فراتر از یک کابوس خانوادگی میبخشد. »
ثبت دیدگاه