نقد و بررسی
نقد شگفت انگیز (The Fabulous) | 2022
جهان مد؛ صحنهای چشمنواز با عمقی محدود «The Fabulous» دنیای مد سئول را نه از چشم طراحان نامدار و صاحبان قدرت، بلکه از زندگی چهار جوانی مینگرد که در حاشیهٔ این جهان پرزرقوبرق میکوشند جای خود را پیدا کنند. کار در روابط عمومی برندها، عکاسی و روتوش، طراحی لباس و مدلینگ، مسیرهای متفاوتیاند که دوستان داستان را به یکدیگر پیوند میدهند. حاصل، سریالی است که بیش از آنکه بخواهد ساختار صنعت مد را کالبدشکافی کند، تماشاگر را به گردش در فضای پرتحرک و خوشپوش آن دعوت میکند. لباسها، ویترینها، نمایشها و مهمانیها در این مجموعه فقط پسزمینه نیستند؛ بخش مهمی از هویت بصری اثر را میسازند. رنگها و ترکیببندیهای پرانرژی، ریتم شهر را به قابها منتقل میکنند و فضای داستان را از یکنواختی دور نگه میدارند. بااینحال، زیبایی بصری گاه جای تجربهٔ ملموس کار در این صنعت را میگیرد. فشارهای شغلی و رقابت دیده میشوند، اما اغلب آنقدر مجال نمییابند که به تصویری دقیق و پیچیده از هزینههای روانی و اقتصادی این حرفه تبدیل شوند. چهار دوست و نیروی رابطههای صمیمانه هستهٔ عاطفی سریال، گروه چهارنفرهٔ دوستان است؛ حلقهای که شخصیتهایش در لحظههای شاد و دشوار به هم بازمیگردند. صمیمیت میان آنان از نقاط قوت اصلی اثر است، زیرا رابطهها فقط در گفتوگوهای توضیحی خلاصه نمیشوند و از شوخیها، حمایتهای کوچک و حضور مداوم یکدیگر نیرو میگیرند. این دوستی به روایت تکیهگاهی گرم میدهد و حتی در بخشهایی که خط داستانی کمجان میشود، تماشای همراهی این گروه را دلپذیر نگه میدارد. بازیگران نیز در شکلگیری این حس جمعی سهم دارند. هماهنگی میان آنان اجازه میدهد گروه، بهجای مجموعهای از شخصیتهای جداافتاده، واقعاً مانند جمعی آشنا و قدیمی جلوه کند. جذابیت این شیمی بهویژه در صحنههایی آشکار است که داستان از تنشهای عاشقانه فاصله میگیرد و بر حمایت دوستانه تمرکز میکند. بااینهمه، گرمای جمعی همیشه به معنای عمق شخصیتها نیست: گاه سریال از ما میخواهد با قهرمانانش همراه شویم، بیآنکه بهاندازهٔ کافی از سرچشمهٔ ترسها، خواستهها یا انتخابهایشان آگاه شده باشیم. شخصیتپردازی؛ طرحهایی زیبا، خطوطی ناتمام هر یک از چهار شخصیت اصلی با حرفهای مشخص و مسئلهای قابلفهم وارد داستان میشود. جیاون با فشارهای کار روابط عمومی دستوپنجه نرم میکند؛ وومین در جایگاه عکاس و روتوشکار میان استقلال و بیثباتی حرفهای معلق است؛ جوزف میخواهد بهعنوان طراح به رسمیت شناخته شود؛ و سونهو با دشواریهای جایگاه مدلینگ و نگاه صنعت به شهرت و ظاهر روبهرو است. این پیشزمینهها ظرفیت ساختن شخصیتهایی چندلایه را دارند، اما پرداخت همهٔ آنها به یک اندازه پیگیر نیست. بعضی انگیزهها بیشتر بهصورت نشانه مطرح میشوند تا نیرویی که کنشهای شخصیت را شکل میدهد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است مسیر کلی هر فرد را بفهمد، اما دربارهٔ دلیل برخی تصمیمها یا عمق کشمکش درونی او پرسشهایی بیپاسخ داشته باشد. این محدودیت در روایت گروهی پررنگتر میشود: سریال میان چند زندگی و چند مسئله رفتوآمد میکند، ولی گاهی برای هیچکدام بهاندازهٔ کافی مکث نمیکند. شخصیتها دوستداشتنیاند، اما همهٔ آنها به همان اندازه که شایستهٔ توجهاند، پرورده نمیشوند.
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و ریتم؛ سبکی دلنشین، پیوستگی ناپایدار «The Fabulous» از ابتدا وعدهٔ ملودرامی سنگین یا مطالعهای تیره دربارهٔ مناسبات قدرت نمیدهد. نیروی اصلی آن در سبکبودن، شوخطبعی و حرکت روان میان موقعیتهای کاری، عاطفی و دوستانه است. بسیاری از قسمتها با سرعتی مناسب پیش میروند و موقعیتهای روزمرهٔ شخصیتها، از بحرانهای شغلی تا شبگردیهای گروهی، حالوهوایی سرگرمکننده میسازند.
« نیروی اصلی آن در سبکبودن، شوخطبعی و حرکت روان میان موقعیتهای کاری، عاطفی و دوستانه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، تماشای سریال را آسان میکند و به آن کیفیتی فراغتی میدهد؛ اثری برای همراهی بیدغدغه، نه روایتی که پیوسته تماشاگر را در تعلیق نگه دارد. اما سبکبالبودن زمانی به پراکندگی نزدیک میشود که خطهای داستانی به هدفی روشن و مشترک متصل نمیمانند. در نیمهٔ دوم، چند مسیر روایی بدون آنکه نیروی کافی برای پیشبردن یکدیگر پیدا کنند، کنار هم قرار میگیرند.
« اما سبکبالبودن زمانی به پراکندگی نزدیک میشود که خطهای داستانی به هدفی روشن و مشترک متصل نمیمانند. »
شخصیتها و اجرا
بحرانها میآیند و میروند، اما گاهی پیامدشان در شخصیتها یا روابطشان بهاندازهٔ لازم رسوب نمیکند. ازاینرو، ریتم ظاهراً خوشحرکت است، ولی کشش دراماتیک آن همیشه رو به افزایش نیست. داستان همچنان تماشایی میماند، اما انسجام و ضرورت رویدادها میتوانست محکمتر باشد. عاشقانهای آشنا با کشمکشهای تکرارشونده رابطهٔ مرکزی سریال از گذشتهای مشترک و احساساتی حلنشده بهره میگیرد.
« بحرانها میآیند و میروند، اما گاهی پیامدشان در شخصیتها یا روابطشان بهاندازهٔ لازم رسوب نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نزدیکی و فاصلهٔ میان دو شخصیت، فرصتهایی برای لحظههای لطیف و گفتوگوهای صمیمانه فراهم میکند و بازیگران نیز در انتقال کشش عاطفی میان آنها موفقاند. بااینحال، مسیر این رابطه چندان



ثبت دیدگاه