نقد و بررسی
نقد بیکرهای شگفتانگیز (The Fabulous Baker Boys) | 1989
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به صحنهای کوچک و فرسوده «The Fabulous Baker Boys» ساختهٔ Steve Kloves، بیش از آنکه قصهای پرشتاب دربارهٔ صعود هنری باشد، مطالعهای آرام و دقیق دربارهٔ آدمهایی است که سالها در حاشیهٔ رؤیای خود ماندهاند. فرانک و جک، دو برادر نوازنده، با اجرای قطعات آشنا در کافهها و سالنهای کمرمق روزگار میگذرانند.
تکرار، هم معیشتشان را فراهم کرده و هم شورشان را فرسوده است. ورود سوزی به گروه، فرصتی برای تازهشدن میآورد؛ اما فیلم از همان ابتدا روشن میکند که گره اصلی فقط کمبود مشتری نیست. هر سه شخصیت با نسخهای از ناکامی، سازش یا بیقراری خود دستوپنجه نرم میکنند. اثر در مقام یک درام موسیقایی، از افسانهٔ موفقیت ناگهانی فاصله میگیرد.
محبوبشدن، بهتنهایی زخمهای قدیمی را درمان نمیکند و تغییر ترکیب گروه نیز به معنای تغییر فوری سرنوشت اعضایش نیست. همین نگاه واقعگرایانه، به فیلم لحنی تلخ و صمیمی میدهد: گویی دوربین نه از بیرون، بلکه از پشت میزهای نیمهخالی، میان نورهای کمجان و شبهای طولانی، زندگی این نوازندگان را دنبال میکند.
سه شخصیت، سه شکل از سرخوردگی فرانک و جک بیش از آنکه دو قهرمان مستقل باشند، دو سوی یک رابطهٔ خانوادگیاند که سالها زیر فشار کار مشترک شکل گرفته است. فرانک اهل نظم، پیگیری و حفظ گروه است؛ او میکوشد چرخ زندگی را بچرخاند، حتی اگر نتیجهٔ این کوشش، ماندن در همان موقعیت آشنا باشد. جک در سوی دیگر، از تکرار خسته است، اما نارضایتیاش لزوماً به تصمیم و حرکت تبدیل نمیشود.
« فرانک و جک، دو برادر نوازنده، با اجرای قطعات آشنا در کافهها و سالنهای کمرمق روزگار میگذرانند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او میخواهد چیزی دیگر باشد، بیآنکه همیشه حاضر باشد بهای تغییر را بپردازد. این تضاد، یکی از مبانی دراماتیک فیلم است: فرانک ممکن است محافظهکار به نظر برسد، اما وفاداری و مسئولیتپذیریاش انکارکردنی نیست؛ جک نیز با وجود جذابیت و استعداد، گاه چنان در بیاعتنایی فرو میرود که نزدیکشدن به او دشوار میشود.
فیلم از هیچیک چهرهای کاملاً بیگناه یا مقصر نمیسازد. هر برادر، دیگری را محدود میکند و در همان حال، به او تکیه دارد. سوزی با ورودش نظم فرسودهٔ این دو نفر را برهم میزند. او نه صرفاً زینتی برای اجراهاست و نه ناجیای که همهچیز را بهسادگی حل کند. تجربه و صراحتش او را در برابر خیالپردازیهای جک و عادتهای فرانک به شخصیتی مستقل بدل میکند.
حضورش امکان تازهای برای گروه میگشاید، اما همزمان پرسشی دشوار پیش میکشد: آیا همکاری تازه میتواند به رابطهای برابر تبدیل شود، یا هرکس دیگری را وسیلهای برای عبور از بنبست خود میبیند؟ بازیها و شیمی میان بازیگران از برجستهترین امتیازهای فیلم، کیفیت بازی سه بازیگر اصلی و هماهنگی آنهاست.
Beau Bridges به فرانک گرمایی آمیخته با اضطراب میدهد؛ او گاه با شوخی و خوشخلقی تنش را میپوشاند، اما در زیر این ظاهر، نگرانی عمیقی دربارهٔ آیندهٔ گروه و جایگاه خودش نهفته است. Jeff Bridges جک را با کمترین توضیح کلامی به تصویر میکشد. نگاههای خسته، مکثها و واکنشهای کوچک او نشان میدهند که این شخصیت از درون به بنبست رسیده است.
« او میخواهد چیزی دیگر باشد، بیآنکه همیشه حاضر باشد بهای تغییر را بپردازد. »
شخصیتها و اجرا
همین ظرافت، بازی او را مؤثر میکند؛ هرچند سردی جک گاهی چنان پررنگ میشود که همدلی با او را دشوار میسازد. Michelle Pfeiffer نیز با حضوری مسلط و سرزنده، توازن فیلم را تغییر میدهد. سوزی اعتمادبهنفس دارد، اما این اعتمادبهنفس را با آسیبناپذیری اشتباه نمیگیرد. او شوخطبع، تیززبان و اهل تصمیم است، بیآنکه به شخصیتی تکبعدی فروکاسته شود.
اجرای آوازهایش از جذابیت موسیقایی فیلم جداییناپذیر است؛ صدایش تنها تزئینی بر صحنه نیست، بلکه بخشی از شخصیتپردازی اوست. در کنار او، برادران Bridges رابطهای باورپذیر میسازند: نزدیکی و دلخوریشان چنان در رفتارهای روزمره جریان دارد که گویی سابقهٔ مشترکشان بسیار طولانیتر از آن چیزی است که فیلم ناچار باشد شرح دهد.
موسیقی؛ حالوهوا و گاه تکرار موسیقی جاز در «The Fabulous Baker Boys» هم فضای جهان فیلم را میسازد و هم تجربهٔ تماشاگر را هدایت میکند. پیانوها، ترانهها و اجرای شبانه، فیلم را به محیطی ملموس پیوند میدهند؛ محیطی که در آن هنر با کار روزانه، درآمد و خوشامد مشتریان گره خورده است. صحنههای اجرا از بهترین لحظات اثرند، زیرا موسیقی در آنها به کنشی نمایشی تبدیل میشود: شخصیتها نهفقط مینوازند و میخوانند، بلکه میکوشند خود را به دیگران عرضه کنند و در همان حال، بخشی از خود را پنهان نگه دارند.
با این همه، فیلم گاه بیش از اندازه به موسیقی جاز برای تولید حالوهوا تکیه میکند. هنگامی که موسیقی به جای گسترش معنا صرفاً فضای غمگین، شبانه یا دلپذیر میسازد، برخی گذرها کمتحرک میشوند. این وابستگی به حالوهوای صوتی، برای تماشاگر علاقهمند به این جهان جذاب است، اما ممکن است برای کسی که انتظار پیشرفت پرشتاب داستان دارد، تکراری جلوه کند.
« همین ظرافت، بازی او را مؤثر میکند؛ هرچند سردی جک گاهی چنان پررنگ میشود که همدلی با او را دشوار میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
با وجود این، حضور سوزی و لحظات اجرای او به موسیقی فیلم چهرهای زنده میدهد؛ ترانهها در بهترین حالت، میان حرفه و زندگی شخصی شخصیتها پلی میسازند. کارگردانی، تصویر و لحن کارگردانی Steve Kloves به جای تأکید بر پیرنگی پرپیچوخم، بر مشاهدهٔ شخصیتها تکیه دارد. صحنهها مجال میدهند تا سکوت، نگاه و مکالمههای کوتاه معنا پیدا کنند.
فیلم از نمایش پرزرقوبرق پشت صحنهٔ شهرت فاصله میگیرد و به کار معمولی هنرمندان کوچکمقیاس علاقهمند است: انتظار، تکرار، قراردادهای نهچندان درخشان و تلاش برای حفظ شأن حرفهای در محیطی که گاه با آنان همچون بخشی از اثاثیهٔ سالن رفتار میشود. تصویرپردازی نیز این حس را تقویت میکند. فضاهای شبانه، نورهای محدود و محیطهای اجرایی، حالتی آمیخته به زرقوبرق و فرسودگی دارند.
این جهان نه کاملاً رؤیایی است و نه سراسر تیره؛ جذابیتش از همین دوگانگی میآید. سالنها امکان دیدهشدن را فراهم میکنند، اما پشت این جلوه، زندگیهایی قرار دارد که از مدتها پیش در چرخهای تکراری افتادهاند. فیلم در این زمینه بهخوبی میان طنز خشک و اندوه آرام رفتوآمد میکند. دیالوگها نیز گاهی تند و خندهآورند و مانع میشوند که جدیت عاطفی اثر به سنگینی یکنواخت بدل شود.
رابطهها و تنش عاطفی کشش میان سوزی و جک، در کنار اختلاف دیرینهٔ دو برادر، موتور تنش عاطفی فیلم است. با این حال، اثر این روابط را به مجموعهای از سوءتفاهمهای نمایشی تقلیل نمیدهد. مسئله فقط این نیست که چه کسی به چه کسی دل میبندد؛ مهمتر آن است که شخصیتها تا چه اندازه توان روبهروشدن با نیازهای واقعی خود را دارند.
« کارگردانی، تصویر و لحن کارگردانی Steve Kloves به جای تأکید بر پیرنگی پرپیچوخم، بر مشاهدهٔ شخصیتها تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
جک به خلوت و استقلال پناه میبرد، اما همین فاصلهگیری میتواند بهانهای برای فرار از صمیمیت باشد. سوزی نیز با استقلال خود نشان میدهد که جذبشدن به کسی، لزوماً به معنای کنارگذاشتن اختیار نیست. رابطهٔ برادران، لایهٔ عمیقتری به این تنش میبخشد. آنها همکارند، خانوادهاند و رقیب یکدیگر؛ هیچیک از این نقشها را نمیتوان از دیگری جدا کرد.
گاهی یک تصمیم ظاهراً حرفهای، در واقع از کینه یا ترس قدیمی سرچشمه میگیرد؛ و گاهی یک لحظهٔ همدلی، بهسرعت زیر فشار عادتهای گذشته محو میشود. فیلم در پرداخت این پیوند موفق است، زیرا نه آن را بیش از حد آشتیجویانه میکند و نه به دشمنیای ساده و قطعی فرو میکاهد. ریتم و محدودیتها در بخشهای میانی، ترکیب شخصیتپردازی، اجراها و دیالوگهای دقیق، فیلم را روان نگه میدارد.
هر صحنه بهتنهایی ممکن است پرحادثه نباشد، اما جمع آنها تصویر روشنی از فرسودگی و امید محتاطانه میسازد. بااینحال، در بخشهای پایانی، این جریان اندکی شل میشود. کشمکشها گاه بیش از آنکه شدت بگیرند، در همان فضای آشنای دلخوری و فاصله باقی میمانند؛ در نتیجه، پایانبخش داستان ممکن است کمرمقتر از وعدهای به نظر برسد که بازیها و تنشهای پیشین ساختهاند.
مشکل دیگر، سردی جک است. این ویژگی برای نمایش خستگی و انزوای او اهمیت دارد، اما فیلم همیشه مرز میان پیچیدگی و بیاعتنایی را بهروشنی حفظ نمیکند. گاهی رفتار او چنان بسته است که لایههای درونی شخصیت پشت دیوار سکوت پنهان میمانند. با وجود این، بازی Jeff Bridges بخشی از این کمبود را جبران میکند و به سردی جک رگههایی از آسیبپذیری میبخشد.
« جک به خلوت و استقلال پناه میبرد، اما همین فاصلهگیری میتواند بهانهای برای فرار از صمیمیت باشد. »
جمعبندی
فیلم کامل و بینقص نیست، اما کاستیهایش بیشتر از آنکه حاصل بیدقتی باشند، از انتخاب آگاهانهٔ لحن آرام و شخصیتمحورش ناشی میشوند. جمعبندی «The Fabulous Baker Boys» فیلمی دربارهٔ شهرت نیست؛ دربارهٔ ماندن در کاری است که زمانی رؤیا بوده و حالا به عادتی خستهکننده بدل شده، و دربارهٔ آدمهایی که هنوز نمیدانند آیا توان تغییر دارند یا نه.
جذابیت اصلی اثر در بازیهای درخشان، رابطهٔ باورپذیر دو برادر و حضور پرقدرت سوزی نهفته است. موسیقی جاز و فضای شبانه به آن هویتی متمایز میبخشند، هرچند گاهی بیش از اندازه جای حرکت داستان را میگیرند. این درام آرام، با طنزی خشک و اندوهی مهارشده، تصویری انسانی از جاهطلبیهای ناتمام و وابستگیهای پیچیده میسازد.
ممکن است برخی لحظات پایانی از نیروی لازم برخوردار نباشند و جک برای بخشی از تماشاگران بیش از حد سرد جلوه کند؛ با این همه، فیلم بهواسطهٔ بازیهایش و نگاه همدلانهاش به زندگی هنرمندان حاشیهنشین، در ذهن میماند.
« جذابیت اصلی اثر در بازیهای درخشان، رابطهٔ باورپذیر دو برادر و حضور پرقدرت سوزی نهفته است. »



ثبت دیدگاه