نقد و بررسی
نقد بی مصرفها (The Expendables) | 2010
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و وعدهاش «The Expendables» محصول ۲۰۱۰، به کارگردانی سیلوستر استالونه، از همان عنوانش روشن میکند که با چه نوع تجربهای روبهرو هستیم: فیلمی درباره گروهی آدمِ بهظاهر جایگزینپذیر، اما در عمل متکی به چهرههایی که برای چند نسل از تماشاگران سینمای اکشن معنا دارند. استالونه در اینجا نهفقط بازیگر و کارگردان، بلکه گردآورنده و هماهنگکننده گروهی از ستارگان است؛ از جیسون استاتهام و جت لی تا دولف لاندگرن، تری کروز، رندی کوتور و میکی رورک.
حتی حضور کوتاه بروس ویلیس و آرنولد شوارتزنگر نیز بخشی از جذابیتِ رویدادی فیلم است. اثر آشکارا به فیلمهای پرهیاهوی اکشن دهههای پیشین ادای احترام میکند و بیش از آنکه بخواهد این سنت را از نو تعریف کند، میکوشد دوباره جانش دهد. قصه؛ مأموریتی آشنا با لایهای انسانی هسته روایت ساده و سرراست است: بارنی راس گروهی از مزدوران را رهبری میکند و مأموریتی در جزیرهای کوچک در آمریکای جنوبی، او و لی کریسمس را به دل موقعیتی پیچیدهتر از یک عملیات معمول میکشاند.
فیلم از همین الگوی آشنای مأموریت، شناسایی دشمن و بازگشت به میدان بهره میگیرد؛ بنابراین پیچیدگی روایی یا غافلگیریهای ساختاری را نباید از آن انتظار داشت. کشمکش اخلاقیِ بارنی و گروهش، یعنی نسبت میان دستمزد، وظیفه و مسئولیت در برابر مردمی که درگیر بحراناند، ظرفیت یک درام جدیتر را دارد، اما فیلم بیشتر از آنکه این پرسش را بکاود، آن را سکوی حرکت بهسوی صحنههای اکشن قرار میدهد.
« حتی حضور کوتاه بروس ویلیس و آرنولد شوارتزنگر نیز بخشی از جذابیتِ رویدادی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گروه ستارگان؛ جذابیت اصلی و محدودیت پنهان بزرگترین برگ برنده فیلم، کنار هم دیدن بازیگرانی است که هر یک پیشینهای مستقل در سینمای اکشن دارند. استالونه در نقش بارنی حضوری خشن و خسته دارد؛ گویی سالها میدان نبرد را پشت سر گذاشته، اما هنوز از آن جدا نشده است. استاتهام، با شوخطبعی خشک و مهارت بدنیاش، در مقام لی کریسمس شریکِ سرزندهتر و چابکتر اوست.
رابطه این دو، بیش از بسیاری از خطوط داستانی دیگر، ریتم و گرمای انسانی فیلم را شکل میدهد. جت لی و تری کروز نیز با سبک و انرژی متفاوت خود به ترکیب گروه تنوع میبخشند. بااینهمه، فیلم از وفور چهرههای شناختهشده سود کامل نمیبرد. برخی شخصیتها بیشتر به معرفی یک مهارت یا یک تیپ محدود میمانند تا آنکه فرصت پیدا کنند فردیتی مستقل بسازند.
تماشاگر ممکن است از حضور بازیگری آشنا هیجانزده شود، اما پس از آن انتظار دارد نقش او در گروه فراتر از چند لحظه کوتاه یا چند نشانه شخصیتی باشد. این ازدحام، هم موتور تبلیغاتی فیلم است و هم محدودیتی دراماتیک: وقتی همه باید دیده شوند، کمتر کسی مجال مییابد بهتمامی در صحنه بدرخشد. کارگردانی و ریتم؛ میان مکث و هجوم استالونه فیلم را با نگاهی مستقیم و بیپیرایه پیش میبرد؛ نگاهی که بیش از ظرافتهای روایی، به حسِ فیزیکی برخوردها و وزنِ حضور بازیگران اهمیت میدهد.
« استاتهام، با شوخطبعی خشک و مهارت بدنیاش، در مقام لی کریسمس شریکِ سرزندهتر و چابکتر اوست. »
شخصیتها و اجرا
اما روایت در بخشهای میانی گاه از حرکت میافتد. گفتوگوها و رفتوآمدهای گروهی، بهجای آنکه همواره شخصیتپردازی یا تنش را افزایش دهند، بعضی وقتها تنها فاصلهای میان دو صحنه پرتحرک میسازند. در نتیجه، فیلم ممکن است برای تماشاگر مشتاق اکشن هم کشدار به نظر برسد؛ زیرا انتظارِ انفجار و درگیری، در چند مقطع با مکثهایی روبهرو میشود که بهاندازه کافی بار روایی ندارند.
این نوسان البته بخشی از حالوهوای فیلمهای گروهی و مردمحورِ اکشن است: شخصیتها دور هم جمع میشوند، شوخی میکنند، از تواناییهایشان حرف میزنند و سپس به مأموریت بازمیگردند. مشکل آنجاست که فیلم همیشه نمیتواند این لحظات را به رابطهای باورپذیر یا گفتوگویی بهیادماندنی بدل کند. گاهی حس میشود فیلم بیش از آنکه از درون شخصیتها حرکت کند، منتظر است تا صحنه بعدی آغاز شود.
صحنههای اکشن؛ پرانرژی اما نه همیشه خوانا اکشن «The Expendables» بر شدت و تراکم تکیه دارد: تیراندازی، انفجار، زدوخورد تنبهتن و حملههای پیدرپی، سطح انرژی را بالا نگه میدارند. این رویکرد برای تماشاگرانی که از سینمای اکشن کلاسیک انتظار هیجان بیوقفه دارند، میتواند سرگرمکننده باشد.
« اما روایت در بخشهای میانی گاه از حرکت میافتد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، شدت بهتنهایی جای وضوح را نمیگیرد. در برخی صحنهها تدوین پرشتاب و قاببندیهای شلوغ، مسیر حرکت شخصیتها و ترتیب کنشها را مبهم میکند. بهجای آنکه هر برخورد را دقیق دنبال کنیم، گاهی تنها مجموعهای از ضربهها و انفجارها را میبینیم. این آشفتگی بهخصوص زمانی به چشم میآید که فیلم میخواهد مهارتهای متفاوت اعضای گروه را همزمان به نمایش بگذارد.
هرکدام از شخصیتها ابزار و شیوه خود را دارند، اما در ازدحام صحنه، تمایز میان این مهارتها همیشه روشن باقی نمیماند. ازاینرو، اثر از نظر هیجان لحظهای دستخالی نیست، ولی در طراحی اکشن به انسجامی که صحنهها را به تصویرهای ماندگار بدل کند، کمتر میرسد. نوستالژی و لحن؛ وفاداری به یک سنت نوستالژی در این فیلم صرفاً محصول دیدن چند بازیگر آشنا در یک قاب نیست؛ در شیوه مواجهه با قهرمانان نیز حضور دارد.
شخصیتها با زبان بدنِ ستارگان اکشن قدیمی معرفی میشوند: قاطع، کمحرف، آماده خطر و گاه متمایل به شوخیهای زمخت. فیلم در پی آن نیست که این الگوها را بهطور بنیادین نقد یا بازسازی کند؛ بیشتر میخواهد لذت آشنای تماشای قهرمانانی را بازگرداند که با نیروی جسمانی و وفاداری گروهی از پسِ موقعیتهای خطرناک برمیآیند.
« بااینحال، شدت بهتنهایی جای وضوح را نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
این وفاداری گاه دلنشین است و گاه به تکرار میانجامد. برای مخاطبی که با چنین سینمایی خاطره دارد، حالوهوای فیلم میتواند یادآور دورانی باشد که اکشن آشکارا اغراقآمیز، پرسروصدا و متکی بر حضور ستاره بود. برای تماشاگر دیگری، همین ویژگیها ممکن است به کلیشه و شلوغی تعبیر شود. فیلم در این دوگانگی گرفتار نیست، بلکه آگاهانه به همان میراث تکیه میکند؛ مسئله این است که ادای احترام همیشه بهتنهایی به ساخت اثری تازه و ماندگار نمیانجامد.
لحظههای دراماتیک و ظرفیتِ استفادهنشده در میان هیاهوی گروه و درگیریها، فیلم گاهی مکثی عاطفی مییابد. حضور میکی رورک در نقش تول، یکی از نمونههای مهم این تغییر لحن است. گفتوگوی جدیتر او درباره گذشته و احساس گناه، ناگهان عمقی پدید میآورد که در بخشهای دیگر کمتر دیده میشود. این لحظه نشان میدهد جهان فیلم میتوانست بیش از رفاقتِ مسلحانه و مأموریتهای پرخطر، با پشیمانی، فرسودگی و امکان جبران نیز درگیر شود.
اما چنین لحظههایی محدود میمانند و فیلم خیلی زود دوباره به مسیر آشنای خود، یعنی نمایش توان رزمی و شوخیهای میان اعضای گروه، بازمیگردد. جمعبندی «The Expendables» بیش از آنکه روایتی دقیق و پرلایه باشد، گردهمایی پرهیاهوی ستارگان اکشن و ادای احترامی آشکار به سینمایی از یادرفتهتر است.
« این وفاداری گاه دلنشین است و گاه به تکرار میانجامد. »
جمعبندی
جذابیت دیدن استالونه و استاتهام در کنار هم، انرژی گروهی و حالوهوای نوستالژیک فیلم را نمیتوان نادیده گرفت؛ همچنانکه قصه ساده، ریتم نابرابر، شخصیتپردازی محدود و اکشن گاه نامرتب نیز از کاستیهای اصلی آناند. فیلم در بهترین لحظههایش سرگرمکننده و پرجنبوجوش است، اما میان ظرفیت عظیم گروه بازیگران و آنچه واقعاً بر پرده میآورد فاصله میماند.
حاصل، اثری است که بیشتر با وعده و حالوهوایش به یاد میماند تا با داستانی محکم یا صحنههایی که بیدرنگ در حافظه حک شوند.



ثبت دیدگاه