نقد و بررسی
نقد The Exception | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و تعلیق «The Exception» در ظاهر یک درام جنگی و عاشقانه است، اما نیروی اصلیاش از برخورد سه فضا و سه نوع وفاداری پدید میآید: وفاداری به کشور، به گذشتهای سلطنتی که دیگر قدرتی ندارد، و به انسانی که عشقورزیدن به او میتواند مرگبار باشد. داستان در سال ۱۹۴۰ و در هلندِ زیر سایهٔ پیشروی آلمان میگذرد؛ کاپیتان استفان برانت مأمور محافظت از ویلهلم دومِ تبعیدی و بررسی احتمال نفوذ جاسوسان میشود.
ورود او به عمارت، پایش را به شبکهای از مراقبت، سوءظن و رازهای شخصی باز میکند؛ شبکهای که با آشناییاش با میکه، خدمتکار یهودی خانه، پیچیدهتر میشود. این نقد به مسیر کلی روایت میپردازد، نه به پایان یا پیچش اصلی آن. عمارت بهمثابه جهان بسته یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، تمرکز بر عمارتی دورافتاده در هلند است.
خانه از یکسو پناهگاهی برای قیصر برکنارشده و اطرافیانش به نظر میرسد و از سوی دیگر، فضایی است که هر نگاه و رفتوآمد در آن میتواند نشانهای از خطر باشد. اتاقها، راهروها و تشریفات روزمره به صحنههایی برای مشاهده و پنهانکاری بدل میشوند. بیرون از خانه، جنگ در حال گسترش است؛ درون آن، شخصیتها میکوشند با حفظ ظاهر زندگی عادی، از واقعیتی هولناک فاصله بگیرند.
این محدودیت فضایی به فیلم هویتی دیداری میدهد و تعلیق را بینیاز از هیاهوی پیوسته نگه میدارد. بااینحال، عمارت بیش از آنکه به تصویری گسترده از جامعهٔ اشغالشده تبدیل شود، محل تقاطع چند داستان شخصی باقی میماند. این تمرکز، انسجام روایی را تقویت میکند، اما گاهی بهایش کوچکشدن پسزمینهٔ تاریخی است.
« این نقد به مسیر کلی روایت میپردازد، نه به پایان یا پیچش اصلی آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برانت؛ استثنا یا محصول زمانه؟ شخصیت برانت با تناقضی بنیادین معرفی میشود: او افسر ارتش آلمان است، اما از خشونتی که در جنگ دیده آسوده نیست و نسبت به برخی از قواعد ایدئولوژیک پیرامونش فاصلهای درونی دارد. فیلم از همین شکاف برای ساختن کشمکش اخلاقی او بهره میگیرد. پرسش جذاب این نیست که آیا برانت «خوب» است یا «بد»، بلکه این است که وجدان فردی در نظامی سرکوبگر چه اندازه امکان کنش دارد و تا کجا میتواند از اطاعت فاصله بگیرد.
این پرسش، بالقوه ظرفیت زیادی دارد؛ فیلم نیز در بهترین لحظات، قهرمانش را میان رفتارهای پیشین، جایگاه نظامی و مسئولیت تازهای که در برابر میکه احساس میکند، معلق نگه میدارد. اما پرداخت شخصیت گاهی بیش از حد مستقیم است: نشانههای تردید اخلاقی او بهسرعت در خدمت مسیر عاشقانه و تعلیق جاسوسی قرار میگیرند.
در نتیجه، تحولش قابلفهم است، ولی همیشه به عمق و ابهامی که موضوع میطلبد نمیرسد. عشق در سایهٔ خطر رابطهٔ برانت و میکه محور عاطفی فیلم است؛ رابطهای که از همان ابتدا با اختلاف قدرت، خطر سیاسی و رازهای شخصی احاطه شده است. عشق در اینجا تجربهای خصوصی و جدا از تاریخ نیست: هر نزدیکشدن میتواند به سوءظن بینجامد و هر اعتماد، هزینهای عملی داشته باشد.
این پیوند به فیلم امکان میدهد تعلیق را از سطح معمای جاسوسی به سطح انتخابهای انسانی منتقل کند. بااینحال، رابطه فرصت کافی برای شکلگیری تدریجی پیدا نمیکند. شدت و شتاب نزدیکشدن دو شخصیت گاه از مراحل لازم برای باورپذیری عاطفی عبور میکند. بازی لیلی جیمز به میکه حضوری محتاط و رازآلود میبخشد، اما شخصیت او در بخشهایی بیش از آنکه از منظر خواستهها و تعارضهای مستقلش بسط یابد، در مدار تصمیمهای برانت قرار میگیرد.
« فیلم از همین شکاف برای ساختن کشمکش اخلاقی او بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
از سوی دیگر، میان دو بازیگر لحظاتی از صمیمیت دیده میشود، اما فیلمنامه همیشه زمان کافی برای تبدیل آن به پیوندی عمیق و ماندگار فراهم نمیکند. این کاستی، بخشی از بار احساسی موقعیتهای خطرناک را کاهش میدهد. قیصر؛ پژواک جهانی از دسترفته حضور ویلهلم دوم به فیلم بُعدی فراتر از داستان جاسوسی میدهد.
او نماد نظمی قدیمی است که هنوز به شأن و خاطرهٔ قدرت خود چنگ میزند، حال آنکه واقعیت سیاسی تازه، او را به حاشیه رانده است. تضاد میان تشریفات درباری و خشونت مدرن جنگ، در رفتار و گفتار او انعکاس مییابد: مردی که در خانهٔ خود هنوز فرمان میراند، اما بیرون از آن دیگر نقشی تعیینکننده ندارد.
کریستوفر پلامر با ترکیبی از غرور، تندی و نوعی شوخطبعی تلخ، شخصیتی میسازد که حضورش به فیلم وزن میبخشد. او نه صرفاً یادگاری مضحک از گذشته است و نه چهرهای یکسره نوستالژیک؛ در او میل به بازگشت، خودفریبی و آگاهی از زوال در کنار هم قرار دارند. رابطهٔ او با همسرش، هِرمینه، نیز نشانی از جهان خصوصی درباری است که میکوشد خود را از بحران بیرونی مصون نگه دارد.
بااینهمه، فیلم همیشه از این عناصر تاریخی بهرهٔ کامل نمیبرد و گاه قیصر را به نقش پشتیبان در داستان عاشقانه و جاسوسی محدود میکند. جاسوسی و افشاگری؛ تعلیقی با مرزهای روشن خط معمایی فیلم بر این پرسش استوار است که چه کسی در خانه یا پیرامون آن چیزی را پنهان میکند و اهداف واقعی هر شخصیت چیست.
« این کاستی، بخشی از بار احساسی موقعیتهای خطرناک را کاهش میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لایه، ریتمی از مراقبت و حدسزدن ایجاد میکند و مخاطب را وامیدارد نشانههای کوچک را جدی بگیرد. دیدار مقامهای نازی و مواجههٔ آنان با ساکنان عمارت نیز بهخوبی حس تهدید را ملموس میکند؛ خطر در این صحنهها نه فقط در خشونت آشکار، بلکه در ادب رسمی، گفتوگوی معمولی و قدرتی نهفته است که میتواند هر لحظه از حالت بالقوه به عملی بدل شود.
اما سازوکار افشاگریها همیشه غافلگیرکننده نیست. برخی سرنخها زودتر از آنچه روایت میخواهد، جهت احتمالی ماجرا را آشکار میکنند؛ ازاینرو تعلیق بیشتر بر انتظارِ پیامدها تکیه دارد تا کشف ناگهانی واقعیت. تمرکز همزمان بر عاشقانه، جاسوسی و تاریخ نیز گاه باعث میشود هیچکدام بهطور کامل مرکز ثقل فیلم نشوند.
خطوط فرعی و شخصیتهای پیرامونی، در چنین ساختاری، کمتر مجال مییابند به موجودیتهایی مستقل تبدیل شوند. کارگردانی و لحن دیوید لوو، که پیشتر بیشتر با کارگردانی تئاتر شناخته میشد، فیلم را با نظمی صحنهمحور پیش میبرد. میزانسنها بر فاصلهٔ میان شخصیتها، محدودیت حرکت و نظارت تأکید دارند؛ کیفیتی که با موقعیت آنان در خانهای زیر نظر و جهانی گرفتار جنگ همخوان است.
فیلم در ایجاد حالوهوای دورهای موفق است، هرچند گاهی زیبایی و آراستگی قابها با خشونت تاریخیای که در پسزمینه حضور دارد، فاصله پیدا میکند. لحن اثر میان ملودرام عاشقانه و تریلر سیاسی رفتوآمد میکند. این امتزاج در لحظاتی جذاب است، زیرا صمیمیت خصوصی را در کنار تهدید عمومی قرار میدهد؛ اما گاه گذار میان این دو لحن نرم و یکپارچه نیست.
« این لایه، ریتمی از مراقبت و حدسزدن ایجاد میکند و مخاطب را وامیدارد نشانههای کوچک را جدی بگیرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم از یک سو میخواهد داستانی پرکشش و عاطفی تعریف کند و از سوی دیگر، به پیامدهای اخلاقی و تاریخی زمانه نزدیک شود. حاصل، اثری خوشساخت و دیدنی است که در برخی لحظات بیش از آنکه ژرف بکاود، به کارکرد روایی صحنهها بسنده میکند. جمعبندی «The Exception» داستانی دربارهٔ عشق در زمان جنگ، اما همچنین دربارهٔ فاصلهٔ میان وفاداری رسمی و مسئولیت انسانی است.
فضای محصور عمارت، حضور پرجاذبهٔ ویلهلم دوم و بازی پلامر، و تعلیق برخاسته از مراقبت و راز، نقاط قوت اصلی فیلماند. در مقابل، شتاب رابطهٔ مرکزی، قابلحدسبودن بخشی از افشاگریها و استفادهٔ محدود از زمینهٔ تاریخی، مانع میشود اثر به کاوشی کاملاً عمیق در وجدان، قدرت و سازوکار خشونت بدل شود.
بااینهمه، فیلم در پیوند دادن امر خصوصی و سیاسی لحظات مؤثری میآفریند. ارزش آن بیش از آنکه در تازگی معمای جاسوسی باشد، در موقعیتی است که پیش روی شخصیتها میگذارد: وقتی عشق، ترس و اطاعت همزمان مطالبهای از انسان دارند، وفاداری واقعی به کدامیک تعلق میگیرد؟ «The Exception» پاسخ قطعی نمیدهد؛ همین پرسش، همراه با فضای سرد و بازیهای سنجیدهاش، پس از پایان تماشایش در ذهن باقی میماند.
« حاصل، اثری خوشساخت و دیدنی است که در برخی لحظات بیش از آنکه ژرف بکاود، به کارکرد روایی صحنهها بسنده میکند. »



ثبت دیدگاه