نقد و بررسی
نقد The Eternal Jew | 1940
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه تاریخی و ایدئولوژیک «یهودی ابدی» ساختهٔ فریتس هیپلر در سال ۱۹۴۰، نه مستندی بیطرف دربارهٔ یک جامعه، بلکه اثری تبلیغاتی بود که دستگاه نازی آن را برای ترویج یهودستیزی به کار گرفت. فیلم با کنار هم نشاندن تصاویر ثبتشده در لهستانِ اشغالشده، نماهایی از فیلمهای داستانی، عکسها و مواد آرشیوی، ظاهری مستندگونه میسازد؛ اما هدفش شناخت واقعیت نیست، بلکه تحمیل تفسیری از پیش تعیینشده بر آن است.
این تمایز برای تماشای اثر بنیادی است: تصویرهای واقعی در فیلم حضور دارند، ولی شیوهٔ انتخاب و قاببندیشان حقیقت را روشن نمیکند؛ آنها را در خدمت دروغی سیاسی میگذارد. پژوهشهای تاریخی نیز فیلم را جزئی از حملهٔ تبلیغاتی حکومت نازی علیه یهودیان در دوران جنگ میدانند. روایت و ساختار شبهمستند ساختار فیلم بهجای آنکه بر سرگذشت فردی یا رویدادی واحد بنا شود، از قطعههای ناهمگون تصویری و گفتار توضیحی شکل میگیرد.
راوی و تدوینگر میکوشند به این قطعهها معنایی واحد بدهند و مخاطب را به سوی نتیجهای از پیش مقرر هدایت کنند. در چنین ساختاری، صدای گوینده صرفاً اطلاعات نمیدهد؛ نقش راهنمایی قاطع را بازی میکند که به بیننده میگوید چه چیزی را ببیند و چگونه آن را تفسیر کند. این همان نقطهای است که فرم شبهمستند به ابزار فریب بدل میشود.
« پژوهشهای تاریخی نیز فیلم را جزئی از حملهٔ تبلیغاتی حکومت نازی علیه یهودیان در دوران جنگ میدانند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر ممکن است تصور کند با مجموعهای از شواهد روبهروست، حال آنکه ارتباط میان نماها با استدلالی منصفانه برقرار نشده است. فیلم تصاویر را از زمینهٔ اصلیشان جدا میکند، کنار نماهایی دیگر مینشاند و سپس از این مجاورت نتیجهای کلی میگیرد. پژوهش دربارهٔ ساختار اثر، شمار چشمگیری نما و ترکیبی از فیلمهای خبری، مستند، داستانی و عکسها را ثبت کرده است؛ تنوع منابع، بهخودیخود نشانهٔ اعتبار نیست، بهویژه هنگامی که نسبت میان آنها پنهان یا تحریف میشود.
تدوین؛ ابزار ساختن معنا و تحریف واقعیت مهمترین ارزش مطالعاتی فیلم در شیوهٔ تدوین آن نهفته است؛ نه بهمعنای ستایش اثر، بلکه بهعنوان نمونهای هشداردهنده از قدرت برش و مجاورت. تدوین میتواند از تصاویر جداگانه رابطهای علّی یا اخلاقی بسازد، بیآنکه چنین رابطهای در واقعیت وجود داشته باشد.
در اینجا، نماهایی از زندگی روزمره، مواد آرشیوی و تصاویر برگرفته از آثار دیگر در زنجیرهای قرار میگیرند که هدفش نه آزمودن فرضیه، بلکه تثبیت پیشداوری است. فیلم همچنین به تصاویر ظاهراً «واقعی» اعتباری قرض میدهد که محتوای تبلیغاتیاش شایستهٔ آن نیست. دوربین در محلههای یهودینشین لهستان حضور دارد، اما حضور دوربین به معنای ثبت بیطرفانه نیست.
« فیلم همچنین به تصاویر ظاهراً «واقعی» اعتباری قرض میدهد که محتوای تبلیغاتیاش شایستهٔ آن نیست. »
شخصیتها و اجرا
انتخاب زاویه، زمان فیلمبرداری، گزینش سوژهها و حذف زمینهٔ زندگی مردم، همگی در شکل نهایی معنا دخالت دارند. تحلیل پژوهشگران از تصاویر محلهها نشان میدهد که نمایش خیابانها و خانهها به شکلی گزینشی سامان یافته تا فضایی آشفته و تهدیدآمیز القا کند. تصویر، صدا و فضاسازی فضاسازی تیره و تنشآلود فیلم کارکردی ایدئولوژیک دارد.
تصویرهای سنگین، لحن مطمئن راوی و موسیقی، بهجای آنکه مخاطب را به مشاهدهای آزاد دعوت کنند، واکنشی عاطفی را پیشاپیش جهت میدهند. ترس و انزجار در اینجا جای بررسی را میگیرند: مخاطب نخست با احساس هدایت میشود و سپس روایت همان احساس را همچون شاهدی برای ادعاهایش عرضه میکند. از همین رو، اثرگذاری عاطفی فیلم را باید از اعتبار محتوایی آن جدا کرد.
یک صحنه ممکن است تکاندهنده باشد، اما شدت تأثر، درستی تفسیر یا نمایندگی آن تصویر از یک جمعیت را اثبات نمیکند. این نکته بهویژه در مواجهه با تصاویر رنج و فقر اهمیت دارد؛ فیلم از شرایط مردمی که در برابر دوربین ظاهر میشوند برای ساختن اتهامی جمعی استفاده میکند، بیآنکه به آنان فرصت دهد خود، زمینه و معنای زندگیشان را بیان کنند.
« انتخاب زاویه، زمان فیلمبرداری، گزینش سوژهها و حذف زمینهٔ زندگی مردم، همگی در شکل نهایی معنا دخالت دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کلیشهسازی و سیاست نفرت فیلم تنها به طرح ادعاهای نادرست بسنده نمیکند؛ با کلیشهسازی تصویری و زبانی، گروهی متنوع از انسانها را به چهرهای واحد و تهدیدآمیز فرو میکاهد. یهودیان در این روایت نه اشخاصی با تجربهها و دیدگاههای گوناگون، بلکه موضوع اتهام جمعیاند. چنین تعمیمی، عنصر اصلی تبلیغات نژادپرستانه است: تفاوتهای فردی حذف میشوند تا مخاطب بتواند گروهی کامل را همچون دشمنی یکپارچه تصور کند.
موزهٔ یادبود هولوکاست ایالات متحده اشاره میکند که فیلم، یهودیان را با موشها و انتقال بیماری مقایسه میکند و از اینگونه تصاویر برای ساختن استعارهای انسانزدا بهره میگیرد. چنین استعارههایی صرفاً توهینآمیز نیستند؛ انسانزدایی میتواند خشونت علیه یک گروه را در ذهن مخاطب پذیرفتنیتر جلوه دهد.
بنابراین، این اثر را نمیتوان فقط محصولی بدسلیقه یا جدلی دانست؛ زبان تصویری آن در خدمت سیاستی است که پیامدهای تاریخی مرگبار داشت. محدودیتهای هنری و ارزش آموزشی از دیدگاه هنری، مهارتهای تدوین و تولید در فیلم آشکارند، اما این مهارتها در خدمت ساختاری بسته قرار گرفتهاند. اثر برای کشف پیچیدگی یا آزمودن روایتهای رقیب ساخته نشده؛ هر عنصرش باید به نتیجهٔ از پیش تعیینشده کمک کند.
« یهودیان در این روایت نه اشخاصی با تجربهها و دیدگاههای گوناگون، بلکه موضوع اتهام جمعیاند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، آنچه ممکن است در نگاه نخست انسجام روایی به نظر برسد، بیشتر حاصل هدایت مداوم مخاطب است تا استدلالی چندسویه و قابلسنجش. بااینحال، همین کاستیها فیلم را به مادهای مهم برای آموزش سواد رسانهای و تاریخ سینما بدل میکنند. میتوان با بررسی آن پرسید: چه کسی تصویر را ثبت کرده است؟
چه چیزی از قاب بیرون مانده؟ چرا این نما پس از آن نما آمده است؟ صدای راوی چه برداشتی را طبیعی جلوه میدهد؟ و آیا شواهد واقعاً نتیجهای را که فیلم ادعا میکند پشتیبانی میکنند؟ پاسخ به این پرسشها، فیلم را از ابزار اقناع به موضوع نقد تبدیل میکند. ارزش آموزشی آن دقیقاً در امکان آشکارکردن سازوکارهای تبلیغات است، نه در پذیرش محتوای آن.
جمعبندی «یهودی ابدی» اثری نفرتپراکن و تبلیغاتی است که ظاهر مستند را برای القای ادعاهای نژادپرستانه به کار میگیرد. تدوین آرشیوی، فضاسازی سنگین و ترکیب تصویر و گفتار، نمونهای گویا از چگونگی ساختن روایتی متقاعدکننده اما گمراهکنندهاند. فیلم نه منبعی قابلاعتماد برای شناخت یهودیان است و نه گزارشی بیطرف از واقعیت لهستانِ اشغالشده؛ ارزش آن در مطالعهٔ انتقادی تاریخ تبلیغات و در فهم خطرِ تصاویر جداشده از زمینه و آمیخته با نفرت نهفته است.
« بااینحال، همین کاستیها فیلم را به مادهای مهم برای آموزش سواد رسانهای و تاریخ سینما بدل میکنند. »
جمعبندی
تماشای مسئولانهٔ آن مستلزم آگاهی از هدف سیاسی و زمینهٔ تاریخیاش است: باید آن را سندی از تبلیغات نازی دانست، نه سندی دربارهٔ مردمی که تبلیغات میکوشد بدنام کند.
ثبت دیدگاه