نقد و بررسی
نقد پایان رابطه (The End of the Affair) | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در آستانهٔ گسست «The End of the Affair» ساختهٔ Edward Dmytryk، اقتباسی از رمان Graham Greene، در ظاهر قصهٔ رابطهای ممنوعه در لندنِ جنگزده است؛ اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که دلمشغولیاش تنها شور عاشقانه یا پیامدهای خیانت نیست. در مرکز روایت، موریس بندریکس، نویسندهای حسود و تندخو، و سارا مایلز، زنی گرفتار میان میل شخصی و مسئولیتهای عاطفی و اخلاقی، قرار دارند.
فیلم این دو را در وضعیتی مینشاند که عشق هم پناهگاهی در برابر تنهایی است و هم سرچشمهٔ رنجی تازه. داستان از آشنایی و شکلگیری رابطهٔ پنهانی این دو آغاز میشود و با رخدادهای جنگی، گسست میانشان و ابهامی که پیرامون آن پدید میآید، مسیر پیچیدهتری پیدا میکند. این پیشزمینه، بدون آنکه رازهای اصلی قصه را آشکار کند، نشان میدهد چرا عنوان فیلم معنایی فراتر از پایان یک رابطه دارد: پایان، در اینجا نه لحظهای روشن و قطعی، بلکه مسئلهای است که شخصیتها پیوسته میکوشند معنایش را بفهمند.
عشق در سایهٔ حسادت رابطهٔ موریس و سارا با شور متقابل آغاز میشود، اما فیلم از آرمانپردازی سادهانگارانهٔ آن فاصله میگیرد. موریس عشق را میخواهد، اما در عین حال میکوشد آن را در قالب مالکیت و اطمینان بگنجاند. حسادت او فقط واکنشی به وضعیت سارا نیست؛ نشان میدهد که چگونه ترس از دستدادن میتواند خودِ عشق را به نیرویی کنترلگر بدل کند.
« فیلم این دو را در وضعیتی مینشاند که عشق هم پناهگاهی در برابر تنهایی است و هم سرچشمهٔ رنجی تازه. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او به جای اعتماد، نشانهها را میکاود و به جای پذیرفتن ابهام، در جستوجوی پاسخی قطعی است. در برابر او، سارا شخصیتی است که انگیزههایش بهآسانی در دسترس تماشاگر قرار نمیگیرد. سکوتها و مکثهایش بهاندازهٔ گفتوگوها اهمیت دارند. او نه صرفاً موضوع میل موریس است و نه چهرهای که بتوان او را با یک داوری اخلاقی ساده توضیح داد.
همین فاصله میان آنچه موریس گمان میکند و آنچه سارا در درون تجربه میکند، تعلیق عاطفی فیلم را میسازد. تماشاگر، مانند موریس، ناچار میشود با پرسشهای بیپاسخ روبهرو بماند. دبورا کِر و ظرافتِ ناگفتهها نقطهٔ قوت محوری فیلم بازی Deborah Kerr است. او سارا را با تغییرات کوچک در نگاه، آهنگ صدا و سکوتهای سنجیده شکل میدهد؛ اجرایی که بهجای توضیحدادن احساسات، اجازه میدهد آنها در رفتار و حضور بازیگر رسوب کنند.
سارا در بازی کِر هم آسیبپذیر است و هم برخوردار از ارادهای درونی که بهآسانی نمیتوان آن را به زبان آورد. این دوگانگی مانع از آن میشود که شخصیت به قربانیِ صرف یا معشوقهای رمانتیک فروکاسته شود. در مقابل، Van Johnson در نقش موریس انتخابی بحثبرانگیزتر است. بازی او لحظاتی از آشفتگی و رنج را منتقل میکند، اما ممکن است برای تماشاگرانی که به قهرمانان درونگرا و تلخِ آثار Greene عادت دارند، بهاندازهٔ کافی پیچیده یا نافذ نباشد.
« او به جای اعتماد، نشانهها را میکاود و به جای پذیرفتن ابهام، در جستوجوی پاسخی قطعی است. »
شخصیتها و اجرا
گاه فاصلهای میان خشونت عاطفی موریس و نحوهٔ بیان آن در بازی جانسون احساس میشود. Peter Cushing نیز در نقش هنری، شوهر سارا، حضوری کوتاهتر دارد؛ با این حال، همین حضور به فیلم امکان میدهد رابطهٔ سهنفره را از سطح یک رقابت ساده فراتر ببرد. لندن؛ منظرهای همنفس با تنهایی فضای لندنِ جنگزده یکی از عناصر اساسی تجربهٔ فیلم است.
باران، خیابانهای سرد و تیرگی محیط صرفاً پسزمینهای تزئینی نیستند؛ با وضعیت روانی شخصیتها پیوند میخورند. شهری که در آن خطر و فقدان حضوری روزمره دارند، به فضایی مناسب برای رابطهای بدل میشود که از آغاز در معرض اضطراب و ناپایداری است. جنگ، در این روایت، فقط حادثهای بیرونی نیست؛ یادآوری مداوم این حقیقت است که زندگی و پیوندهای انسانی میتوانند ناگهان از نظم عادی خود خارج شوند.
فیلمبرداری سیاهوسفید نیز به این حسِ فرسودگی و تردید کمک میکند. سایهها و فضای گرفتهٔ قابها، حالتی نزدیک به بدبینی آثار نوآر پدید میآورند، بیآنکه فیلم را به یک نمونهٔ ژانری صرف تبدیل کنند. این جهان بصری با داستان همساز است: شخصیتها در شهری حرکت میکنند که گویی امکان رهایی نمیدهد، و گذشته نیز همچون هوای مرطوب و سنگین لندن پیرامونشان باقی میماند.
« گاه فاصلهای میان خشونت عاطفی موریس و نحوهٔ بیان آن در بازی جانسون احساس میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ایمان، وجدان و معنای رنج آنچه فیلم را از یک ملودرام معمولی متمایز میکند، ورود تدریجی مسئلهٔ ایمان و عذاب وجدان به دل روایت است. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که چه کسی به چه کسی وفادار مانده یا چرا رابطه پایان گرفته است؛ فیلم میپرسد انسان در برابر عشق، مسئولیت و امر قدسی چه تعهدی دارد.
این پرسشها پاسخی آسان ندارند و در برخورد میان شخصیتها شکل میگیرند، نه در قالب موعظهای بیرونی. بااینحال، همین وجه فکری گاهی فیلم را سنگین میکند. برخی دیالوگها بیش از اندازه مستقیماند و معنایی را که میتوانست از کنش یا تصویر برآید، صریحاً بیان میکنند. به همین دلیل، لحظاتی که فیلم به سکوت و نگاه اعتماد میکند معمولاً تأثیرگذارتر از بخشهایی است که میکوشد موضوعات اخلاقی و مذهبی را با توضیح کلامی پیش ببرد.
کشمکش میان ایمان و میل، وقتی در رفتار شخصیتها تجسم مییابد، نیرومند است؛ وقتی به گفتوگویی آشکار و توضیحی تبدیل میشود، بخشی از ظرافت خود را از دست میدهد. روایت و ریتم ساختار روایت، تماشاگر را در موقعیت دانستنِ ناقص قرار میدهد. اطلاعات بهتدریج آشکار میشوند و تصویر موریس از رابطه، در جریان پیگیری و بازاندیشی، مدام زیر سؤال میرود.
« این پرسشها پاسخی آسان ندارند و در برخورد میان شخصیتها شکل میگیرند، نه در قالب موعظهای بیرونی. »
قوتها و کاستیها
این شیوه با حالوهوای وسواسآمیز شخصیت او هماهنگ است: مخاطب نیز در جستوجوی معنایی است که شاید نتوان آن را بهسادگی تثبیت کرد. فیلم با پرهیز از افشای فوری همهچیز، تعلیقی عاطفی میسازد که به رازهای داستان وابسته است، اما به آنها محدود نمیماند. در عین حال، ریتم در بخشهایی کند میشود و روایت گاه بیش از اندازه بر گفتوگو و توضیح تکیه میکند.
این کندی برای تماشاگرانی که با ملودرامهای تأملی و فضای اندوهبار همراه میشوند، میتواند بخشی از لحن اثر باشد؛ اما برای دیگران احتمالاً به کشآمدن داستان میانجامد. فیلم هرگاه از مکثهای معنادار و تصویرهای شهری بهره میگیرد، کنترل بیشتری بر فضا دارد؛ هرگاه در دیالوگها بر معنای صحنه تأکید میکند، حرکت دراماتیکش کاهش مییابد.
اقتباس و هویت مستقل فیلم اقتباس از رمانی با بافت روانشناختی و مذهبیِ پرلایه، ناگزیر با مسئلهٔ فشردهسازی روبهروست. فیلم بخشی از پیچیدگی درونی و ذهنی روایت ادبی را به بازی، چهره و فضای بصری منتقل میکند؛ اما همهٔ آنچه در جهان ذهنی شخصیتها میگذرد، به یک اندازه در تصویر جا نمیگیرد.
« در عین حال، ریتم در بخشهایی کند میشود و روایت گاه بیش از اندازه بر گفتوگو و توضیح تکیه میکند. »
جمعبندی
گاه احساس میشود فیلم میان ملودرام عاشقانه و تأملی اخلاقی در رفتوآمد است و نمیتواند همیشه این دو وجه را کاملاً در هم ادغام کند. با وجود این، اثر صرفاً سایهای از رمان نیست. انتخاب بازیگران، فضای لندن و تأکید بر تنهایی و حسادت، به آن هویتی سینمایی میبخشند. جذابیت فیلم نه در بینقصبودن اقتباس، بلکه در کوشش برای حفظ چندگانگی احساسات است: عشق در آن هم دلنشین است و هم آزارنده؛ ایمان میتواند تسلیبخش باشد و در همان حال سرچشمهٔ تردید؛ و خاطره، به جای آنکه گذشته را آرام کند، گاه آن را زندهتر و دردناکتر میسازد.
جمعبندی «The End of the Affair» فیلمی دربارهٔ عشقی است که نمیتوان آن را از حسادت، فقدان و پرسشهای اخلاقی جدا کرد. اجرای ظریف Deborah Kerr، فضای بارانی و جنگزدهٔ لندن و توجه به تنهایی شخصیتها، به اثر نیرویی عاطفی میبخشند که از چارچوب یک رابطهٔ پنهانی فراتر میرود. در سوی دیگر، بازی Van Johnson ممکن است برای برخی کماثرتر باشد، ریتم در بخشهایی افت کند و گفتوگوها گاه بیش از اندازه توضیحی شوند.
بااینهمه، فیلم در بهترین لحظههایش به جای ارائهٔ پاسخهای ساده، تماشاگر را در برابر ناسازگاریهای عشق و ایمان نگه میدارد. ارزش آن در همین ابهام انسانی است: در اینکه میفهماند پایان یک رابطه همیشه پایان احساس نیست و دانستنِ آنچه رخ داده، لزوماً به معنای فهمیدنِ چرایی آن نیست.
« با وجود این، اثر صرفاً سایهای از رمان نیست. »
ثبت دیدگاه