نقد و بررسی
نقد مهاجران (The Emigrants) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مهاجرت؛ تصمیمی که از دل روزمرگی زاده میشود «The Emigrants» ساختهٔ Jan Troell، روایت مهاجرت را نه با شکوهِ یک ماجراجویی بزرگ، بلکه از دل کارهای تکراری، کمبودها و نگرانیهای روزمره بیرون میکشد. کارل و کریستینا نیلسون در مزرعهای سرد و دورافتاده در سوئدِ سدهٔ نوزدهم زندگی میکنند؛ زمینی که زحمت فراوان میطلبد و بازده اندکی دارد.
تنگدستی و فشارهای اجتماعی و مذهبی، اندکاندک گزینههای پیش روی خانواده را محدود میکنند و رفتن به آمریکا را از یک خیال دور به تصمیمی دشوار و عملی بدل میسازند. فیلم در همین تأخیر و تدریج، به صداقت خود میرسد. مهاجرت ناگهان اتفاق نمیافتد؛ از دل سالها فرسودگی و انباشتهشدن دلایل کوچک و بزرگ شکل میگیرد.
Troell به جای آنکه تصمیم شخصیتها را صرفاً نشانهٔ دلیری یا بلندپروازی بداند، پیچیدگی آن را حفظ میکند: ترک خانه هم گریز از رنج است و هم ورود به ناشناختهای که هیچ تضمینی برای نجات در آن وجود ندارد. فیلم از آغاز روشن میکند که امید، در این جهان، جایگزین ترس نمیشود؛ با آن همزمان میماند.
واقعگرایی بهمثابهٔ شیوهٔ روایت مهمترین انتخاب فرمی فیلم، پرهیز از شتاب در روایت است. بخش قابلتوجهی از اثر به کار، مراقبت از خانواده، دشواری معیشت و جزئیات زندگی روستایی اختصاص دارد. این جزئیات ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار پیشرفت سریع داستان دارند، فرساینده باشد؛ اما کارکردی فراتر از بازسازی تاریخی دارد.
« فیلم در همین تأخیر و تدریج، به صداقت خود میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم میخواهد تماشاگر وزن زندگی را حس کند: زمانِ انتظار، تکرار کار، و فرسودگیای که معمولاً در روایتهای پرحادثه به چند جمله خلاصه میشود. این شیوه، رویدادهای بزرگ را نیز از هیجانزدگی دور نگه میدارد. سفر به آمریکا، با گذر از دریا و سپس راهی دشوار در خشکی، همچون رشتهای از تجربههای جسمانی و عاطفی تصویر میشود، نه ماجرایی پرزرقوبرق.
فیلم بر آن است که تصمیم به مهاجرت تنها یک نقطهٔ عطف نیست؛ مسیری است که پیش از ترک وطن آغاز میشود و پس از رسیدن به مقصد نیز پایان نمییابد. اقتباس از رمانهای Vilhelm Moberg نیز به فیلم امکان میدهد زندگی این گروه را با گستردگی و جزئیاتی نزدیک به یک وقایعنگاری دنبال کند. بازیگری و پیوندهای انسانی در مرکز اثر، بازیهای Max von Sydow و Liv Ullmann قرار دارند.
von Sydow نقش کارل را با خویشتنداری و استواری اجرا میکند؛ مردی که تصمیمگیری برایش به معنای تسلط بر آینده نیست، بلکه پذیرش مسئولیتی سنگین در برابر خانواده است. بازی او از نمایشهای پرحرارت فاصله میگیرد و به همین دلیل، عزم شخصیت در رفتارهای کوچک و سکوتهایش آشکار میشود. Ullmann در نقش کریستینا، به فیلم بُعدی درونی و چندلایه میبخشد.
او نه همراهی منفعل در مسیر همسرش است و نه نمادی ساده از رنج مادرانه. نگرانی، دلبستگی به خانه و خانواده، و تردید در برابر آیندهٔ نامعلوم، در بازی او بهتدریج و بدون تأکیدهای نمایشی جلوه میکنند. رابطهٔ این دو نیز نه آرمانی و بیتنش است و نه صرفاً زیر سایهٔ دشواریها فرو میپاشد؛ رابطهای است که در آن محبت، اختلاف و مسئولیت درهم تنیدهاند.
« این شیوه، رویدادهای بزرگ را نیز از هیجانزدگی دور نگه میدارد. »
شخصیتها و اجرا
حضور شخصیتهای دیگرِ همراه کاروان مهاجرت، از جمله رابرت و اولریکا، جهان فیلم را از یک روایت خانوادگی صرف فراتر میبرد و نشان میدهد که دلایل رفتن برای همه یکسان نیست. تصویر، طبیعت و حس مکان Jan Troell افزون بر کارگردانی، فیلمبرداری و تدوین اثر را نیز بر عهده داشته است؛ حضوری که به انسجام نگاه بصری فیلم کمک میکند.
طبیعت در «The Emigrants» پسزمینهای تزیینی نیست. سرمای سوئد، دشواری زمین و فضای بازِ پیش روی مهاجران، در احساس شخصیتها و در امکانهای زندگیشان دخالت میکند. چشماندازها زیبا هستند، اما زیبایی آنها رنج را محو نمیکند؛ گاه حتی تضاد میان شکوه طبیعت و فقر انسانها را برجستهتر میسازد.
فیلم در بازنمایی محیط، به تعادل میان فاصله و نزدیکی میرسد. قابها میتوانند منظره و جمع را دربر بگیرند، اما تماشاگر را از تجربهٔ فردی شخصیتها جدا نمیکنند. در نتیجه، کوچِ گروهی همزمان دو مقیاس دارد: رویدادی تاریخی و گسترده، و تصمیمی شخصی که بر تن و روان چند انسان اثر میگذارد.
این کیفیت طبیعتگرایانه باعث میشود جهان فیلم بیش از آنکه ساختهٔ یک نمایش تاریخی به نظر برسد، مکانی زیسته و ملموس جلوه کند. مهاجرت، ایمان و معنای امید فیلم دربارهٔ جابهجایی از یک کشور به کشوری دیگر است، اما پرسش محوریاش به معنای خانه بازمیگردد. آیا خانه همان سرزمینی است که انسان در آن متولد شده، یا جایی که امکان بقا و آیندهای بهتر در آن تصور میشود؟
« طبیعت در «The Emigrants» پسزمینهای تزیینی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اثر پاسخ آسانی عرضه نمیکند. سوئد برای شخصیتها هم خاطره و تعلق است و هم فضایی که زندگی در آن هرچه دشوارتر میشود. آمریکا نیز هم وعدهٔ فرصت است و هم سرزمینی ناشناخته، آمیخته با خطر و بیاطمینانی. فشارهای مذهبی و اجتماعی نیز بخشی از همین پرسشاند. ایمان در فیلم نه بهعنوان پاسخی ساده و نهایی، بلکه در نسبت با رنج و انتخابهای دشوار مطرح میشود.
شخصیتها با باورها، هنجارها و محدودیتهایی روبهرو هستند که بر زندگیشان اثر میگذارند؛ اما مهاجرت نیز آنها را یکباره از گذشته و میراثشان جدا نمیکند. فیلم بهجای آنکه امید را پیروزی قطعی بر دشواریها نشان دهد، آن را نیرویی شکننده و ضروری میبیند: تصوری از امکان بهتر زیستن که به آدمها اجازه میدهد قدم بعدی را بردارند.
کندی و سنگینی؛ محدودیت یا انتخاب؟ ریتم کند و مدت طولانی فیلم، بیتردید مهمترین مانع برای بخشی از تماشاگران است. تأکید مداوم بر کار روزانه، تنگدستی و رنج میتواند در بخشهایی حس یکنواختی ایجاد کند. گاه جزئیات زندگی چنان فضا را پر میکنند که خط اصلی روایت آهسته به نظر میرسد؛ و تمرکز بر دشواریها، فرصت کمتری برای تنوع عاطفی یا تغییر ضرباهنگ باقی میگذارد.
بااینحال، این کندی را نمیتوان صرفاً نقصی جدا از جهان فیلم دانست. Troell میخواهد زمان را به تجربهٔ شخصیتها نزدیک کند: برای آنان نیز راه رهایی ناگهانی و ساده پدیدار نمیشود. انتظار و تکرار بخشی از وضعیت زندگی است. مسئله این است که این انتخاب هنری از تماشاگر صبر میطلبد؛ صبری که ممکن است برای کسی که با روایت پرشتاب خو گرفته، به خستگی بدل شود.
« سوئد برای شخصیتها هم خاطره و تعلق است و هم فضایی که زندگی در آن هرچه دشوارتر میشود. »
قوتها و کاستیها
آنچه برای یک تماشاگر نوعی غوطهوری در زمان و مکان است، برای دیگری میتواند افراط در جزئیات باشد. جمعبندی «The Emigrants» اثری واقعگرا و تأملبرانگیز دربارهٔ ترک وطن، پیوند خانوادگی و امید در وضعیت دشوار است. قوت آن در این است که مهاجرت را نه افسانهای از کامیابی قطعی میسازد و نه صرفاً فهرستی از مصیبتها؛ بلکه آن را تجربهای انسانی و پیچیده میبیند که در آن دلبستگی به گذشته با میل به آینده در کشاکش است.
بازیهای سنجیدهٔ Max von Sydow و Liv Ullmann، نگاه طبیعتگرایانهٔ Troell و توجه جدی به جزئیات زندگی، به فیلم عمق و ماندگاری میبخشند. در مقابل، ریتم آهسته، زمان طولانی و تمرکز سنگین بر مشقتها ممکن است تماشای آن را دشوار کند. اما همین کندی بخشی از منطق اثر است: فیلم نمیخواهد رنج را به مانعی گذرا در مسیر داستان تقلیل دهد، بلکه میکوشد آن را به تجربهای قابل لمس بدل کند.
حاصل، روایتی است که بیش از آنکه دربارهٔ رسیدن باشد، دربارهٔ بهایی است که انسان برای رفتن میپردازد و امیدی که در دل آن هزینه زنده نگه میدارد.
« آنچه برای یک تماشاگر نوعی غوطهوری در زمان و مکان است، برای دیگری میتواند افراط در جزئیات باشد. »



ثبت دیدگاه