نقد و بررسی
نقد تابستان فریبندهٔ ۶۸ (The Elusive Summer of '68) | 1984
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تابستانی میان بلوغ و تاریخ فیلم «The Elusive Summer of ’68» ساختهٔ Goran Paskaljević، قصهٔ تابستانی است که برای Petar، جوانی در آستانهٔ بزرگسالی، همزمان معنای شخصی و تاریخی پیدا میکند. او در شهری کوچک در صربستان، میان خانواده، مدرسه و مناسبات آشنای یک محیط استانی زندگی میکند؛ اما بیرون از این جهان محدود، سال ۱۹۶۸ با اعتراضها و دگرگونیهای سیاسی جریان دارد.
فیلم از همین همزمانی بهره میبرد: بلوغ را نه در خلأ، بلکه در دل دورهای پرتنش روایت میکند؛ دورهای که نسل جوان میکوشد جای خود را در برابر اقتدار خانواده و نظم جامعه پیدا کند. حاصل، نه صرفاً داستانی عاشقانه است و نه بازسازی مستقیم یک مقطع سیاسی، بلکه کمدیدرامی دربارهٔ فاصلهٔ میان تجربهٔ خصوصی و تاریخ عمومی است.
قهرمانی گرفتار در فاصلهٔ خیال و واقعیت Petar قهرمانی آرمانی یا صاحب نقشهای روشن برای آینده نیست. خواستههایش خام، پراکنده و بیش از هر چیز آمیخته با خیالپردازی نوجوانانهاند. دلباختگیهای پیاپی او، از زنان گوناگون پیرامونش تا دختر جوانی که در مسیر تابستان وارد زندگیاش میشود، بیش از آنکه نشانهٔ شناخت عمیق عاطفی باشند، تصویری از کنجکاوی و بیقراری جوانیاند.
او میخواهد عشق را تجربه کند، اما هنوز نمیداند عشق چه نسبتی با مسئولیت، احترام و شناخت متقابل دارد. فیلم در پرداخت این ناپختگی، هم از طنز بهره میبرد و هم از نگاه همدلانه؛ رفتار Petar را دستمایهٔ خنده میکند، بیآنکه او را به شخصیتی صرفاً مضحک فروبکاهد. این انتخاب، برای روایت بلوغ اهمیت دارد.
« قهرمانی گرفتار در فاصلهٔ خیال و واقعیت Petar قهرمانی آرمانی یا صاحب نقشهای روشن برای آینده نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بزرگشدن در این فیلم لحظهای ناگهانی یا یک درس اخلاقی روشن نیست؛ فرایندی است از آزمودن تصورات، روبهروشدن با محدودیتها و فهم تدریجی اینکه جهان واقعی با خیالهای قهرمان همخوانی ندارد. با این حال، همین محور گاه در تکرار شوخیهای مربوط به هوسها و دلباختگیهای Petar گرفتار میشود.
وقتی موقعیتهای مشابه بیش از اندازه بازمیگردند، تماشاگر ممکن است پیش از آنکه روایت معنای تازهای از آنها استخراج کند، الگوی کمدی را دریافته باشد. در چنین لحظاتی، فیلم از پیشروی درونی شخصیت بازمیماند و به گردش دوباره در همان مدار سرگرمکننده نزدیک میشود. تاریخ در حاشیه و متن سال ۱۹۶۸ در فیلم پسزمینهای تزئینی نیست، اما همیشه نیز با زندگی Petar پیوندی همسنگ و پیوسته پیدا نمیکند.
اعتراضهای دانشجویی و آشوبهای سیاسی در دوردست یا در گفتوگوها حضور دارند و یادآور میشوند که جامعه در حال تغییر است؛ بااینهمه، روایت بیشتر به جهان کوچک خانواده و ماجراهای عاطفی قهرمان متمایل میماند. این فاصله، هم یکی از سرچشمههای طنز فیلم است و هم یکی از محدودیتهای آن: در حالی که فضای سیاسی وعدهٔ گسترش افق داستان را میدهد، گاهی چون موجی بیرونی به زندگی شخصیتها نزدیک میشود، بیآنکه کاملاً در ساختار روایی حل شود.
از سوی دیگر، همین نابرابری میان مقیاس تاریخ و زندگی روزمره میتواند معنایی قابل تأمل داشته باشد. بسیاری از مردم رویدادهای بزرگ را نه از جایگاه کنشگران اصلی، بلکه از خلال خبرها، بحثهای خانوادگی و دگرگونیهای کوچک روزانه تجربه میکنند. در این نگاه، تاریخ همواره با شکوهی حماسی وارد خانه نمیشود؛ گاه تنها سایهای است بر برنامههای یک جوان یا موضوعی برای جدل میان نسلها.
« با این حال، همین محور گاه در تکرار شوخیهای مربوط به هوسها و دلباختگیهای Petar گرفتار میشود. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در بهترین لحظاتش از این تضاد استفاده میکند: در همان زمان که جامعه با پرسشهای سیاسی دستوپنجه نرم میکند، Petar گرفتار پرسشهای بهظاهر سادهتر اما برای خودش فوری و بزرگ است. بااینحال، پیوند این دو سطح همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم ظریف و منسجم نمیماند. خانواده؛ صحنهٔ کمدی و میدان اقتدار بخش مهمی از نیروی فیلم از خانوادهٔ Petar میآید.
پدر او، Veselin، قاضیای با باورهای سختگیرانه و تصورهایی قاطع دربارهٔ تربیت جوانان است؛ شخصیتی که اقتدارش هم سرچشمهٔ تنش میشود و هم امکان خنده. تضاد میان پدر و پسر، فقط اختلاف سلیقهٔ دو فرد نیست؛ شکافی نسلی را بازتاب میدهد که در آن نظم قدیمی میخواهد رفتار جوان را مهار کند، در حالی که جوان هنوز توان تعریف آزادی خود را ندارد.
فیلم این برخورد را با لحنی سبک پیش میبرد، اما پشت شوخیها پرسشی جدی نهفته است: اقتدار خانوادگی تا چه اندازه میتواند تجربهٔ شخصی را شکل دهد و کجا به مانعی در برابر آن بدل میشود؟ بازیگران در جانبخشیدن به این جهان خانوادگی نقش تعیینکننده دارند. حضور Danilo Stojković در نقش پدر، در کنار بازی Slavko Štimac در نقش Petar، برخورد میان جدیت بزرگسالانه و آشفتگی نوجوانانه را به رابطهای زنده بدل میکند.
بازی Mira Banjac و دیگر بازیگران نیز به فضای جمعی خانه گرما میبخشد؛ خانواده در اینجا صرفاً مجموعهای از شخصیتهای کارکردی برای پیشبرد قصه نیست، بلکه محیطی پر از واکنش، عادت و تفاوتهای نسلی است. طنز فیلم بهویژه زمانی اثرگذار میشود که از رفتار و گفتار شخصیتها برمیخیزد، نه از تکرار یک شوخی مستقل از آنها.
« بااینحال، پیوند این دو سطح همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم ظریف و منسجم نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن کمدی و محدودیتهای آن Paskaljević روایت را با سبکی سرزنده پیش میبرد؛ سبکی که اجازه میدهد موضوعهایی چون اقتدار پدرسالارانه، میل نوجوانانه و سیاست روز در کنار یکدیگر قرار گیرند، بیآنکه فیلم به بیانیهای خشک تبدیل شود. شوخیها گاه از فاصلهٔ میان تصوری که شخصیتها از خود دارند و تصویری که رفتارشان به تماشاگر نشان میدهد زاده میشوند.
همین فاصله، بهخصوص در موقعیتهای خانوادگی، به کمدی ظرافت میبخشد. فیلم از سرزنش مستقیم قهرمان پرهیز میکند و بهجای آن، با قراردادن او در موقعیتهای ناخوشایند یا نامتناسب، ناپختگیاش را آشکار میسازد. اما لحن سبک همیشه به سود اثر عمل نمیکند. موضوع تاریخی سال ۱۹۶۸ ظرفیت پرداختی جدیتر را دارد و کمدی، اگر بیش از اندازه بر آن سایه بیندازد، ممکن است پیچیدگی شرایط اجتماعی را کمرنگ کند.
فیلم در برخی لحظات از این خطر میگریزد و تضاد میان تجربهٔ فردی و فضای عمومی را به شکلی هوشمندانه پیش میکشد؛ در لحظات دیگر، اما، سیاست بیشتر نقش زمینهای برای رخدادهای شخصی را پیدا میکند. این نوسان، اثر را از نظر لحن زنده نگه میدارد، ولی در عین حال مانع میشود که دو محور بلوغ و تاریخ همیشه به یک اندازه عمق پیدا کنند.
بازسازی دوره و حس نوستالژی جذابیت فیلم تنها به طرح داستان وابسته نیست؛ بازآفرینی فضای دوره نیز سهم مهمی در تماشاییشدن آن دارد. محیط استانی، روابط اجتماعی، فضای خانوادگی و نشانههای زمان، جهانی میسازند که گذشته را نه همچون تصویری موزهای، بلکه بهصورت محیطی زیسته و روزمره پیش چشم میآورد.
« همین فاصله، بهخصوص در موقعیتهای خانوادگی، به کمدی ظرافت میبخشد. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر میتواند حس کند که زندگی شخصیتها در مکانی محدود و ملموس جریان دارد؛ جایی که خبر رویدادهای بزرگ به آن میرسد، اما روزمرگی و عادتهای محلی همچنان نیروی اصلی زندگیاند. همین تضاد، به فیلم کیفیتی نوستالژیک میدهد، بیآنکه گذشته را یکسره بیدغدغه و دلپذیر جلوه دهد. البته نوستالژی در چنین اثری دو لبه دارد.
از یک سو، به تماشاگر امکان میدهد با جهان و شخصیتها صمیمی شود؛ از سوی دیگر، ممکن است تلخیهای اجتماعی و تناقضهای تاریخی را در رنگوبویی دلنشین حل کند. فیلم گاهی به این خطر نزدیک میشود، زیرا جذابیت کمدی و گرمای شخصیتها میتواند پرسشهای جدیتر را به حاشیه براند. بااینهمه، زندهبودن فضای فیلم و تکیهاش بر جزئیات زندگی روزمره، آن را از بازسازی صرفاً تزئینی دور میکند.
دوره در اینجا فقط لباس و دکور نیست؛ در فاصلهٔ میان نسلها و در شیوهٔ مواجههٔ مردم با تغییر نیز حضور دارد. جمعبندی «The Elusive Summer of ’68» اثری است دربارهٔ تابستانی که در آن میل به بزرگشدن با شتاب تاریخ همزمان میشود، اما الزاماً در مسیر واحدی پیش نمیرود. فیلم در ترسیم بیقراری نوجوانی، روابط پرحرارت خانواده و فضای آشنای شهری کوچک موفق است و بازیهای گرم بازیگران، بهخصوص در تعاملهای خانوادگی، به آن نیرویی انسانی میبخشد.
طنز نیز در بهترین لحظاتش از شخصیتها و تضادهایشان سرچشمه میگیرد و تجربهٔ بلوغ را از وقار تصنعی دور میکند. در برابر این قوتها، تکرار شوخیهای مربوط به هوسهای Petar و کمرنگشدن گاهبهگاه پیوند میان قصهٔ شخصی و آشوب سیاسی، از انسجام فیلم میکاهد. سبک کمدی آن نیز ممکن است جدیت زمینهٔ تاریخی را نرم کند؛ هرچند همین سبکی، بخشی از هویت اثر و راه آن برای نزدیکشدن به زندگی روزمره است.
« همین تضاد، به فیلم کیفیتی نوستالژیک میدهد، بیآنکه گذشته را یکسره بیدغدغه و دلپذیر جلوه دهد. »
جمعبندی
ارزش فیلم در آن است که بهجای تبدیل سال ۱۹۶۸ به پسزمینهای صرفاً باشکوه، آن را از زاویهٔ جوانی ناپخته و خانوادهای معمولی میبیند. نتیجه، روایتی سرزنده و گاه نابرابر است که بیش از آنکه پاسخی قطعی دربارهٔ تاریخ بدهد، لحظهٔ گذار را ثبت میکند: زمانی که جهان در حال تغییر است، اما یک جوان هنوز نمیداند چگونه باید در آن زندگی کند.


ثبت دیدگاه