نقد و بررسی
نقد سینوهه 1954 (The Egyptian) | 1954
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
حماسهای که در شکوه تصویر میدرخشد «مصری» ساختهٔ مایکل کورتیز، حماسهای تاریخی از دوران طلایی هالیوود است؛ فیلمی که بیش از هر چیز میخواهد تماشاگر را در عظمت و رنگوبوی جهان باستان غرق کند. قصه در مصرِ دودمان هجدهم میگذرد و زندگی سینوهه را دنبال میکند: پزشکی که از کودکی گمنام و فقیر به حلقهٔ نزدیکان فرعون راه مییابد و در برخورد با قدرت، عشق و باورهای تازه، با پرسشهایی دربارهٔ خاستگاه و جایگاه خود روبهرو میشود.
فیلم در کنار سرگذشت شخصی او، دگرگونیهای سیاسی و مذهبی دربار را نیز به تصویر میکشد. «مصری» از همان آغاز چشماندازی وسیع پیش روی مخاطب میگذارد؛ بناها، پوششها، آیینها و رفتوآمد دربار، بخشی از جاذبهٔ اصلی آناند. این تأکید بر شکوه بصری، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم منشأ بخشی از دشواریهایش: گاهی جهان ساختهشده چنان پرجلوه است که شخصیتها و مسیر درام در پس آن کمرنگ میشوند.
مصرِ پرده؛ رنگ، پارچه و معماری دکورها و لباسها از ماندگارترین عناصر فیلماند. طراحی صحنهها به جای آنکه صرفاً پسزمینهای برای گفتوگو باشند، مدام به یاد میآورند که مخاطب در دل یک تمدن با مناسبات و آیینهای خاص قرار دارد. فضای معبد، تالارهای دربار و محیطهای عمومی، حس مقیاس و تشریفات را منتقل میکنند؛ پوشاک و زیورآلات نیز به قابها رنگ و تنوع میبخشند.
« فیلم در کنار سرگذشت شخصی او، دگرگونیهای سیاسی و مذهبی دربار را نیز به تصویر میکشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، حتی صحنههایی که از نظر روایت کمتحرکاند، اغلب از حیث ترکیب رنگ و جزئیات دیدنی باقی میمانند. البته این تصویر را نباید با بازسازی تاریخی بیطرفانه اشتباه گرفت. فیلم مصر باستان را از دریچهٔ ذوق و قراردادهای حماسهسازی هالیوود میسازد: پرزرقوبرق، نمایشی و گاه اغراقآمیز.
این فاصله برای تماشاگر امروزی آشکار است، اما بخشی از هویت اثر نیز در همین نمایشگری نهفته است. «مصری» کمتر در پی بازآفرینی روزمرهٔ گذشته است و بیشتر میخواهد گذشته را به صحنهای عظیم برای درام و تماشای چشم بدل کند. قصهای گسترده، اما نامتوازن روایت فیلم مواد دراماتیک فراوانی در اختیار دارد: صعود سینوهه، دوستی او با هورمهب، ورود به دربار، روابط عاطفی و کشمکش میان قدرتهای سیاسی و دینی.
این عناصر میتوانند داستانی پرتنش بسازند و فیلم نیز در بخشهایی از همین ظرفیت بهره میگیرد. برخی موقعیتها ناگهان مسیر داستان را تغییر میدهند و فضای دربار را از مجلسی باشکوه به محیطی آکنده از تهدید و بیاعتمادی بدل میکنند. با این حال، گستردگی ماجرا به انسجام همیشگی نمیانجامد. فیلم گاه از یک رابطه یا کشمکش به رویدادی دیگر میپرد، بیآنکه پیوند عاطفی میان آنها به اندازهٔ کافی استوار شود.
« در نتیجه، حتی صحنههایی که از نظر روایت کمتحرکاند، اغلب از حیث ترکیب رنگ و جزئیات دیدنی باقی میمانند. »
شخصیتها و اجرا
حاصل، روایتی است که در بعضی مقاطع جذاب و پرحادثه به نظر میرسد و در مقاطع دیگر پراکنده و کشدار میشود. خط سقوط سینوهه، که میتوانست ستون عاطفی محکمی برای میانهٔ فیلم باشد، گاهی زیر بار خردهروایتها و تحولات دربار به حاشیه میرود. تماشاگر همچنان با او پیش میرود، اما تمرکز داستان بر پیامدهای شخصی لغزشهایش پیوسته و یکدست نیست.
سینوهه؛ ناظر در مرکز حماسه سینوهه قهرمان متعارف یک حماسهٔ پرشتاب نیست. او بیشتر از آنکه با ارادهای نیرومند مسیر تاریخ را تغییر دهد، در برابر رخدادهایی قرار میگیرد که او را به انتخاب وادار میکنند. همین ویژگی میتواند برای شخصیتی که درگیر شناخت خود و جهان پیرامونش است مناسب باشد؛ اما وقتی بازی و روایت نیز بر خویشتنداری تکیه میکنند، سینوهه گاه بیش از اندازه کمحرارت به نظر میرسد.
در نتیجه، فاصلهای میان بزرگی حوادث و شدت واکنشهای درونی او شکل میگیرد. این فاصله بهویژه زمانی محسوس است که فیلم از زندگی شخصی سینوهه به آشوب سیاسی میرسد. بحرانها اهمیت دارند، اما اثر همیشه موفق نمیشود نشان دهد این تحولات چگونه در عمق شخصیت او رسوب میکنند. سینوهه در مرکز داستان است، ولی حضورش گاهی بیشتر نقش راهنمایی برای گذر از دورهها و محیطهای گوناگون را دارد تا نیرویی که همهٔ اجزای فیلم را به یک مسیر عاطفی واحد پیوند دهد.
« حاصل، روایتی است که در بعضی مقاطع جذاب و پرحادثه به نظر میرسد و در مقاطع دیگر پراکنده و کشدار میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران و نیروی شخصیتهای فرعی پیتر اوستینوف در نقش کاپتا از بازیگرانی است که به صحنههای فیلم تحرک و طراوت میبخشند. حضور او با انرژی و شوخطبعی همراه است و در جهانی که بسیاری از شخصیتها با وقار و جدیت رسمی سخن میگویند، لحنی متفاوت ایجاد میکند. کاپتا فقط مایهٔ سبککردن فضا نیست؛ تیزبینی و چابکی او کمک میکند بخشی از زندگی روزمره و زیرکانهٔ جهان فیلم در کنار شکوه خشک دربار دیده شود.
در سوی دیگر، شخصیتهای پیرامون سینوهه هر یک نمایندهٔ نیرویی در کشمکش بزرگترند: وفاداری، جاهطلبی، میل، ایمان یا قدرت. هورمهب پیوندی میان رفاقت شخصی و سیاست برقرار میکند، و چهرههای دربار با تفاوت منش و انگیزه، به صحنهها تنوع میبخشند. با وجود این، همهٔ نقشها به یک اندازه مجال رشد نمییابند.
شماری از آنها بیشتر به صورت تیپهای نمایشی ظاهر میشوند تا شخصیتهایی با تحول تدریجی؛ از همین رو، تأثیرشان گاه از نیروی بازیگر یا جلوهٔ صحنه میآید، نه از پیچیدگی روانشناختی خود نقش. قدرت، ایمان و مسئولیت فردی فیلم در پس جامهها و آیینهای باشکوه، با پرسشهایی دربارهٔ نسبت قدرت و باور سروکار دارد.
« با وجود این، همهٔ نقشها به یک اندازه مجال رشد نمییابند. »
قوتها و کاستیها
تغییر دینی دربار صرفاً موضوعی تاریخی در پسزمینه نیست؛ بر زندگی مردم و تصمیمهای صاحبان قدرت اثر میگذارد و معنای فرمانبرداری و مخالفت را دگرگون میکند. در چنین فضایی، سینوهه ناچار است میان جایگاه حرفهای خود، پیوندهای شخصی و آنچه درست میپندارد، تعادل برقرار کند. یکی از ظرفیتهای قابلتوجه اثر، قرار دادن این پرسشها در کنار مسئولیت فردی است.
موقعیت قهرمان یادآور میشود که آدمی در ساختار قدرت فقط تماشاگر نیست: بیعملی، دلبستگی و انتخابهای شخصی نیز میتوانند پیامدهایی عمومی داشته باشند. با این حال، فیلم این ایدهها را همیشه با ظرافت و پیوستگی پیش نمیبرد. گاهی گفتوگوها و رویدادهای بزرگ جای پرداخت آرام به تردیدهای درونی را میگیرند و مضمونها بیشتر اعلام میشوند تا آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها بهتدریج شکل بگیرند.
ریتم و ساختار؛ بهای عظمت کندی ریتم، مهمترین مانع برای ارتباطی پیوسته با فیلم است. مدت طولانی اثر بهخودیخود مسئله نیست؛ یک حماسه میتواند فرصت کافی برای گسترش شخصیتها و جهانش بخواهد. مسئله آن است که «مصری» همیشه از این زمان بهخوبی استفاده نمیکند. برخی صحنهها در ایجاد فضا و نمایش شکوه موفقاند، اما در پیشبرد رابطهها یا تشدید تعلیق نقش چندانی ندارند.
« یکی از ظرفیتهای قابلتوجه اثر، قرار دادن این پرسشها در کنار مسئولیت فردی است. »
جمعبندی
به همین دلیل، گذر از بخشهای میانی برای تماشاگر کمحوصله دشوار میشود. در عوض، وقتی سیاست، رابطهٔ شخصی و خطر در یک صحنه به هم میرسند، فیلم دوباره جان میگیرد. این لحظهها نشان میدهند که اثر ظرفیت درامی پرقدرت دارد؛ فقط نمیتواند در سراسر مسیر همان تمرکز و ضرباهنگ را حفظ کند. ناهمواری روایت سبب میشود تجربهٔ تماشای فیلم دوگانه باشد: گاه مجذوب جهان دیداری آن میشویم و گاه منتظر میمانیم تا داستان از پراکندگی بیرون بیاید و دوباره نیروی خود را پیدا کند.
جمعبندی «مصری» بیش از آنکه حماسهای بینقص و یکپارچه باشد، نمونهای چشمگیر از شیوهٔ پرطمطراق هالیوود در بازنمایی گذشته است. دکورها و لباسهای پرجزئیات، قابهای رنگین و بازی پرانرژی پیتر اوستینوف به آن جذابیتی ماندگار میبخشند. در مقابل، ریتم کند، روایت گاه پراکنده و کمرنگشدن سقوط سینوهه در میانهٔ فیلم، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزا به اندازهٔ شکوه بصری اثر تأثیرگذار باشند.
ارزش فیلم برای تماشاگر امروز در همین دوگانگی است: «مصری» هم سرگرمیِ دیداری و حماسهای پرزرقوبرق است، هم اثری که محدودیتهای داستانگویی و بازیگریِ شیوهٔ کلاسیک را آشکار میکند. تماشاگر علاقهمند به سینمای تاریخیِ قدیمی احتمالاً از جهانآفرینی و لحظههای دراماتیکش بهره خواهد برد؛ اما کسی که انتظار روایتی فشرده و پیوسته دارد، ممکن است با کندی و پراکندگی آن درگیر شود.
« به همین دلیل، گذر از بخشهای میانی برای تماشاگر کمحوصله دشوار میشود. »



ثبت دیدگاه