نقد و بررسی
نقد The Duke of Burgundy | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازیِ قدرت و فرسودگیِ عشق «The Duke of Burgundy» ساختهی Peter Strickland، در ظاهر دربارهی آیینی خصوصی میان دو زن است: سینتیا و اولین که هر روز نقشهایی از سلطه و فرمانبرداری را به اجرا درمیآورند. اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که موضوعش نه صرفاً میلِ نامتعارف، بلکه دشواریِ حفظ یک رابطه در دلِ عادتها و انتظاراتِ نابرابر است.
آنچه این دو زن میان خود میسازند، آمیزهای از خیال، توافق و نیاز عاطفی است؛ نظمی که هم برایشان جذابیت دارد و هم میتواند به فرسودگی بینجامد. فیلم از همان ابتدا تماشاگر را به جای توضیح دادن، وارد این جهان میکند. رفتارها و گفتوگوها چنان تشریفاتیاند که گویی با آیینی ازپیشنوشتهشده روبهرو هستیم.
همین انتخاب، پرسشی اساسی را پیش میکشد: نقشها تا چه اندازه خواستهی واقعیِ هر یک از دو نفر را بازتاب میدهند و از کجا به بعد به عادتی بدل میشوند که رابطه را محدود میکند؟ پاسخ فیلم ساده و یکطرفه نیست؛ و ارزش اصلیاش نیز در همین امتناع از داوریِ شتابزده نهفته است. رابطهای بیرون از الگوهای آشنا یکی از امتیازهای مهم فیلم، پرداختن به رابطهی دو زن بدون فروکاستن آن به یک برچسب یا نمونهی اجتماعی است.
سینتیا و اولین نه نمادهایی انتزاعیاند و نه صرفاً حاملان یک مضمون؛ هر دو خواستهها، خستگیها و تناقضهای خود را دارند. فیلم نیز به جای آنکه یکی را قربانی و دیگری را ستمگر معرفی کند، پویایی میانشان را با ظرافتی ناآرام دنبال میکند. این پیچیدگی بهویژه در تفاوتِ نیازهای آنها آشکار میشود.
« فیلم از همان ابتدا تماشاگر را به جای توضیح دادن، وارد این جهان میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنچه برای یکی سرچشمهی هیجان و امنیت است، ممکن است برای دیگری به وظیفهای تکراری بدل شود. در اینجا سلطه فقط قدرتِ آشکار نیست؛ نوعی کار عاطفی نیز هست: باید نقش را اجرا کرد، فضا را حفظ کرد و واکنشی را نشان داد که طرف مقابل انتظار دارد. فیلم با دقت نشان میدهد که حتی در رابطهای مبتنی بر توافق، خواستهها ممکن است همزمان و هماندازه نباشند.
رضایت، در این نگاه، یک پاسخ همیشگی نیست؛ چیزی است که باید در جریان رابطه دوباره سنجیده شود. روایتِ تکرار و تغییر ساختار فیلم عمداً بر تکرار تکیه دارد. موقعیتهایی بازمیگردند، کنشها شکل آیینی پیدا میکنند و جزئیات روزمره در کنار نقشآفرینیهای پرتنش قرار میگیرند. این تکرار صرفاً آرایهای فرمی نیست؛ خودِ مضمون را پیش میبرد.
وقتی یک بازی بارها اجرا میشود، مرز میان لذت و وظیفه، میان خیال و زندگی روزمره، کمکم ناپایدار میشود. بااینحال، همین تصمیم گاهی به نقطهضعف بدل میشود. فیلم در بخشهایی چندان به همان الگوها بازمیگردد که حس پیشروی کمرنگ میشود. تماشاگر ممکن است پیش از آنکه تغییر تازهای در رابطه یا شناخت تازهای از شخصیتها به دست آورد، بار دیگر با صورت آشنای همان آیین روبهرو شود.
این کندی برای کسانی که به روایتهای پرحادثه عادت دارند، دشوارتر است؛ زیرا فیلم به جای جهشهای داستانی، بر تفاوتهای کوچک در لحن، مکث و نگاه تکیه میکند. گاه این تفاوتها معنادارند و گاه تکرار بیش از آنکه تنش بسازد، از نیروی آن میکاهد. فرم، رنگ و فضای رؤیاگون جهان بصری فیلم یکی از عناصر اصلی تجربهی آن است.
« آنچه برای یکی سرچشمهی هیجان و امنیت است، ممکن است برای دیگری به وظیفهای تکراری بدل شود. »
شخصیتها و اجرا
فضاها، لباسها و ترکیببندیها حالوهوایی قدیمی و عمداً نامشخص میسازند؛ گویی زمان در این جهان نه کاملاً گذشته است و نه به اکنون تعلق دارد. این ابهام به فضای داستان کمک میکند: رابطهی دو شخصیت در محیطی بسته و خودبسنده جریان دارد، محیطی که بیشتر به صحنهی نمایش میماند تا مکانی واقعگرایانه.
Peter Strickland با بازتابها، قاببندیهای دقیق و حرکتهای سنجیدهی دوربین، گاهی تصویر را از ثبتِ سادهی رخدادها فراتر میبرد و به آن کیفیتی رؤیایی میدهد. این زیبایی، بااینحال، تزئینی صرف نیست. آراستگیِ صحنهها در کنار شکنندگیِ رابطه تضادی میسازد که فیلم را از یک مطالعهی روانشناختیِ خشک دور میکند.
تصاویر به تماشاگر اجازه میدهند در فضای اثر بماند، حتی وقتی روایت آهسته پیش میرود. اما زیباییِ حسابشدهی فیلم همیشه یکدست به نظر نمیرسد. برخی جزئیات، از جمله حضور مانکنها در صحنههای سخنرانی، ممکن است برای بخشی از مخاطبان نشانهای از بیگانگی و تصنع باشند و برای برخی دیگر بیشتر ناموجه یا حتی خندهدار جلوه کنند.
این واکنش، تا حدی حاصل انتخاب آگاهانهی فیلم برای ساختن جهانی مصنوعی است؛ بااینحال، هر نشانهی غریب لزوماً به معنا و تأثیر تبدیل نمیشود. گاهی فاصلهی میان «عجیب بودن» و «ضرورت داشتن» در فیلم کاملاً قانعکننده پر نمیشود. صدا و جزئیات حسی فیلم به جز تصویر، از صدا برای شکلدادن به حسِ نزدیکی و انزوا بهره میگیرد.
« آراستگیِ صحنهها در کنار شکنندگیِ رابطه تضادی میسازد که فیلم را از یک مطالعهی روانشناختیِ خشک دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
صداهای کوچکِ روزمره ــ حرکت لباس، نوشیدن آب یا تماس اشیا ــ در فضای آرام و کنترلشده برجسته میشوند. نتیجه، جهانی است که بیش از آنکه پرهیاهو باشد، ملموس و حسی به نظر میرسد. سکوتها نیز اهمیت دارند: گاهی فاصلهی عاطفی میان دو شخصیت را روشنتر از گفتوگوها نشان میدهند. حضور پروانهها و بیدها نیز به بافت فیلم عمق میدهد.
این حشرات بخشی از شغل و علایق شخصیتها هستند، اما در عین حال به جهان اثر حالوهوایی رازآمیز میبخشند. فیلم آنها را به نمادی با معنای قطعی و یگانه تقلیل نمیدهد؛ بهتر است حضورشان را عنصری از فضای کلی دانست که به فیلم حسِ دگرگونی، گذر و سکون میدهد. این انتخاب با لحن اثر سازگار است: معناها بیشتر در کنار هم قرار میگیرند تا آنکه به شکل توضیحی مستقیم عرضه شوند.
بازیگری و ظرافتِ اجرا بازی Sidse Babett Knudsen و Chiara D’Anna بر پایهی کنترل و جزئیات شکل میگیرد. شخصیتپردازی آنها متکی بر فورانهای آشکارِ احساس نیست؛ مکثها، لحنهای رسمی و تغییرهای کوچک در رفتار، بار عاطفی صحنهها را منتقل میکنند. همین خویشتنداری باعث میشود نقشبازیکردنِ شخصیتها چندلایه به نظر برسد: گاهی معلوم نیست آنچه میبینیم بخشی از آیین است یا نشانهای از احساسِ واقعیِ بازیگرِ درون داستان.
Knudsen در نقش سینتیا میان اقتدارِ نمایشی و خستگیِ پنهان تعادل برقرار میکند. D’Anna نیز میلِ اولین به ادامهی بازی را با ترکیبی از سرسپردگی، اشتیاق و سماجت میسازد. ارزش بازیها در آن است که هیچیک از دو زن را به کاریکاتوری از نقشِ سلطهگر یا فرمانبردار تبدیل نمیکنند. در عوض، رابطه را حاصلِ دو انسان نشان میدهند که نیازهایشان گاهی با یکدیگر همجهت و گاهی ناسازگار است.
« صداهای کوچکِ روزمره ــ حرکت لباس، نوشیدن آب یا تماس اشیا ــ در فضای آرام و کنترلشده برجسته میشوند. »
قوتها و کاستیها
طنزِ خشک و اندوهِ پنهان «The Duke of Burgundy» گاه طنزی خشک و نامنتظر دارد. تشریفاتِ بیشازحد، دقتِ وسواسگونهی آیینها و فاصلهی میان گفتار رسمی و مضمونِ شخصیِ صحنهها میتوانند لبخندآور باشند. اما این طنز رابطه را بیاهمیت نمیکند؛ برعکس، گاهی راهی است برای آشکارکردنِ پوچیِ پنهان در قواعدی که شخصیتها پذیرفتهاند.
در زیر این لحنِ بازیگوش، اندوهی آرام حضور دارد: اندوهِ ناهماهنگی میان آنچه دو نفر از هم میخواهند و آنچه واقعاً میتوانند به یکدیگر بدهند. فیلم این اندوه را با موسیقیِ ملودراماتیک یا گفتارهای توضیحی برجسته نمیکند. بیشتر اجازه میدهد از دلِ تکرار و فاصله سر برآورد. همین خویشتنداری اثرگذار است، هرچند گاهی به کمتأکیدی میانجامد و ممکن است تماشاگر را از نظر عاطفی دور نگه دارد.
جمعبندی «The Duke of Burgundy» فیلمی خوشساخت، جسور و آگاه به انتخابهای فرمیِ خود است؛ اثری که رابطهای نامتعارف را نه بهانهای برای شوک، بلکه بستری برای تأمل دربارهی میل، عادت، رضایت و مسئولیت عاطفی میسازد. بازیهای دقیق، تصویرهای چشمنواز و توجه به صدا و جزئیات حسی، جهانی متمایز پدید میآورند که پس از پایان نیز در ذهن میماند.
در مقابل، ریتم کند و بازگشتهای مکرر به یک الگوی روایی ممکن است حوصلهی برخی مخاطبان را بیازماید. بعضی انتخابهای عجیب نیز بیش از آنکه رازآلود یا ضروری به نظر برسند، فاصلهای ناخواسته با تماشاگر ایجاد میکنند. بااینهمه، قوت فیلم در همین جسارتِ آرام و در پرهیز از پاسخهای ساده است.
« طنزِ خشک و اندوهِ پنهان «The Duke of Burgundy» گاه طنزی خشک و نامنتظر دارد. »
جمعبندی
این اثری نیست که همهی لایههای رابطه را توضیح دهد؛ فیلمی است که تماشاگر را وامیدارد به این فکر کند که عشق چگونه میتواند هم بازیِ مشترک باشد و هم کاری دشوار، و چگونه یک نقشِ خواستهشده، اگر بیوقفه تکرار شود، ممکن است به باری فرساینده بدل گردد.



ثبت دیدگاه