نقد و بررسی
نقد The Duellists | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای کوچک در سایهٔ تاریخ «The Duellists» اثر نخست بلند سینمایی Ridley Scott است؛ فیلمی تاریخی که در ظاهر دربارهٔ دشمنی دو افسر فرانسوی و رشتهای از دوئلهاست، اما در لایهٔ عمیقتر، به بررسی غرور، وسواس و ناتوانی انسان در رهاکردن گذشته میپردازد. داستان از سال ۱۸۰۰ آغاز میشود؛ زمانی که فرانسه در آستانهٔ دگرگونیهای بزرگ سیاسی و نظامی قرار دارد.
در همین فضای آکنده از اقتدار و خشونت، رنجشی ظاهراً جزئی میان آرمان دُوبر و گابریل فِرود به دشمنیای کشدار بدل میشود. فیلم الهامگرفته از داستان کوتاه «دوئل» نوشتهٔ جوزف کنراد است و تجربهٔ نخست اسکات در ساخت فیلم بلند به شمار میآید. اهمیت این زمینه در آن است که فیلم نه تاریخ را بهانهای برای نمایش جنگهای عظیم میکند و نه رقابت دو مرد را از جهان پیرامونشان جدا میسازد.
جنگهای ناپلئونی و تغییر قدرتها در پسزمینه جریان دارند؛ اما لنز فیلم بر دو زندگی متمرکز میماند که زیر فشار همان جهان، بهتدریج در چرخهٔ خصومت گرفتار میشوند. بدینترتیب، رویدادی کوچک در برابر تاریخ کلان قرار میگیرد و پرسشی تلخ پیش میکشد: آیا آدمی میتواند در روزگاری خشونتبار، بیرون از منطق خشونت زندگی کند؟
دو خلقوخو، یک چرخه دُوبر و فِرود نه همزاد یکدیگرند و نه دو قطب سادهٔ خیر و شر. تفاوتشان بیش از هر چیز در شیوهٔ مواجهه با جهان آشکار میشود. دُوبر خویشتندارتر است و میکوشد برای رفتارهایش حد و مرزی قائل شود؛ فِرود تندخو، سرسخت و گرفتار حساسیتی است که هر مخالفتی را به مسئلهای حیثیتی بدل میکند.
« داستان از سال ۱۸۰۰ آغاز میشود؛ زمانی که فرانسه در آستانهٔ دگرگونیهای بزرگ سیاسی و نظامی قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین ناهمسانی، موتور درام را روشن میکند: یک نفر در پی پایاندادن به ماجراست، درحالیکه دیگری هر بار آن را از نو زنده میکند. بااینحال، فیلم دُوبر را نیز کاملاً بیرون از این چرخه قرار نمیدهد. او هرچند بارها میکوشد از برخورد بگریزد، ناگزیر در چارچوبی گرفتار میشود که دشمنش برایش میسازد.
ازاینرو، رقابتشان صرفاً رویارویی میان فردی معقول و فردی نامعقول نیست؛ مسئله، سازوکاری اجتماعی و مردانه نیز هست که در آن عقبنشینی میتواند نشانهٔ ضعف تلقی شود. فیلم با خویشتنداری، نشان میدهد چگونه قواعد نانوشتهٔ آبرو و شأن نظامی میتوانند افراد را به تداوم رفتاری وادارند که خود نیز از آن خستهاند.
دوئل بهمثابه وسواس در این فیلم، دوئلها نمایشهایی مستقل برای خودنمایی یا مهارتآزمایی نیستند. هر رویارویی، ادامهٔ گفتوگویی است که دو شخصیت بیرون از میدان نبرد قادر به پایاندادنش نیستند. شمشیر و تپانچه جای کلام را میگیرند؛ و هر برخورد، بهجای آنکه گرهی را بگشاید، بر گذشته لایهای تازه میافزاید.
رنجش آغازین کمکم اهمیت خود را از دست میدهد، اما رسم انتقام و اصرار بر حفظ آبرو همچنان پابرجا میماند. همین نکته، معنای تکرار را پیچیده میکند. از یکسو، بازگشت مداوم به دوئل میتواند عمداً خستگی و بیحاصلی این دشمنی را به تماشاگر منتقل کند. از سوی دیگر، وقتی الگوی رویارویی بارها تکرار میشود، ممکن است حس یکنواختی پدید آید و پیشرفت روایت برای مدتی کمرنگ شود.
« بااینحال، فیلم دُوبر را نیز کاملاً بیرون از این چرخه قرار نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
این دو اثر، نقطهٔ قوت و محدودیت فیلم را همزمان میسازند: تکرار در خدمت مضمون است، اما همیشه به همان اندازه در خدمت ضرباهنگ نیست. بازیها و حضور جسمانی Harvey Keitel در نقش فِرود، شخصیتی پرتنش و انفجاری میآفریند؛ مردی که خشمش فقط در واژهها خلاصه نمیشود و در نگاه، طرز ایستادن و آمادگیاش برای ورود به میدان نیز نمود دارد.
در سوی دیگر، Keith Carradine برای دُوبر لحنی مهارشدهتر برمیگزیند. او کمتر با فوران احساسات شناخته میشود و بیشتر از راه مکث، تردید و مراقبت در رفتار، کشمکش درونی شخصیت را منتقل میکند. تفاوت این دو بازی، بدون نیاز به توضیحهای طولانی، بخش بزرگی از رابطهٔ خصمانه را قابلفهم میسازد.
بازیها بهویژه در صحنههای دوئل اهمیت مییابند، زیرا بدن بازیگران بخشی از روایت است. حرکتهای محتاطانه، خستگی و تغییر در شیوهٔ رویارویی، زمانِ سپریشده را ملموس میکنند؛ فیلم برای نشاندادن فرسایش، تنها به گفتوگوهای توضیحی متکی نیست. بااینهمه، شخصیتهای فرعی و روابط عاطفی پیرامون این دو رقیب بهاندازهٔ محور اصلی بسط نمییابند.
آنان اغلب به حاشیهای برای بازتاب یا کندکردن کشمکش مرکزی بدل میشوند و کمتر مجال مییابند استقلال دراماتیک پیدا کنند. تصویر، فضا و تاریخ قدرت بصری فیلم از همان ابتدا آشکار است. قاببندیهای دقیق و منظرههای طبیعی، گذشته را به پسزمینهای تزئینی فرو نمیکاهند؛ دشتها، جنگلها و فضاهای معماری به جهان فیلم وزن و سکون میبخشند.
« در سوی دیگر، Keith Carradine برای دُوبر لحنی مهارشدهتر برمیگزیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طبیعت در برابر هیجان پرآشوب شخصیتها آرام مینماید و همین تضاد، احساس تنهایی آنها را تشدید میکند. گاهی فاصلهٔ میان دو مرد در پهنهٔ تصویر، بهاندازهٔ خودِ مبارزه معنا دارد: آنها در میداناند، اما هیچیک به رهایی نزدیکتر نشده است. اسکات در نخستین تجربهٔ بلندش از تصاویری حسابشده و ترکیببندیهایی نزدیک به تابلوهای تاریخی بهره میگیرد.
تأثیر نقاشانهٔ تصویرها، همراه با توجه به لباسها و فضای دوره، به فیلم حس تاریخی مشخصی میدهد، بیآنکه روایت به بازسازی موزهوار محدود شود. این زیباییپردازی در خدمت فاصلهگذاری نیز هست: تماشاگر هم مجذوب شکوه قابها میشود و هم میتواند سردی و بیرحمی جهان را از ورای آنها احساس کند.
ظاهر چشمنواز فیلم، خشونت را زیبا جلوه نمیدهد؛ بلکه آن را در نظمی رسمی و آیینی قرار میدهد که همین نظم، گاه نگرانکنندهترش میکند. ضرباهنگ و محدودیتهای روایت فیلم با شتاب داستانگویی متعارف پیش نمیرود. فاصلههای میان دوئلها، گذر زمان و تغییرات تاریخی، ریتمی اپیزودیک میسازند؛ ریتمی که به تماشاگر فرصت میدهد آثار هر برخورد را در رفتار شخصیتها و فضای فیلم دنبال کند.
این مکثها با مضمون اثر سازگارند: دشمنی نه در یک انفجار ناگهانی، بلکه از راه تکرار و انباشتهشدن سالها دوام میآورد. اما همین انتخاب برای همهٔ مخاطبان کار نمیکند. بعضی فاصلهها طولانی به نظر میرسند و فیلم گاهی در حفظ کشش روایی با دشواری روبهرو میشود. اگر انتظار روایتی پرحادثه با تغییرهای پیدرپی داشته باشیم، کندی فیلم و بازگشت به الگویی مشابه ممکن است ملالآور شود.
« طبیعت در برابر هیجان پرآشوب شخصیتها آرام مینماید و همین تضاد، احساس تنهایی آنها را تشدید میکند. »
قوتها و کاستیها
همچنین کمپرداختگی شخصیتهای فرعی، جهان داستان را در اطراف رقابت اصلی محدود میکند؛ گویی تاریخ و جامعه حضوری پررنگ دارند، اما زندگی خصوصی افراد دیگر تنها بهاندازهای دیده میشود که با محور مرکزی تماس پیدا کند. این محدودیتها از ارزش اثر نمیکاهند، اما نشان میدهند که تمرکز شدید بر دو رقیب، بهایی روایی نیز دارد.
جمعبندی «The Duellists» فیلمی است دربارهٔ دوئل، اما معنای اصلیاش در خودِ شمشیرها خلاصه نمیشود. اثر نشان میدهد چگونه غرور و رسمهای اجتماعی میتوانند رنجشی کوچک را به بخشی از هویت بدل کنند؛ چنانکه آدمی دیگر نه برای حل یک مسئله، بلکه برای وفادارماندن به دشمنیِ خود میجنگد. بازیهای سنجیدهٔ Keitel و Carradine، قابهای چشمنواز و فضای تاریخی سنگین، این ایده را به تجربهای دیداری و روانی تبدیل میکنند.
کندی ریتم، تکرار برخی رویاروییها و کمعمقی نسبی شخصیتهای فرعی، از محدودیتهای واقعی فیلماند. بااینحال، همین تکرار در بسیاری از لحظات، حس اسارت در گذشته را تقویت میکند و زیبایی تصویرها با تلخی مضمون پیوند میخورد. حاصل، فیلمی کمهیاهو اما تأملبرانگیز است که بهجای ستایش قهرمانی، از هزینهٔ سرسختی میپرسد؛ و نشان میدهد گاهی انسان در پی پیروزی بر دشمنش، بیش از هر چیز به اسارت خود درمیآید.
« این محدودیتها از ارزش اثر نمیکاهند، اما نشان میدهند که تمرکز شدید بر دو رقیب، بهایی روایی نیز دارد. »



ثبت دیدگاه