نقد و بررسی
نقد پادشاه مواد مخدر (The Drug King) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
صعود در سایهٔ بندر «The Drug King» ساختهٔ وو مینهو، در بوسانِ دههٔ ۱۹۷۰ آغاز میشود؛ شهری بندری که در فیلم نه فقط پسزمینهای تاریخی، بلکه گذرگاهی میان تجارت، سیاست و دنیای زیرزمینی است. لی دوسام قاچاقچی خردهپایی است که ورودش به بازار مواد مخدر، او را به مسیری میکشاند که در آن فرصت و خطر پیوسته به هم گره میخورند.
فیلم بهجای آنکه تنها روایت تعقیبوگریز یا نبرد میان پلیس و تبهکار باشد، بر میل به قدرت و دگرگونی تدریجی مردی تمرکز میکند که میخواهد از حاشیه به مرکز برسد. لی دوسام، با بازی سونگ کانگهو، قهرمان یک داستان جنایی متعارف است؛ اما نیروی اصلی اثر در واکاوی شکاف میان تصویری که او از خود میسازد و واقعیتی است که هرچه بیشتر میکوشد مهارش کند، گستردهتر میشود.
فیلم در خطوط کلی با روایتهای آشنای صعود و افول تبهکاران همخانواده است، ولی جایدادن این الگو در فضای کرهٔ جنوبیِ آن دوره به آن رنگوبوی متفاوتی میبخشد. بازی سونگ کانگهو؛ میان شوخی و تهدید مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم، بازی سونگ کانگهو است. او لی دوسام را نه با یک خصلت ثابت، بلکه با تغییراتی ظریف و گاه ناگهانی میسازد: مردی که میتواند در یک لحظه بامزه و دوستداشتنی به نظر برسد و لحظهای بعد، حضوری تهدیدکننده پیدا کند.
این جابهجاییِ لحن، تنها چاشنی کمیک نیست؛ بخشی از شخصیتپردازی اوست. شوخی و خودنمایی به لی امکان میدهند فشار موقعیت را پنهان کند، بر اطرافیان اثر بگذارد و در جمع، تصویری دلپذیر از خود به نمایش بگذارد. در مقابل، رفتار خشن و خودخواهانهاش نشان میدهد این جذابیت تا چه اندازه میتواند ابزار قدرت باشد.
« بازی سونگ کانگهو؛ میان شوخی و تهدید مهمترین نقطهٔ اتکای فیلم، بازی سونگ کانگهو است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازیگر، لغزش میان این چهرهها را چنان طبیعی نگه میدارد که تماشاگر همزمان جذب شخصیت و نسبت به او بدگمان میشود. او از یک قاچاقچی صرف، شخصیتی متناقض میسازد: جاهطلب، مضحک، کاریزماتیک و، در ژرفای وجود، ناآرام. بوسان دههٔ هفتاد؛ جهان بیرون و درون فضاسازی فیلم یکی از امتیازهای برجستهٔ آن است.
بندر، رفتوآمدها و مناسبات پشتپرده، جهانی را شکل میدهند که در آن کالا و نفوذ از مرزهای رسمی عبور میکنند و موفقیتِ مجرمانه به شبکهای پیچیده از آشناییها و معاملهها وابسته است. فیلم از لباسها، طراحی صحنه و جزئیات بصری برای زندهکردن دوره بهره میگیرد، بیآنکه تاریخ را صرفاً به منظرهای تزئینی تقلیل دهد.
بوسان، با جایگاه بندریاش، حس شهری را دارد که دروازههایش هم به فرصت بازند و هم به فساد. در این بستر، رشد لی دوسام فقط داستان یک فرد نیست؛ تصویری از محیطی است که در آن ثروت و اعتبار میتوانند مرز میان چهرهٔ آبرومند و زندگی زیرزمینی را محو کنند. تضاد میان حضور اجتماعی او در روز و فعالیت مجرمانهاش در شب، بهخوبی ظرفیت نمایشی این فضا را به کار میگیرد.
طنز و لحن ناپایدار طنز فیلم از رفتارهای اغراقآمیز و اعتمادبهنفس نمایشی لی دوسام نیرو میگیرد. او گاهی چنان با غرور و بیپروایی عمل میکند که صحنهها خندهدار میشوند؛ اما همین لحظههای سبک، آرامش کاملی به تماشاگر نمیدهند. خنده اغلب با این آگاهی همراه است که پشت اداهای شخصیت، خشونت و خطر کمین کردهاند.
« او از یک قاچاقچی صرف، شخصیتی متناقض میسازد: جاهطلب، مضحک، کاریزماتیک و، در ژرفای وجود، ناآرام. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب میتوانست به طنزی تلخ و یکپارچه برسد، ولی فیلم همیشه در حفظ تعادل موفق نیست. گاه تغییر از لحظهای کمیک به فضای جدی، چنان سریع رخ میدهد که دو حالوهوا بهجای آنکه یکدیگر را غنی کنند، کنار هم قرار میگیرند. با این همه، همین ناهمواری در برخی موقعیتها با شخصیت اصلی تناسب دارد: لی دوسام نیز میکوشد هر چیزی را به صحنهای برای نمایش بدل کند، حتی هنگامی که کنترل اوضاع از دستش خارج میشود.
موسیقی و تصویر نیز در خلق لحظههایی پررنگ و نمایشی سهم دارند، هرچند این تأکید گاهی بر ناپایداری لحن میافزاید. ساختار روایت و مسئلهٔ کشآمدن فیلم نزدیک به دو ساعت و بیست دقیقه زمان دارد و این گستردگی به روایت امکان میدهد مراحل مختلف صعود لی دوسام را دنبال کند؛ اما طول اثر همیشه به معنای عمق بیشتر نیست.
در بخشهایی، رویدادها پشت سر هم میآیند، بیآنکه هر بار تغییر تازهای در فهم ما از شخصیت یا مناسبات قدرت پدید آورند. بعضی صحنهها حالوهوای دوره را پررنگ میکنند، اما از نظر پیشبرد داستان ضرورت یکسانی ندارند. نتیجه آن است که ریتم، بهخصوص در میانهٔ فیلم، گاه کند میشود و تماشاگر ممکن است احساس کند روایت برای رسیدن به مرحلهٔ بعدی بیش از اندازه مکث کرده است.
از سوی دیگر، همین فراخی به فیلم اجازه میدهد فضای معاملهها و سازشهای پنهان را بهتدریج بگستراند. مسئله این نیست که فیلم باید کوتاهتر میبود، بلکه این است که بخشی از زمان آن میتوانست صرف تعمیق روابط و پیامدهای انتخابها شود، نه تکرار حالوهوای آشنای داستان. آشنایی الگو و محدودیت شخصیتپردازی طرح کلیِ قصه برای علاقهمندان به درامهای جنایی ناآشنا نیست: مردی از مرتبهای پایین آغاز میکند، با جسارت و زیرکی به قدرت میرسد و در مسیر، بهای جاهطلبی خود را میپردازد.
« این انتخاب میتوانست به طنزی تلخ و یکپارچه برسد، ولی فیلم همیشه در حفظ تعادل موفق نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم به این الگو ویژگیهای محلی و تاریخی میافزاید، اما همیشه از کلیشههایش فراتر نمیرود. مسیر صعود و سقوط، در بخشهایی چنان آشنا پیش میرود که برخی تحولات بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، قابلحدس میشوند. این امر تنش روایی را کاهش میدهد؛ بهویژه هنگامی که فیلم تکیهاش را بر انتظار برای پیامدهای الگوهای شناختهشده میگذارد.
شخصیتهای مکمل نیز غالباً در نسبت با لی دوسام تعریف میشوند: متحد، رقیب، واسطه یا نیرویی که میتواند مسیر او را هموار یا تهدید کند. بازیگران نقشهای فرعی تواناییهای چشمگیری دارند، اما فرصت کافی برای تبدیل این نقشها به شخصیتهایی با جهان درونی مستقل فراهم نمیشود. کیم اینگو، دادستانی که در برابر لی قرار میگیرد، ظرفیت ایجاد تقابل اخلاقی و روایی مهمی دارد؛ بااینحال، رویارویی دو سوی قانون میتوانست پیچیدهتر و پرکششتر پرداخت شود.
کیم جونگآ نیز در فضای اجتماعی و پیوندهای پشتپرده جایگاهی مؤثر دارد، اما سهم او از استقلال شخصیتی به اندازهٔ ظرفیت بازیگرش گسترش نمییابد. در نتیجه، جهان فیلم از چهرههای جذاب پر است، ولی مرکز ثقل آن تقریباً همواره به یک نفر بازمیگردد. قدرت، اعتبار و چهرهٔ عمومی دوگانگی میان نیکوکارِ محبوب جامعه و قاچاقچیِ شبانه، مهمترین ایدهٔ فیلم است.
اعتبار اجتماعی در اینجا نقطهٔ مقابل جرم نیست؛ گاهی پوششی است که آن را پذیرفتنیتر، کمصداتر یا سودآورتر میکند. لی دوسام میکوشد برای خود جایگاهی فراتر از یک تبهکار بسازد و در این راه از نمایش، رابطه و سخاوتِ حسابشده بهره میگیرد. فیلم در این بخش به پرسشی جذاب نزدیک میشود: جامعه چه زمانی از ثروت و نفوذ چشمپوشی میکند، و چه زمانی چهرهٔ محترم را از پسِ ظاهرش میبیند؟
« فیلم به این الگو ویژگیهای محلی و تاریخی میافزاید، اما همیشه از کلیشههایش فراتر نمیرود. »
قوتها و کاستیها
پاسخ اثر همیشه ظریف یا کامل نیست، اما تقابل میان شهرت عمومی و فعالیت پنهان، به داستان معنایی فراتر از نمایش قدرت میدهد. فیلم نشان میدهد که موفقیت در جهان لی دوسام تنها به کنترل کالا وابسته نیست؛ او باید پیوسته روایتِ مطلوبی از خودش نیز به دیگران بفروشد. جمعبندی «The Drug King» بیش از هر چیز با بازی چندلایهٔ سونگ کانگهو و فضای دیداریِ بوسانِ دههٔ هفتاد در ذهن میماند.
طنزهای تلخ، تضاد میان چهرهٔ اجتماعی و زندگی مجرمانه، و تماشای رشد شخصیتی که جذابیتش با تهدید همراه است، به فیلم نیروی قابلتوجهی میبخشند. در برابر، کشآمدن روایت، شخصیتهای مکمل کمپرداخته و اتکا به الگوی آشنای صعود و سقوط، مانع از آن میشوند که اثر در همهٔ لحظهها به اندازهٔ بازیگر اصلیاش زنده و پیچیده باشد.
فیلم در بهترین لحظات، تصویری سرگرمکننده و نگرانکننده از جاهطلبی میسازد؛ در لحظات کماثرتر، به روایتی آشنا دربارهٔ قدرتی بدل میشود که سرانجام هزینهٔ خود را مطالبه میکند. برای تماشاگرانی که بازی محوری و فضاسازی تاریخی را مهمتر از تازگی پیرنگ میدانند، تجربهای دیدنی است؛ اما کسانی که درام جنایی موجز و شخصیتپردازی گسترده میخواهند، ممکن است با محدودیتهای آن روبهرو شوند.
ثبت دیدگاه