نقد و بررسی
نقد The Drowned | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای بر آستانهٔ دریا «The Drowned» از موقعیتی آشنا در سینمای دلهرهآور آغاز میکند: پس از سرقت تابلویی گرانبها، سه سارق به پناهگاهی دورافتاده در کنار دریا میرسند و درمییابند همدست چهارمشان ناپدید شده است. همین غیبت، جای خالیای میسازد که بهسرعت از حضور هر شخصیت دیگری سنگینتر میشود.
آیا ماجرا به خیانت یکی از افراد گروه مربوط است، یا خطری بیرونی در کمین آنهاست؟ فیلم از این پرسش ساده، بستری برای بازی با سوءظن، ترس و ناشناختگی فراهم میآورد؛ بستری که بیش از آنکه بر حادثههای پیاپی متکی باشد، بر انتظار و فضای روانی تکیه میکند. پناهگاه ساحلی در این میان صرفاً پسزمینهای برای داستان نیست؛ خود به عاملی فعال در شکلگیری اضطراب بدل میشود.
خانه از جهان بیرون جداست، اما در مرز با دریا قرار دارد؛ مکانی که هم میتواند پناه باشد و هم راه ورود تهدید. این دوگانگی، از همان آغاز به فیلم کیفیتی ناآرام میدهد. سکون محیط، برخلاف آرامشبخش بودن، حس محاصرهشدگی را تشدید میکند: شخصیتها از یکسو در فضای محدود خانه کنار هم گرفتارند و از سوی دیگر، با گسترهای ناشناخته روبهرو هستند که تا افق ادامه دارد.
در نتیجه، تعلیق نه فقط از آنچه دیده میشود، بلکه از آنچه ممکن است در تاریکی آب پنهان باشد نیرو میگیرد. تعلیق و هندسهٔ بدگمانی پیشفرض فیلم ظرفیت خوبی برای ساختن تریلری محصور و شخصیتمحور دارد. وقتی همراهی ناپدید میشود و هر کس میتواند دلیلی برای پنهانکاری داشته باشد، اعتماد به کالایی کمیاب بدل میشود.
« همین غیبت، جای خالیای میسازد که بهسرعت از حضور هر شخصیت دیگری سنگینتر میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر نیز در موقعیتی مشابه قرار میگیرد: باید از رفتارها، مکثها و واکنشهای آدمها سرنخ بگیرد، بیآنکه بداند کدام نشانه واقعی است و کدامیک فریبنده. فیلم در بخشهایی از این بازی بهره میبرد و با نگهداشتن اطلاعات، تعلیقی خوشایند میسازد؛ تعلیقی که از پرسش «چه اتفاقی افتاده؟» فراتر میرود و به این پرسش میرسد که «به چه کسی میتوان اعتماد کرد؟» بااینحال، سوءظن زمانی بیشترین اثر را دارد که شخصیتها از نظر روانی بهاندازهٔ کافی پرداخت شده باشند و هر رفتارشان از گذشته یا انگیزهای روشن برخیزد.
در اینجا، گاه ابهام به جای آنکه کشش را عمیقتر کند، رابطهٔ شخصیتها را کمرنگ میسازد. تماشاگر ممکن است از آنچه میان افراد میگذرد کنجکاو بماند، اما همیشه احساس نمیکند که کشمکشها از درون آنها سرچشمه میگیرد. فیلم ایدهٔ بیاعتمادی را بهخوبی طرح میکند، ولی در همهٔ لحظات نمیتواند آن را به درامی انسانی و پیوسته تبدیل کند.
سرقت هنری و سایهٔ اسطوره جذابترین امتیاز طرح، کنار هم نشاندن دو قلمرو ناهمگون است: سرقت هنری، با منطق حسابگرانه و مادی خود، و وحشت اسطورهای، با نیروی مبهم و مهارنشدنیاش. تابلوی دزدیدهشده در ظاهر غنیمتی است که شخصیتها را گرد هم آورده؛ اما حضورش پرسشی بزرگتر میسازد. آیا ارزش آن فقط مالی است، یا چیزی در تصویر و پیشینهاش هست که داستان را به جهان راز و افسانه پیوند میدهد؟
این اتصال میتوانست راهی برای بررسی نسبت میان حرص، زیبایی و نیرویی فراتر از فهم انسان باشد. فیلم به اسطورههای یونانی نیز اشاره میکند و از این رهگذر، دریا را به قلمرو افسانه و وسوسه نزدیک میسازد. این انتخاب برای فضای اثر مناسب است: آب همواره چیزی را میپوشاند و همزمان امکان بازگشت آن را حفظ میکند.
« در اینجا، گاه ابهام به جای آنکه کشش را عمیقتر کند، رابطهٔ شخصیتها را کمرنگ میسازد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، پیوند میان تابلوی مسروقه، سرقت و لایهٔ اسطورهای به اندازهای روشن و منسجم پیش نمیرود که همهٔ اجزای طرح را به یک معنا پیوند دهد. برخی نشانهها چنان سربسته باقی میمانند که ابهام از ابزار بیان به مانع فهم بدل میشود. رازآلودگی هنگامی مؤثر است که تماشاگر را به تفسیر دعوت کند؛ اگر رابطهٔ نشانهها بیش از اندازه گسسته باشد، حاصل میتواند سردرگمی باشد، نه شگفتی.
خلاصهٔ رسمی اثر نیز به حضور ارجاعات اسطورهای یونانی در کنار ماجرای سرقت اشاره دارد، بیآنکه لازم باشد برای لذت بردن از فیلم همهٔ آنها را رمزگشایی کرد. تصویر و صدا؛ معماری وهم نیروی بصری فیلم در خدمت ساختن جهانی است که پیوسته میان واقعیت و خیال نوسان میکند. خانهٔ ساحلی، چشمانداز دریا و فضای مهآلود، به قابها حالوهوایی سنگین و سرد میبخشند.
فیلمبرداری بهجای آنکه صرفاً اطلاعات داستانی منتقل کند، از نور، فاصله و ترکیببندی برای ایجاد حس ناامنی بهره میگیرد. چشماندازهای باز در کنار اتاقهای بسته، تناقضی دیداری میسازند: جهان بیرون وسیع است، اما شخصیتها از آن آزادی نمییابند؛ خانه نیز پناهگاهی است که در آن هیچکس واقعاً آسوده نیست.
موسیقی و طراحی صدا این کیفیت را تقویت میکنند. در چنین داستانی، صدای دریا میتواند بیش از یک نشانهٔ محیطی باشد؛ حضوری مداوم که مرز میان سکوت و تهدید را محو میکند. موسیقی نیز با ایجاد حسی از انتظار، صحنهها را از آرامش ظاهری بیرون میآورد و به آنها رنگ اضطراب میزند. نقطهٔ قوت فیلم آن است که برای ساختن هراس، همیشه به نمایش مستقیم خطر نیاز ندارد.
« برخی نشانهها چنان سربسته باقی میمانند که ابهام از ابزار بیان به مانع فهم بدل میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گاه خودِ فاصله، سکوت و احتمالِ شنیدن یا دیدن چیزی نامعلوم، بیش از آشکارشدن آن اثرگذار است. از این جهت، جنبههای فنی فیلم در بسیاری از لحظات از روایت پیشی میگیرند و کیفیتی ماندگارتر از برخی پاسخهای داستانی به جا میگذارند. ریتم و لغزش در تغییر لحن «The Drowned» آرامآرام پیش میرود و میکوشد مخاطب را در فضای مشکوک خود نگه دارد.
این ریتم کند، در آغاز با ماهیت داستان سازگار است؛ زیرا انتظار، بخش مهمی از تجربهٔ شخصیتهاست. اما آهستگی زمانی به تعلیق بدل میشود که هر مکث، اطلاعات تازهای دربارهٔ آدمها یا فضای تهدیدکننده عرضه کند. هرگاه صحنهها تنها بر تکرار حس خطر تکیه کنند، کشش کاهش مییابد و انتظار میتواند فرساینده شود.
فیلم در حفظ این تعادل همیشه موفق نیست و گاه میان ساختن اتمسفر و پیشبردن داستان فاصله میافتد. مسئلهٔ مهمتر، جابهجایی میان تریلر سرقت، معمای روانی و وحشت اسطورهای است. هر کدام از این گونهها قراردادها و انتظارهای خاص خود را دارند؛ ترکیب آنها میتواند غنی و غیرمنتظره باشد، اما نیازمند پلی روایی است که تغییر لحن را طبیعی کند.
فیلم در بخشهایی چنین پیوندی را میسازد، ولی در ادامه گاه از یک فضای روایی به فضای دیگر میپرد، بیآنکه همهٔ این تغییرها از منطق درونی داستان برخاسته باشند. حاصل، پایانی است که ممکن است برای برخی تماشاگران از نظر تصویری و حالوهوا مؤثر باشد، اما از حیث پیوند اجزا، به استحکام دلخواه نمیرسد.
« گاه خودِ فاصله، سکوت و احتمالِ شنیدن یا دیدن چیزی نامعلوم، بیش از آشکارشدن آن اثرگذار است. »
قوتها و کاستیها
اشاره به این ضعف، بدون ورود به جزئیات رخدادها، همان نقطهای را نشان میدهد که فیلم در تلفیق ژانرهایش بیشترین دشواری را تجربه میکند. سرنخها، چرخشها و حد ابهام فیلم تماشاگر را به تفسیر دعوت میکند، اما میزان کامیابی این دعوت یکسان نیست. بعضی سرنخها بیشتر به ساختن حس رمز و راز کمک میکنند تا به شکلدادن زنجیرهای روشن از علت و معلول.
در نتیجه، ممکن است تماشاگر هنگام دیدن فیلم بخشی از اطلاعات را کنار هم بگذارد، اما پس از آن هم دربارهٔ معنای برخی جزئیات مردد بماند. این نوع ابهام ذاتاً ایراد نیست؛ آثار رازآلود گاه عمداً پاسخ قطعی نمیدهند. مسئله هنگامی پدید میآید که اثر برای فهم پیوند عناصر اصلی، بیش از حد به دانستههایی بیرون از خود متکی شود.
چرخشهای داستانی نیز از همین مسئله تأثیر میپذیرند. غافلگیری فقط به پنهانکردن اطلاعات وابسته نیست؛ زمانی مؤثر است که پس از آشکارشدن، مخاطب بتواند نشانههای پیشین را دوباره معنا کند و دریابد که پاسخ تازه از دل همان روایت بیرون آمده است. در این فیلم، بخشی از چرخشها پیش از آنکه ضربهای ناگهانی باشند، انتظارپذیر جلوه میکنند؛ برخی دیگر نیز بهجای روشنکردن معنای ماجرا، بر ابهام میافزایند.
ازاینرو، ممکن است تماشاگر بیش از آنکه با کشفی رضایتبخش روبهرو شود، به دنبال جمعکردن قطعات پراکنده بماند. جمعبندی «The Drowned» اثری است که بیش از هر چیز با فضای خود به یاد میماند: خانهای در حاشیهٔ دریا، آدمهایی گرفتار در بیاعتمادی، تصویری گرانبها با معنایی نامعلوم و تهدیدی که شاید از جهان طبیعی فراتر برود.
« سرنخها، چرخشها و حد ابهام فیلم تماشاگر را به تفسیر دعوت میکند، اما میزان کامیابی این دعوت یکسان نیست. »
جمعبندی
فیلمبرداری و موسیقی، این جهان را با حسی وهمآلود و دلهرهآور جان میبخشند و ترکیب دزدی هنری با اشارههای اسطورهای، ایدهای کنجکاویبرانگیز پدید میآورد. این ویژگیها باعث میشوند حتی در لحظاتی که روایت سست میشود، فیلم همچنان جاذبهٔ دیداری و شنیداری خود را حفظ کند. در سوی دیگر، پیوند ناکامل میان ژانرها، سرنخهای بیش از اندازه مبهم و چرخشهایی که همیشه غافلگیرکننده نیستند، مانع از آن میشوند که طرح جذاب فیلم به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود.
اثر در ساختن حس ناشناختگی موفقتر از توضیحدادن رابطهٔ اجزای رازآلودش است؛ فضاسازیاش از انسجام رواییاش نیرومندتر جلوه میکند. بااینهمه، اگر تماشاگر از وحشت آرام، فضاهای ساحلی وهمآلود و داستانهایی که پاسخهایشان را بهسادگی عرضه نمیکنند لذت ببرد، فیلم میتواند تجربهای دیدنی و قابل تأمل باشد؛ تجربهای که جذابیتش بیشتر در موجهای مبهم اضطراب و تصاویرش نهفته است تا در گرهگشایی بینقص معما.



ثبت دیدگاه