نقد و بررسی
نقد حوری الهی (The Divine Nymph) | 1975
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان اغواگری و فروپاشی «The Divine Nymph» با نام ایتالیایی «Divina creatura»، ساختهٔ جوزپه پاترونی گریفّی، در ایتالیای دههٔ بیست میلادی میگذرد؛ دورهای که در تصویر سینمایی فیلم، زرقوبرق اجتماعی و میل به لذت با نشانههای تباهی و سایهٔ فاشیسم همنشیناند. در مرکز ماجرا مانوئلا، زنی زیبا و رازآمیز، قرار دارد که رابطهاش با دو مرد به میدان رقابت، حسادت و بازی قدرت بدل میشود.
فیلم برای پیشبرد این کشمکش به جای تکیه بر ماجرایی پرشتاب، بر فضای روابط و پیامدهای روانی آنها تکیه میکند؛ رویکردی که گاه جذاب و گاه دشوارپذیر است. این اثر اقتباسی از رمانی به قلم لوچیانو زوکّولی است و لورا آنتونلی، ترنس استامپ و مارچلو ماسترویانی در آن نقشآفرینی میکنند. مانوئلا؛ شخصیت یا تصویر؟
مانوئلا در آغاز همچون نیرویی مسلط بر فضای داستان جلوه میکند. حضورش میل و کنجکاوی برمیانگیزد و مردان پیرامونش را به واکنش وامیدارد؛ اما فیلم بهسادگی او را در قالب زن اغواگرِ آشنا محبوس نمیکند. جذابیت شخصیت در فاصلهٔ میان آن چیزی است که دیگران از او میخواهند و آنچه خودش از زندگی و رابطه طلب میکند.
« مانوئلا در آغاز همچون نیرویی مسلط بر فضای داستان جلوه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین فاصله، پرسشی دربارهٔ اختیار سر برمیآورد: آیا مانوئلا بازی را هدایت میکند، یا در جهانی گرفتار است که ارزش زنان را با زیبایی و تواناییشان در برانگیختن میل میسنجد؟ با این همه، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی درونیات او را روشن نمیکند. رازآلودگی مانوئلا گاهی به پیچیدگی ثمربخش میانجامد، اما گاهی نیز جای انگیزههای دقیق را میگیرد.
تماشاگر ممکن است از جذابیت رفتارش متأثر شود، بیآنکه دریابد تصمیمهایش از کدام نیاز، زخم یا باور برمیخیزند. بنابراین، ابهام شخصیت هم بخشی از نیروی فیلم است و هم یکی از محدودیتهای آن. مثلث عشقی بهمثابه میدان قدرت مثلث عاطفی فیلم صرفاً رقابتی برای بهدستآوردن محبت مانوئلا نیست؛ عرصهای است که در آن منزلت، میل، مالکیت و آسیبپذیری با یکدیگر درگیر میشوند.
دو مرد در برابر حضور او فقط رقیب یکدیگر نیستند، بلکه هر یک تصویری از خواستهها و تصورات خود را به رابطه میآورند. هرچه این رقابت پیش میرود، روشنتر میشود که شور عاشقانه در این جهان از بازی نفوذ و تسلط جدا نیست. همین ساختار، کشمکش دراماتیک اثر را پدید میآورد. جاذبهٔ رابطهها از آنجا میآید که مرز میان شیفتگی و خودخواهی، یا میان صمیمیت و تصاحب، پیوسته ناپایدار است.
« با این همه، فیلم همیشه به اندازهٔ کافی درونیات او را روشن نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
با این حال، چرخشهای روایی همیشه به تحول قانعکنندهٔ شخصیتها منتهی نمیشوند. بعضی موقعیتها بیش از آنکه حاصل رشد تدریجی روابط باشند، مانند قطعههایی از طرحی پرپیچوخم به نظر میرسند. در نتیجه، فیلم در ایجاد تنش کامیابتر از توضیح کامل چرایی آن است. بازیها و فاصلهٔ عاطفی لورا آنتونلی برای مانوئلا حضوری چشمگیر میسازد؛ حضوری که بر نگاه دیگران اثر میگذارد، بیآنکه شخصیت را به مجموعهای از ژستهای اغواگرانه تقلیل دهد.
جذابیت اجرای او بیش از بیان مستقیم احساسات، از مکث، نگاه و کنترل میزان نزدیکیاش به دیگران شکل میگیرد. همین خویشتنداری، فاصلهای میان مانوئلا و تماشاگر حفظ میکند: فاصلهای که میتواند کنجکاویبرانگیز باشد، اما گاه همدلی را دشوار میسازد. ترنس استامپ و مارچلو ماسترویانی نیز به دو سوی متفاوت این میدان عاطفی جان میبخشند.
تقابل شخصیتها تنها از تفاوت خلقوخو نمیآید؛ هرکدام رابطه را مطابق میل و تصور خود تعریف میکنند و همین ناهماهنگی به تنش میافزاید. بازیگران در مجموع به روابط پیچیدهٔ فیلم وزن میدهند، هرچند سردی لحن و کمگویی روایت گاهی مانع میشود که عواطف به اوج روشنی برسند. نتیجه، بازیهایی گیراتر از توضیحاتی است که فیلم دربارهٔ انگیزهها در اختیار تماشاگر میگذارد.
« با این حال، چرخشهای روایی همیشه به تحول قانعکنندهٔ شخصیتها منتهی نمیشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دههٔ بیست؛ تجملی که ترک برداشته است لباسها و طراحی فضای دورهای از برجستهترین امتیازهای فیلماند. پوششهای فاخر و فضاهای آراسته، جهان برخوردار و نمایشی شخصیتها را ملموس میکنند؛ اما ارزش این جلوهها فقط در زیبایی بصری نیست. تجمل در «The Divine Nymph» صورتی از زندگی اجتماعی است که میکوشد آشفتگی و اضطراب را زیر ظاهری کنترلشده پنهان کند.
لباس و دکور، از این نظر، بخشی از روایتاند: شخصیتها را در جهانی قرار میدهند که ظاهر و موقعیت اجتماعی بهاندازهٔ احساس اهمیت دارند. در برابر این شکوه، تاریخ نیز آرامآرام حضور خود را تحمیل میکند. پسزمینهٔ سیاسیِ رو به تیرگی یادآور میشود که روابط خصوصی در خلأ شکل نمیگیرند؛ جامعه و زمانهای که آدمها در آن زندگی میکنند، بر تصورشان از آزادی و قدرت سایه میاندازد.
فیلم این پیوند را بیش از آنکه با توضیحهای مستقیم پیش ببرد، در حالوهوا و تضاد میان ظرافت ظاهری و اضطراب زیرین جای میدهد. از همین رو، شکوه بصریاش نه سرخوش و بیدغدغه، بلکه اندکی سرد و ناآرام به نظر میرسد. ریتم، ابهام و کاستیهای روایت روایت فیلم گاهی نامنسجم و پرپیچوخم میشود.
« دههٔ بیست؛ تجملی که ترک برداشته است لباسها و طراحی فضای دورهای از برجستهترین امتیازهای فیلماند. »
قوتها و کاستیها
جابهجایی در مناسبات و نوسان میان نزدیکی و دوری شخصیتها همیشه با زمینهچینی کافی همراه نیست؛ بنابراین، بخشی از بار فهم داستان بر دوش تماشاگر میافتد. ابهام در ذات خود ایراد نیست، اما وقتی علت تصمیمهای مهم بیش از اندازه ناگفته بماند، پیچیدگی بهجای آنکه لایهٔ تازهای بسازد، میتواند به گسست منجر شود.
ریتم کند نیز حاصل همین انتخاب روایی است. فیلم برای تماشای چهرهها، لباسها و تغییر فضای روابط مکث میکند و کمتر در پی پیشبرد سریع حادثههاست. این مکثها برای تماشاگر علاقهمند به درامهای رابطهمحور فرصت تأمل فراهم میآورند؛ برای کسی که انتظار کشش پیوسته و تحولهای روشن دارد، احتمالاً خستهکننده خواهند بود.
حالوهوای سرد اثر این فاصله را بیشتر میکند: بحرانها وجود دارند، اما فیلم همیشه آنها را با شدت عاطفی متناسب به نمایش نمیگذارد. پایانبندی و جمعبندی پایانبندیِ ناگهانی فیلم با سرشت ناآرام و تلخ آن سازگار است، اما از نظر ساختاری میتواند ناکافی به نظر برسد. داستان فرصت زیادی برای مرتبکردن رشتههای گوناگون خود پیدا نمیکند و برخی پرسشها بیپاسخ میمانند.
« ریتم کند نیز حاصل همین انتخاب روایی است. »
جمعبندی
این انتخاب ممکن است برای عدهای اثری ماندگار و تلویحی بسازد؛ برای برخی دیگر، بیشتر شبیه قطعشدن زودهنگام روایت باشد تا فرجامی سنجیده. اشاره به این ویژگی، بدون آشکارکردن رویدادهای پایانی، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم را توضیح میدهد. «The Divine Nymph» بیش از آنکه در انسجام طرح یا شفافیت روانشناختی کامیاب باشد، در ساختن جهانی زیبا، سرد و آغشته به میل و قدرت اثر میگذارد.
مثلث عشقی آن ظرفیت دراماتیک دارد، بازیها به شخصیتها جان میدهند و طراحی دورهای چشمنواز است؛ در مقابل، ریتم آرام، انگیزههای گاه مبهم و جمعبندی شتابزده از نیروی کلی اثر میکاهند. فیلمی است برای تماشاگرانی که از درامهای تاریخیِ رابطهمحور و شخصیتهای دستنیافتنی استقبال میکنند، اما باید پذیرفت که رمزآلودگی آن همیشه به عمق نمیانجامد و زیبایی بصریاش گاه بیش از روایت در خاطر میماند.
« اشاره به این ویژگی، بدون آشکارکردن رویدادهای پایانی، بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم را توضیح میدهد. »



ثبت دیدگاه