نقد و بررسی
نقد شیاطین (The Devils) | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی که از تاریخ برمیخیزد «The Devils» ساختهٔ Ken Russell، بیش از آنکه بازسازی متعارف یک واقعهٔ تاریخی باشد، هجوم بصری و عاطفی به ذهن تماشاگر است؛ فیلمی که تاریخ را نه چون تصویری آرام و مرتب از گذشته، بلکه همچون کابوسی آشفته، شهوانی و سیاسی به نمایش میگذارد. ماجرا در فرانسهٔ سدهٔ هفدهم و در شهر لودون میگذرد؛ جایی که کشیشی بانفوذ، اوربن گراندیه، در میانهٔ کشاکش قدرت کلیسا و حکومت گرفتار میشود و اتهام جادوگری، به ابزاری برای حذف او بدل میگردد.
اما نیروی فیلم در خودِ طرح داستانی خلاصه نمیشود؛ اهمیتش در این است که از دل ماجرا، جهانی میسازد که در آن ایمان، میل، قدرت و جنون پیوسته جای یکدیگر را میگیرند. راسل تماشاگر را به فضای تاریخی امنی دعوت نمیکند. همهچیز در لودون چنان بیقرار و اغراقشده است که گویی شهر به جای آنکه محل وقوع داستان باشد، خود یکی از شخصیتهای آن است: شهری که دیوارهایش، جمعیتش و نهادهایش زیر فشار ترس و سلطه، پیوسته شکل عوض میکنند.
این انتخاب از همان آغاز روشن میسازد که با درامی واقعگرایانه و متین روبهرو نیستیم؛ فیلم میخواهد تجربهای بسازد که هم مسحور کند و هم پس بزند. قدرت، ایمان و ساختنِ دشمن هستهٔ سیاسی فیلم در سازوکار تبدیل تردید و هراس به ابزار فرمانروایی شکل میگیرد. نهادهای قدرت برای پیشبرد مقاصد خود، به حقیقتی کامل یا شواهدی استوار نیاز ندارند؛ کافی است اتهامی در فضای آمادهٔ پذیرش آن پخش شود.
در چنین فضایی، شایعه میتواند لباس یقین بپوشد و نمایش عمومی، جای داوری را بگیرد. فیلم با جسارتی آشکار نشان میدهد که چگونه مردم و نهادها در ساختن دشمنی مشترک همدست میشوند؛ گاه از سر منفعت، گاه از سر ترس و گاه صرفاً برای رهایی موقت از آشوبی که خود در آن گرفتارند. این نگاه، اثر را از یک روایت صرفاً ضدکلیسایی فراتر میبرد.
« راسل تماشاگر را به فضای تاریخی امنی دعوت نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موضوع اصلی تنها فساد یک نهاد دینی نیست، بلکه سازوکار گستردهتری است که در آن قدرت سیاسی و مذهبی، بدن و اعتقاد انسانها را به میدان نزاع بدل میکنند. فیلم بهروشنی جانبِ قربانیِ اتهام را میگیرد، اما از سادهسازی کامل او نیز میپرهیزد: گراندیه شخصیتی بینقص و بیتناقض نیست. همین فاصله میان خطاهای شخصی او و خشونت نظامی که علیهاش شکل میگیرد، پرسشی محوری میسازد: آیا عیبهای یک فرد میتوانند ظلمی را که بر او روا میشود توجیه کنند؟
میان طنز و خشونت یکی از شاخصترین انتخابهای راسل، آمیختن طنزی گزنده با صحنههایی از خشونت و هراس است. این طنز گاه در رفتارهای تشریفاتی، اداهای صاحبان قدرت و تناقضهای موقعیت پدیدار میشود؛ لحظهای خنده از دل پوچی سر برمیآورد و اندکی بعد، همان جهان به چنان خشونتی میرسد که خنده در گلو میماند.
تماشاگر مدام از یک واکنش به واکنشی دیگر پرتاب میشود و فرصت نمییابد به فاصلهای آسوده از تصویر پناه ببرد. این شیوه میتواند اثرگذار باشد، زیرا نشان میدهد چگونه نمایش و مضحکه، خشونت را پنهان یا عادی میکنند. اما همیشه هم به یک اندازه موفق نیست. گاهی لحن هجوآمیز و صحنههای هولناک چنان بیواسطه کنار هم قرار میگیرند که بهجای تکمیل یکدیگر، با هم اصطکاک پیدا میکنند.
این ناهماهنگی بخشی از تجربهٔ تماشای فیلم است: راسل نهفقط موضوعی آشفته را روایت میکند، بلکه آشفتگی را به زبان اجرایی اثر نیز راه میدهد. برای بعضی مخاطبان، همین بیثباتی سرچشمهٔ نیروی فیلم است؛ برای برخی دیگر، مانعی جدی در راه همراهشدن با آن. شهر سفید و صحنهآراییِ کابوسوار طراحی صحنه از مهمترین دستاوردهای فیلم است.
« میان طنز و خشونت یکی از شاخصترین انتخابهای راسل، آمیختن طنزی گزنده با صحنههایی از خشونت و هراس است. »
شخصیتها و اجرا
فضای شهر، با معماری روشن، سطوح سفید و ترکیببندیهای نامتعارف، بیش از آنکه بازآفرینی طبیعی یک شهر تاریخی باشد، صحنهای ذهنی و نمایشی به نظر میرسد. این انتخاب، فیلم را از رنگوبوی آشنای درامهای دورهای دور میکند. دیوارهای سفید نه نشانهٔ پاکی و آرامش، بلکه بستری سرد و ناآراماند که خشونت و هراس را برجستهتر میسازند.
جزئیات صحنهها نیز به این حس زندگیِ پرآشوب کمک میکنند. قابها اغلب مملو از حرکت، اشیا و آدمهایی هستند که در برابر یکدیگر قرار میگیرند؛ گویی نظم تصویری مدام در آستانهٔ فروپاشی است. این طراحی گاهی چشم را از شخصیتها میرباید، اما همین انباشتگی با جهان فیلم پیوند دارد: لودون جایی نیست که بتوان در آن به خلوتی مطمئن رسید.
هر فضا میتواند به صحنهٔ نمایش، بازجویی یا تماشای جمعی تبدیل شود. نتیجه، شهری است که نه فقط زمینهٔ داستان، بلکه صورت بصریِ محاصره و نظارت است. بازیها و کشمکش درونی شخصیتها Oliver Reed در نقش گراندیه حضوری سنگین و مقتدر دارد. او شخصیتی را میسازد که اعتمادبهنفس، خودخواهی و آسیبپذیری در او به شکلی پیچیده کنار هم قرار گرفتهاند.
Reed نیازی ندارد شخصیت را با توضیحهای طولانی روشن کند؛ ایستادن، نگاه و لحنش اغلب برای نشاندادن اقتدار مردی کافی است که به جایگاه خود خو گرفته، اما ناگهان درمییابد قدرت شخصیاش در برابر دستگاهی بزرگتر چه اندازه شکننده است. این حضور، در میان هیاهوی فیلم، نقطهای نسبتاً ثابت فراهم میکند.
« این انتخاب، فیلم را از رنگوبوی آشنای درامهای دورهای دور میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، Vanessa Redgrave در نقش خواهر ژان، اجرایی ناآرام و چندوجهی ارائه میدهد. او شخصیت را به نمادی ساده از شرارت یا فریب فرو نمیکاهد؛ در بازیاش میل سرکوبشده، رنج، خیالپردازی و میل به قدرت درهم میآمیزند. همین پیچیدگی، فضای فیلم را از داوری آسان دور میکند. با این حال، اغراق اجرایی و حرکات تند و نمایشی ممکن است برای برخی مخاطبان بیش از حد صریح یا نمایشی به نظر برسد.
بازیها در کل با سبک خود فیلم همنفساند: بزرگ، پرتنش و گاه عمداً بیقرار. ریتم، اغراق و خستگی «The Devils» فیلمی نیست که در همهٔ لحظهها با ریتمی روان پیش برود. شروع آن بهتدریج جهان و مناسبات قدرت را میچیند و ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار گرهافکنی سریع دارند، کند جلوه کند.
در ادامه نیز برخی صحنهها آنقدر امتداد مییابند که اثرگذاریشان با فرسودگی تماشاگر رقابت میکند. راسل بهندرت به ایجاز پناه میبرد؛ او ترجیح میدهد موقعیت را تا مرز اشباع پیش ببرد. این انتخاب، گاهی به سود فیلم تمام میشود. طولانیشدن صحنهها حس گرفتارشدن در آیینی جمعی و بیپایان را تقویت میکند؛ انگار تماشاگر نیز همراه مردم لودون در معرض نمایشهای عمومی قرار گرفته است.
اما در لحظاتی دیگر، انباشت تصویر و واکنش، بهجای افزودن معنا، از تمرکز میکاهد. همین افراط بخشی جداییناپذیر از شخصیت اثر است: فیلمی که میخواهد زیادهروی را تجربهپذیر کند، ناگزیر خطر خستهکردن مخاطب را هم میپذیرد. تجربهای برای تماشاگرِ آماده این فیلم برای هر سلیقهای ساخته نشده است.
« در سوی دیگر، Vanessa Redgrave در نقش خواهر ژان، اجرایی ناآرام و چندوجهی ارائه میدهد. »
قوتها و کاستیها
خشونت، تنش جنسی، تصویرپردازی نامتعارف و شوخیهای تلخ آن میتوانند آزارنده باشند؛ بهویژه برای کسانی که از درهمآمیختن امر مقدس، امر جسمانی و هراسآور گریزاناند. بااینحال، هدف اثر صرفاً شوکهکردن نیست. زیر این ظاهر پرهیاهو، پرسشی جدی دربارهٔ اختیار، سرکوب و مناسبات قدرت جریان دارد.
فیلم میخواهد نشان دهد که چگونه میلِ انکارشده و ترسِ جمعی، در دست صاحبان نفوذ به نیرویی برای مجازات تبدیل میشوند. در تماشای آن بهتر است انتظار درامی تاریخیِ متعارف یا روایتی با لحن یکنواخت را کنار گذاشت. «The Devils» بیش از آنکه داستان را نرم و بیوقفه پیش ببرد، تماشاگر را در معرض تضادهایی میگذارد که قرار نیست بهآسانی حل شوند.
گاه خندهدار است و گاه چندشآور؛ گاه تماشایی و گاه خستهکننده. همین دوگانگی سبب میشود اثر حتی پس از پایان تماشا نیز در ذهن بماند، نه بهسبب آنکه همهٔ انتخابهایش بینقصاند، بلکه چون از سازش با ذائقهٔ راحت سر باز میزند. جمعبندی «The Devils» تجربهای نامعمول و بیپرواست که تاریخ را به صحنهای برای بررسی قدرت، سرکوب و نمایش عمومی بدل میکند.
طراحی صحنهٔ زنده و کابوسوار، بازیهای پرتنش و آمیزش جسورانهٔ طنز با خشونت، به آن هویتی کممانند میبخشند. در مقابل، ریتم کند در بخشهایی از فیلم، شلوغی بصری و نوسان گاه ناهماهنگ لحن ممکن است تماشاگر را از آن دور کند. بااینهمه، آشفتگی فیلم صرفاً عیب اجرایی نیست؛ بخشی از زبان آن است، زبانی که تماشاگر را میان خنده، انزجار و کنجکاوی معلق نگه میدارد.
« بااینحال، هدف اثر صرفاً شوکهکردن نیست. »
جمعبندی
این اثر بیش از آنکه خواهان پسندیدهشدن باشد، خواهان مواجهه است؛ مواجههای دشوار، بحثبرانگیز و بهیادماندنی.
« این اثر بیش از آنکه خواهان پسندیدهشدن باشد، خواهان مواجهه است؛ مواجههای دشوار، بحثبرانگیز و بهیادماندنی. »
ثبت دیدگاه