نقد و بررسی
نقد شیطانزده (The Devil's Possessed) | 1974
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان وحشت و ماجرای شمشیر «The Devil’s Possessed» ساختهٔ León Klimovsky، فیلمی اسپانیاییـآرژانتینی از ۱۹۷۴ است که با عنوانی وسوسهبرانگیز، انتظار اثری سراسر جنگیری و وحشت را برمیانگیزد؛ اما خیلی زود روشن میشود که با ماجرایی تاریخی و شمشیرزنانه روبهرو هستیم که عناصر occult در آن بیشتر نقش چاشنی دارند تا هستهٔ اصلی.
داستان، فرمانروایی ستمگر را دنبال میکند که در پی قدرتی فزونتر، به جادو و آیینهای تاریک متوسل میشود و مردمانش را زیر فشار حکومت خود نگه میدارد. بازگشت یک جنگاور به سرزمینش، این نظم هراسآلود را به لرزه میاندازد و زمینهٔ خیزش مردم را فراهم میکند. این چرخش از وحشت به ماجراجویی، مهمترین ویژگی فیلم است؛ ویژگیای که برای برخی تماشاگران غافلگیرکننده و سرگرمکننده خواهد بود و برای برخی دیگر، فاصلهای آزاردهنده میان وعدهٔ عنوان و جنس واقعی اثر ایجاد میکند.
قدرت، خرافه و سیاست فیلم در بهترین لحظاتش، قصهای دربارهٔ چگونگی همدستی قدرت سیاسی و باورهای خرافی است. فرمانروا تنها با زور شمشیر حکم نمیراند؛ او میکوشد ترس از نیروهای ماورایی را نیز به ابزار سلطه بدل کند. در این جهان، جادو نهچندان نیرویی اسرارآمیز و مستقل، بلکه بخشی از سازوکار فریب و کنترل است: قدرتطلبی، وعدههای فریبنده و ترس مردم به هم گره میخورند و خشونت را طبیعی جلوه میدهند.
فیلم از این منظر ظرفیت یک درام سیاسی تیره را دارد، اما معمولاً فرصت نمیکند این ایده را با عمق کافی بپروراند. رخدادها بیش از آنکه از کشمکش درونی شخصیتها زاده شوند، بهانهای برای حرکت داستان به سوی رویارویی بعدی میشوند. این نابرابری میان ایده و پرداخت، بهویژه در گذار میان فضای رازآلود و ماجرای شورش نمود پیدا میکند.
« بازگشت یک جنگاور به سرزمینش، این نظم هراسآلود را به لرزه میاندازد و زمینهٔ خیزش مردم را فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، فریب و سهم خودکامگی در فساد مطرح میشوند، اما پاسخها اغلب در سطح باقی میمانند. فیلم از قدرت بالقوهٔ داستانش آگاه است، ولی همیشه نمیداند کدام وجه را در مرکز توجه نگه دارد: وحشت آیینی، سقوط یک حاکم یا شورش مردمی علیه استبداد. پل نَشی و چهرهٔ حاکم ستمگر حضور Paul Naschy در نقش فرمانروا، یکی از تکیهگاههای اصلی فیلم است.
او برای این نقش از هیبت جسمانی و چهرهٔ سنگین خود بهره میگیرد و حاکمی را میسازد که اقتدارش با هراس و خشونت درآمیخته است. شخصیت، در عین حال، صرفاً یک شرور بیچهره نیست: جاهطلبی و تأثیرپذیریاش از اطرافیان، تصویری از مردی فراهم میکند که خواست سلطه در او با زودباوری و خودفریبی همراه شده است.
این تضاد میتوانست به شخصیتی پیچیدهتر بینجامد، اما فیلمنامه آن را پیوسته و دقیق نمیکاود. بازی Naschy گاه پررنگتر از خود فیلم میشود؛ او حضوری نمایشی دارد و میکوشد حتی در لحظات کمجان، صحنه را در اختیار بگیرد. در مقابل، بخشی از بازیهای دیگر بازیگران و واکنشهایشان خشک و کمفروغ به نظر میرسد.
این تفاوت، انسجام درام را کاهش میدهد: برخی شخصیتها بیشتر برای پیش بردن ماجرا یا قرار گرفتن در برابر حاکم حضور دارند تا آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقلی پیدا کنند. حاصل، فیلمی است که ضدقهرمانش گاه از قهرمان و حتی از خود پیرنگ جذابتر میشود. شمشیرها در مرکز قاب مهمترین بدفهمی احتمالی دربارهٔ فیلم از عنوان آن سرچشمه میگیرد: انتظار وحشتی پیوسته و ماجرای جنگیری، با اثری روبهرو میشود که بخش بزرگی از انرژیاش را صرف شمشیربازی، قلعه و نبرد میکند.
« پرسشهایی دربارهٔ مسئولیت، فریب و سهم خودکامگی در فساد مطرح میشوند، اما پاسخها اغلب در سطح باقی میمانند. »
شخصیتها و اجرا
در عمل، «The Devil’s Possessed» به ماجرای تاریخیِ ماجراجویانه نزدیکتر است تا فیلمی دربارهٔ تسخیر و جنگیری. عناصر جادویی و شیطانی فضا میسازند، اما جایگاهشان در قیاس با کنشهای زمینی و مبارزهٔ مسلحانه محدودتر است. صحنههای شمشیربازی به روایت تحرک میبخشند و دوئل پایانی، بهویژه، از تماشاییترین بخشهای فیلم است؛ رویاروییای که فیلم پس از مسیر پرپیچوخم خود سرانجام به سوی آن سوق پیدا میکند.
بااینحال، کیفیت این صحنهها یکنواخت نیست. بعضی حرکات شتاب و انرژی لازم را دارند، اما برخی دیگر چنان تصنعی یا سبکوزن اجرا میشوند که وزن خطر و خشونت را از میان میبرند. طراحی مبارزه در لحظاتی بیشتر به نمایش تمرین شمشیربازی شباهت پیدا میکند تا کنشی که واقعاً سرنوشت شخصیتها را تهدید کند.
بنابراین، هیجان صحنهها بیش از آنکه از دقت اجرایی بیاید، به موقعیت داستانی و انتظار برای برخورد نهایی وابسته است. قلعه، جامهها و ساختن گذشته لباسها و دکورها به فیلم کمک میکنند تا جهانی تاریخی و جدا از روزمرگی بسازد. قلعهها، زرهها و جامههای درباری، بهخصوص در نماهای گروهی، حس یک قلمرو فئودالی را القا میکنند؛ جهانی که قدرت در آن با فاصلهٔ طبقاتی، دیوارهای سنگی و نمایش تشریفاتی اقتدار تعریف میشود.
این عناصر برای فیلمی با منابع محدود، ارزشمندند: آنها فضایی فراهم میکنند که خشونت سیاسی در آن باورپذیرتر به نظر برسد و رویارویی حاکم و مردم صورتی دیداری پیدا کند. البته این طراحی بهتنهایی برای آفرینش جهانی کاملاً مجابکننده کفایت نمیکند. گاهی کیفیت ساخت، میزانسن یا اجرای کنشها ارزان و ناپخته جلوه میکند و توهم تاریخی را میشکند.
« در عمل، «The Devil’s Possessed» به ماجرای تاریخیِ ماجراجویانه نزدیکتر است تا فیلمی دربارهٔ تسخیر و جنگیری. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، دکور و لباسها بهجای آنکه همواره بخشی زنده از جهان فیلم باشند، گاه یادآور محدودیتهای تولید میشوند. همین دوگانگی، حالوهوای اثر را شکل میدهد: فیلم میخواهد عظمت یک درام قرونوسطایی را عرضه کند، اما امکانات و پرداخت اجراییاش تنها در بعضی لحظات از پس این خواسته برمیآیند.
ریتمی نابرابر و مسیری نامطمئن پیرنگ فیلم با وجود جهت کلی روشنش، از نظر ریتم لغزش دارد. بخشهایی از داستان کش میآیند و تنش لازم را حفظ نمیکنند؛ در مقابل، برخی رویدادها بدون مکث کافی از کنار پیامدهای خود میگذرند. این مسئله فقط به کندی مقطعی مربوط نیست، بلکه به نامشخص بودن مرکز ثقل روایت هم بازمیگردد.
اگر فیلم بر وحشت و مناسک تاریک تأکید کند، باید فضای شومی بسازد؛ اگر بر شورش و ماجراجویی تکیه کند، به پیوند محکمتر شخصیتها و کنشها نیاز دارد. اثر میان این دو مسیر رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه گذار میانشان را طبیعی سازد. همین نوسان توضیح میدهد چرا تجربهٔ تماشای فیلم میتواند دوگانه باشد.
برای مخاطبی که با انتظار شمشیربازی و فضای قلعهای سراغش میرود، بخشهای اکشن و رویارویی نهایی احتمالاً رضایتبخشترند. اما تماشاگر مشتاق وحشتی متمرکز، ممکن است از کمرنگ بودن عناصر فراطبیعی و طولانی شدن بعضی صحنهها ناامید شود. ضعف فیلم در این نیست که ژانرها را ترکیب میکند؛ مسئله آن است که ترکیبشان همیشه به تعادلی ثمربخش نمیرسد.
« ریتمی نابرابر و مسیری نامطمئن پیرنگ فیلم با وجود جهت کلی روشنش، از نظر ریتم لغزش دارد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «The Devil’s Possessed» اثری نابرابر اما دارای لحظاتی جذاب است: فیلمی که با عنوانی گمراهکننده وارد میدان میشود، اما در عمل بیش از هر چیز به درام تاریخی و ماجرای شمشیرزنی گرایش دارد. Paul Naschy در نقش حاکم شرور حضوری چشمگیر دارد و طراحی لباس و دکور، هرچند محدود، به شکلگیری فضای موردنظر کمک میکنند.
شمشیربازیها و بهویژه دوئل پایانی نیز لحظاتی از هیجان و تحرک میآفرینند. در سوی دیگر، ریتم کشدار، بازیهای گاه بیجان، کیفیت ناپایدار صحنههای مبارزه و پراکندگی تمرکز روایی مانع از آن میشوند که فیلم به ظرفیت موضوعش برسد. جادو و وحشت، که میتوانستند نیروی اصلی اثر باشند، در سایهٔ ماجراهای شمشیرزنانه قرار میگیرند؛ و شورش مردمی، با وجود اهمیتش، همیشه از عمق دراماتیک کافی برخوردار نمیشود.
حاصل، فیلمی است که بیش از آنکه اثری تمامعیار در ژانر وحشت باشد، کنجکاویبرانگیز و گاه سرگرمکنندهای در قلمرو ماجرای تاریخی است؛ تجربهای مناسب برای تماشاگرانی که با انتظار دیدن یک شمشیرنامهٔ کمهزینه و نامتعارف به سراغش میروند.
« شمشیربازیها و بهویژه دوئل پایانی نیز لحظاتی از هیجان و تحرک میآفرینند. »



ثبت دیدگاه