نقد و بررسی
نقد The Deuce | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری بهمثابه شخصیت «The Deuce» بیش از آنکه روایتی دربارهٔ یک صنعت خاص باشد، تصویری از شهری است که در آن آدمها، پول و قدرت پیوسته جای خود را عوض میکنند. میدان تایمز نیویورک در آغاز دههٔ هفتاد نه پسزمینهای خنثی، بلکه نیرویی فعال در داستان است: خیابانهای شلوغ و فرسوده، بارها، سینماها و هتلها، شبکهای میسازند که زندگی شخصیتها را به هم گره میزند.
سریال این جغرافیا را با جزئیات ملموس بازمیسازد و از دل آن، تصویری از نیویورک ارائه میدهد که هم پرجنبوجوش است و هم فرسوده؛ شهری که هر گوشهاش فرصت، خطر و معاملهای تازه در خود دارد. در طول روایت، دگرگونی میدان تایمز با تغییر مناسبات اقتصادی و اجتماعی پیوند میخورد. رونق صنعت سرگرمی بزرگسالان، گسترش مواد مخدر، همهگیری اچآیوی و بازگشت سرمایهگذاران ملکی، فقط رویدادهایی جداگانه نیستند؛ هرکدام بخشی از فرایندیاند که چهرهٔ محله را دگرگون میکند.
سریال با نگاه به این تحولات، از نوستالژی سادهانگارانه پرهیز میکند: گذشته را نه بهعنوان عصری آزاد و افسانهای، بلکه همچون دورهای آکنده از خشونت، استثمار و رقابت نشان میدهد. روایت شبکهای و جهان چندلایه ساختار سریال بر گروه بزرگی از شخصیتها استوار است و از یک قهرمان یگانه فاصله میگیرد.
قصه میان کارگران بارها، مأموران پلیس، دلالان، زنان شاغل در خیابان، سرمایهگذاران و افرادی که در حال ساختن صنعت تازهای هستند، حرکت میکند. این انتخاب، امکان میدهد میدان تایمز نه فقط از چشم صاحبان قدرت، بلکه از زاویهٔ کسانی دیده شود که در حاشیهٔ آن کار و زندگی میکنند. روایت در پی آن نیست که تحولات تاریخی را به زنجیرهای از نقاط عطف پرهیجان تبدیل کند.
« در طول روایت، دگرگونی میدان تایمز با تغییر مناسبات اقتصادی و اجتماعی پیوند میخورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بیشتر اوقات، تغییرات از خلال گفتوگوها، تصمیمهای روزمره و جابهجاییهای کوچک آشکار میشوند؛ امری که به جهان سریال حس واقعگرایی میبخشد. در عین حال، همین روش گاه به کندی میانجامد. برخی بخشها بیش از آنکه داستان را بهسرعت پیش ببرند، بر بافت اجتماعی و جزئیات محیط مکث میکنند. برای بینندهای که انتظار کشمکشهای پیدرپی دارد، این صبر روایی ممکن است کشدار جلوه کند؛ اما برای مخاطبی که از تماشای شکلگیری تدریجی یک جهان لذت میبرد، همین مکثها بخشی از جذابیت اثر است.
شخصیتها میان انتخاب و اجبار شخصیتهای «The Deuce» بهندرت در قالبهای اخلاقی ساده جا میگیرند. آنها در محیطی تصمیم میگیرند که گزینههای پیش رویشان از آغاز نابرابر است. نیاز مالی، وابستگی عاطفی، فشار اجتماعی و تهدید خشونت، دامنهٔ اختیار را محدود میکند؛ بااینحال، سریال شخصیتها را صرفاً قربانی شرایط نمیداند.
هرکدام در برابر موقعیت خود راهبردی برمیگزینند و گاه همان راهبرد، به بهای تازهای منتهی میشود. جیمز فرانکو در نقش دو برادر دوقلو، دو مسیر متفاوت را در دل یک زندگی خانوادگی و شهری به نمایش میگذارد. تفاوت شخصیتها فقط به ظاهر یا موقعیتشان محدود نمیشود؛ هر یک واکنشی جداگانه به مسئولیت، خطر و فرصت دارد.
این نقشآفرینی در بستری پرشخصیت اهمیت مییابد، زیرا میان دو چهرهٔ نزدیک، تفاوتهای رفتاری و عاطفی ایجاد میکند. بااینهمه، مرکز عاطفی سریال بیش از هر چیز در شخصیت کندی، با بازی مگی جیلنهال، شکل میگیرد؛ زنی که هوش و بلندپروازیاش او را به سوی نقشی تازه در صنعتی در حال گسترش میکشاند.
« در عین حال، همین روش گاه به کندی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
بازی جیلنهال از نمایش قدرت او بهعنوان ژستی قهرمانانه پرهیز میکند و بهجای آن، ترکیبی از محاسبهگری، تردید و آسیبپذیری را پیش چشم میگذارد. صنعت، جنسیت و مناسبات قدرت یکی از وجوه قابلتوجه سریال، نگاه آن به صنعتی است که از دل اقتصاد غیررسمی بیرون میآید و بهتدریج شکل تجاری و قانونیتری پیدا میکند.
«The Deuce» این گذار را داستانی ساده دربارهٔ پیشرفت یا آزادی نمیبیند. تغییر شکل کسبوکار، لزوماً به معنای از میان رفتن استثمار نیست؛ گاه فقط شیوهٔ اداره و زبان توجیه آن را عوض میکند. قانون، سرمایه و رسانه میتوانند بخشی از فعالیتی را که زمانی در حاشیه بوده به جریان اصلی نزدیک کنند، بیآنکه نابرابریهای بنیادین آن را برطرف سازند.
در این چارچوب، مسئلهٔ جنسیت حضوری محوری دارد. سریال نشان میدهد چگونه بدن زنان به محل برخورد خواستههای شخصی، نیازهای اقتصادی و منافع مردان صاحب قدرت بدل میشود. اما زنان را به نمادهایی یکدست از رنج یا مقاومت فرو نمیکاهد. آنان خواستهها، تناقضها و محاسبات خود را دارند و گاهی انتخابهایی میکنند که از بیرون ناسازگار یا دشوارفهم به نظر میرسد.
این نگاه، از ارزش تحلیلی اثر میکاهد که نمیکاهد، بلکه پیچیدگی اخلاقی آن را افزایش میدهد؛ زیرا مخاطب را به داوری آسان دربارهٔ انتخابهای آنان دعوت نمیکند. بازیگری و حضور گروهی قدرت بازیگری سریال در نقشهای اصلی خلاصه نمیشود. بازیگران فرعی نیز در خلق حس یک اجتماع زنده سهم دارند؛ آدمهایی که حتی در صحنههای کوتاه، گذشتهای بیرون از قاب و انگیزههایی خاص به نظر میرسند.
« The Deuce» این گذار را داستانی ساده دربارهٔ پیشرفت یا آزادی نمیبیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت برای روایتی که بر همجواری شخصیتها تکیه دارد ضروری است: اگر چهرههای پیرامونی صرفاً ابزار پیشبرد قصه بودند، میدان تایمز به صحنهای مصنوعی بدل میشد. جیلنهال حضوری دقیق و درونی دارد و مسیر شخصیتش را با تغییرات ظریف در لحن و رفتار دنبال میکند. فرانکو نیز باید دو شخصیت نزدیک به هم را از یکدیگر متمایز سازد، بیآنکه نقشآفرینی به نمایش مهارت فنی صرف تبدیل شود.
مهمتر از این دو، هماهنگی گروهی بازیگران است؛ گروهی که به سریال کمک میکند روابط کاری، رقابتها و وابستگیها را طبیعی جلوه دهد. در بهترین لحظات، بازیها از مرز معرفی شخصیت فراتر میروند و به مخاطب نشان میدهند هر فرد چگونه در برابر نگاه دیگران نقش بازی میکند. بازسازی تاریخی و لحن بصری بازسازی نیویورک دهههای هفتاد و هشتاد از نقاط قوت روشن سریال است.
طراحی صحنه و لباس، خیابانها، فضای داخلی بارها و سینماها و موسیقی، حس دورهای مشخص را میسازند، بیآنکه همهچیز به نمایش تزئینی گذشته تقلیل یابد. این فضا، تیره و آلوده است، اما یکنواخت نیست: جنبوجوش شبانه و شور تجاری در کنار فرسودگی و خطر حضور دارند. همین همنشینی به جهان سریال جان میدهد.
لحن اثر نیز آگاهانه از اغراق فاصله میگیرد. خشونت و بحرانهای اجتماعی به ابزار هیجانسازی صرف تبدیل نمیشوند؛ اغلب چون فشارهایی ممتد بر زندگی آدمها حضور دارند. این رویکرد در عوض، نیازمند توجه و حوصلهٔ مخاطب است. سریال میخواهد بیننده نه فقط رخدادها را ببیند، بلکه تغییرات محیط را در جزئیات احساس کند؛ از همین رو، فضای تاریخی گاهی از خود رخداد داستانی جلوتر میایستد.
« جیلنهال حضوری دقیق و درونی دارد و مسیر شخصیتش را با تغییرات ظریف در لحن و رفتار دنبال میکند. »
قوتها و کاستیها
محدودیتها و نابرابری در پرداخت تعدد شخصیتها، که از یک سو گسترهٔ جهان سریال را غنی میکند، از سوی دیگر میتواند تمرکز را پراکنده سازد. برخی خردهداستانها جذاب آغاز میشوند، اما فرصت نمییابند به اندازهٔ ظرفیتشان گسترش پیدا کنند. در نتیجه، بعضی شخصیتها بیشتر به نشانهای از یک مسئلهٔ اجتماعی بدل میشوند تا حضوری کامل و مستقل.
این نابرابری در پرداخت، بهویژه در بخشهایی که چند خط داستانی همزمان پیش میروند، محسوس است. کندی ریتم نیز همیشه به عمق منجر نمیشود. مکثهای روزمره و تکرار فضای خیابان در مواردی به ساخت حس زیستپذیر کمک میکنند، اما گاهی فاصلهای میان اهمیت موضوع و شدت دراماتیک صحنهها ایجاد میشود.
بااینحال، شتابدادن به روایت احتمالاً بخشی از ویژگی اصلی آن را از میان میبرد: توجه به فرایندهای تدریجیای که در آنها شهر و صنعت، نه ناگهان، بلکه قدمبهقدم تغییر میکنند. جمعبندی «The Deuce» در بهترین وجه خود، پرترهای گسترده از نیویورک و سازوکارهای قدرت در دورهای پرآشوب است.
اهمیتش فقط در پرداخت به صنعت سرگرمی بزرگسالان نیست، بلکه در نشاندادن پیوند میان اقتصاد، جنسیت، قانون، خشونت و دگرگونی شهری است. سریال با تکیه بر گروه بازیگری نیرومند، فضاسازی دقیق و روایت چندلایه، جهانی میسازد که آدمهایش نه قهرمانانی بینقصاند و نه قربانیانی بیاختیار. کندی ریتم، پراکندگی خطوط داستانی و نابرابری در پرداخت برخی شخصیتها ممکن است تجربهٔ تماشای آن را دشوار کند.
« برخی خردهداستانها جذاب آغاز میشوند، اما فرصت نمییابند به اندازهٔ ظرفیتشان گسترش پیدا کنند. »
جمعبندی
بااینهمه، این کاستیها از ارزش نگاه اجتماعی و تاریخی اثر نمیکاهند. «The Deuce» برای تماشاگرانی مناسب است که از روایتهای پرجزئیات، شخصیتمحور و صبورانه استقبال میکنند؛ اثری که بهجای داوری شتابزده، مخاطب را به مشاهدهٔ دقیق جهانی دعوت میکند که در آن تغییر، هم وعدهٔ فرصت است و هم صورتی تازه از هزینه و فقدان.
« بااینهمه، این کاستیها از ارزش نگاه اجتماعی و تاریخی اثر نمیکاهند. »



ثبت دیدگاه