نقد و بررسی
نقد The Dentist | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و وعدهٔ ژانری «دندانپزشک» ساختهٔ برایان یوزنا، وحشت را از مکانی بیرون میکشد که معمولاً نشانهٔ درمان و اطمینان است: مطب دندانپزشکی. فیلم با تکیه بر ترسی آشنا و روزمره، جهان پاکیزهٔ ابزارهای فلزی، چراغهای سفید و دهانِ بیدفاع بیمار را به صحنهای تهدیدآمیز بدل میکند.
این ایده در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما ظرفیت بصری و روانی قابلتوجهی دارد؛ زیرا ابزار درمان، بهمحض آنکه از دست پزشکی متعادل خارج شود، میتواند همانقدر هراسآور باشد که هر سلاح متعارف دیگری. اثر نه وحشتی واقعگرا و کمصداست و نه تریلری روانشناختی با پرداختی کاملاً ظریف. در عوض، میان اسلشر، وحشت بدنی و هجوی تلخ از میل به کمال حرکت میکند.
نتیجه، فیلمی نامتوازن اما متمایز است: گاه بیش از اندازه اغراقآمیز، گاه ناخوشایند و در لحظاتی، بهطرزی غریب سرگرمکننده. کمالگرایی بهمثابه بیماری آلن فاینستون، دندانپزشکی موفق و برخوردار از زندگی ظاهراً مرتب، شخصیتی است که تمام هویتش را بر پاکیزگی و نظم بنا کرده است. او فقط خواهان سلامت دندانها نیست؛ از هر نشانهٔ نقص و آلودگی بیزار است و میکوشد جهان را مطابق تصویری بیعیب و کامل سامان دهد.
این وسواس، از همان ابتدا بیش از آنکه فضیلتی حرفهای باشد، نشانهٔ شکنندگی درونی اوست. وقتی آلن از خیانت همسرش باخبر میشود، بحران تنها به خشم زناشویی محدود نمیماند. اتفاق، ساختار ذهنیای را فرو میریزد که با سرکوب، انکار و کنترل دوام آورده بود. از این پس، نگاه او به آدمها و محیط اطرافش بهتدریج دگرگون میشود؛ آنچه برای دیگران عادی است، در ذهن او به نشانهای از فساد و تباهی تبدیل میشود.
« اثر نه وحشتی واقعگرا و کمصداست و نه تریلری روانشناختی با پرداختی کاملاً ظریف. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این مسیر، فروپاشی شخصیت را به نمایش میگذارد، بیآنکه آلن را صرفاً به هیولایی بیرونی تقلیل دهد. جذابیت نقش در همین فاصلهٔ ناآرام میان پزشک مؤدب و مردی است که کنترل خود را از دست میدهد. بازی کوربین برنسن کوربین برنسن ستون اصلی فیلم است. او آلن را با خویشتنداری و رسمیت آغاز میکند؛ رفتاری که در ظاهر به اعتمادبهنفس یک متخصص موفق شبیه است، اما زیر آن نوعی خشکی و تنش پنهان جریان دارد.
با پیشرفت داستان، این انضباط ظاهری کمکم ترک برمیدارد و بازی برنسن میان تهدید، آشفتگی و لحظههایی از طنز سیاه نوسان میکند. نکتهٔ مهم آن است که بازیگر نقش را صرفاً با فریاد و دیوانگی آشکار پیش نمیبرد. بخش زیادی از اضطراب از تضاد میان ظاهر حرفهای آلن و بیثباتی فزایندهٔ درون او زاده میشود.
همین تضاد، تماشای شخصیت را دشوار و در عین حال جذاب میکند: بیننده ممکن است از او بیزار باشد، اما حضورش را از نظر دور نمیدارد. برنسن به فیلم نیرویی میدهد که فیلمنامه در همهٔ لحظات از عهدهٔ تأمین آن برنمیآید. وحشت بدن و زبان تصویر مهمترین ابزار فیلم برای ایجاد هراس، خودِ فضای دندانپزشکی است.
صدای مته، نزدیکشدن ابزار به دهان، نور مستقیم و نماهای نزدیک از دندان و لثه، تجربهای جسمانی و ناخوشایند میسازند. این صحنهها برای تماشاگرانی که از درمان دندانپزشکی هراس دارند، میتوانند بهویژه آزاردهنده باشند؛ فیلم با آگاهی از این واکنش، جزئیات را چنان برجسته میکند که فاصلهگرفتن ذهنی از موقعیت دشوار شود.
« فیلم از این مسیر، فروپاشی شخصیت را به نمایش میگذارد، بیآنکه آلن را صرفاً به هیولایی بیرونی تقلیل دهد. »
شخصیتها و اجرا
مطب آلن نیز نقشی فراتر از پسزمینه دارد. محیطی که باید پاکیزه و مطمئن باشد، بهتدریج با ذهن پریشان او همنوا میشود و معنایی تهدیدآمیز پیدا میکند. ابزارهای معمولی درمان، در قابهای نزدیک و تکرار صداهای فلزی و مکانیکی، به نشانههایی از سلطه و آسیب بدل میشوند. فیلم در این زمینه موفق است: وحشت را از دل اشیایی میسازد که پیشتر برای بسیاری از مخاطبان با اضطراب همراه بودهاند.
بااینحال، افراط در همین انتخاب گاهی نتیجهٔ معکوس دارد. صحنههای دندانپزشکی بهقدری طولانی یا صریح میشوند که بهجای افزودن تنش، صرفاً بر چندش و شوک تکیه میکنند. اثر در بعضی لحظات مرز میان ناراحتکنندهبودنِ هدفمند و فرسایندهبودن را از دست میدهد. واقعیتِ شکسته و هجو تلخ فیلم صرفاً ماجرای خشونت یک پزشک نیست؛ بخش مهمی از آن در ذهن آشفتهٔ آلن میگذرد.
برداشت او از محیط، بهتدریج با واقعیت بیرونی درهم میآمیزد و تماشاگر نیز ناچار میشود نسبت به آنچه میبیند محتاط بماند. این بازی با ادراک، ظرفیت روانشناختی داستان را بالا میبرد و امکان میدهد وحشت از خودِ نگاه شخصیت سرچشمه بگیرد، نه فقط از اعمال خشونتآمیز او. در عین حال، فیلم لحنی تلخ و گاه کمیک دارد.
اغراق در رفتار آلن و شدت موقعیتها میتواند ترس را به نوعی مضحکهٔ سیاه نزدیک کند. این کیفیت برای برخی مخاطبان بخشی از جذابیت اثر است و برای برخی دیگر مانع جدیگرفتن آن میشود. «دندانپزشک» گاهی انگار میان دو هدف مردد است: میخواهد آشفتگی روانی را جدی بگیرد، اما همزمان از افراط و نمایش شوکآور لذت میبرد.
« مطب آلن نیز نقشی فراتر از پسزمینه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این دوگانگی به فیلم هویتی خاص میدهد، ولی انسجام لحنش را نیز تضعیف میکند. فیلمنامه، دیالوگها و ریتم ضعف عمدهٔ فیلم در نوشتار آن آشکار میشود. ایدهٔ مرکزی قدرت دارد و بازی نقش اصلی آن را تقویت میکند، اما دیالوگها همیشه طبیعی یا دقیق نیستند. بعضی گفتوگوها بیش از آنکه شخصیتها را زنده کنند، وسیلهای برای پیشبردن موقعیتاند؛ گاهی نیز لحن تصنعیشان از تنش میکاهد.
این کاستی بهخصوص در لحظاتی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان جدی، هولناک و طعنهآمیز باشد. ریتم نیز یکنواخت نیست. فیلم برای تثبیت وسواس و فضای ذهنی آلن زمان صرف میکند، اما بخشی از این مکثها به پرداختی غنیتر نمیانجامد. در نتیجه، میانهٔ داستان ممکن است کشدار به نظر برسد و تکرار موقعیتهای آزارنده جای پیشرفت دراماتیک را بگیرد.
برخی ایدهها و صحنهها بهاندازهای تکرار میشوند که اثر بهجای تشدید اضطراب، انرژی خود را از دست میدهد. تدوینی فشردهتر و دیالوگهایی سنجیدهتر میتوانستند همین جهان را با ضرباهنگی مؤثرتر عرضه کنند. تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب «دندانپزشک» فیلمی نیست که بخواهد تماشاگر را با تعلیقی پاکیزه و متوازن همراه کند.
تجربهٔ آن عامدانه ناخوشایند است و از صدای ابزار، نزدیکی تصویر و شکنجهٔ بدنی برای برانگیختن واکنش استفاده میکند. از همین رو، کیفیت تماشایش به میزان تحمل مخاطب در برابر وحشت بدنی بستگی دارد. اگر صحنههای مرتبط با دهان و دندان برای کسی آزارنده باشند، این فیلم احتمالاً نه فقط ترسناک، که واقعاً دشوار خواهد بود.
« این دوگانگی به فیلم هویتی خاص میدهد، ولی انسجام لحنش را نیز تضعیف میکند. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، علاقهمندان به وحشت اغراقآمیز و فیلمهایی که یک ترس روزمره را به کابوسی نمایشی تبدیل میکنند، میتوانند از آن لذت ببرند. جذابیت اثر بیش از آنکه در داستانی بینقص یا شخصیتپردازی گسترده باشد، در بازی برنسن، ایدهٔ مرکزی و ساختن فضایی چرک و متمایز نهفته است. فیلم برای همه مناسب نیست و حتی در میان دوستداران ژانر نیز احتمالاً واکنشهایی دوگانه برمیانگیزد.
جمعبندی «دندانپزشک» فیلمی نابرابر اما بهیادماندنی است؛ اثری که از وسواس کمال و ترس از درمان، تصویری هولناک و گروتسک میسازد. کوربین برنسن با حضوری نافذ، مرکز ثقل فیلم را شکل میدهد و فضای مطب، ابزارهای پزشکی و صداهای آشنا را به مصالحی مؤثر برای وحشت بدل میکنند. در سوی دیگر، دیالوگهای ضعیف، افتوخیز ریتم و اصرار بر صحنههای بیش از حد چندشآور، مانع میشوند که ایدهٔ فیلم به تجربهای کاملاً منسجم تبدیل شود.
ارزش اثر در ظرافت بینقص یا واقعگرایی روانشناختی آن نیست، بلکه در جسارتش برای تبدیل امر عادی به تهدیدی جسمانی و ذهنی است. فیلم گاه کش میآید و گاه از حد میگذرد، اما تصویر دندانپزشکیای که در آن نظم و درمان به نمایش قدرت و جنون بدل میشود، در ذهن باقی میماند.
« فیلم برای همه مناسب نیست و حتی در میان دوستداران ژانر نیز احتمالاً واکنشهایی دوگانه برمیانگیزد. »
ثبت دیدگاه