نقد و بررسی
نقد The Death of Stalin | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی بر لبهٔ وحشت «The Death of Stalin» ساختهٔ Armando Iannucci، کمدی سیاهی است که خنده را از دل موقعیتی بیرون میکشد که در اصل هیچ چیز خندهداری در آن نیست: جامعهای گرفتار ترس، خبرچینی، بازداشت و قدرتی بیمهار. فیلم با مرگ استالین آغاز میکند، اما موضوع اصلیاش خودِ مرگ نیست؛ آنچه در مرکز روایت قرار دارد، آشفتگی پس از آن و رقابت نزدیکان او برای تصاحب قدرت است.
رجال حکومتی، که تا دیروز در سایهٔ دیکتاتور نفس میکشیدند، ناگهان باید تصمیم بگیرند چه کسی فرمان میدهد، چه کسی اطاعت میکند و چه کسی ممکن است به قربانی بعدی بدل شود. از همین نقطه، فیلم سازوکاری را به نمایش میگذارد که در آن قدرت نه نشانهٔ ثبات، بلکه سرچشمهٔ اضطراب است. هر حرکت ممکن است معنایی سیاسی پیدا کند و هر مکث یا جملهٔ نامناسب، پیامدهایی مرگبار داشته باشد.
اثر، بهجای آنکه ترس را با موسیقی پرطنین یا تصاویر متعارفِ درام تاریخی برجسته کند، آن را در رفتارهای روزمرهٔ شخصیتها مینشاند: در شتابزدگی، تملق، تردید و تلاش برای فهمیدن اینکه چه کسی واقعاً کنترل اوضاع را در دست دارد. کمدی از دل دستگاه سرکوب طنز فیلم بر تضادی تلخ بنا شده است: مردانی که دربارهٔ سرنوشت یک کشور تصمیم میگیرند، اغلب رفتاری کوچکمنشانه، دستپاچه و کودکانه دارند؛ اما اشتباهات و رقابتهایشان در خلأ رخ نمیدهد.
« از همین نقطه، فیلم سازوکاری را به نمایش میگذارد که در آن قدرت نه نشانهٔ ثبات، بلکه سرچشمهٔ اضطراب است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بیرون از محفل قدرت، جان انسانها بهآسانی قربانی میشود و خشونت حکومت همچون واقعیتی عادی در پسزمینه جریان دارد. بنابراین، شوخیها صرفاً برای مضحککردن شخصیتها نیستند؛ آنها نشان میدهند چگونه حاکمان میتوانند در همان حال که بر سر جایگاه و نفوذ خود بگومگو میکنند، نسبت به رنج دیگران بیاعتنا بمانند.
این ترکیب، نیروی اصلی طنز سیاه اثر است. صحنهای میتواند در ظاهر حاصل آشفتگی و بدفهمی باشد، اما در باطن از تهدیدی واقعی نیرو بگیرد. تماشاگر میخندد و همزمان به یاد میآورد که در این جهان داستانی، یک خطای کوچک یا تصمیم اداری ممکن است زندگی کسی را نابود کند. ازاینرو، خنده نه آرامشبخش، بلکه گاه ناراحتکننده است؛ گویی فیلم اجازه نمیدهد تماشاگر از پیامدهای موقعیت فاصله بگیرد.
بازیها و خلق شخصیتهای قدرتطلب بازیگران گروهی فیلم، بهجای ساختن شمایلهایی تاریخی و پرابهت، چهرههایی متزلزل و گاه مضحک از صاحبان قدرت میسازند. Steve Buscemi در نقش نیکیتا خروشچف حضوری پرانرژی دارد و با سرعت کلام و واکنشهای چابک، شخصیتی را تصویر میکند که هم درگیر بازی قدرت است و هم باید پیوسته حواسش به خطرهای اطراف باشد.
« صحنهای میتواند در ظاهر حاصل آشفتگی و بدفهمی باشد، اما در باطن از تهدیدی واقعی نیرو بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
جذابیت بازی او در این است که زیر ظاهر شوخ و پرتحرک شخصیت، نگرانی دائمی از تغییر موازنهٔ نیروها دیده میشود. در سوی دیگر، Simon Russell Beale با اجرایی سردتر و تهدیدآمیزتر، وزن تاریکتری به فضای فیلم میدهد. تقابل بازی او با انرژی عصبی Buscemi، به مناسبات قدرت بُعدی نمایشی میبخشد: یکی میکوشد با زیرکی و مانور پیش برود و دیگری از نفوذ و هراس بهعنوان ابزار استفاده میکند.
حضور بازیگرانی چون Jeffrey Tambor، Michael Palin و Jason Isaacs نیز به تنوع لحن گروه کمک میکند. بهویژه Isaacs با حضوری خشن و پرهیاهو، نوعی نیروی زمینی و نظامی وارد جهان پر از محاسبهٔ فیلم میکند. کارگردانی و ریتم موقعیتهای آشفته Armando Iannucci کارگردانی را بر پایهٔ گفتوگوهای تند، واکنشهای سریع و جابهجایی مداوم قدرت پیش میبرد.
صحنهها اغلب چنان طراحی شدهاند که شخصیتها فرصت آسودگی ندارند: کسی حرفی میزند، دیگری آن را تصحیح یا مصادره میکند و سومی در همان لحظه میسنجد که این گفتوگو برای آیندهاش چه معنایی دارد. حاصل، نوعی کمدی مبتنی بر فشار است؛ خنده از سرعت، آشفتگی و ناتوانی شخصیتها در حفظ ظاهر رسمیشان شکل میگیرد.
« جذابیت بازی او در این است که زیر ظاهر شوخ و پرتحرک شخصیت، نگرانی دائمی از تغییر موازنهٔ نیروها دیده میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه در بخشهایی بسیار مؤثر است، زیرا شکل فیلم با جهان داستانیاش هماهنگ میشود. همه در حال واکنشاند و هیچکس مطمئن نیست تصمیم بعدی از کجا خواهد آمد. بااینحال، تندی گفتوگوها و شوخیهای پیدرپی گاهی ممکن است یکنواخت شود. بعضی لحظات بهجای آنکه از موقعیت و شخصیت زاده شوند، به اغراق یا شوخیهای جسمانی متکیاند؛ در نتیجه، ذائقهٔ تماشاگر در میزان پذیرش کمدی اثر اهمیت پیدا میکند.
اگر شوخیهای زمخت یا فضای بگومگوی سیاسی برای بیننده جذاب نباشد، بخشی از ریتم فیلم فرساینده به نظر خواهد رسید. بازی با تاریخ و مسئلهٔ دقت فیلم از رویدادهای تاریخی الهام میگیرد، اما قصد ندارد بازسازی مستند و مو به موی تاریخ باشد. چهرهها، مناسبات و موقعیتها در خدمت هجو سیاسی قرار میگیرند و گاه زمانبندی یا جزئیات برای ساختن یک صحنهٔ مؤثر تغییر میکنند.
این انتخاب برای تماشاگرانی که اثر را بهعنوان کمدی سیاسی میبینند، میتواند آزادی هنری قابلفهمی باشد؛ اما برای کسانی که انتظار تصویری دقیق از تاریخ شوروی دارند، ممکن است مایهٔ دلخوری شود. اهمیت این نکته در آن است که فیلم با گذشتهای سر و کار دارد که خشونت واقعی و قربانیان واقعی داشته است.
« این شیوه در بخشهایی بسیار مؤثر است، زیرا شکل فیلم با جهان داستانیاش هماهنگ میشود. »
قوتها و کاستیها
طنز میتواند سازوکارهای قدرت را افشا کند، ولی وقتی واقعیت تاریخی را فشرده یا دگرگون میکند، خطر سادهسازی نیز پدید میآید. اثر بیشتر از آنکه درس تاریخ باشد، تمثیلی هجوآمیز دربارهٔ ترس، تملق و نزاع بر سر قدرت است. تماشای آن با این انتظار، تجربه را روشنتر میکند: فیلم قرار نیست جای پژوهش تاریخی را بگیرد، بلکه میخواهد از مسیر کمدی پرسشی سیاسی مطرح کند.
تغییر لحن و سنگینیِ پشت خنده یکی از دشوارترین انتخابهای فیلم، رفتوآمد میان شوخی و هراس است. در آغاز، دستپاچگی و رفتارهای مضحک رجال حکومتی فضای کمدی را پررنگ میکند؛ اما هرچه پیامدهای قدرتطلبی آشکارتر میشود، خنده مجال کمتری مییابد. این تغییر، از نظر مضمون درست و حتی ضروری است: نمیتوان برای همیشه از سرکوب و مرگ، صرفاً یک نمایش خندهآور ساخت.
بااینحال، پیوند دو لحن همیشه نرم و یکدست نیست. گاهی بخشهای سیاسی و تلخ، شتاب کمدی را متوقف میکنند و گذار میان این دو حالوهوا کمی ناگهانی حس میشود. اما همین ناهماهنگی نسبی، در عین حال بخشی از تجربهٔ فیلم را شکل میدهد. تماشاگر ممکن است در لحظهای بخندد و اندکی بعد دریابد که خندهاش بر زمینهای هولناک بنا شده است.
« اثر بیشتر از آنکه درس تاریخ باشد، تمثیلی هجوآمیز دربارهٔ ترس، تملق و نزاع بر سر قدرت است. »
جمعبندی
فیلم این تناقض را حل نمیکند؛ آن را پیش چشم میگذارد. در جهان اثر، مضحکبودن رفتار صاحبان قدرت از تلخی پیامدهایشان جدا نیست. این پیوند، فیلم را از هجویهای صرفاً سرگرمکننده فراتر میبرد، هرچند همهٔ بخشهای آن به یک اندازه موفق نیستند. جمعبندی «The Death of Stalin» کمدی سیاسیای است که از راه هجوِ رقابتهای درون حکومت، به ترس و خشونت نظامی تمامیتخواه نزدیک میشود.
نقطهٔ قوتش بازیهای پرتحرک، گفتوگوهای تیز و تواناییاش در کنار هم نشاندن خنده و اضطراب است. فیلم یادآوری میکند که در نظامی مبتنی بر هراس، حتی قدرتمندان نیز مطمئن نیستند تا چه زمانی در امان خواهند بود؛ بااینحال، همان ساختاری که آنان را میترساند، برای مردم عادی فاجعهبارتر است.
اثر برای تماشاگرانی که از طنز سیاسی تلخ و شخصیتهای متزلزلِ گرفتار بازی قدرت لذت میبرند، تجربهای هوشمندانه و بهیادماندنی فراهم میکند. در مقابل، اغراق بعضی شوخیها، تغییر لحن و فاصلهگرفتن از دقت تاریخی ممکن است بخشی از مخاطبان را پس بزند. ارزش فیلم نه در ارائهٔ روایتی کامل از تاریخ، بلکه در نمایش این تناقض تلخ است: قدرت میتواند در ظاهر مضحک و نابخردانه باشد، اما عواقب آن هرگز خندهدار نیست.
« فیلم این تناقض را حل نمیکند؛ آن را پیش چشم میگذارد. »
ثبت دیدگاه