نقد و بررسی
نقد The Death & Life of John F. Donovan | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان نامه و تصویر «The Death & Life of John F. Donovan» ساختهٔ Xavier Dolan، داستان رابطهای را به مرکز توجه میآورد که نه در دیدارهای مکرر، بلکه در فاصله و مکاتبه شکل میگیرد. سالها پس از مرگ یک ستارهٔ تلویزیونی، بازیگری جوان به نامههایی بازمیگردد که در کودکی از او دریافت کرده است؛ نوشتههایی که برای هر دو نفر معنایی فراتر از یک گفتوگوی ساده داشتهاند.
این نقطهٔ آغاز، ظرفیت عاطفی و فکری فراوانی دارد: نامه میتواند فضایی امن برای گفتن حقیقت باشد، اما همزمان چیزی است که ممکن است از اختیار نویسنده بیرون برود و به موضوع کنجکاوی دیگران بدل شود. فیلم از همین دوگانگی، هم برای ساختن پیوندی صمیمی و هم برای طرح پرسشهایی دربارهٔ شهرت و افشای زندگی خصوصی بهره میگیرد.
شهرت و تنهایی جان اف. دونووان در نگاه عمومی چهرهای آشنا و موفق است؛ کسی که شهرت، زندگیاش را در معرض تفسیر و قضاوت قرار داده است. فیلم، بااینحال، علاقهٔ اصلیاش را نه به زرقوبرق این موقعیت، بلکه به شکاف میان تصویر شناختهشده و انسان پشت آن معطوف میکند. شهرت در این روایت بهمعنای برخورداری از ارتباط نیست؛ گاهی درست برعکس، فاصلهای میسازد که نزدیکشدن به دیگران را دشوارتر میکند.
هر حرکت فرد مشهور، بالقوه میتواند به نشانهای برای داوری عمومی تبدیل شود و همین آگاهی، او را به پنهانکاری و خودسانسوری سوق دهد. در برابر این فشار، نامهها شکل دیگری از رابطه را ممکن میکنند: رابطهای که در آن دو انسان، دستکم در لحظهٔ نوشتن، میتوانند از نقشهای اجتماعیشان فاصله بگیرند.
« میان نامه و تصویر «The Death & Life of John F. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم سادهانگارانه این پیوند را به پناهگاهی بیخطر تبدیل نمیکند. نوشتهها نیز درون جهان عمومی گرفتار میشوند و معنای خصوصیشان میتواند زیر نگاه دیگران دگرگون شود. این تنش، یکی از بخشهای اندیشیدنی فیلم است: حریم خصوصی فقط چیزی نیست که آدمها بخواهند حفظش کنند؛ گاه امکانِ بیان صادقانهٔ خود نیز به آن وابسته است.
ساختار روایی و خاطره روایت میان دو دوره رفتوآمد میکند: روزگار مکاتبه و زمانی که شخصیت جوانتر، از فاصلهای چندساله به آن تجربه مینگرد. این ساختار، در اصل، با موضوع فیلم تناسب دارد. خاطره خطی و منظم نیست؛ نامهای قدیمی میتواند ناگهان واقعهای را روشن کند، یا معنایی تازه به آن ببخشد.
بنابراین جابهجایی زمانی فرصتی فراهم میآورد تا داستان از یک رابطهٔ محدود فراتر برود و به مسئلهٔ اثرگذاری گذشته بر هویت اکنون بپردازد. بااینهمه، انتخاب روایی همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. رفتوآمدهای مکرر میان زمانها، همراه با تعدد شخصیتها و خردهروایتها، گاه تمرکز را از رابطهٔ اصلی دور میکند.
تماشاگر ممکن است پیش از آنکه به لایهٔ عاطفی یک صحنه مجال دهد، به دوره یا شخصیت دیگری منتقل شود. این پراکندگی صرفاً دشواریِ دنبالکردن رخدادها نیست؛ مانع شکلگیری ضرباهنگی پیوسته نیز میشود. روایت میخواهد هم خاطرهگون باشد و هم چندصدایی، اما در بعضی لحظات، اجزای آن بهجای آنکه یکدیگر را کامل کنند، برای جلب توجه رقابت میکنند.
« اما فیلم سادهانگارانه این پیوند را به پناهگاهی بیخطر تبدیل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
نامهها؛ پناه و مسئولیت نامهنگاری جذابترین تمهید فیلم است، زیرا رابطهٔ دو شخصیت را از سطح کنجکاوی دربارهٔ یک چهرهٔ مشهور بالاتر میبرد. در این مکاتبه، فاصلهٔ سنی و تفاوت جایگاه اجتماعی از میان نمیرود، اما امکان نوعی گفتوگوی غیرمنتظره را فراهم میآورد. نامهها برای بازیگر جوان میتوانند معنای دلگرمی و دیدهشدن داشته باشند؛ برای ستاره نیز شاید فرصتی باشند تا بخشی از خود را به کسی بسپارد که هنوز درگیر همان ملاحظات عمومی نشده است.
فیلم بهخوبی درمییابد که گاهی یک رابطهٔ محدود، در زمانی حساس، میتواند در شکلگیری نگاه فرد به خودش نقش تعیینکننده داشته باشد. اما همین نامهها بار مسئولیت هم دارند. وقتی چیزی که در خلوت نوشته شده از فضای خصوصی بیرون میآید، دیگر نویسنده و مخاطب بهتنهایی تعیین نمیکنند دیگران آن را چگونه بخوانند.
فیلم در اینجا به موضوعی فراتر از خودِ مکاتبه میرسد: چه کسی حق دارد دربارهٔ زندگی مشهوران روایت بسازد، و چه چیزهایی را میتوان به نام کنجکاوی عمومی از قلمرو شخصی بیرون کشید؟ این پرسشها پرقدرتاند، هرچند فیلم همیشه به آنها با ظرافت یکسان نمیپردازد. بازیها و شخصیتپردازی بازیگران به شخصیتها آسیبپذیری و صمیمیتی میبخشند که برای باورپذیرشدن رابطهٔ مرکزی ضروری است.
Kit Harington در نقش دونووان، میان اقتدار چهرهٔ مشهور و شکنندگی انسانی او رفتوآمد میکند؛ اجرایش زمانی مؤثرتر است که بهجای توضیح مستقیم، فشارِ پنهانِ موقعیت را در مکثها و واکنشها آشکار میسازد. Jacob Tremblay نیز در نقش روپرتِ جوان، به رابطه نیازی عاطفی میدهد که صرفاً ستایش یک ستاره نیست.
« این پرسشها پرقدرتاند، هرچند فیلم همیشه به آنها با ظرافت یکسان نمیپردازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نگاه کودکانهٔ او به جهان، در تقابل با پیچیدگیهای بزرگسالانه، به داستان بُعدی لطیف میبخشد. حضور بازیگرانی چون Natalie Portman، Susan Sarandon و Kathy Bates نیز به جهان فیلم وزن میدهد؛ بااینحال، انبوه شخصیتها گاهی مجال کافی برای شکلگیری کامل هر یک باقی نمیگذارد. بعضی نقشها بیش از آنکه مسیری مستقل طی کنند، در خدمت رساندن اطلاعات یا تقویت مضمون اصلی قرار میگیرند.
همین مسئله به گفتوگوها نیز سرایت میکند: جایی که زیرمتن و کنش میتوانند معنا را منتقل کنند، گاه شخصیتها آن را بهصراحت بیان میکنند. در نتیجه، لحظههای احساسیِ صادقانه در کنار صحنههایی قرار میگیرند که بیش از اندازه بر تماشاگر تأکید میگذارند چه احساسی داشته باشد. ریتم، تدوین و لحن ریتم فیلم یکدست نیست.
صحنههایی وجود دارند که با آرامش و حوصله به نزدیکی دو شخصیت میدان میدهند، اما این آرامش گاه با برشهای ناگهانی و جابهجاییهای زمانی قطع میشود. تدوین پرشدار در برخی لحظات حس آشفتگی ذهنی و ناپایداری خاطره را تقویت میکند، ولی در بخشهایی دیگر، بیش از آنکه بیانگر حالوهوای شخصیتها باشد، انسجام روایت را کاهش میدهد.
نتیجه آن است که فیلم میان میل به تأمل و میل به پیشبردن چند خط داستانی معلق میماند. لحن نیز گاه از حساسیت به تأکید عاطفی میلغزد. فیلم با موضوعاتی چون تنهایی، هویت و فشار نگاه عمومی سروکار دارد؛ موضوعاتی که ظرفیت عاطفیشان بهخودیخود بالاست. اما هرگاه موسیقی، دیالوگ و تدوین همزمان بر شدت احساس پافشاری کنند، تأثیر صحنه ممکن است تصنعی شود.
« نگاه کودکانهٔ او به جهان، در تقابل با پیچیدگیهای بزرگسالانه، به داستان بُعدی لطیف میبخشد. »
قوتها و کاستیها
این ناهماهنگی، لحظههایی را که میتوانستند آرام و ماندگار باشند، به بیانهایی پررنگتر و کمظرافتتر بدل میکند. با وجود این، عاطفهٔ مرکزی اثر از میان این لغزشها کاملاً محو نمیشود. جمعبندی «The Death & Life of John F. Donovan» فیلمی بلندپرواز است که میخواهد از رابطهای نامتعارف به پرسشهایی دربارهٔ شهرت، تنهایی، هویت و حق خلوت برسد.
ایدهٔ نامهها و پیوند میان دو انسان در دو موقعیت متفاوت، هستهای عاطفی و تأملبرانگیز برای داستان فراهم میکند؛ بازیها نیز به این هسته گرما و آسیبپذیری میبخشند. در مقابل، روایت چندپاره، ریتم نامتعادل، تدوین پرشدار و گفتوگوهای گاه توضیحی، مانع میشوند که همهٔ ظرفیتهای فیلم به تجربهای یکپارچه تبدیل شوند.
بااینحال، اثر در لحظههایی که به فاصلهٔ میان چهرهٔ عمومی و انسان خصوصی نزدیک میشود، به پرسشی مهم دست مییابد: چه اندازه از زندگی یک فرد را میتوان به تماشا گذاشت، بیآنکه صدای خود او در میان روایت دیگران گم شود؟
« با وجود این، عاطفهٔ مرکزی اثر از میان این لغزشها کاملاً محو نمیشود. »
ثبت دیدگاه