نقد و بررسی
نقد The Crusades | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روزی که از کنترل خارج میشود در «The Crusades»، آخرهفتهای که سه دوست برای بدرقهٔ دوران دبیرستان تدارک میبینند، به سلسلهای از گریزها، سوءتفاهمها، دلبستگیهای عاطفی و درگیریهای خشونتآمیز بدل میشود. لئو، شان و جک در آستانهٔ تغییری بزرگ در مدرسهٔ پسرانهشان قرار دارند؛ تغییری که وعدهٔ پایان یک نظم آشنا را میدهد، اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که این پایان نه آرام و نوستالژیک، بلکه پرهیاهو و آشفته خواهد بود.
هستهٔ سادهٔ داستان ظرفیت یک کمدی بلوغ پرتحرک را دارد: سه نوجوان میخواهند آخرین فرصت آزادیشان را غنیمت بشمارند، پیش از آنکه بزرگترها و دگرگونیهای مدرسه شکل تازهای به زندگیشان بدهند. مشکل آنجاست که فیلم همیشه نمیداند این آشوب را باید خندهدار، تلخ یا خطرناک ببیند. دوستی در مرکز آشوب رابطهٔ سه شخصیت اصلی، ستون عاطفی فیلم است.
لئو، شان و جک هر یک با مسئلهای متفاوت دستوپنجه نرم میکنند: کششهای عاشقانه، مسئولیتپذیری در برابر دوستان و میل به دیدهشدن. بااینحال، تفاوتهایشان بیش از آنکه به شخصیتهایی کامل و چندلایه تبدیلشان کند، بهانهای برای حرکت دادن روایت از یک موقعیت به موقعیت بعدی است. فیلم بهروشنی میخواهد دوستی آنان را نیرویی پایدار در برابر بیثباتی بیرون نشان دهد، اما فرصت کافی برای کاوش در ترسها و تناقضهای هرکدام فراهم نمیکند.
« مشکل آنجاست که فیلم همیشه نمیداند این آشوب را باید خندهدار، تلخ یا خطرناک ببیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازیهای Rudy Pankow، Khalil Everage و Ryan Ashton از انرژی لازم برای زنده نگهداشتن این جمع برخوردار است. میان بازیگران نوعی هماهنگی وجود دارد که باعث میشود رفاقت سهنفره، دستکم در سطح رفتار و واکنش، باورپذیر جلوه کند. بااینهمه، بازی پرانرژی نمیتواند جای شخصیتپردازی را بگیرد.
وقتی کنشهای نوجوانان از یک ماجرای افراطی به ماجرای بعدی میجهد، مخاطب بیشتر با حرکت و صدا روبهروست تا با فرایند درونی شخصیتها. طنزی که به مقصد نمیرسد فیلم در ظاهر به سنت کمدیهای نوجوانانهای تکیه دارد که بیپروایی، نافرمانی و تمسخر اقتدار بزرگسالان را موتور شوخی قرار میدهند.
اما بیپروایی بهتنهایی طنز نمیسازد. بسیاری از شوخیها یا بر موقعیتهایی بنا شدهاند که برای خنده پرداخت کافی ندارند، یا چنان با خشونت و تحقیر آمیختهاند که بهجای رهاییبخشی، احساس ناخوشایندی ایجاد میکنند. در نتیجه، خندهها پراکندهاند و فیلم در بخشهایی بیشتر فرساینده به نظر میرسد تا سرخوش.
« بازیهای Rudy Pankow، Khalil Everage و Ryan Ashton از انرژی لازم برای زنده نگهداشتن این جمع برخوردار است. »
شخصیتها و اجرا
این ناهماهنگی از فاصلهٔ میان نیت و لحن اثر میآید. فیلم میخواهد بیقیدی نوجوانی را جشن بگیرد، اما بعضی رفتارهای شخصیتها چنان خشن و بیملاحظهاند که فضای شوخی را سنگین میکنند. اگر این رفتارها قرار بود به نقدی روشن از فرهنگ مردسالارانه و پرخاشگرانه بدل شوند، باید واکنشها و پیامدهایشان دقیقتر و معنادارتر پرداخت میشد.
اما اثر اغلب در همان سطح نمایش آشوب باقی میماند و از تماشاگر میخواهد رفتارهایی را بپذیرد که زمینهٔ کمدیشان بهقدر کافی شکل نگرفته است. خشونت در جایگاه نیروی غالب مهمترین مسئلهٔ لحن فیلم، برتری یافتن درگیری بر رابطه است. نزاعها و تهدیدها بهسرعت توجه را از تجربهٔ بلوغ، دوستی و اضطراب تغییر منحرف میکنند.
عنوان اثر و فضای مدرسه نیز میتوانستند بستری برای پرداختن به قبیلهگرایی نوجوانانه، دشمنی میان گروهها و شیوهٔ آموختن خشونت باشند؛ اما فیلم این امکان را بیشتر در قالب برخوردهای پیاپی به کار میگیرد تا تأملی جدی دربارهٔ منشأ و معنای آنها. خشونت در یک کمدی نوجوانانه میتواند عاملی برای اغراق و هجو باشد، ولی در اینجا مرز میان هجو و تأیید مبهم میماند.
« این ناهماهنگی از فاصلهٔ میان نیت و لحن اثر میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی موقعیتها چنان با شدت و جدیت اجرا میشوند که شوخی پیرامونشان کمرنگ میشود. همچنین رفتارهای زنستیزانه و نگاه ابزاری به زنان، بهجای آنکه همواره بهعنوان نشانهای از ناپختگی پسران به پرسش کشیده شود، گاهی بخشی از بافت عادی جهان فیلم جلوه میکند. این انتخاب، کمدی را از تعادل خارج میسازد و رابطهٔ شخصیتها را از امکان صمیمیتی عمیقتر محروم میکند.
ریتم و فضاسازی با وجود پراکندگی پیرنگ، «The Crusades» از تحرک روایی برخوردار است. موقعیتها پشت سر هم میآیند و فیلم کمتر اجازه میدهد انرژی داستان کاملاً فروبخوابد. این شتاب، با حالوهوای آخرهفتهای که قرار است طولانی و پرماجرا باشد تناسب دارد؛ گویی شخصیتها در زمانی فشرده به سوی پیامدهایی رانده میشوند که فرصت پیشبینیشان را نداشتهاند.
فضاسازی مدرسه و پیرامون آن نیز حس جهانی محدود و بسته را ایجاد میکند؛ جهانی که در آن شایعه، رقابت و میل به اثبات خود، زودتر از گفتوگوی صادقانه گسترش مییابد. بااینحال، ریتم مناسب همیشه به معنای انسجام نیست. گاهی فیلم میان خردهپیرنگهای عاشقانه، شوخیهای مدرسهای و تعقیبوگریزهای خشن جابهجا میشود، بیآنکه پیوندی محکم میان آنها برقرار کند.
« برخی موقعیتها چنان با شدت و جدیت اجرا میشوند که شوخی پیرامونشان کمرنگ میشود. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، روایتی پرحادثه اما ناپیوسته است: هر صحنه میتواند بهتنهایی توجهبرانگیز باشد، ولی جمع شدن آنها الزاماً به ساختاری واحد و رو به رشد نمیانجامد. این ضعف بهویژه در بخش پایانی محسوستر میشود؛ جایی که فیلم باید رشتههای داستانی را به هم نزدیک کند، اما برخی تحولات بیشتر ناگهانی به نظر میرسند تا نتیجهٔ طبیعی انتخابهای پیشین.
بازیگران و ظرفیتهای ناتمام بازیگران جوان با شور و سرعت فیلم همراه میشوند و همین همراهی در بخشهایی به اثر جان میدهد. Pankow در نقش لئو، میان اعتمادبهنفس ظاهری و بیپروایی نوجوانانه حرکت میکند؛ Everage به شان جنبهای آرامتر میبخشد و Ashton در نقش جک، وجه پرآشوبتری از جمع را نمایندگی میکند.
این تمایزها به فیلم کمک میکند سه دوست کاملاً یکسان به نظر نرسند، هرچند فیلمنامه بهندرت از این تفاوتها برای ساختن تحول درونی قابلاعتنا بهره میبرد. شخصیتهای زن نیز میتوانند تعادل تازهای به روایت بدهند، اما نقش آنان غالباً در نسبت با خواستهها و بحرانهای پسران تعریف میشود.
جمعبندی
از این رو، حضورشان بهجای گشودن افقی مستقل، بیشتر به شاخهای دیگر از آشفتگی داستان میافزاید. بازیگران در حد مواد اولیهای که فیلم در اختیارشان میگذارد عمل میکنند، اما فیلمنامه به آنها مجال چندانی برای فراتر رفتن از کارکرد رواییشان نمیدهد. این محدودیت، بیش از آنکه ضعف فردی بازیگران باشد، نشانهٔ کمعمقی طراحی شخصیتهاست.
جمعبندی «The Crusades» فیلمی است پرجنبوجوش که ایدهای آشنا دربارهٔ آخرین فرصت نوجوانان برای رهایی و خوشگذرانی را با فضایی پرتنش و پرحادثه دنبال میکند. بازیهای پرانرژی، ریتم نسبتاً تند و فضاسازی مدرسهای، به آن لحظههایی از سرزندگی میبخشند؛ اما شوخیهای کماثر، خشونت غالب، نگاه مردسالارانه و شخصیتپردازی کمعمق مانع از آن میشوند که این انرژی به کمدی بلوغی منسجم و اثرگذار تبدیل شود.
فیلم گاه نوید تجربهای سرکش و بیقاعده میدهد، اما نمیتواند همواره میان طغیان نوجوانانه و بیمعنایی رفتارها تمایز بگذارد. حاصل، اثری است که تماشایش ممکن است بهسبب حرکت و فرازونشیبهایش آسان باشد، اما تأثیر عاطفی و فکری آن به همان اندازه پایدار نیست.
« از این رو، حضورشان بهجای گشودن افقی مستقل، بیشتر به شاخهای دیگر از آشفتگی داستان میافزاید. »
ثبت دیدگاه