نقد و بررسی
نقد مصلوب شدن 2017 با زیرنویس فارسی (The Crucifixion) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معما در مرز ایمان و عقل «The Crucifixion» به کارگردانی Xavier Gens از پروندهای هولناک آغاز میکند: کشیشی پس از مرگ راهبهای که در جریان جنگیری تحت مراقبت او بوده، بازداشت شده است. خبرنگاری به نام Nicole Rawlins برای یافتن حقیقت به دل ماجرا میرود؛ اما هرچه بیشتر تحقیق میکند، مرز میان جنایت، بیماری روانی و دخالت نیرویی فراطبیعی مبهمتر میشود.
فیلم بهجای آنکه صرفاً بر نمایش موجودی اهریمنی تکیه کند، از همان ابتدا پرسشی اخلاقی و فکری پیش میکشد: وقتی باور دینی در برابر توضیح پزشکی قرار میگیرد، چه کسی حق دارد حقیقت را تعریف کند و چه کسی مسئول پیامدهای آن است؟ این پرسش، بهترین سرمایهی فیلم است. پرونده نه فقط وسیلهای برای ساختن چند صحنهی ترسناک، بلکه نقطهی برخورد دو جهانبینی است: نگاه شکاکانهی خبرنگاری که به شواهد و علتهای ملموس اعتماد دارد، و روایت مذهبی کسانی که تجربههای نامتعارف را نشانهی حضور شر میدانند.
فیلم در لحظات موفقش اجازه میدهد این دو تفسیر همزمان در ذهن تماشاگر باقی بمانند؛ در نتیجه، تعلیق تنها به این وابسته نیست که چه چیزی پشت اتفاقهاست، بلکه به این هم مربوط میشود که خود شخصیتها چه چیزی را حاضرند باور کنند. ساختار تحقیق و حرکت روایت روایت، از الگوی آشنای تحقیق جنایی بهره میگیرد.
Nicole با افراد مرتبط با پرونده گفتوگو میکند، به محلهای مهم سر میزند و در پی کنار هم گذاشتن روایتهای ناسازگار برمیآید. این ساختار به تماشاگر امکان میدهد اطلاعات را قدمبهقدم دریافت کند و در جایگاه همراه خبرنگار قرار بگیرد؛ نه آنکه از آغاز پاسخها را در اختیار داشته باشد.
« ساختار تحقیق و حرکت روایت روایت، از الگوی آشنای تحقیق جنایی بهره میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر شهادت میتواند دریچهای تازه بگشاید، اما همزمان ممکن است تردیدهای قبلی را هم بیشتر کند. بااینحال، ریتم فیلم در میانهی راه آسیب میبیند. گاهی روایت بهجای آنکه از دل کنش و سرنخها پیش برود، در گفتوگوهای توضیحی مکث میکند و اطلاعاتی را با تأکید بیش از اندازه بازگو میکند. چنین مکثهایی از نیروی معما میکاهند: فیلم بهجای آنکه تماشاگر را به کشف پیوندها دعوت کند، بخشی از معنا را مستقیم در اختیارش میگذارد.
تعلیقِ حاصل از تحقیق، زمانی مؤثرتر است که هر پاسخ، پرسش دقیقتری بسازد؛ اما این اثر گاه پاسخهای میانی را طولانی میکند، بیآنکه به همان اندازه بر پیچیدگی پرونده بیفزاید. فضای بصری و زبان وحشت فضای سرد و تیرهی فیلم، از نخستین لحظهها حس ناامنی ایجاد میکند. محیطهای مذهبی، فضاهای بسته و چشماندازهای کمنور، جهانی میسازند که در آن آرامش و تهدید بهسادگی از هم جدا نمیشوند.
این انتخاب بصری با مضمون فیلم تناسب دارد: Nicole برای یافتن پاسخ وارد جایی میشود که گذشته، ایمان و ترس در آن به هم گره خوردهاند. تاریکی در اینجا فقط پسزمینهی ترساندن نیست؛ بازتاب ناتوانی شخصیتها در دیدن تمام حقیقت نیز هست. کارگردانی Xavier Gens گاه به تصویرهای ناآرام و بهیادماندنی دست مییابد، اما فیلم همیشه به صبر بصری خود وفادار نمیماند.
بعضی لحظهها بهجای آنکه از سکوت، قاببندی یا انتظار برای ایجاد هراس استفاده کنند، به شوکهای ناگهانی متوسل میشوند. این تمهید میتواند واکنشی آنی برانگیزد، اما ترس را به تجربهای زودگذر بدل میکند؛ تماشاگر میجهد و سپس از صحنه عبور میکند، بیآنکه اضطراب عمیقتری در او رسوب کند.
« هر شهادت میتواند دریچهای تازه بگشاید، اما همزمان ممکن است تردیدهای قبلی را هم بیشتر کند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم زمانی مؤثرتر است که نشاندادن را به تعویق میاندازد و اجازه میدهد تخیل، جای خالی تصویر را پر کند. شخصیتها و بازیها Sophie Cookson در نقش Nicole نقش محوری فیلم را بر عهده دارد و بازیاش در حفظ خط تحقیق باورپذیر است. او شخصیت را نه به صورت قهرمانی بیتزلزل، بلکه بهعنوان زنی کنجکاو و سنجشگر پیش میبرد؛ کسی که میخواهد فاصلهاش را از باورهای دیگران حفظ کند، اما هرچه بیشتر با پرونده درگیر میشود، دیگر نمیتواند پرسش را صرفاً بیرونی بداند.
همین کشمکش درونی ظرفیت خوبی برای شخصیتپردازی دارد، هرچند فیلم همیشه فرصت نمیدهد این ظرفیت به عمق کامل برسد. شخصیتهای فرعی، در مجموع، بیشتر کارکرد روایی دارند تا استقلال دراماتیک. آنان اطلاعاتی دربارهی پرونده یا فضای مذهبی داستان عرضه میکنند، اما انگیزهها و تناقضهایشان کمتر پرورده میشود.
در نتیجه، بخشی از گفتوگوها شبیه ایستگاههایی برای انتقال اطلاعات به نظر میرسند، نه مواجهههایی میان انسانهایی با خواستهها و ترسهای پیچیده. اگر فیلم به این چهرهها زمان بیشتری میداد، اختلاف دیدگاهها میتوانست از سطح جدل دربارهی جنگیری فراتر برود و به تصویری غنیتر از جامعهای بدل شود که میان سنت، اقتدار مذهبی و دانش پزشکی گرفتار است.
ایمان، بیماری و مسئولیت مهمترین لایهی موضوعی فیلم، پیوند میان باور دینی و بیماری روانی است. در روایت، تعبیر فراطبیعی از رفتارهای نامتعارف در کنار توضیح پزشکی قرار میگیرد و تماشاگر ناچار میشود هر دو را در نظر داشته باشد. این ابهام، بالقوه نیرویی ماندگار دارد؛ زیرا پرسش فیلم تنها این نیست که آیا نیرویی اهریمنی وجود دارد، بلکه این است که باور به چنین نیرویی چگونه بر رفتار آدمها اثر میگذارد و تا کجا میتواند مسئولیت را جابهجا کند.
« فیلم زمانی مؤثرتر است که نشاندادن را به تعویق میاندازد و اجازه میدهد تخیل، جای خالی تصویر را پر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، پرداخت این موضوع گاهی به دوگانهای سادهشده نزدیک میشود: در یک سوی ماجرا عقلانیت و تشخیص پزشکی، و در سوی دیگر ایمان و تفسیر فراطبیعی. چنین تقابلی برای ساختن کشمکش اولیه قابلفهم است، اما پیچیدگی واقعی مسئله را کاهش میدهد. بیماری روانی نباید صرفاً به ابزاری برای ایجاد هراس بدل شود و ایمان نیز نمیتواند بهتنهایی جای تحلیل اخلاقی را بگیرد.
فیلم هنگامی که این پرسشها را باز میگذارد، از قالب وحشت معمول فراتر میرود؛ اما هرگاه برای پیشبردن معما به توضیحی سرراست پناه میبرد، بخشی از ظرافت موضوع را از دست میدهد. تعلیق، کلیشهها و محدودیتها «The Crucifixion» از مصالح آشنای ژانر وحشت استفاده میکند: خانهها و راهروهای ناآرام، نشانههای مبهم، صداهای ناگهانی و تصویرهایی که قرار است حضور تهدیدی پنهان را القا کنند.
این عناصر بهخودیخود مشکلساز نیستند؛ مسئله آن است که فیلم گاهی به آنها بیش از ایدهی مرکزیاش تکیه میکند. پروندهی اصلی بهاندازهای ظرفیت دارد که بتواند ترس را از دل تردید و مسئولیت اخلاقی بسازد، اما بعضی صحنهها به الگوهای تکراری وحشت پناه میبرند و از نیروی خاص این داستان میکاهند.
همچنین کشدادن بخشی از معما، بدون افزودن اطلاعات یا لایهای تازه به شخصیتها، ریتم را ناهموار میکند. تماشاگر ممکن است در انتظار پیشرفتی بماند که دیرتر از حد لازم رخ میدهد. این ضعف در کنار کمپرداختگی چهرههای فرعی، باعث میشود جهان فیلم گاه کوچکتر از موضوعی به نظر برسد که وعدهاش را داده است.
« چنین تقابلی برای ساختن کشمکش اولیه قابلفهم است، اما پیچیدگی واقعی مسئله را کاهش میدهد. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، فضای مذهبی و رویارویی نگاههای متضاد همچنان لحظههایی از تعلیق واقعی میآفرینند؛ لحظههایی که فیلم بهجای فریادزدن، از تماشاگر میخواهد نشانهها را تفسیر کند. پایانبندی و اثر نهایی پایانبندی از نظر احساسی میکوشد پرونده را به سرانجامی تأثیرگذار برساند، اما شتاب آن از قدرت نتیجه میکاهد.
پس از مسیری که بر تردید و ناسازگاری روایتها بنا شده، فیلم در جمعکردن برخی پرسشها بیش از اندازه عجله میکند. حاصل، پاسخهایی است که از ابهام جذاب آغاز داستان میکاهند و فرصت اندکی برای رسوبکردن پیامدهای اخلاقی ماجرا باقی میگذارند. این نقد ناظر به چگونگی پایان است، نه آشکارکردن جزئیات آن.
در نهایت، «The Crucifixion» اثری است که ایدهی مرکزیاش از اجرای همهی اجزایش نیرومندتر است. فضای بصری تیره، ساختار خبرنگارانه و پرسش دربارهی نسبت ایمان و بیماری روانی، آن را برای علاقهمندان به وحشت رازآلود دیدنی میکند. در مقابل، افت ریتم، شخصیتهای فرعی کمعمق، استفادهی پراکنده از ترساندن ناگهانی و جمعبندی شتابزده مانع میشوند که معمای فیلم به درامی کاملاً پخته بدل شود.
ارزش اصلی آن نه در ترساندن پیوسته، بلکه در تردیدی است که میکوشد پس از پایان در ذهن تماشاگر باقی بماند. جمعبندی «The Crucifixion» با پروندهای هولناک و فضایی سرد، پرسشی جذاب را پیش میکشد: آیا آنچه رخ داده باید با بیماری و خطای انسانی توضیح داده شود، یا با نیرویی فراطبیعی؟ فیلم در بخشهایی از مسیر، این پرسش را به تعلیقی مؤثر تبدیل میکند؛ اما هرگاه به توضیحگویی، کلیشههای ژانری یا پایانبندی شتابزده متوسل میشود، از پیچیدگی خود فاصله میگیرد.
« پس از مسیری که بر تردید و ناسازگاری روایتها بنا شده، فیلم در جمعکردن برخی پرسشها بیش از اندازه عجله میکند. »
جمعبندی
نتیجه، فیلمی نابرابر اما کنجکاویبرانگیز است که بیش از پاسخهایش، بهسبب فضای تیره و پرسش اخلاقیِ مرکزیاش در خاطر میماند.
ثبت دیدگاه