نقد و بررسی
نقد دلقک دربار (The Court Jester) | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ بدلکاری در جامهٔ افسانه «The Court Jester» کمدی موزیکال و ماجراجویانهای است که جهان شوالیهها، دربار و توطئههای سلطنتی را نه برای بازسازی تاریخی، بلکه برای بازیگوشی با قراردادهای آنها به کار میگیرد. قهرمانش، هیوبرت هاوکینز، هنرمندی کارناوالی است که در جریان نقشهای برای بازگرداندن پادشاه راستین، بهجای دلقک دربار وارد قلعهٔ فرمانروای غاصب میشود.
از همین جابهجایی هویتی، زنجیرهای از سوءتفاهمها و موقعیتهای کمیک شکل میگیرد؛ موقعیتهایی که فیلم را میان هجوِ ماجراجوییهای پهلوانی، کمدیِ بدنی و نمایشِ موزیکال به حرکت درمیآورند. فیلم را نورمن پاناما و ملوین فرانک نوشته و کارگردانی کردهاند و دنی کی، گلینیس جونز، باسیل رتبون و آنجلا لنزبری از بازیگران اصلی آناند.
دنی کی؛ مرکز ثقل فیلم بزرگترین امتیاز فیلم، بیتردید حضور دنی کی است. او نقش هیوبرت را با چنان شتاب و آمادگی جسمانی بازی میکند که شخصیتِ دستوپاچلفتیاش هرگز صرفاً ناتوان یا درمانده به نظر نمیرسد؛ هیوبرت در دلِ آشفتگیها به نیرویی برای پیشبرد صحنه تبدیل میشود. چهرهپردازی، حرکات بدن و ریتم گفتارش اجزای یک اجرای واحدند: شوخیها تنها در کلمات خلاصه نمیشوند، بلکه در مکث، نگاه، تغییر ناگهانی لحن و واکنشهای فیزیکی او نیز ادامه مییابند.
« دنی کی؛ مرکز ثقل فیلم بزرگترین امتیاز فیلم، بیتردید حضور دنی کی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم میدان مناسبی فراهم میکند تا کی از توانایی خود در بازی با صدا و حرکت بهره بگیرد، بیآنکه از نقش بیرون بزند. بااینحال، این تمرکز پررنگ بر ستاره بهایی هم دارد. بسیاری از شخصیتهای دیگر بیش از آنکه زندگی مستقلی داشته باشند، ابزارهایی برای بهوجودآوردن موقعیت تازه یا واکنش نشاندادن به آشفتگی هیوبرتاند.
با وجود این، بازیگران مکملی چون گلینیس جونز و باسیل رتبون به فیلم رنگ میدهند: یکی با استقلال و چالاکیاش و دیگری با وقارِ اغراقآمیزی که خود به بخشی از شوخی بدل میشود. حضور آنان جهان فیلم را از تکنفرهشدن کامل نجات میدهد، هرچند سهمشان از پرداخت شخصیتها یکسان نیست. شوخیهای کلامی و معماریِ آشفتگی هستهٔ کمیکِ فیلم در بازی با زبان قرار دارد.
گفتوگوها بارها بر سوءشنیدن، تکرار و جابهجاییِ نامها یا جزئیات تکیه میکنند؛ گویی زبان خود به دام دیگری تبدیل شده که شخصیتها باید از آن جان سالم به در ببرند. نمونهٔ مشهورِ معمای ظرف زهر و جام، از همین سازوکار نیرو میگیرد: اطلاعات کوچک بارها تغییر میکند و هیوبرت میکوشد با تکیه بر حافظه و تمرکز، ترتیب درست را حفظ کند.
« بااینحال، این تمرکز پررنگ بر ستاره بهایی هم دارد. »
شخصیتها و اجرا
خنده فقط از سرعت بیان نمیآید؛ از فاصلهٔ میان اعتمادبهنفسِ گوینده و احتمالِ فاجعهای که یک لغزش کوچک پدید میآورد نیز زاده میشود. این بازی کلامی یکی از ماندگارترین نشانههای فیلم است. اما فیلم گاهی آنقدر به شوخیهای لفظی و تکرارِ بازی با واژهها دل میبندد که حرکت داستان کند میشود.
بعضی صحنهها، بهجای آنکه روایت را به مرحلهای تازه برسانند، فرصتی برای اجرای یک لطیفهٔ دیگر فراهم میکنند. این کندی برای تماشاگرانی که از نمایشهای کلامی لذت میبرند، بخشی از جذابیت اثر است؛ برای کسانی که انتظار پیشروی پیوستهٔ ماجرا را دارند، ممکن است احساسِ کشآمدن ایجاد کند. فیلم از این جهت بیش از آنکه بر ظرافتِ فشردهسازی متکی باشد، به وفورِ شوخی و انرژی اجرا اعتماد میکند.
طنز بدنی و صحنهآرایی ماجراجویانه کمدی جسمانی فیلم مکملِ شوخیهای گفتاری آن است. سقوطها، تعقیبها و واکنشهای اغراقشده، فضای قهرمانیِ قصه را به زمینِ بازی تبدیل میکنند. قرار نیست شمشیر و قلعه صرفاً نشانههایی از خطر واقعی باشند؛ آنها در بسیاری از لحظهها اجزای یک نمایشِ پرتحرکاند که در آن، قهرمان مدام ناخواسته خود را در موقعیتی مضحک مییابد.
« این بازی کلامی یکی از ماندگارترین نشانههای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این رویکرد به فیلم اجازه میدهد که همزمان از قصههای شوالیهای استفاده کند و هیبت آنها را دست بیندازد. بااینهمه، میزانسن و موقعیتپردازی همیشه به یک اندازه خلاق نیستند. برخی شخصیتهای فرعی یا اتفاقها بیشتر برای رساندن داستان به شوخی بعدی حضور دارند تا برای ساختن رابطهای باورپذیر.
ازاینرو جهان داستان در بخشهایی حالت کارتونی پیدا میکند. این ویژگی با لحن فانتزی اثر سازگار است، اما گاهی مانع میشود که خطرهای سیاسیِ ماجرا وزن عاطفی یا دراماتیک چندانی پیدا کنند. فیلم در درجهٔ نخست به دنبال تعلیق جدی نیست؛ کشش آن بیشتر از انتظار برای خطای بعدی هیوبرت میآید. موسیقی و جلوهٔ رنگها آوازها در این فیلم زینتِ جداافتادهای نیستند؛ آنها ادامهٔ همان شخصیتپردازیِ نمایشیاند که در گفتار و حرکت دنی کی دیده میشود.
موسیقی، ریتم شوخی را گاه تندتر میکند و گاه اجازه میدهد نمایش برای لحظهای حالوهوای صحنهای و آیینی به خود بگیرد. فیلم همچنین از رنگ و لباس برای ساختن جهانی آشکارا خیالپردازانه بهره میبرد. جامههای درباری، پوشش دلقک و فضای پرزرقوبرق قلعه، بیش از آنکه ادعای بازنمایی دقیق دورهای تاریخی داشته باشند، به تماشاگر یادآوری میکنند که با افسانهای آگاهانه نمایشی روبهرو است.
« این رویکرد به فیلم اجازه میدهد که همزمان از قصههای شوالیهای استفاده کند و هیبت آنها را دست بیندازد. »
قوتها و کاستیها
اثر در رنگیبودن و استفاده از قاب عریض نیز بر همین جنبهٔ بصری تکیه دارد. این رنگولعاب، همراه با آواز و شوخیهای بدنی، به فیلم حالوهوایی خانوادگی و خوشمشرب میدهد. سرگرمی آن وابسته به واقعنمایی نیست؛ بیش از هر چیز بر قراردادِ بازی بنا شده است. تماشاگر پذیرفته که قلعه، جامهها و دسیسهها زمینهای برای نمایش و شوخیاند، نه دعوتی به بازسازی تاریخی موشکافانه.
هرجا فیلم به این قرارداد وفادار میماند، جهانش زنده و دلنشین است؛ هرجا میکوشد به شخصیتهای کمپرداخته بار دراماتیک بیشتری بدهد، محدودیتهایش آشکارتر میشود. نگاه به زنان و محدودیتهای زمانه یکی از بخشهایی که امروز بیش از گذشته جلب توجه میکند، نگاه فیلم به زنان و جایگاه آنان در ساختار روایی است.
هرچند برخی شخصیتهای زن توانایی، ابتکار و حضور فعال دارند، فیلم در بخشهایی آنها را با کلیشههای عاشقانه و نقشهای متعارفِ کمدیِ زمان خود محدود میکند. شوخیها نیز گاه بر ظاهر یا روابط عاطفی زنان تکیه دارند، بیآنکه همان اندازه به انگیزهها و پیچیدگیهایشان بپردازند. این مسئله الزاماً سرگرمیِ فیلم را از میان نمیبرد، اما فاصلهای میان تازگیِ اجرایی آن و کهنگیِ بعضی نگاههای اجتماعیاش ایجاد میکند.
« اثر در رنگیبودن و استفاده از قاب عریض نیز بر همین جنبهٔ بصری تکیه دارد. »
جمعبندی
از همین رو، تماشای فیلم امروز دو تجربهٔ همزمان فراهم میکند: لذت از مهارت اجرایی، موسیقی و بازیهای زبانی، و آگاهی از اینکه بخشی از شوخیها در زمانهٔ خود طبیعیتر به نظر میرسیدهاند. نقد این جنبه نباید به معنای نادیدهگرفتن دستاوردهای فیلم باشد؛ همانطور که تحسینِ انرژی و خلاقیتش نیز نباید مانع دیدن محدودیتهای فرهنگیاش شود.
جمعبندی «The Court Jester» فیلمی است که بیش از انسجام دراماتیک، بر شورِ اجرا تکیه دارد. کاریزمای دنی کی، شوخیهای زبانی، موسیقی و طراحی رنگارنگ، تماشای آن را به تجربهای سرزنده بدل میکنند؛ در مقابل، تراکم شوخیها گاه ریتم قصه را مختل میکند و شماری از شخصیتها و موقعیتها فرصت کافی برای عمقیافتن نمییابند.
نگاه کلیشهای به زنان نیز یادآور فاصلهٔ فرهنگی اثر با امروز است. بااینحال، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن کمدیای نمایشی و پرتحرک در دل ماجرایی دربارهٔ دسیسههای دربار—موفق عمل میکند. ارزشش نه در ظرافتی بینقص، بلکه در ذوقِ بازیگوشانه و تواناییاش برای تبدیل کردن گفتار، حرکت و رنگ به یک نمایش واحد نهفته است.
« جمعبندی «The Court Jester» فیلمی است که بیش از انسجام دراماتیک، بر شورِ اجرا تکیه دارد. »
ثبت دیدگاه