نقد و بررسی
نقد The Counselor | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که از دل جنایت، حکایت تقدیر میسازد «The Counselor» فیلمی جنایی است که از همان ابتدا کمتر به سازوکار یک تعلیق متعارف علاقه دارد تا به نمایش جهانی که در آن انتخابهای کوچک، پیامدهایی عظیم و مهارنشدنی به بار میآورند. قهرمان داستان، وکیلی بینام که همه او را «مشاور» میخوانند، میپندارد میتواند با ورود به معاملهای خطرناک، زندگی مرفهتری برای خود بسازد و همچنان فاصلهاش را با خشونت حفظ کند.
اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که چنین فاصلهای بیش از آنکه واقعیت داشته باشد، خیالپردازی شخصیتی است که از آغاز، خطر را کوچک شمرده است. این طرح داستانی ظرفیت یک تریلر پرشتاب را دارد؛ بااینحال، فیلم مسیر دیگری را برمیگزیند. حادثه و کنش، اغلب در حاشیه قرار میگیرند و جای خود را به گفتوگو، مکث، پیشآگاهی و تأمل درباره خشونت، حرص و سرنوشت میدهند.
نتیجه اثری است که نه بهسادگی در قالب سرگرمی جنایی جا میگیرد و نه همیشه موفق میشود تأملاتش را به تجربهای دراماتیک و اثرگذار بدل کند. زبان سینمایی و امضای ریدلی اسکات مهمترین دستاورد فیلم، ساختن جهانی دیداری است که تضادهایش را بینیاز از توضیحهای مستقیم پیش چشم میگذارد. فضاها شیک و براقاند، لباسها حسابشدهاند و اشیای گرانقیمت با نوعی وقار نمایشی در قاب جای میگیرند؛ اما زیر این ظاهر آراسته، جهانی چرک، بیرحم و ناپایدار پنهان است.
این تقابل، هویت بصری فیلم را شکل میدهد: زیبایی نه پناهگاهی در برابر خشونت، بلکه پوششی نازک بر آن است. دوربین ریدلی اسکات با دقتی سرد به محیطها مینگرد. قابها اغلب حس فاصله و انزوا دارند؛ شخصیتها در مکانهایی قرار میگیرند که بهجای آرامش، بر تنهایی و آسیبپذیریشان تأکید میکنند.
« این طرح داستانی ظرفیت یک تریلر پرشتاب را دارد؛ بااینحال، فیلم مسیر دیگری را برمیگزیند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نورپردازی و رنگهای سنگین نیز فضای فیلم را به سمت نوعی کابوس بیداری میبرند. خشونت در این جهان ناگهانی و بیمقدمه به نظر میرسد، اما فیلم از پیش، با سکون و سنگینی تصاویر، انتظار آن را در تماشاگر میکارد. سبک بصری چشمگیر است، ولی گاهی آنقدر بر تصویرسازی و جلوه ظاهری تکیه میکند که شخصیتها را به اجزای یک ترکیببندی زیبا تبدیل میسازد.
این فاصلهگذاری میتواند با جهان سرد فیلم سازگار باشد؛ در عین حال، مانع پیوند عاطفی پرقدرت با آدمهایی میشود که قرار است سرنوشتشان برای مخاطب اهمیت پیدا کند. روایت: از تریلر جنایی تا حکایت سقوط روایت فیلم عمداً از مسیر معمول تریلرهای جنایی فاصله میگیرد. در چنین آثاری معمولاً انتظار داریم اطلاعات بهتدریج آشکار شود، تهدیدها مسیر روشنی پیدا کنند و هر صحنه ما را به گرهگشایی نزدیکتر سازد.
«The Counselor» اما بیشتر به شکل قطعاتی از یک فاجعه پیشرونده عمل میکند: گفتوگوهایی که آیندهای تیره را گوشزد میکنند، جزئیاتی که معنایشان دیرتر روشن میشود و تصمیمهایی که ظاهراً هنوز قابل بازنگریاند، اما در عمل راه بازگشت را میبندند. این ساختار از نظر فکری با مضمون فیلم همخوان است.
شخصیت اصلی تصور میکند میتواند وارد معامله شود، خطر را محاسبه کند و در لحظه لازم از آن کنار بکشد؛ فیلم در برابر این اطمینان، تصویری از پیامدهایی میگذارد که بهسادگی زیر اختیار فرد قرار نمیگیرند. بااینحال، پیوند میان ایده و درام همیشه کامل نیست. گاهی روایت آنقدر از دنبالکردن کنشهای ملموس فاصله میگیرد که قصه کممایه یا پراکنده جلوه میکند و تماشاگر بهجای درگیرشدن با روند ماجرا، منتظر میماند تا فیلم سرانجام چیزی را پیش ببرد.
« نورپردازی و رنگهای سنگین نیز فضای فیلم را به سمت نوعی کابوس بیداری میبرند. »
شخصیتها و اجرا
دیالوگها؛ نیروی اصلی و مانع ارتباط فیلمنامه کormac McCarthy به دیالوگهایی متکی است که کمتر شبیه گفتوگوی روزمره و بیشتر شبیه جدلهای فلسفی یا بیانیههایی درباره جهاناند. شخصیتها درباره مرگ، انتخاب، میل و عواقب سخن میگویند؛ حتی زمانی که موقعیت ظاهراً به مکالمهای عادی نیاز دارد.
این زبان تصنعی، بخشی از طراحی اثر است و با فضای کابوسوار آن تناسب دارد: گویی آدمها نه فقط در حال گفتوگو، بلکه در حال اجرای نقشی از پیش نوشتهشدهاند. در بهترین لحظات، همین لحن نامأنوس به فیلم تشخص میدهد. جملهها چون نشانههایی هشداردهنده در ذهن میمانند و به جهان داستان حالتی آیینی و شوم میبخشند.
شخصیتها بهجای آنکه صرفاً اطلاعات ردوبدل کنند، درباره مرزهای اخلاقی و توهم کنترل سخن میگویند؛ گفتوگوها به این ترتیب، فضای فکری فیلم را گسترش میدهند. اما این انتخاب هزینه دارد. طولانیبودن گفتوگوها ریتم را بارها متوقف میکند و بعضی جملات چنان پرداختشده و حکیمانه به نظر میرسند که باورکردنشان بهعنوان کلام آدمهایی در موقعیتی واقعی دشوار میشود.
وقتی همهچیز به مضمون و استعاره بدل میشود، صدای شخصیتها از یکدیگر فاصله نمیگیرد و گفتوگو بهجای آنکه رابطهای انسانی را آشکار کند، گاه صرفاً اندیشهای را تکرار میکند. برای تماشاگرانی که از تریلر انتظار حرکت و اقتصاد روایی دارند، این ویژگی احتمالاً مهمترین مانع فیلم خواهد بود.
« شخصیتها درباره مرگ، انتخاب، میل و عواقب سخن میگویند؛ حتی زمانی که موقعیت ظاهراً به مکالمهای عادی نیاز دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران و شخصیتهای سرد گروه بازیگران پرآوازه فیلم، از Michael Fassbender و Penélope Cruz تا Cameron Diaz، Javier Bardem و Brad Pitt، در فضایی بازی میکنند که کمتر اجازه بروز احساسات مستقیم میدهد. Fassbender مشاور را با خویشتنداری و اطمینانی شکننده تصویر میکند؛ مردی که خیال میکند از پیچیدگیهای جهان سر درمیآورد، اما در برابر واقعیتی بسیار بزرگتر از محاسباتش قرار میگیرد.
نقشآفرینی او عمدتاً بر سکوت، مکث و واکنشهای کنترلشده متکی است، هرچند همین انضباط گاه به کمرنگشدن حیات درونی شخصیت میانجامد. Bardem حضوری پررنگ و متکی بر تضاد دارد: ظاهر پرزرقوبرق و رفتار نمایشیاش در برابر ترسی عمیقتر از آنچه آشکار میکند قرار میگیرد. Brad Pitt نیز با خونسردی و طعنه، به فیلم لحظاتی از وضوح میبخشد؛ شخصیت او در گفتار و رفتار، نشانههایی از آگاهی نسبت به خطر دارد که با اعتمادبهنفس مشاور در تضاد است.
Diaz حضوری بهیادماندنی دارد و از مرزهای معمول نقشآفرینی در آثار جنایی فاصله میگیرد؛ شخصیتی که هم جذابیت دارد و هم تهدید، هرچند بیان حسابشده و نمادین فیلم گاهی او را بیش از آنکه انسانی پیچیده سازد، به حضوری رازآلود و نمایشی بدل میکند. Cruz در نقش لورا نماینده بخشی از زندگی عاطفی است که مشاور میخواهد از جهان خطرناک خود جدا نگه دارد؛ همین جدایی، هرچه داستان پیش میرود، ناممکنتر به نظر میرسد.
ریتم و میزانسن: جذابیتِ سنگینی که فرسوده میکند کندی فیلم صرفاً حاصل کمبود حادثه نیست؛ بخشی از روش آن برای ساختن اضطراب است. روایت زمان میدهد تا حرفها و هشدارها در ذهن بنشینند و سکوتها، پیش از انفجار خشونت، حس تهدید را گسترش دهند. این انتخاب در برخی صحنهها مؤثر است: مکثها و فاصلهها باعث میشوند خطر نه بهصورت یک اتفاق ناگهانی، بلکه همچون نیرویی فراگیر در فضا حضور داشته باشد.
« روایت زمان میدهد تا حرفها و هشدارها در ذهن بنشینند و سکوتها، پیش از انفجار خشونت، حس تهدید را گسترش دهند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، میان ریتم سنجیده و کشآمدن تفاوتی وجود دارد که فیلم همیشه از آن عبور نمیکند. صحنههای گفتوگومحور فراواناند و روایت بارها از حرکت بازمیایستد، بیآنکه هر مکث به کشف تازهای درباره شخصیت یا موقعیت منجر شود. هنگامی که قصه از نظر دراماتیک به اندازه کافی پیش نمیرود، صبر تماشاگر به آزمون بدل میشود.
فیلم از مخاطب میخواهد به لحن و تصویر اعتماد کند، اما همیشه پاداشی متناسب با این اعتماد ارائه نمیدهد. از همین رو، یک تماشاگر ممکن است مجذوب اتمسفر شود و دیگری همان ویژگی را نشانهای از بیتحرکی بداند. خشونت، اخلاق و توهم اختیار در زیر ظاهر پرزرقوبرق فیلم، پرسشی اخلاقی قرار دارد: آیا میتوان به سود و امتیازهای یک جهان خشونتآمیز نزدیک شد، بیآنکه بخشی از منطق آن شد؟
مشاور میکوشد این فاصله را حفظ کند؛ گویی میتواند در معاملهای خطرناک مشارکت کند، اما همچنان بیرون از پیامدهای آن بایستد. فیلم چنین تصوری را بهتدریج فرسوده میکند و نشان میدهد که انتخاب، فقط لحظه تصمیمگیری نیست؛ پیامدهایش ممکن است از نیت اولیه صاحب انتخاب بسیار فراتر بروند. این نگاه، اثر را به حکایتی تلخ درباره حرص و مسئولیت بدل میکند، اما روایت در بیان این مضمون گاهی بیش از حد توضیحگر است.
هشدارها و جملات تأملی فراواناند و فیلم چندان به مخاطب مجال نمیدهد که معنا را تنها از رفتارها و تصاویر استخراج کند. در نتیجه، خشونت همزمان کارکردی روایی و نمادین پیدا میکند، اما تکرار تأکیدها ممکن است قدرت ضربه نهایی هر صحنه را کاهش دهد. با وجود این، فضای اخلاقی فیلم همچنان ناآرامکننده است: هیچکس نمیتواند خود را کاملاً تماشاگر بیطرف جهانی بداند که از تصمیمهایش سود میبرد.
« بااینحال، میان ریتم سنجیده و کشآمدن تفاوتی وجود دارد که فیلم همیشه از آن عبور نمیکند. »
جمعبندی
جمعبندی «The Counselor» اثری نامتوازن اما متمایز است؛ فیلمی که در آن شکوه تصویری ریدلی اسکات با بدبینی و زبان فکری Cormac McCarthy برخورد میکند. نتیجه، تریلری متعارف و خوشریتم نیست، بلکه حکایتی سرد درباره میل به قدرت، سوءمحاسبه و پیامدهای گریزان از کنترل است. ظاهر شیک، فضاسازی بیرحم و بازیهای پرقدرت، فیلم را در ذهن نگه میدارند؛ در مقابل، قصه کمرمق، ریتم کشدار و دیالوگهای گاه نامأنوس، مانع از آن میشوند که این اجزا همیشه به تجربهای دراماتیک و یکپارچه بدل شوند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در هیجان داستانی یا پیوند عاطفی با شخصیتها باشد، در لحن و جهان خاص آن نهفته است. برای تماشاگرانی که به آثار تیره، سبکپردازانه و کماعتنا به قواعد معمول ژانر علاقه دارند، «The Counselor» میتواند تجربهای جذاب و بحثبرانگیز باشد؛ اما کسانی که از یک تریلر جنایی انتظار روایتی چابک و شخصیتهایی با
« ارزش فیلم بیش از آنکه در هیجان داستانی یا پیوند عاطفی با شخصیتها باشد، در لحن و جهان خاص آن نهفته است. »
ثبت دیدگاه