نقد و بررسی
نقد The Connection | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بندر، قانون و جهان زیرزمینی «The Connection» یا «La French» درامی جنایی به کارگردانی Cédric Jimenez است که در مارسی دههٔ هفتاد میگذرد؛ شهری بندری که در فیلم، هم گذرگاه کالا و پول است و هم صحنهٔ برخورد قدرتهای رسمی و غیررسمی. پیر میشل، قاضیای که بهتازگی به مقابله با جرایم سازمانیافته گمارده شده، با شبکهای روبهرو میشود که تجارت هروئین را در مقیاسی فراتر از یک گروه تبهکار اداره میکند.
در سوی دیگر، گائتان «تانی» زامپا قرار دارد؛ مردی که اقتدارش نه فقط بر خشونت، بلکه بر نظم و محاسبه استوار است. فیلم از همین تقابل، چارچوبی آشنا اما پرتوان برای روایت خود میسازد: مبارزهٔ فردی مصمم با دستگاهی که ریشههایش در اقتصاد و مناسبات اجتماعی شهر دوانده است. روایت؛ کشش در دل الگوی آشنا فیلم با شتاب وارد جهان داستان میشود و تماشاگر را در پیگیری پروندهای میاندازد که حل آن به یک عملیات سادهٔ پلیسی فروکاستنی نیست.
هر گام برای نزدیکشدن به شبکه، مانعی تازه پیش میآورد: کمبود مدارک، ترس شاهدان، فساد احتمالی و دشواری نفوذ به ساختاری که اعضایش از قواعدی سختگیرانه پیروی میکنند. این موانع ریتمی پیوسته از تعقیب، مراقبت و رویارویی میسازند و سبب میشوند داستان، حتی در لحظات آرامتر، حس فشار را از دست ندهد.
« در سوی دیگر، گائتان «تانی» زامپا قرار دارد؛ مردی که اقتدارش نه فقط بر خشونت، بلکه بر نظم و محاسبه استوار است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، نیروی کشش فیلم بیشتر از جنس اجراست تا تازگی طرح. تقابل قاضی سرسخت و تبهکار قدرتمند، از الگوهای تثبیتشدهٔ سینمای جنایی است و فیلم چندان نمیکوشد آن را به شکلی بنیادین دگرگون کند. بخشهایی از مسیر داستان قابل پیشبینی مینمایند و برخی رخدادها بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، در خدمت پیشبرد رقابت دو شخصیت اصلی قرار میگیرند.
حاصل، روایتی سرگرمکننده و پرتنش است که جذابیتش را از شدت رویارویی و جزئیات اجرایی میگیرد، نه از پیچیدگی ساختاری کمسابقه. پیر میشل؛ ارادهای که بهای خود را دارد Jean Dujardin نقش پیر میشل را با ترکیبی از انرژی، انضباط و لجاجت بازی میکند. او قهرمانی بینقص نیست؛ نیروی محرکهاش در همان حال که او را در برابر بیعملی و فساد مقاوم میکند، به خطر فرسودگی و تندروی نیز نزدیکش میسازد.
فیلم از همین دوگانگی بهره میبرد: میشل نه صرفاً نمایندهٔ قانون، بلکه انسانی است که در راه اجرای آن، مرز میان مسئولیت حرفهای و وسواس شخصی را بارها لمس میکند. این بُعد، یکی از بهترین امکانات دراماتیک اثر است. پیگیری پرونده بر زندگی خصوصی او نیز سایه میاندازد و یادآور میشود که مبارزه با شبکهای بزرگ فقط مجموعهای از عملیات موفق و ناموفق نیست؛ تجربهای فرساینده است که روابط و توان داوری فرد را تحت فشار قرار میدهد.
« با این همه، نیروی کشش فیلم بیشتر از جنس اجراست تا تازگی طرح. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، فیلم همیشه برای این کشمکش درونی فرصت کافی فراهم نمیکند. گاه انگیزه و واکنشهای میشل سریعتر از آنچه شخصیتپردازی اقتضا میکند از یک مرحله به مرحلهٔ دیگر میروند و تماشاگر بیشتر نتیجهٔ فشار را میبیند تا فرایند کامل شکلگیری آن را. زامپا؛ اقتدار در برابر آشوب Gilles Lellouche در نقش زامپا، حضوری آرام اما تهدیدآمیز میسازد.
او را به هیولایی یکبعدی تبدیل نمیکند؛ قدرت این شخصیت از آنجا میآید که میتواند خشونت را در دل نظمی حسابشده جای دهد. در برابر شتاب و تمرکز میشل، زامپا نماد اقتداری است که شبکهاش را همچون کسبوکاری اداره میکند: با سلسلهمراتب، حسابگری و سازوکارهایی که بهسادگی از هم نمیپاشند.
رابطهٔ این دو شخصیت ستون اصلی فیلم است. اثر بهدرستی از قرار دادن آنها در دو سوی روشن و تاریکِ کاملاً جدا پرهیز میکند؛ هر دو در پی تحمیل ارادهٔ خود هستند، اما یکی به پشتوانهٔ مقام قانونی و دیگری به اتکای نفوذ و خشونت. این آینهگی به تقابلشان عمق میدهد، هرچند همهٔ شخصیتهای پیرامونی به همین اندازه پرداخت نشدهاند.
« با وجود این، فیلم همیشه برای این کشمکش درونی فرصت کافی فراهم نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی چهرههای گروه تبهکار یا دستگاه پلیس بیشتر نقش کارکردی دارند: حضورشان برای گسترش شبکه، ایجاد خطر یا پیشبرد پیرنگ ضروری است، اما انگیزهها و زندگی مستقلشان کمتر مجال ظهور مییابد. مارسی دههٔ هفتاد؛ فضایی زنده و تیره یکی از دستاوردهای مهم فیلم، ساختن فضایی است که مارسی را پسزمینهای خنثی نمیبیند.
بندر، خیابانها، فضاهای عمومی و محیطهای بسته، همگی به جهان روایی پیوند میخورند. شهر در اینجا محل عبور و اختفای کالاهاست، اما در عین حال بافت اجتماعیای است که شبکهٔ جنایی در آن رشد میکند و مأموران برای شناختنش باید از ظاهر روزمرهٔ آن فراتر بروند. طراحی صحنه، پوشش و فیلمبرداری در بازآفرینی دههٔ هفتاد نقشی اساسی دارند.
رنگها و فضاهای تیره، حس فرسودگی و خطر را تقویت میکنند، بیآنکه شهر را به تصویری کاملاً تزئینی بدل سازند. خشونت نیز بخشی از همین جهان است: ناگهانی و زمخت، نه قهرمانانه و پرزرقوبرق. این واقعگرایی بصری به فیلم اعتبار میبخشد و کمک میکند تماشاگر، حتی وقتی روایت در مسیرهای آشنا حرکت میکند، در فضای آن باقی بماند.
« بندر، خیابانها، فضاهای عمومی و محیطهای بسته، همگی به جهان روایی پیوند میخورند. »
قوتها و کاستیها
ریتم، تدوین و صحنههای تعقیب «The Connection» از زبان بصری فیلمهای جنایی کلاسیک بهره میگیرد: مراقبتهای طولانی، یورشهای ناگهانی، گفتوگوهای فشرده و تعقیبهایی که تنش را به حرکت بدل میکنند. تدوین در لحظات پرخطر معمولاً مؤثر است و صحنههای عملیاتی از انرژی مناسبی برخوردارند. فیلم بهجای آنکه تنها بر گفتوگو و توضیح تکیه کند، اطلاعات را از دل کنش و برخورد شخصیتها نیز منتقل میکند.
نقطهٔ ضعف در این زمینه، طول فیلم و نابرابری اهمیت بخشهای آن است. بعضی شاخههای فرعی، پس از آنکه کارکرد اولیهشان را انجام دادهاند، بیش از اندازه ادامه مییابند و از تراکم درام میکاهند. از آنجا که فیلم چندین سال از پیگیری پرونده را در بر میگیرد، گاهی احساس میشود روایت میخواهد همزمان جزئیات یک پروندهٔ پلیسی، زندگی شخصی قاضی و سازوکارهای دنیای تبهکاری را پوشش دهد.
این گستردگی به جهان اثر وسعت میدهد، اما در بعضی لحظات تمرکز را از خط اصلی میگیرد. موسیقی و لحن موسیقی و ترانههای دورهای به فیلم رنگ زمانی مشخصی میبخشند و در کنار طراحی دیداری، حس دههٔ هفتاد را تقویت میکنند. انتخابهای موسیقایی گاه به صحنهها ضرباهنگی کنایهآمیز میدهند؛ تضادی میان آهنگ و خشونت که میتواند بهیادماندنی باشد، اما همیشه به یک اندازه ظریف عمل نمیکند.
« تدوین در لحظات پرخطر معمولاً مؤثر است و صحنههای عملیاتی از انرژی مناسبی برخوردارند. »
جمعبندی
در مجموع، موسیقی بخشی از هویت اثر است، نه صرفاً همراهی پسزمینهای برای صحنههای تعقیب. لحن فیلم میان درام تاریخی، تریلر جنایی و اکشن حرکت میکند. این آمیزش به آن دامنهٔ وسیعی از ابزارهای روایی میدهد، ولی گاهی موجب میشود پیوند میان لحظات شخصی و صحنههای پرتحرک بهاندازهٔ کافی نرم نباشد.
فیلم در بهترین لحظاتش، خشونت را پیامد یک ساختار مینمایاند؛ در لحظات کماثرتر، خطر آن هست که تنش صرفاً به چرخهای از رویاروییهای آشنا تبدیل شود. جمعبندی «The Connection» اثری خوشساخت و پرکشش در ژانر جنایی است که بیش از هر چیز به اتکای بازیهای دو بازیگر اصلی، فضای تیرهٔ مارسی و انرژی صحنههای تعقیب دوام میآورد.
تقابل پیر میشل و زامپا ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد و فیلم در نشاندادن فرسایش ناشی از تعقیب یک شبکهٔ قدرتمند، لحظاتی مؤثر میآفریند. در مقابل، الگوی داستانی آن آشناست، برخی شخصیتهای فرعی عمق کافی پیدا نمیکنند و طول روایت باعث میشود بخشهایی از فیلم کشدار به نظر برسند. با این حال، اثر برای علاقهمندان به درامهای جنایی تاریخی تجربهای رضایتبخش فراهم میکند: نه بهسبب آنکه قواعد ژانر را از نو مینویسد، بلکه چون آنها را با اجرایی مطمئن، فضاسازی سنجیده و دو شخصیت محوریِ پرکشمکش زنده نگه میدارد.
« در مجموع، موسیقی بخشی از هویت اثر است، نه صرفاً همراهی پسزمینهای برای صحنههای تعقیب. »



ثبت دیدگاه