نقد و بررسی
نقد بدهی زناشویی (The Conjugal Debt) | 1970
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فرار از روزمرگی؛ طرحی ساده با افقی باز «The Conjugal Debt» یا «Il debito coniugale»، ساختهٔ فرانچسکو پروسپری در سال ۱۹۷۰، کمدیای ایتالیایی است که موتور رواییاش را از موقعیتی آشنا میگیرد: مردی گرفتار در زندگی زناشویی و روزمره، فرصتی برای فاصلهگرفتن از آن پیدا میکند. رومولو سالها با اینس زندگی کرده و ادارهٔ پمپبنزینی کوچک نیز بخشی از همان چرخهٔ تکراری است.
ورود اوراتسیو، دوست قدیمی و اهل چارهجویی، راه سفر را پیش پای او میگذارد؛ سفری که در نگاه نخست میتواند وعدهٔ آزادی، ماجراجویی و رهایی موقت از مسئولیتها را بدهد. این فرض مرکزی ظرفیت کمدی دارد، زیرا میان خیالِ رهایی و واقعیتِ سفر فاصلهای هست. گریز از خانه لزوماً به معنای گریختن از عادتهای شخصی نیست؛ آدمی ممکن است محیطش را عوض کند، اما همان بیحوصلگی و ناتوانی را با خود ببرد.
فیلم به این امکان نزدیک میشود، ولی در پرورش آن به اندازهای که طرح نوید میدهد موفق نیست. قصه زمینهای مناسب برای موقعیتهای تازه فراهم میکند، اما بهتدریج روشن میشود که جذابیت ایده، بیش از توان اجرایی فیلم است. عنوان اصلی فیلم «Il debito coniugale» است و نقشهای رومولو، اوراتسیو، اینس و کاندیدا را بهترتیب اوراتسیو اورلاندو، لاندو بوتسانکا، آنیتا اکبرگ و باربارا بوشت بازی میکنند.
« رومولو سالها با اینس زندگی کرده و ادارهٔ پمپبنزینی کوچک نیز بخشی از همان چرخهٔ تکراری است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سفر جادهای و وعدهٔ آزادی مهمترین امتیاز طرح، حرکت از فضای بستهٔ زندگی روزمره به جاده و نواحی روستایی است. این تغییر مکان، دستکم در آغاز، به فیلم امکان میدهد از الگوی تکراری خانه و پمپبنزین فاصله بگیرد و شخصیتها را در موقعیتهایی قرار دهد که پیشبینیپذیری کمتری دارند. سفر در چنین کمدیای فقط وسیلهٔ جابهجایی نیست؛ میتواند صورت بیرونیِ آرزوی گریز باشد، آرزویی که رومولو ظاهراً با پذیرفتن دعوت اوراتسیو به آن پاسخ میدهد.
بااینهمه، فیلم از ظرفیت سفر بهطور کامل بهره نمیبرد. جاده باید ریتمی تازه به روایت بدهد و هر ایستگاه، برخورد یا تغییر مسیر میتواند شخصیتها را عیانتر کند؛ اما این حرکت در بسیاری از لحظات به پیشروی دراماتیک پرانرژی تبدیل نمیشود. ماجراجویی بیشتر در سطح طرح باقی میماند تا آنکه به تجربهای واقعاً رها و سرزنده بدل شود.
نتیجه، تناقضی است میان وعدهٔ آزادی در داستان و حس ایستاییای که گاه در تماشای آن پدید میآید. رومولو و مسئلهٔ قهرمان منفعل رومولو شخصیتی است که برای کمدیِ گریز از زندگی زناشویی طراحی شده، اما بیعلاقگی و تنبلیاش میتوانستند فراتر از یک ویژگی خندهساز عمل کنند. او میتوانست نمونهٔ مردی باشد که از محدودیتهای زندگی شکایت دارد، بیآنکه خود برای تغییر آن تلاشی جدی کند.
« سفر جادهای و وعدهٔ آزادی مهمترین امتیاز طرح، حرکت از فضای بستهٔ زندگی روزمره به جاده و نواحی روستایی است. »
شخصیتها و اجرا
این تضاد، مادهٔ مناسبی برای طنز اجتماعی است: میل به آزادی، بدون پذیرش مسئولیت آزادی. فیلم گاهی به این لایه نزدیک میشود، اما آن را با پیوستگی و تیزی کافی دنبال نمیکند. از سوی دیگر، تنبلیِ شخصیت اگر به کنشهای بامزه، تصمیمهای غیرمنتظره یا واکنشهایی دقیق در برابر دیگران تبدیل نشود، بهسرعت به رخوت بدل میشود.
رومولو در لحظاتی بیش از آنکه مرکز فعال ماجرا باشد، بهانهای برای حرکت قصه به نظر میرسد. همین انفعال، بخشی از مشکل ریتم را توضیح میدهد: فیلم دربارهٔ گریز است، اما قهرمانش همیشه نیروی لازم را برای پیشبردن این گریز ندارد. بازیگران و حضور باربارا بوشت باربارا بوشت از مهمترین جاذبههای فیلم است.
حضور او در نقش کاندیدا به برخی بخشها انرژی و برجستگی میبخشد و نگاه تماشاگر را به صحنه بازمیگرداند؛ بهویژه در فیلمی که شوخیها و موقعیتهایش همیشه نیروی کافی ندارند. جذابیت او، بااینحال، بهتنهایی نمیتواند ضعفهای ساختاری را جبران کند. مسئله فقط کمبود فرصت برای درخشش یک بازیگر نیست؛ فیلم نیز باید بداند چگونه حضور او را در دل روابط و موقعیتها به عنصری مؤثر تبدیل کند، نه صرفاً نقطهٔ توجهی جدا از جریان داستان.
« این تضاد، مادهٔ مناسبی برای طنز اجتماعی است: میل به آزادی، بدون پذیرش مسئولیت آزادی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، رابطهٔ بازیگران اصلی از آن انسجامی که یک کمدیِ مبتنی بر اصطکاک و کشمکش نیاز دارد برخوردار نیست. برای چنین داستانی، تفاوت خلقوخو میان شخصیتها باید به تنشی زنده بدل شود: یک نفر میگریزد، دیگری او را به حرکت وامیدارد، و مواجههٔ آنها موقعیتهای طنز میسازد. اما شیمی نهچندان نیرومند میان بازیگران، بخشی از این اصطکاک را کمرنگ میکند.
فیلم در نتیجه کمتر از آنچه میتواند از برخورد شخصیتها خنده میگیرد. فضا، رنگ روستایی و جنس کمدی فضای قدیمی و روستایی فیلم از معدود عناصری است که به آن هویتی دلنشین میدهد. محیطها و حالوهوای محلی گاه به موقعیتها رنگی ملموس میبخشند؛ انگار طنز فیلم از دل جغرافیایی مشخص و سبک زندگیای آشنا بیرون آمده است.
این کیفیت، بهخصوص در تقابل با بیقراری سفر، میتوانست زمینهای غنی برای مشاهدهٔ تفاوت میان شهر و روستا، خانه و جاده، یا نظم روزمره و بیقاعدگی فراهم کند. اما فضا جایگزین شوخیِ موفق نمیشود. کمدی برای آنکه از جذابیت محیط فراتر رود، به ریتم، دقت در ساخت موقعیت و زمانبندی نیاز دارد.
« در سوی دیگر، رابطهٔ بازیگران اصلی از آن انسجامی که یک کمدیِ مبتنی بر اصطکاک و کشمکش نیاز دارد برخوردار نیست. »
قوتها و کاستیها
در اینجا شوخیها غالباً کمجاناند و از موقعیتها خندهٔ قاطع و پیدرپی نمیسازند. گاهی میتوان قصد طنز را تشخیص داد، اما تشخیص قصد با اثرگذاری آن یکی نیست: صحنه ممکن است ایدهای آشنا یا بالقوه بامزه داشته باشد، ولی مکث، تکرار یا اجرای کمرمق اجازه ندهد که به نتیجه برسد. ریتم و انسجام روایت یکی از دشواریهای اصلی فیلم، کشآمدن بخشهایی از روایت است.
داستانی دربارهٔ سفر میتواند از تغییر مکانها برای ایجاد تنوع استفاده کند، اما تنوع مکانی بهخودیخود ریتم نمیسازد. هر بخش باید یا رابطهای را دگرگون کند، یا شناخت تازهای از شخصیتها بدهد، یا دستکم موقعیتی کمیک را با ضرباهنگی روشن به اوج برساند. وقتی چنین پیشرفتی رخ نمیدهد، تماشاگر حس میکند فیلم در حال تکرار همان وعدهٔ اولیه است، بیآنکه آن را به تجربهای تازه تبدیل کند.
این مسئله در انسجام کلی نیز دیده میشود. فیلم گاه میان کمدی موقعیت، ماجرای جادهای و کشمکش زناشویی رفتوآمد میکند، اما این عناصر همیشه به یک مسیر واحد نمیپیوندند. همین پراکندگی به پایانبندی نیز لطمه میزند؛ بیآنکه لازم باشد از جزئیات آن سخنی گفته شود، میتوان گفت که جمعشدن اجزای داستان چندان طبیعی و ناگزیر به نظر نمیرسد.
« در اینجا شوخیها غالباً کمجاناند و از موقعیتها خندهٔ قاطع و پیدرپی نمیسازند. »
جمعبندی
در نتیجه، فرود روایت بهاندازهٔ شروع آن قانعکننده نیست و بخشی از حس وصلهپینهشدن را بهجا میگذارد. جمعبندی «The Conjugal Debt» بر ایدهای قابلقبول بنا شده است: مردی که از زندگی ملالآورش به سفر پناه میبرد و در مسیر، با امکانهای تازه و آدمهایی دیگر روبهرو میشود. حالوهوای روستایی، وعدهٔ ماجراجویی جادهای و حضور باربارا بوشت به فیلم لحظههایی دیدنی میبخشند؛ همچنین طرح آن ظرفیت داشت که دربارهٔ گریز، مسئولیت و ناتوانی در تغییر زندگی طنزی مؤثر بسازد.
اما این ظرفیت در اجرا پیوسته شکوفا نمیشود. ریتم کشدار، شوخیهای کماثر، رابطهٔ نهچندان زندهٔ بازیگران و انسجام ناپایدار اجازه نمیدهند فیلم به کمدیای پرتحرک و ماندگار تبدیل شود. حاصل، اثری است که گهگاه بهواسطهٔ فضا یا حضور بازیگرش جلب توجه میکند، اما کمتر به خندهای پایدار یا تجربهای رواییِ کامل میرسد.
تماشای آن بیش از آنکه برای کامیابی کمدیاش باشد، برای دیدن ایدهای جذاب است که تحققش از وعدهٔ آغازین عقب میماند.
« در نتیجه، فرود روایت بهاندازهٔ شروع آن قانعکننده نیست و بخشی از حس وصلهپینهشدن را بهجا میگذارد. »

ثبت دیدگاه