نقد و بررسی
نقد کلاهبرداری در راه است (The Con Is On) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تبهکاری در لباس فاخر «The Con Is On» فیلمی جناییـکمدی به کارگردانی James Oakley است که بر مبنای ایدهای آشنا بنا میشود: زوجی شیاد، زیر فشار بدهی و تعقیب یک گانگستر، در لسآنجلس برای سرقت جواهری ارزشمند نقشه میکشند. حضور بازیگرانی چون Uma Thurman، Tim Roth، Maggie Q و Stephen Fry نوید فیلمی پرجنبوجوش و خوشقریحه را میدهد؛ اثری که بتواند میان سرقت، فریب، روابط آشفته و شوخیهای تلخ تعادل برقرار کند.
فیلم در آغاز از همین وعده بهره میبرد: موقعیت مرکزی روشن است، خطر بیرونی شخصیتها را به حرکت درمیآورد و ظاهر براق و پرزرقوبرق جهان داستان نیز با سنت کمدیهای سرقت همخوانی دارد. بااینحال، جذابیت اولیه در ادامه به دشواری حفظ میشود و فیلم بهتدریج نشان میدهد که داشتن نقشهای سرگرمکننده و گروهی بازیگر شناختهشده، بهتنهایی برای ساختن یک کمدی جنایی موفق کافی نیست.
نقشهای که خوب آغاز میشود هری و پیتر، زوجی بریتانیایی و کلاهبردار، از لندن میگریزند تا از دست طلبکاران و گانگستری خطرناک در امان بمانند. در لسآنجلس، هدفی تازه برای جبران خسارت پیدا میکنند: حلقهای گرانبها که به همسر سابق پیتر تعلق دارد. از این نقطه، فیلم ظرفیتهای یک کمدی سرقت را پیش میکشد؛ بدلسازی جواهر، ورود به محفل ثروتمندان و پیچیدگیهایی که میتوانند نقشهای ظاهراً سرراست را از مسیر خارج کنند.
این چارچوب، اگر با ضرباهنگ دقیق و شوخیهای حسابشده همراه میشد، میتوانست موتور روایی نیرومندی بسازد. تماشاگر نیز در ابتدا میتواند از این پرسش ساده لذت ببرد که آیا این دو شیاد قادرند نقشهشان را بیدردسر پیش ببرند یا نه. اما طرح، هرچه شخصیتهای تازه و گرفتاریهای جانبی بیشتری به خود میگیرد، کمتر بر محور اصلی متمرکز میماند.
« در لسآنجلس، هدفی تازه برای جبران خسارت پیدا میکنند: حلقهای گرانبها که به همسر سابق پیتر تعلق دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سرقت جواهر بهجای آنکه رشتهای باشد که خردهروایتها را به هم پیوند میدهد، گاه زیر بار همان خردهروایتها کمرنگ میشود. نتیجه آن است که انتظار برای تماشای یک بازی فریبکارانه و زیرکانه، بهتدریج جای خود را به تماشای رفتوآمد آدمهایی میدهد که اغلب با صدای بلند و رفتارهای اغراقآمیز خود را به مرکز صحنه تحمیل میکنند.
فیلم ابزار لازم برای یک نقشه پرپیچوخم را در اختیار دارد، اما همیشه نمیداند چگونه از آنها استفاده کند. کمدیِ پرهیاهو و خندههای کمجان «The Con Is On» کمدی خود را بر بدزبانی، بیاخلاقی، مستی، روابط نامتعارف و رفتارهای افراطی بنا میکند. این انتخاب میتوانست به طنزی سیاه درباره آدمهایی بینجامد که در جهانی آراسته و مرفه، از هر فرصتی برای فریب دیگران بهره میبرند.
مشکل آنجاست که فیلم اغلب میان «نامتعارف بودن» و «خندهدار بودن» تفاوتی نمیگذارد. شخصیتها ممکن است زننده، خودخواه یا بیپروا باشند، اما این ویژگیها بهخودیخود شوخی نمیسازند؛ برای آنکه رفتار ناپسند به طنز بدل شود، باید زمانبندی، تضاد و نگاه انتقادی وجود داشته باشد. فیلم در بسیاری از لحظهها بهجای ساختن این فاصله، صرفاً شدت رفتارها را افزایش میدهد.
به همین دلیل، تکرار شوخیها بیش از آنکه ضرباهنگ کمدی را تقویت کند، آن را فرسوده میسازد. شخصیتهایی که قرار است خندهآور و بیمهار باشند، گاهی فقط پرسروصدا و آزاردهنده به نظر میرسند. حتی موقعیتهایی که امکان شوخی بصری یا بازی با هویت و نقش دارند، همیشه به نتیجهای بامزه نمیرسند.
« فیلم ابزار لازم برای یک نقشه پرپیچوخم را در اختیار دارد، اما همیشه نمیداند چگونه از آنها استفاده کند. »
شخصیتها و اجرا
نقدی همزمان با اکران فیلم، شروع آن را خوشسبک و اجرای Uma Thurman را دلنشین میدانست، اما افت نیمه دوم را برجسته میکرد؛ ارزیابیای که با تجربه کلی فیلم همخوان است: آتش بازی زود روشن میشود، ولی شعلهاش دوام نمیآورد. ستارهها و شخصیتهایی که مجال نمییابند مهمترین نقطه اتکای فیلم Uma Thurman است.
هری زنی خوشپوش، زیرک و اهل خطر است و Thurman با وقار سرد و نوعی بازیگوشی کنترلشده، حضوری تماشایی به او میبخشد. او در مقایسه با آشوب اطرافش، شخصیتی نسبتاً متمرکزتر و باثباتتر میسازد؛ برای همین هر بار که فیلم به او بازمیگردد، اندکی از جذابیت وعدهدادهشدهاش را بازیابی میکند.
جاذبه بازی او فقط در لباسها و ظاهر آراسته نیست؛ مهارتش در حفظ خونسردی و بهرهبرداری از موقعیت، هستهای مناسب برای یک قهرمان کمدی سرقت فراهم میآورد. Tim Roth در نقش پیتر حضوری متفاوت دارد و وجه فرسوده و خودویرانگر شخصیت را برجسته میکند. بااینحال، رابطه این دو کلاهبردار به عمقی که از یک زوج همکار و همدست انتظار میرود نمیرسد.
فیلم میتوانست از کشمکش میان اعتماد و خیانت، یا تفاوت شیوههای آنها در پیشبرد نقشه، طنز و تعلیق بسازد؛ اما پرداخت شخصیتها بیشتر به صفات فوری و رفتارهای نمایشی تکیه میکند. بازیگران دیگر نیز در نقشهای پررنگ اما کمپرداخت ظاهر میشوند. جمع پرشمار چهرهها، بهجای آنکه جهان فیلم را غنی کند، گاه حس ازدحام میآفریند و فرصت تمرکز بر چند شخصیت اصلی را میگیرد.
« ستارهها و شخصیتهایی که مجال نمییابند مهمترین نقطه اتکای فیلم Uma Thurman است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این مسئله بهویژه در کمدی اهمیت دارد: وقتی هر کس میکوشد عجیبتر و بلندصداتر باشد، صدای مشخص هیچکس بهآسانی شنیده نمیشود. ظاهر براق، جهان ناپایدار فضای لسآنجلسِ فیلم، با هتلهای مجلل، عمارتهای باشکوه و آدمهایی که زندگیشان را همچون نمایشی دائمی عرضه میکنند، بستری مناسب برای طنز کپر فراهم میآورد.
این محیطِ پرزرقوبرق در برابر فقر اخلاقی و آشفتگی درونی شخصیتها تضادی بالقوه جذاب میسازد. آدمها به ظواهر اهمیت میدهند، نقش بازی میکنند و میکوشند در برابر دیگران موفقتر، ثروتمندتر یا خواستنیتر جلوه کنند؛ بنابراین، سرقت و فریب در چنین جهانی میتواند ادامه طبیعی همان نمایش اجتماعی باشد، نه صرفاً حادثهای جنایی.
بااینهمه، جلوه بصری فیلم همیشه به معنای انسجام جهان آن نیست. دکورهای لوکس و پوششهای شیک، بیش از آنکه به تحلیل طبقه، شهرت یا مناسبات قدرت یاری برسانند، گاه تنها تزئینی بر صحنهای آشفته باقی میمانند. سبک تصویری کپر به فیلم انرژی اولیه میبخشد، اما وحدت لحن از آن پشتیبانی نمیکند: اثر میخواهد همزمان شیک، بیپروا، هجوآمیز و دیوانهوار باشد، بیآنکه پیوند میان این کیفیتها را بهقدر کافی محکم کند.
در نتیجه، ظاهر خوشآبورنگ فیلم گاهی بیش از محتوای دراماتیکش به چشم میآید. ریتمی که زیر بار خودش میماند در یک کمدی سرقت، پیچیدگی باید به افزایش لذت بینجامد: هر نقشه، سوءتفاهم یا مانع تازه، مسیر قبلی را دگرگون کند و تماشاگر را وادارد روابط میان شخصیتها و امکانهای نقشه را دوباره بسنجد.
« این محیطِ پرزرقوبرق در برابر فقر اخلاقی و آشفتگی درونی شخصیتها تضادی بالقوه جذاب میسازد. »
قوتها و کاستیها
در این فیلم، اما پیچیدگی اغلب به انباشتهشدن حادثهها محدود میشود. موقعیتهای تازه وارد میشوند، ولی همیشه پیامد روایی روشنی ندارند؛ شخصیتهای فرعی نیز به جمع اضافه میشوند، بیآنکه حضورشان به شکل مؤثری نقشه اصلی را پیش ببرد. بنابراین، پیشروی داستان بهجای آنکه حس شتاب و تعلیق بسازد، در بعضی بخشها کشدار و پراکنده میشود.
این کاستی در نیمه دوم محسوستر است. فیلم در آغاز با ایده سرقت و تهدید بیرونی، مقصدی روشن برای ماجرا ترسیم میکند؛ اما بعدتر تمرکز خود را از دست میدهد و شوخیها و آشوبها جای پیشرفت دقیق داستان را میگیرند. این افت نه فقط مسئلهای در سرعت روایت، بلکه نشانهای از کمبود انتخابهای روایی است: فیلم نمیداند کدام خط داستانی را باید برجسته کند و کدام را کنار بگذارد.
در نتیجه، لحنِ سرخوشانهای که ابتدا میتوانست سرگرمکننده باشد، بهتدریج به اصراری خستهکننده بدل میشود. جمعبندی «The Con Is On» بیش از آنکه از کمبود ایده رنج ببرد، از ناتوانی در پرورش ایدههایش آسیب میبیند. فرار دو کلاهبردار، نقشه سرقت جواهر، فضای اشرافی و گروهی از بازیگران توانا، همگی مواد اولیه یک کمدی جنایی پرنشاط را فراهم میکنند.
Uma Thurman نیز با حضور کاریزماتیک خود، یکی از معدود عناصر فیلم است که وعده آغازین را زنده نگه میدارد. اما شوخیهای کماثر، بازیهای گاه اغراقآمیز، ازدحام شخصیتها و پراکندگی روایی اجازه نمیدهند این امتیازها به تجربهای یکپارچه تبدیل شوند. فیلم برای تماشاگرانی که از کمدیهای جنایی پرزرقوبرق و شخصیتهای بیاخلاق لذت میبرند، ممکن است لحظههایی جذاب داشته باشد؛ بهخصوص در شروع و در صحنههایی که هری فرصت مییابد زیرکی خود را نشان دهد.
« در این فیلم، اما پیچیدگی اغلب به انباشتهشدن حادثهها محدود میشود. »
جمعبندی
بااینحال، کسانی که انتظار نقشهای دقیق، طنزی هوشمندانه یا ریتمی پیوسته دارند، احتمالاً با اثری روبهرو میشوند که هرچه پیش میرود، کمتر از ظرفیتهای خودش بهره میگیرد. حاصل، فیلمی است با جامهای فاخر و ایدهای سرگرمکننده، اما با روایتی که زیر وزن آشوب و شوخیهای تکراری، بهسختی از حرکت بازمیماند.
ثبت دیدگاه