نقد و بررسی
نقد File not found. (The Commando) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در ژانر اکشن «The Commando» ساختهٔ آصف اکبر، تریلری جنایی و اکشن است که از طرحی آشنا بهره میگیرد: مأموری آموزشدیده پس از مأموریتی فاجعهبار به خانه بازمیگردد، اما تهدیدی بیرونی آرامش خانوادهاش را به میدان نبرد بدل میکند. کشف ناخواستهٔ پولی پنهانشده در خانه، مجرمی تازهآزادشده و گروهش را به تعقیب خانواده میکشاند و مأمور را ناچار میکند با خشونتی که میکوشد از آن فاصله بگیرد، دوباره روبهرو شود.
فیلم با همین مصالح، وعدهٔ تقابل خانگی و پرتنشی را میدهد که در آن مرز میان پناهگاه و میدان جنگ از میان میرود. این الگو برای سینمای اکشن ناآشنا نیست و فیلم نیز چندان در پی دگرگونکردن آن برنمیآید. مسئله نه صرفاً آشنایی موقعیتها، بلکه نحوهٔ پرداخت آنهاست: اثر گاه چنان به قواعد تثبیتشدهٔ ژانر تکیه میکند که فرصت اندکی برای ساختن تعلیقی تازه یا شخصیتی متمایز باقی میماند.
بااینحال، برای تماشاگرانی که از یک رویارویی مستقیم و کمپیچیدگی میان قهرمان و مهاجمان انتظار دارند، همین سادگی میتواند بخشی از جاذبهٔ فیلم باشد. خانواده در قلب ماجرا نقطهٔ عاطفی داستان، رابطهٔ جیمز بیکر با همسر و دخترانش است. او فقط مأموری نیست که برای مقابله با مهاجمان به خانه بازگشته؛ مردی است که پس از تجربهٔ خشونتی هولناک، باید دوباره خود را در نسبت با خانوادهاش تعریف کند.
« فیلم با همین مصالح، وعدهٔ تقابل خانگی و پرتنشی را میدهد که در آن مرز میان پناهگاه و میدان جنگ از میان میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشت به خانه، در ظاهر فرصتی برای بازیابی آرامش است، اما پیامدهای مأموریت پیشین همچنان با او میآیند. از این منظر، فیلم میکوشد در کنار تهدید بیرونی، زخمی درونی را نیز به شخصیت اصلی نسبت دهد. گرمای رابطهٔ خانوادگی، بهویژه در برابر فضای سرد و تهاجمی گروه خلافکاران، به قصه بُعدی انسانی میبخشد.
خطر متوجه آدمهایی است که قهرمان به آنها وابستگی عاطفی دارد؛ بنابراین انگیزهٔ محافظت از خانواده تنها بهانهای برای شروع زدوخورد نیست. فیلم هرگاه این پیوند را به مرکز توجه میآورد، از قالب یک تعقیبوگریز ساده فاصله میگیرد و امکان همذاتپنداری بیشتری فراهم میکند. مشکل آن است که این ظرفیت بهطور کامل بسط نمییابد و لایهٔ خانوادگی گاه زیر فشار ضرورتهای شتابزدهٔ طرح قرار میگیرد.
مایکل جای وایت؛ نیروی اصلی فیلم مایکل جای وایت در نقش جیمز بیکر مهمترین تکیهگاه فیلم است. حضور بدنی، آمادگی رزمی و تسلط او بر حرکات اکشن، به شخصیت قهرمان اعتبار میبخشد؛ تماشاگر باور میکند که بیکر در موقعیت خطر میتواند از مهارتهای حرفهایاش استفاده کند. وایت در صحنههای درگیری، حرکات را روشن و هدفمند اجرا میکند و به جای آنکه صرفاً به تدوین سریع برای القای هیجان متکی باشد، بخش مهمی از جذابیت را از توانایی جسمانی و کنترل حرکت میگیرد.
« بازگشت به خانه، در ظاهر فرصتی برای بازیابی آرامش است، اما پیامدهای مأموریت پیشین همچنان با او میآیند. »
شخصیتها و اجرا
در سوی مقابل، میکی رورک نقش جانی، مجرم تازهآزادشدهای را بازی میکند که حضورش باید تهدیدی پایدار برای خانوادهٔ بیکر بسازد. رویارویی این دو بازیگر بالقوه میتواند به تقابل دو نیروی نمایشی متفاوت بدل شود: یکی متکی بر مهارت فیزیکی و دیگری بر وجه تهدیدآمیز شخصیت. بااینهمه، فیلمنامه برای هر دو شخصیت مجال چندانی جهت پیچیدهشدن فراهم نمیکند.
در نتیجه، ظرفیت بازیگران بیش از آنکه در کشمکش روانی یا گفتوگوهای پرمعنا به کار گرفته شود، به کارکردهای آشنای قهرمان و ضدقهرمان محدود میماند. اکشن؛ لحظههای موفق و فاصلههای طولانی بهترین بخشهای فیلم، صحنههایی هستند که داستان سرانجام به درگیری مستقیم میرسد. مبارزهها خوشطراحی و خوشاجرا هستند و توانایی رزمی مایکل جای وایت را بهخوبی به نمایش میگذارند.
در این لحظهها، فیلم به زبان روشن ژانر خود نزدیک میشود: خطر ملموس است، حرکتها قابلفهماند و قهرمان برای غلبه بر مهاجمان باید از مهارتهایش بهره بگیرد. همین وضوح اجرایی، صحنهها را از آشفتگی بیدلیل دور میکند. اما تعداد و پراکندگی این لحظهها به سود ریتم فیلم نیست. انتظار برای رسیدن به بخشهای پرتحرک گاه بیش از اندازه طول میکشد و میان درگیریها، صحنههایی قرار میگیرند که نه تعلیق را بهقدر کافی افزایش میدهند و نه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها عرضه میکنند.
« بااینهمه، فیلمنامه برای هر دو شخصیت مجال چندانی جهت پیچیدهشدن فراهم نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میخواهد تهدید را مرحلهبهمرحله بالا ببرد، ولی در عمل این روند گاهی به مکثی طولانی و کمثمر تبدیل میشود. بدینترتیب، اکشنهای مؤثرش بهجای آنکه در ساختاری پرشتاب جای بگیرند، جزیرههایی پراکنده در روایتی کند به نظر میرسند. فیلمنامه و منطق روایی فیلمنامه در بنیان خود بر موقعیتی قابلفهم استوار است: پولی پنهان در خانه، صاحبان تبهکار آن و خانوادهای که ناخواسته میان دو طرف گرفتار میشود.
بااینحال، پیشبرد این ایده به مجموعهای از تصمیمها و تصادفهای داستانی وابسته است که باورپذیریشان همواره قانعکننده نیست. برخی رخدادها بیش از آنکه از منطق شخصیتها یا پیامدهای طبیعی موقعیت برخیزند، برای رساندن قصه به درگیری بعدی طراحی شدهاند. دیالوگها نیز اغلب از کلیشههای آشنای فیلمهای اکشن فراتر نمیروند.
گفتوگوها بیشتر اطلاعات لازم را منتقل میکنند یا تهدید را اعلام میکنند، اما کمتر به شخصیتها صدای ویژهای میبخشند. هنگامی که شخصیتها دربارهٔ خطر یا تصمیمهای پیش رو حرف میزنند، کلمات گاه فاقد ظرافت و فشار درونیاند؛ در نتیجه، تماشاگر میتواند پیام صحنه را دریابد، اما لزوماً نیروی عاطفی آن را احساس نمیکند.
« دیالوگها نیز اغلب از کلیشههای آشنای فیلمهای اکشن فراتر نمیروند. »
قوتها و کاستیها
این ضعف، بهخصوص در بخشهایی که فیلم میخواهد میان خشونت و احساسات خانوادگی تعادل برقرار کند، آشکارتر میشود. ریتم و شخصیتهای فرعی یکی از دشواریهای اصلی «The Commando» تنظیم ریتم است. داستانی با چنین موقعیتی به تمرکز و تصاعد نیاز دارد: هر کنش باید تهدید را نزدیکتر کند و هر مکث باید معنایی در تحول شخصیت یا افزایش اضطراب داشته باشد.
اما حضور شخصیتهای فرعی و خردهروایتهایی که به خط اصلی نیروی چندانی نمیافزایند، تمرکز را پراکنده میکند. برخی از این شخصیتها بیشتر به نظر میرسد برای پرکردن زمان یا ایجاد مانعی گذرا وارد داستان شدهاند تا آنکه حضوری ضروری در ساختار آن داشته باشند. نتیجه، فاصلهای محسوس میان ظرفیت موقعیت و انرژی روایت است.
ایدهٔ محاصرهٔ خانه و تهدید خانواده بهخودیخود امکان تعلیقی فشرده را دارد، اما فیلم گاهی بهجای بهرهگیری از فضای محدود و فشار روانی آن، از مسیرهای فرعی عبور میکند. اگر تمرکز بیشتری بر خانواده، وضعیت روانی بیکر و نزدیکشدن تدریجی مهاجمان میگذاشت، احتمالاً هم تعلیق پرقدرتتری شکل میگرفت و هم صحنههای اکشن در نقطههای مؤثرتری قرار میگرفتند.
« این ضعف، بهخصوص در بخشهایی که فیلم میخواهد میان خشونت و احساسات خانوادگی تعادل برقرار کند، آشکارتر میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «The Commando» فیلمی است که بیش از هر چیز بر حضور مایکل جای وایت و چند صحنهٔ مبارزهٔ موفق خود تکیه دارد. رابطهٔ شخصیت اصلی با خانواده، در کنار مهارتهای رزمی بازیگر، به اثر هستهای عاطفی و جذابیتی ژانری میبخشد؛ اما این نقاط قوت در برابر فیلمنامهای کند، دیالوگهایی کمرمق، رخدادهایی کمباور و شخصیتهای فرعی کماثر، بهتنهایی کفایت نمیکنند.
فیلم گاه به هدف خود، یعنی ارائهٔ اکشنی مستقیم و خانوادگی، نزدیک میشود، ولی پیوستگی و تمرکز لازم را برای حفظ هیجان در سراسر روایت ندارد. تماشاگر علاقهمند به مایکل جای وایت احتمالاً از دیدن تواناییهای فیزیکی او و اجرای برخی درگیریها لذت خواهد برد. بااینحال، کسانی که در یک تریلر اکشن به دنبال شخصیتپردازی دقیق، تعلیق پیوسته و روایتی تازه هستند، ممکن است با اثری روبهرو شوند که وعدههای ایدهٔ مرکزیاش را کامل محقق نمیکند.
«The Commando» سرگرمیای نابرابر است: در لحظههای اکشن جان میگیرد، اما میان آن لحظهها اغلب از حرکت بازمیماند.
ثبت دیدگاه