نقد و بررسی
نقد کلکسیونر (The Collector) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ورود بیمقدمه به کابوس «The Collector» از همان ابتدا با شتابی حسابشده مخاطب را به دل موقعیت میبرد: مردی با گذشتهای دشوار، برای پرداخت بدهی خود نقشهٔ سرقت از خانهای مجلل میکشد؛ اما آن خانه پیشاپیش به قلمرو جنایتی دیگر بدل شده است. این برخورد دو نیتِ متفاوت، موتور اصلی فیلم را روشن میکند: یکی برای دزدی آمده و دیگری برای شکار.
داستان در ظاهر ساده است، اما همین سادگی به فیلم اجازه میدهد زود به فضای تهدیدآمیزش برسد و تماشاگر را در انتظار حادثه نگه دارد. کارگردانی فیلم را Marcus Dunstan بر عهده داشته و او همراه Patrick Melton فیلمنامه را نوشته است؛ ترکیبی که بهخوبی با قواعد تریلرهای خشونتمحور و وحشت خانگی آشناست.
خانهای که به تله بدل میشود خانه در این فیلم فقط محل وقوع اتفاقها نیست؛ نیرویی فعال و خصمانه است که رفتوآمد در آن را به آزمونی خطرناک تبدیل میکند. راهروها، پنجرهها و اتاقهای معمولی، بهجای آنکه حس امنیت یا آشنایی بدهند، به نقاطی ناشناخته بدل میشوند که هر کدام میتوانند تهدیدی در خود پنهان کرده باشند.
این انتخاب، از نظر نمایشی بسیار مؤثر است: تماشاگر بهتدریج یاد میگیرد که در این فضا نمیتوان به ظاهر اشیا یا مسیرهای عادی اعتماد کرد. جذابیت تلهها تنها در شدت آسیبهایی نیست که ممکن است به بار آورند؛ مهمتر آن است که حضورشان حرکت شخصیتها را محدود و تصمیمگیری را دشوار میکند. هر پیشروی، احتمال خطر تازهای را پیش میکشد و همین پیوند میان فضا و تعلیق، فیلم را از یک رشته صحنهٔ خشنِ پراکنده فراتر میبرد.
« این برخورد دو نیتِ متفاوت، موتور اصلی فیلم را روشن میکند: یکی برای دزدی آمده و دیگری برای شکار. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانه به نوعی هزارتو بدل میشود؛ هزارتویی که قواعدش را مهاجم تعیین کرده و قهرمان ناچار است در لحظه آنها را کشف کند. تعلیق، ضرباهنگ و غافلگیری فیلم در ساختن تعلیق، بیش از هر چیز به انتظار متکی است: تماشاگر میداند خطر در کمین است، اما از شکل و زمان بروز آن اطمینان ندارد. تلهها گاه از دل اشیای عادی سربرمیآورند و گاه با ترکیبی نامتعارف طراحی شدهاند؛ از همین رو، مشاهدهٔ محیط بخشی از تجربهٔ دیدن فیلم میشود.
بیننده نهفقط نگران شخصیتها، بلکه در حال وارسی تصویر است: چه چیزی ممکن است خطرناک باشد و کدام مسیر هنوز امن مانده است؟ شروع سریع فیلم امتیازی مهم به شمار میرود، اما ریتم آن فقط به شتاب وابسته نیست. پس از ورود به خانه، مکثها و جابهجاییها نیز کارکرد پیدا میکنند، زیرا فرصت میدهند ترس از چیزی که دیده نشده شکل بگیرد.
فیلم در بهترین لحظههایش با محدودکردن اطلاعات، تخیل تماشاگر را به خدمت میگیرد. بااینحال، این راهبرد همیشه به یک اندازه موفق نیست و گاه انباشت موقعیتهای خطرناک جای منطق روایی را میگیرد؛ در نتیجه، تعلیق بهجای آنکه از تصمیمها و پیامدهایشان زاده شود، صرفاً از تلهٔ بعدی نیرو میگیرد.
آروین؛ میان خودخواهی و مسئولیت آروین، با بازی Josh Stewart، شخصیتی است که نقطهٔ آغازش نه قهرمانی آرمانی، بلکه درماندگی و میل به جبران است. او برای حل مسئلهای شخصی قدم به خانه میگذارد و در آغاز بیش از هر چیز میخواهد از مهلکه جان سالم به در ببرد. همین انگیزهٔ محدود، شخصیت را برای مخاطب قابلفهم میکند: آروین از جنس کسانی است که ناخواسته وارد وضعیتی بزرگتر از توان خود شدهاند و باید میان نجات خویش و مداخله برای دیگران انتخاب کنند.
« شروع سریع فیلم امتیازی مهم به شمار میرود، اما ریتم آن فقط به شتاب وابسته نیست. »
شخصیتها و اجرا
بازی Stewart بر واکنشهای بدنی و اضطراب خام شخصیت تکیه دارد؛ او کمتر با خطابه یا توضیحهای طولانی احساساتش را بیان میکند و بیشتر از طریق نگاه، مکث و شتابزدگی شناخته میشود. این انتخاب با فضای پرتنش اثر سازگار است. در مقابل، شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای پیچیدگی نمییابند و بسیاری از آنها بیشتر به اجزای نقشهٔ وحشت شباهت دارند تا آدمهایی با زندگی مستقل.
این کمبود، همدلی با قربانیان را در بعضی لحظهها کاهش میدهد و هم بُعد انسانی بحران را محدود میکند. خشونت؛ ابزار ترس یا فشار بیامان؟ «The Collector» آشکارا به خشونت بصری تکیه میکند و قصد ندارد تماشاگر را با اشارههای مبهم یا فضای رازآلود بهتنهایی بترساند. فیلم بارها بدن را در معرض آسیب قرار میدهد و از این راه حس ناامنی را تشدید میکند.
برای مخاطبی که از وحشت جسمانی و صحنههای آزارنده گریزان نیست، این شدت میتواند بخشی از جذابیت اثر باشد؛ هر لحظه این احتمال وجود دارد که خطر از مرز تهدید فراتر برود و به تصویری ناخوشایند تبدیل شود. اما همین انتخاب، مرز میان تعلیق و فرسایش را باریک میکند. وقتی خشونت پیوسته و بیوقفه عرضه شود، تماشاگر ممکن است بهجای ترس، به نوعی کرختی برسد؛ گویی فیلم برای بالا بردن ضربان مخاطب مدام ناچار است سطح خشونت را افزایش دهد.
صحنهٔ آسیبدیدن گربه، بهویژه، از آن لحظههایی است که برای بسیاری از تماشاگران بیش از آنکه به ترس مؤثر یاری برساند، آزاردهنده است. این واکنش نشان میدهد فیلم همیشه در سنجش تأثیر احساسی خشونت، ظرافت لازم را به خرج نمیدهد. ظاهر بصری و امضای دوره فضای تصویری فیلم تیره و گرفته است و رنگآمیزی متمایل به سبز، حالوهوایی بیمارگون به تصاویر میدهد.
« این انتخاب با فضای پرتنش اثر سازگار است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب با داستانی که در آن خانه به فضایی آلوده و تهدیدکننده بدل میشود، همخوانی دارد؛ از نظر احساسی، تصویر را از گرمای خانه و آرامش زندگی روزمره دور میکند. بااینحال، همان ظاهر در گذر زمان نشانههای روشنی از زیباییشناسی برخی آثار وحشت آن دوره پیدا کرده است. فیلتر سبز که زمانی میتوانست به ساختن فضای سرد و ناخوشایند کمک کند، اکنون گاه قراردادی و تاریخگذشته به نظر میرسد.
طراحی خانه و جایگذاری اشیا، در عوض، به فیلم هویت مکانی میبخشد. جزئیات محیط صرفاً پسزمینه نیستند؛ مخاطب مدام آنها را در نسبت با امکان حرکت و خطر احتمالی میسنجد. بدین ترتیب، فیلم از فضای بستهٔ خانه برای ایجاد نوعی فشار روانی استفاده میکند، هرچند ظاهر بصری آن همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش تازه و ماندگار نیست.
محدودیتهای روایت یکی از دشواریهای اصلی فیلم آن است که تماشاگر باید همزمان خطرها را جدی بگیرد و از کنار برخی سستیهای داستانی بگذرد. شخصیتها گاه تصمیمهایی میگیرند که بیشتر برای راهاندازی موقعیت بعدی لازم به نظر میرسند تا حاصل رفتاری باورپذیر. همچنین، سازوکارهای بعضی تلهها و مسیرهای فرار ممکن است بیش از آنکه با منطق روزمره جور باشند، به اقتضای نمایش طراحی شده باشند.
این کاستیها برای همه به یک اندازه مسئلهساز نیستند. اگر مخاطب از فیلم انتظار واقعگرایی روانشناختی یا روایتی دقیق و بینقص داشته باشد، احتمالاً با گسستهایی روبهرو میشود که از تعلیق بیرونش میکشند. اما اگر معیار اصلی، حرکت سریع، موقعیتهای خطرناک و سرگرمیِ تلخ و پرتنش باشد، همین فیلم میتواند با وجود لغزشهایش تماشاگر را تا پایان درگیر نگه دارد.
« بااینحال، همان ظاهر در گذر زمان نشانههای روشنی از زیباییشناسی برخی آثار وحشت آن دوره پیدا کرده است. »
قوتها و کاستیها
تناقض اصلی اثر نیز همینجاست: گاهی آشکارا بیمنطق میشود، اما در لحظهای دیگر چنان ماهرانه حس کنجکاوی را تحریک میکند که چشمپوشی از ضعفهایش آسانتر میشود. جمعبندی «The Collector» فیلمی برای دوستداران وحشت خانگیِ خشن و تندآهنگ است؛ اثری که با شروعی سریع، فضای بستهٔ مؤثر و تلههای خلاقانه، سرگرمی پراضطرابی میسازد.
از سوی دیگر، خشونت افراطی، لحظات آزاردهنده، برخی تصمیمهای روایی ناموجه و ظاهر بصری متکی به نشانههای آشنای سینمای آن دوره، مانع میشوند فیلم به تجربهای یکدست و ماندگار بدل شود. نقطهٔ قوتش بیشتر در ساختن موقعیت و بهدامانداختن تماشاگر است تا در پرداخت عمیق شخصیتها یا استحکام منطق داستان.
اگر هدف تماشای اثری پرتنش و بیپرده باشد، فیلم احتمالاً همان کشش شبانه و اضطراب لحظهای را فراهم میکند؛ اما تماشاگر حساس به خشونت یا خواهان روایتی سنجیدهتر، ممکن است از شدت بیرحمی و لغزشهای داستانی آن فاصله بگیرد.
ثبت دیدگاه