نقد و بررسی
نقد بیوه چینی (The Chinese Widow) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگی بزرگ، قصهای کوچک «The Chinese Widow» ساختهٔ Bille August، در ظاهر از رویدادی تاریخی الهام میگیرد: حملهٔ هوایی آمریکا به توکیو در بهار ۱۹۴۲ و فرود اضطراری شماری از خلبانان در چین. اما فیلم بیش از آنکه بخواهد تصویری فراگیر از جنگ جهانی دوم یا عملیات نظامی ارائه دهد، نگاهش را به گوشهای روستایی و رابطهای انسانی محدود میکند.
خلبان آمریکایی، جک ترنر، پس از سقوط هواپیما زخمی و درمانده به دست ینگ، بیوهای چینی، میافتد؛ زنی که پناهدادن به او را در برابر خطر اشغالگران ژاپنی به بهایی شخصی و سنگین میپذیرد. این هستهٔ روایی ظرفیت یک درام فشرده و پرتنش را دارد، اما فیلم در تمام مسیر میان قصهٔ جنگی، ملودرام عاشقانه و حکایتِ فداکاری مردد میماند.
تاریخ در پسزمینه جذابیت اولیهٔ فیلم از تقابل مقیاسها میآید: در یک سو، تصمیمهای نظامی و پیامدهای گستردهٔ جنگ قرار دارد و در سوی دیگر، خانهای کوچک، خانوادهای آسیبپذیر و زنی که باید دربارهٔ سرنوشت غریبهای پناهگرفته تصمیم بگیرد. فیلم با این جابهجایی، جنگ را نه فقط مجموعهای از حملهها و جبههها، بلکه نیرویی میبیند که به درون زندگی روزمره نفوذ میکند.
ترس از دیدهشدن، کمبود اعتماد و دشواری تشخیص درست از نادرست، در فضای روستا به اندازهٔ نبردهای دوردست اهمیت پیدا میکنند. بااینحال، زمینهٔ تاریخی اغلب بیش از آنکه به درامی زنده بدل شود، همچون قاب کلی روایت باقی میماند. فیلم ایدهٔ مهمی را پیش میکشد: نجات یک سرباز خارجی میتواند برای مردم محلی پیامدهایی بسیار فراتر از سرنوشت همان سرباز داشته باشد.
« بااینحال، زمینهٔ تاریخی اغلب بیش از آنکه به درامی زنده بدل شود، همچون قاب کلی روایت باقی میماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما گاه این پیامدها بیشتر اعلام میشوند تا آنکه در جزئیات سیاسی و اجتماعی داستان کاویده شوند. نتیجه، اثری است که به تاریخ اشاره میکند، اما کمتر به پیچیدگیهای آن میدان میدهد. ینگ؛ مرکز عاطفی روایت شخصیت ینگ نقطهٔ ثقل فیلم است. او در جایگاه بیوهای قرار گرفته که هم با سوگ شخصی دستوپنجه نرم میکند و هم باید از دخترش و خانوادهٔ همسرش مراقبت کند.
حضور جک نظم شکنندهٔ زندگی او را برهم میزند: تصمیمی که در ابتدا میتواند صرفاً از سر انساندوستی یا وظیفه باشد، بهتدریج معنای عاطفی و اخلاقی پیچیدهتری پیدا میکند. فیلم در بهترین لحظاتش به همین دگرگونیهای کوچک توجه میکند؛ به مکثها، نگاهها و احتیاطهایی که جای گفتوگوی صریح را میگیرند.
Liu Yifei به ینگ وقار و لطافتی میبخشد که با فضای خشن پیرامونش در تضاد است. بازی او بیش از آنکه متکی به فورانهای نمایشی باشد، بر چهره و سکوت استوار است؛ انتخابی که با شخصیت زنی کمحرف و مراقب تناسب دارد. بااینهمه، سکون بازی گاه به محدودشدن دامنهٔ شخصیت میانجامد. ینگ در بخشهایی بیشتر نماد نجابت و ایثار به نظر میرسد تا انسانی با خواستهها و تناقضهای مستقل.
فیلم میخواهد همدلی مخاطب را برانگیزد، اما همیشه فرصت نمیکند او را از تصویر آرمانیِ زن فداکار فراتر ببرد. رابطهای میان همدلی و ناتمامی پیوند میان ینگ و جک بر مانع زبان، تفاوت فرهنگی و نابرابری موقعیت بنا شده است. جک سربازی زخمی است که برای بقا به کمک زنی وابسته میشود که او را نمیشناسد؛ ینگ نیز با پنهانکردن او، خود و نزدیکانش را در معرض خطر قرار میدهد.
« اما گاه این پیامدها بیشتر اعلام میشوند تا آنکه در جزئیات سیاسی و اجتماعی داستان کاویده شوند. »
شخصیتها و اجرا
این وابستگی متقابل میتوانست زمینهساز رابطهای ظریف و تدریجی باشد؛ رابطهای که نزدیکیاش نه با گفتارهای پرشور، بلکه با اعتمادهای کوچک و همکاریهای ناگزیر شکل بگیرد. فیلم در برخی لحظات چنین مسیری را لمس میکند، اما رشد عاطفی دو شخصیت به اندازهٔ ظرفیت موقعیت پرداخت نمیشود. بهویژه رابطهٔ عاشقانه گاه زودتر از آنچه شناخت ما از شخصیتها اجازه میدهد، اهمیت مییابد.
تفاوت فرهنگی و زبانی که میتوانست سرچشمهٔ سوءتفاهم، کنجکاوی و کشمکش باشد، بیشتر نقش مانعی گذرا را پیدا میکند. حضور دختر ینگ، نونو، نیز گرما و سرزندگی به فضای داستان میآورد؛ بااینحال، او در بخشهایی کارکردی توضیحی دارد و احساسهایی را به زبان میآورد که بزرگترها بیان نمیکنند.
ریتم و تعلیق روایت فیلم آرام پیش میرود و این کندی در آغاز میتواند با فضای پنهانکاری و انتظار هماهنگ به نظر برسد. وقتی تهدید در خانه و روستا حضور دارد، هر دیدار و هر احتمالِ کشفشدن میتواند تنش ایجاد کند. فیلم در بعضی صحنهها، بهخصوص هنگامی که حضور جک در معرض سوءظن قرار میگیرد، از این ظرفیت بهخوبی بهره میبرد.
اضطراب در چنین لحظاتی نه از تعقیبوگریز پرتحرک، بلکه از فاصلهٔ کوتاه میان راز و آشکارشدن آن زاده میشود. اما این تعلیق پیوسته حفظ نمیشود. روایت گاه از کشمکش اصلی فاصله میگیرد، بیآنکه در عوض به شخصیتها عمق تازهای ببخشد. از سوی دیگر، وقتی فیلم سرنخهایی دربارهٔ جهت کلی سرنوشت جک میدهد، بخشی از پرسشِ «چه خواهد شد؟» کماثر میشود و بار درام باید بیشتر بر رابطهها و خطرهایی باشد که برای ینگ و نونو پیش میآیند.
« فیلم در برخی لحظات چنین مسیری را لمس میکند، اما رشد عاطفی دو شخصیت به اندازهٔ ظرفیت موقعیت پرداخت نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در این زمینه، فیلم همیشه موفق نیست: ریتم کشدار میشود، ولی کندی آن به تأملی غنیتر یا تنشی فزاینده نمیانجامد. تصویر و فضای روستایی تصویربرداری Filip Zumbrunn از طبیعت و محیط روستایی، یکی از نقاط اتکای فیلم است. خانهها، مسیرهای روستا و مناظر طبیعی حس مکانی ملموسی میسازند و به داستان فرصت میدهند تا از شکوه جنگیِ معمول فاصله بگیرد.
قابهای نسبتاً طبیعی و توجه به جزئیات محیط، تقابل میان زیبایی روزمره و خشونتِ نزدیک را برجسته میکنند. این فضا فقط پسزمینهای دیدنی نیست؛ پناهگاه و همزمان میدان خطر است، جایی که هر حرکت میتواند پیامدی داشته باشد. در مقابل، جلوههای رایانهای صحنههای آغازین از یکدستی بصری فیلم میکاهند.
پرواز و خطر هوایی قرار است مقیاس و شدت مأموریت را از همان ابتدا تثبیت کند، اما اجرای دیجیتالی آن در لحظاتی مصنوعی جلوه میکند. این ضعف فقط مسئلهای فنی نیست؛ صحنههای آغازین باید مخاطب را از هیاهوی جنگ به فضای محدود روستا منتقل کنند، ولی جلوههای نامقنع فاصلهای ناخواسته میان فیلم و تماشاگر میسازند.
پس از آن، تصویرهای طبیعیتر و زمینیتر فیلم اثرگذاری بیشتری پیدا میکنند. کارگردانی و ظرفیت برآوردهنشده Bille August داستان را با خویشتنداری و لحنی ملایم روایت میکند. این انتخاب در برابر مواد خام ملودراماتیک اثر قابلتوجه است: فیلم کمتر به فریاد و تأکیدهای آشکار متوسل میشود و میکوشد عاطفه را از موقعیت بیرون بکشد.
« تصویر و فضای روستایی تصویربرداری Filip Zumbrunn از طبیعت و محیط روستایی، یکی از نقاط اتکای فیلم است. »
قوتها و کاستیها
موسیقی مینیمال Annette Focks نیز در بسیاری از لحظات بهجای تحمیل احساس، با فضای آرام و اندوهگین همراه میشود. اما خویشتنداری زمانی مؤثر است که زیر آن، شخصیتها و روابط بهاندازهٔ کافی رشد کرده باشند. در اینجا، کنترل لحن گاهی به کمرمقی میانجامد و داستان آن نیروی عاطفیِ لازم برای ماندگاری را به دست نمیآورد.
مشکل اصلی را میتوان فاصلهٔ میان ظرفیت موقعیت و گسترهٔ پرداخت دانست. فیلم از یک سو با جنگ، اشغال، فقدان و مسئولیت اخلاقی روبهرو است و از سوی دیگر در زمانی نسبتاً محدود میخواهد رابطهای میان دو غریبه و پیوندی خانوادگی را شکل دهد. شخصیتهای فرعی، از جمله اهالی روستا و نزدیکان ینگ، در شکلدادن به فشار اجتماعی اهمیت دارند، اما اغلب فرصت کافی برای مستقلشدن نمییابند.
به همین دلیل، بعضی بخشها حالوهوای طرحی فشرده از فیلمی بزرگتر را پیدا میکنند. جمعبندی «The Chinese Widow» اثری خوشنیت و گاه تأثیرگذار است که میکوشد از دل یک واقعهٔ جنگی، داستانی دربارهٔ همدلی و خطرِ یاریرساندن به دیگری بسازد. بازی آرام Liu Yifei، فضای روستایی باورپذیر و توجه به لحظههای انسانی، فیلم را از ملودرامی کاملاً بیروح دور میکنند.
بااینحال، ریتم کند، جلوههای بصری ناهماهنگ در آغاز و پرداخت ناکافیِ شخصیتها و رابطهٔ مرکزی، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود. فیلم برای تماشاگرانی که از درامهای تاریخیِ کمهیاهو و رابطهمحور لذت میبرند، لحظات دیدنی دارد؛ اما انتظار روایتی پرتعلیق یا کاوشی عمیق در تاریخ جنگ را بهطور کامل برآورده نمیکند.
« موسیقی مینیمال Annette Focks نیز در بسیاری از لحظات بهجای تحمیل احساس، با فضای آرام و اندوهگین همراه میشود. »
جمعبندی
آنچه در ذهن میماند نه شکوه نبردها، بلکه ایدهٔ ساده و دشوارِ پناهدادن به انسانی غریبه در زمانی است که هر انتخابی میتواند جان دیگران را به خطر اندازد.



ثبت دیدگاه