نقد و بررسی
نقد The Chess Players | 1977
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی دو صفحه «بازیکنان شطرنج» ساختهٔ ساتیاجیت رای، فیلمی تاریخی است که تاریخ را نه با صفآراییهای پرهیاهوی سپاهیان، بلکه از خلال سکون و غفلت آدمهایی روایت میکند که در آستانهٔ از دست دادن جهان خود ایستادهاند. ماجرا در سال ۱۸۵۶ و در لکهنو میگذرد؛ زمانی که کمپانی هند شرقی برای الحاق اوده زمینهچینی میکند.
در مرکز روایت، دو نجیبزادهٔ شیفتهٔ شطرنج قرار دارند و در پیرامونشان، نواب واجد علیشاه و ژنرال اوترام، نمایندهٔ قدرت استعماری بریتانیا، هر یک با منطق و اولویتهای خود پیش میروند. فیلم آگاهانه این دو مسیر را کنار هم میگذارد: بازیهای روزمرهٔ میر و میرزا و بازی سیاسیای که آیندهٔ سرزمین را رقم میزند.
بااینحال، روایت به تمثیلی ساده و یکخطی فروکاسته نمیشود. رای به جای آنکه نتیجه را از پیش در قالب موعظه اعلام کند، تضاد میان سرگرمی خصوصی و بحران عمومی را بهتدریج میسازد و از تماشاگر میخواهد معنای این همنشینی را دریابد. شطرنج بهمثابه استعاره شطرنج در فیلم هم سرگرمی است، هم پناهگاه و هم تصویری فشرده از مناسبات قدرت.
دو شخصیت اصلی در برابر صفحه، قواعد و حرکات را جدی میگیرند، اما همان دقت را به مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی خود نمیآورند. آنان در محدودهٔ بازی، اهل نقشه و پیشبینیاند؛ بیرون از آن، گرفتار عادت، خودخواهی و انکار. همین تناقض، سرچشمهٔ طنز تلخ اثر است. در سوی دیگر، تصمیمهای بریتانیاییها نیز به حرکت مهرهها شباهت دارند: سنجیده، حسابشده و در خدمت گسترش نفوذ.
« ماجرا در سال ۱۸۵۶ و در لکهنو میگذرد؛ زمانی که کمپانی هند شرقی برای الحاق اوده زمینهچینی میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اما فیلم از این شباهت برای همسانسازی سادهٔ دو طرف استفاده نمیکند. بازی دو اشرافزاده بیخطر و شخصی به نظر میرسد؛ بازی سیاسی، پیامدهایی واقعی برای مردمی دارد که در صفحهٔ قدرت دیگران، خود به مهره بدل میشوند. تنش اصلی نه در هیجان یک مسابقه، بلکه در فاصلهٔ میان این دو نوع بازی شکل میگیرد.
طنزِ غفلت و مسئولیت طنز رای بیش از آنکه بر شوخیهای آشکار تکیه کند، از رفتار و گفتوگوهای شخصیتها میجوشد. میر و میرزا با جدیتی کموبیش کودکانه بر سر بازی، عادتها و اختلافهای کوچک خود پافشاری میکنند؛ درست هنگامی که پیرامونشان نظم سیاسی در حال دگرگونی است. خندهای که از این موقعیت برمیخیزد، آسوده و بیدغدغه نیست.
هرچه اصرار آنان بر بیاعتنایی بیشتر میشود، پوچی آن برجستهتر میگردد. فیلم در عین حال از داوری شتابزده پرهیز میکند. غفلت این دو مرد فقط ویژگی فردی نیست؛ نشانهٔ طبقهای است که جایگاه و امتیاز خود را طبیعی پنداشته و در برابر تغییر، توان یا ارادهٔ لازم را ندارد. اثر از این راه، طنز را به نقد اجتماعی پیوند میزند، بیآنکه شخصیتها را به نمادهایی بیروح تبدیل کند.
آنها مضحکاند، اما رفتارشان از انسانی آشنا و باورپذیر برمیخیزد. قدرت، فرهنگ و استعمار از وجوه برجستهٔ فیلم، پرهیزش از تصویرکردن استعمار صرفاً به شکل نیرویی نظامی و آشکار است. قدرت بریتانیا در گفتوگوها، گزارشها و محاسبات اداری نیز حضور دارد؛ در شیوهای که سلطه را با زبان نظم و مصلحت توجیه میکند.
« اما فیلم از این شباهت برای همسانسازی سادهٔ دو طرف استفاده نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
حضور اوترام در برابر دربار واجد علیشاه، تقابل دو نگاه را آشکار میسازد: یکی که هند را سرزمینی برای اداره و تصرف میبیند، و دیگری که در میان شکوه فرهنگی خود، با دشواری سیاست روز روبهروست. رای از سوی دیگر، فرهنگ اوده را با تحقیر یا نوستالژی سادهانگارانه بازنمایی نمیکند. جهان موسیقی، شعر، آیین و تشریفات در فیلم زنده و دلانگیز است، اما این زیبایی در کنار ضعف سیاسی حاکمیت قرار میگیرد.
نواب شخصیتی تکبعدی نیست: دلبستگیهای هنری و معنویاش بخشی از هویت اوست، ولی همین جهان شخصی، در لحظهٔ بحران، نمیتواند جای تصمیمگیری سیاسی را بگیرد. فیلم از شکوه فرهنگی دفاع میکند، اما آن را از پیامدهای بیعملی مصون نمیداند. بازیگری و ساخت شخصیتها سنجیو کومار و سعید جعفری در نقش میرزا و میر، قلب کمیک فیلم را میسازند.
بازی آنها بر اغراق پرصدا استوار نیست؛ مکثها، نگاهها و تغییرهای کوچک در لحن، شخصیتهایی را میآفریند که هم مضحکاند و هم قابلفهم. صمیمیت و رقابت میانشان به فیلم گرما میدهد، و تماشاگر را به رابطهای عادتوار وارد میکند که بهتدریج نشانههای فرسودگی و خودفریبی در آن آشکار میشود.
امجد خان در نقش واجد علیشاه، وجهی دیگر از این جهان را به نمایش میگذارد: مردی که در هنر و آیین پناه میجوید، اما در برابر واقعیت سیاسی موقعیتی آسیبپذیر دارد. ریچارد اتنبرو نیز اوترام را نه کاریکاتوری از شرارت، بلکه چهرهای سرد و حسابگر میسازد؛ کسی که رفتار مؤدبانهاش، منطق قدرت را از میان نمیبرد.
« رای از سوی دیگر، فرهنگ اوده را با تحقیر یا نوستالژی سادهانگارانه بازنمایی نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران زن، بهویژه شبانه اعظمی و فریده جلال، نیز نشان میدهند که غفلت مردان فقط پیامدی سیاسی ندارد؛ در زندگی خصوصی و روابط زناشویی آنان نیز شکاف و نارضایتی میآفریند. تصویر، موسیقی و جهان دیداری فضاسازی فیلم یکی از ابزارهای اصلی روایت است. لباسها، دکورها و جزئیات زندگی روزمره، لکهنو را به محیطی با بافت تاریخی و فرهنگی مشخص بدل میکنند، نه پسزمینهای تزئینی برای ماجرایی سیاسی.
رنگ و ترکیببندی قابها به شکوه دربار و خانههای اشرافی مجال بروز میدهد، درحالیکه حرکت آرام دوربین و امتداد نماها، حس انجماد و عادت را تقویت میکند. موسیقی نیز از همان جهان فرهنگی سرچشمه میگیرد که فیلم میکوشد آن را زنده کند. حضور موسیقی و هنر در زندگی نواب، تنها نشانهٔ تجمل نیست؛ بیانگر نظمی از ذوق و آیین است که در معرض زوال قرار گرفته.
در مقابل، بخشهای انیمیشنی آغازین ممکن است برای تماشاگر امروز از نظر بصری کهنه یا کمجلوه به نظر برسند. بااینحال، کارکردشان در معرفی زمینهٔ تاریخی و ایجاد لحنی روایی روشن است و نقص فنیشان تمام نیروی تصویری فیلم را تعیین نمیکند. ریتم و پیوند روایتها کندی ریتم، هم بخشی از انتخاب زیباییشناختی رای است و هم یکی از چالشهای فیلم.
صحنههای طولانی و بازگشتهای مکرر به صفحهٔ شطرنج، تماشاگر را در زمان کشدار و تکرارشوندهٔ زندگی شخصیتها محصور میکنند. این مکثها از نظر معنایی مهماند: جهان قهرمانان در چرخهای از عادت میچرخد، درحالیکه تاریخ با شتابی دیگر پیش میرود. اما این منطق همیشه به تجربهای روان و جذاب نمیانجامد و برخی لحظهها ممکن است طولانیتر از ظرفیت دراماتیکشان احساس شوند.
« تصویر، موسیقی و جهان دیداری فضاسازی فیلم یکی از ابزارهای اصلی روایت است. »
قوتها و کاستیها
همچنین پیوند میان ماجرای دو شطرنجباز و تحولات سیاسی گاهی از نظر آهنگ روایی ناهماهنگ است. بخش تاریخی به اطلاعات و گفتوگوهای توضیحی نیاز دارد، درحالیکه بخش مربوط به دو نجیبزاده بیشتر بر مشاهدهٔ رفتار و طنز موقعیت تکیه میکند. این تفاوت، گاه جریان فیلم را دوپاره میسازد؛ بااینهمه، همان فاصله در جاهایی به مضمون اثر خدمت میکند و شکاف میان بحران بیرونی و بیاعتنایی درونی را ملموستر میسازد.
جمعبندی «بازیکنان شطرنج» اثری است دربارهٔ کسانی که مهارت اندیشیدن و نقشهکشیدن را در محدودهای امن به کار میگیرند، اما در برابر واقعیتی بزرگتر از صفحهٔ بازی ناتوان میمانند. فیلم با ترکیب طنز، تاریخ و مشاهدهٔ اجتماعی، هم نظام استعماری را نقد میکند و هم طبقهای را که در برابر فرسایش قدرت خود چشم میبندد.
ارزش آن بیش از هر چیز در پیچیدگی نگاهش است: نه فرهنگ اوده را به زیورهای گذشته تقلیل میدهد و نه ضعف حاکمانش را پنهان میکند. ریتم آرام، نابرابری میان دو خط روایی و جلوهٔ قدیمی پارهای از بخشهای تصویری ممکن است از لذت تماشای آن بکاهد، اما این کاستیها اندیشهٔ مرکزی فیلم را از میان نمیبرند.
رای از شطرنج تمثیلی روشن و درعینحال چندلایه میسازد؛ تمثیلی دربارهٔ قدرت، مسئولیت و غفلتی که گاه درست در لحظهای رخ میدهد که همهچیز، بهظاهر، هنوز تحت کنترل است.
« همچنین پیوند میان ماجرای دو شطرنجباز و تحولات سیاسی گاهی از نظر آهنگ روایی ناهماهنگ است. »
ثبت دیدگاه