نقد و بررسی
نقد غار (The Cave) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زیرِ زمین، در آستانهٔ فروپاشی «The Cave» مستندی بلند از Feras Fayyad است که زندگی روزمرهٔ بیمارستانی زیرزمینی در غوطهٔ سوریه را دنبال میکند؛ جایی که دکتر Amani Ballour و گروهی از پزشکان و پرستاران در میان بمباران، کمبود دارو و هجوم مجروحان میکوشند امکان درمان را زنده نگه دارند.
فیلم بهجای آنکه جنگ را از فاصلهٔ نقشهها و تحلیلهای سیاسی بنگرد، چشماندازش را به راهروها، اتاقهای درمان و چهرههای آدمهایی محدود میکند که زیر فشار جنگ ناچارند تصمیمهایی فوری و دشوار بگیرند. این محدودیت، هم سرچشمهٔ قدرت اثر است و هم عامل سنگینی تجربهٔ تماشای آن: جهان بیرون را از خلال لرزش دیوارها و صدای خطر حس میکنیم، اما آنچه پیش روی ماست، پیش از هر چیز، کار روزانهٔ نجات جان انسانهاست.
بیمارستان بهمثابه پناهگاه و خط مقدم عنوان فیلم به مکانی اشاره دارد که پناهگاه بودنش هیچگاه کامل نیست. «غار» از یک سو فاصلهای از سطحِ ناامن شهر میسازد و از سوی دیگر، خود به خط مقدم بدل میشود؛ جایی که آثار جنگ پیوسته بر در و دیوارش فرود میآیند. دوربین در فضای تنگ بیمارستان باقی میماند و همین محصوربودن، تماشاگر را به درون اضطرابی میبرد که برای کارکنان آنجا موقت یا گذرا نیست.
« بیمارستان بهمثابه پناهگاه و خط مقدم عنوان فیلم به مکانی اشاره دارد که پناهگاه بودنش هیچگاه کامل نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر لحظه ممکن است بیماران بیشتری برسند، امکانات محدودتر شود یا خطر به خود درمانگران نزدیکتر گردد. فیلم این فضا را با اغراق نمایشی نمیسازد؛ فشار از انباشت جزئیات روزمره پدید میآید: رسیدگی به مجروحان، جستوجوی دارو، آرامکردن کودکان و تصمیمگیری در شرایطی که فرصت و تجهیزات کافی وجود ندارد.
در چنین محیطی، درمان نه عملی جدا از جنگ، بلکه شکلی از مقاومت در برابر آن است. بیمارستان میکوشد نظم و مراقبتی حداقلی را در جایی حفظ کند که خشونت، هر لحظه تهدید میکند همهچیز را از هم بگسلد. دکتر امانی؛ رهبری در دل اضطرار محور انسانی فیلم دکتر امانی است؛ پزشکی که مسئولیت ادارهٔ بیمارستان را بر دوش دارد و با وجود فشار مداوم، باید هم به درمان بیماران بیندیشد و هم به دوام کار جمعی.
اهمیت حضور او تنها در مهارت پزشکیاش نیست. فیلم نشان میدهد که رهبری در چنین وضعی چه بهایی دارد: تصمیمهایی که هیچکدام بیهزینه نیستند، مواجهه با اندوه و فرسودگی، و تلاش برای آنکه دیگران نیز در میانهٔ آشفتگی بتوانند به کار ادامه دهند. دوربین او را به قهرمانی بینقص تبدیل نمیکند.
« هر لحظه ممکن است بیماران بیشتری برسند، امکانات محدودتر شود یا خطر به خود درمانگران نزدیکتر گردد. »
شخصیتها و اجرا
اثرگذاریاش از پیوند میان توانایی و آسیبپذیری میآید؛ از انسانی که خستگی و رنج را تجربه میکند، اما در برابر نیاز دیگران دست از کار نمیکشد. همین پرهیز از قدیسسازی، احترام تماشاگر را عمیقتر میکند. دکتر امانی نه نمادی دور از دسترس، بلکه فردی مشخص است که در وضعیتی تحملناپذیر ناچار به انتخاب و ادامهدادن است.
زن بودن در کنار جنگیدن برای جانها یکی از لایههای مهم فیلم، نمایش فشار مضاعفی است که زنان در این محیط تجربه میکنند. تهدید جنگ بهتنهایی کافی است تا کار روزمره را دشوار کند؛ اما دکتر امانی و همکارانش در کنار آن باید با نگرشهایی نیز روبهرو شوند که صلاحیت زنان برای مسئولیت و تصمیمگیری را زیر سؤال میبرد.
بدینترتیب، فیلم دو سطح از کشمکش را کنار هم میگذارد: مبارزه با پیامدهای جنگ و مبارزه برای بهرسمیتشناختهشدن در جامعهای که اقتدار حرفهای زنان را آسان نمیپذیرد. این مضمون بهخوبی در دل موقعیتهای عملی جا میگیرد و از تبدیلشدن به خطابهای جداگانه پرهیز میکند. اهمیتش در آن است که نشان میدهد بحران، نابرابریهای پیشین را پاک نمیکند؛ گاه آنها را عریانتر میسازد.
« همین پرهیز از قدیسسازی، احترام تماشاگر را عمیقتر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کار دکتر امانی، بنابراین، صرفاً انجام وظیفهای پزشکی نیست. او باید هم بیمارستان را اداره کند و هم پیوسته از حق حضور و تصمیمگیری خود دفاع کند. این وجه از روایت، تصویر مقاومت را پیچیدهتر و انسانیتر میسازد. دوربینِ نزدیک و واقعیتی دشوار قدرت بصری فیلم از نزدیکبودن دوربین به محیط و آدمها سرچشمه میگیرد.
تصاویر، تماشاگر را از فاصلهٔ امنِ گزارش خبری بیرون میکشند و با واقعیتی روبهرو میکنند که دیدنش آسان نیست. حضور کودکان مجروح و رنج خانوادهها از جمله لحظاتی است که میتواند برای بیننده بسیار سنگین باشد. فیلم این رنج را به منظرهای زیبا یا سرگرمکننده بدل نمیکند؛ تکاندهندگیاش از احساس حضور در برابر چیزی واقعی و جبرانناپذیر میآید.
در عین حال، فیلم فقط بر زخم و هراس تکیه ندارد. رابطهٔ میان کارکنان، لحظههای کوتاه همدلی و تلاش برای حفظ روحیه، سویهای انسانی به فضای محصور میبخشد. این لحظهها تلخی را از میان نمیبرند و قرار هم نیست چنین کنند؛ ارزششان در آن است که نشان میدهند زندگی، حتی در شرایطی که جنگ میکوشد همهچیز را به مرگ و اضطرار فروبکاهد، هنوز در پیوندهای کوچک انسانی جریان دارد.
« کار دکتر امانی، بنابراین، صرفاً انجام وظیفهای پزشکی نیست. »
قوتها و کاستیها
ریتم و دشواریِ دنبالکردن روایت ساختار فیلم برای برخی تماشاگران ممکن است ناهماهنگ یا دشوار برای دنبالکردن باشد. رخدادهای متعدد و فشار پیوستهٔ موقعیت گاهی فرصت نمیدهد هر صحنه در ذهن جا بیفتد یا ارتباط همهٔ لحظهها با یکدیگر روشن شود. در بخشهایی نیز ریتم کند میشود؛ تکرار کارهای روزمره و انتظار در محیطی بسته میتواند احساس کشآمدن ایجاد کند.
این کندی را میتوان بازتابی از زمان فرسایندهٔ بحران دانست، اما تفسیر هنری آن لزوماً مانع خستگی تماشاگر نمیشود. همین انتخاب روایی، از سوی دیگر، با موضوع فیلم تناسب دارد. بیمارستان در جنگ با یک بحران واحد و کوتاه روبهرو نیست؛ اضطرار در آن به تداومی روزانه بدل شده است. فیلم نیز همیشه برای پیشبردن داستان به سوی نقطهٔ اوج تازه شتاب نمیکند.
گاه ماندن در تکرار، بخشی از تجربهٔ فرسودگی را منتقل میکند؛ هرچند هزینهاش آن است که تمرکز بیننده در بعضی مقاطع کاهش یابد. امید، بدون سادهسازی رنج «The Cave» امید را در قالب وعدهٔ پایان خوش یا پیروزی آسان عرضه نمیکند. امید در اینجا بیشتر به معنای ادامهدادن یک کار ضروری است: درمان بیماری که به کمک نیاز دارد، آرامکردن کودکی هراسان، و حفظ بیمارستان بهعنوان مکانی برای مراقبت.
« در بخشهایی نیز ریتم کند میشود؛ تکرار کارهای روزمره و انتظار در محیطی بسته میتواند احساس کشآمدن ایجاد کند. »
جمعبندی
چنین برداشتی از امید، با تلخی فیلم سازگارتر از هر پایانبندی تسلیبخشِ ساختگی است. فداکاری پزشکان تأثیرگذار است، اما فیلم از این فداکاری برای پوشاندن واقعیت هولناک جنگ استفاده نمیکند. این رویکرد ممکن است برای برخی فرساینده باشد؛ رنج در سراسر اثر حضور دارد و تماشاگر نمیتواند بهآسانی از آن فاصله بگیرد.
بااینحال، همین امتناع از تسکینِ بیپشتوانه، به فیلم صداقتی دشوار میبخشد. اثر نمیگوید که شجاعت چند انسان، همهچیز را درست میکند؛ نشان میدهد که حتی وقتی توان نجات محدود است، مراقبت از دیگری همچنان معنا دارد. جمعبندی «The Cave» مستندی سنگین و تکاندهنده دربارهٔ پزشکی در محاصرهٔ جنگ است؛ فیلمی که با تمرکز بر بیمارستان زیرزمینی و دکتر امانی، تجربهای نزدیک از ترس، مسئولیت و همبستگی میسازد.
تصاویر ماندگار، حضور انسانی گروه درمان و نمایش تبعیض جنسیتی در کنار خشونت جنگ، به آن نیرویی فراتر از یک گزارش صرف میبخشند. در مقابل، ریتم نامتوازن و دشواری دنبالکردن برخی بخشها ممکن است از اثرگذاری آن بر بعضی مخاطبان بکاهد، و تلخی مداومش تماشایی آسان نمیسازد. بااینهمه، فیلم در یادآوری ارزش مراقبت و شجاعت کسانی که در دل فروپاشی به نجات دیگران ادامه میدهند، اثری ماندگار و ضروری است.
« چنین برداشتی از امید، با تلخی فیلم سازگارتر از هر پایانبندی تسلیبخشِ ساختگی است. »
ثبت دیدگاه