نقد و بررسی
نقد The Carmilla Movie | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به زندگی پس از آخرالزمان «The Carmilla Movie» پنج سال پس از پایان ماجراهای مجموعهٔ اینترنتی «Carmilla» به دیدار دوبارهٔ لورا و کارمیلا میرود؛ اینبار نه در فضای دانشگاه و نه در میانهٔ تهدیدی عظیم، بلکه در خانهای مشترک در تورنتو. کارمیلا انسانی فانی شده و لورا میکوشد مسیر حرفهای خود را بهعنوان روزنامهنگار دنبال کند.
آرامش روزمرهشان، که در آغاز فیلم با جزئیاتی کوچک و صمیمی تصویر میشود، بهتدریج زیر سایهٔ اشتهای بازگشتهٔ کارمیلا و خوابهای هولناک لورا قرار میگیرد. فیلم بهجای آنکه صرفاً ماجرایی تازه بر زندگی این دو بیفزاید، از بحران فراطبیعی برای آزمودن رابطهای استفاده میکند که پیشتر از فاجعهای بزرگ جان به در برده است.
از قاب اینترنتی به جهان سینمایی یکی از جذابیتهای اصلی فیلم، گذار از قالب محدود و شخصی مجموعهٔ اینترنتی به قصهای سینماییتر است. در مجموعه، جهان داستان تا اندازهای از دریچهٔ دوربین لورا تجربه میشد؛ فیلم امکان مییابد شخصیتها را بیرون از آن قاب و در موقعیتهایی تازه دنبال کند.
« کارمیلا انسانی فانی شده و لورا میکوشد مسیر حرفهای خود را بهعنوان روزنامهنگار دنبال کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این گسترش همیشه به معنای دگرگونی کامل زبان روایت نیست. اثر همچنان به صمیمیت، شوخیهای درونگروهی و آشنایی پیشین مخاطب با شخصیتها تکیه دارد؛ ویژگیهایی که برای هواداران قدیمی خوشایند است، اما گاه مانع استقلال کامل فیلم میشود. آشنایی با مجموعه، عمق پیوندها را بهتر آشکار میکند، ولی خود فیلم نیز میکوشد با موقعیتهای روزمره و رابطهٔ محوریاش تماشاگر تازهوارد را همراه سازد.
«The Carmilla Movie» بهروشنی دنبالهای است که با مخاطبان وفادارش سخن میگوید، اما میخواهد در همان حال بهعنوان یک فیلم مستقل نیز عمل کند. رابطهای که موتور عاطفی فیلم است قلب فیلم، رابطهٔ لورا و کارمیلاست؛ رابطهای که نه فقط از دل خطرهای بیرونی، بلکه از ناسازگاریهای ظریف زندگی مشترک نیرو میگیرد.
لحظههای آپارتمانی آغاز اثر، با طنز و صمیمیتی آرام، نشان میدهند که عشق این دو در گذر زمان به همراهی روزمره بدل شده است. همین سکون نسبی، وقتی نشانههای بازگشت خونآشامی پدیدار میشوند، به نقطهٔ اتکای عاطفی روایت تبدیل میشود: خطر فقط متوجه جان کارمیلا نیست، بلکه تعادل رابطهای را تهدید میکند که هر دو برای ساختنش از گذشتهای دشوار عبور کردهاند.
« بااینحال، این گسترش همیشه به معنای دگرگونی کامل زبان روایت نیست. »
شخصیتها و اجرا
شیمی الیز باومن و ناتاشا نگوانلیس همچنان از مؤثرترین داراییهای فیلم است. آنها به شخصیتها گرمی و سرزندگی میبخشند و گفتوگوهایشان را به چیزی فراتر از تبادل دیالوگ برای پیشبرد قصه تبدیل میکنند. این پیوند، بهویژه در مقایسه با بخشهای رازآلود داستان، طبیعی و باورپذیر جلوه میکند.
فیلم در لحظههایی که به بازیگران مجال مکث و واکنش میدهد، بهتر از زمانی عمل میکند که ناچار است با شتاب سرنخ تازهای عرضه کند. انسانشدن کارمیلا و فرصتهای نیمهپرداخته ایدهٔ انسانیشدن کارمیلا ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد. شخصیتی که قرنها با هویت خونآشامیاش تعریف شده، ناگهان باید با محدودیتهای جسمانی و عاطفی زندگی انسانی کنار بیاید.
بازگشت میل به خون و بروز رفتارهای ناخواسته، این دگرگونی را از مسئلهای نمادین به بحرانی ملموس بدل میکند. در اینجا فیلم پرسشی جذاب پیش میکشد: اگر بخشی از وجود کسی که دوستش داریم، از کنترل او خارج شود، عشق چگونه باید با ترس و مسئولیت کنار بیاید؟ بااینحال، اثر همیشه برای این دگرگونی وقت کافی نمیگذارد.
« شیمی الیز باومن و ناتاشا نگوانلیس همچنان از مؤثرترین داراییهای فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پیامدهای انسانیشدن و بازگشت نشانههای خونآشامی در بعضی لحظهها زودتر از آنچه سزاوارند جمعبندی میشوند. تماشاگر میتواند انتظار داشته باشد که کشمکش درونی کارمیلا، و واکنش لورا به آن، فرصت بیشتری برای گسترش بیابد. فیلم ایده را بهخوبی معرفی میکند، اما گاهی پیش از آنکه لایههای روانیاش کاملاً گشوده شوند، به سراغ حرکت بعدی قصه میرود.
این شتاب، از شدت تأثیر احساسی برخی موقعیتها میکاهد. معما، فضای گوتیک و تعادل ناپایدار ژانرها خوابهای شبحوار لورا و پیوند آنها با گذشتهٔ کارمیلا، چارچوبی برای حرکت از زندگی روزمره به قلمرو رازآلود فراهم میکنند. فیلم از این راه حالوهوایی گوتیک میسازد و حضور دوستان قدیمی دانشگاه سایلاس نیز بُعدی ماجراجویانه و گروهی به قصه میافزاید.
این بازگشت جمعی برای مخاطبان مجموعه جاذبهای نوستالژیک دارد؛ شخصیتها دوباره کنار هم قرار میگیرند و شوخیها و آشناییهای قدیمی را زنده میکنند. اما معماها بیشتر نقش چرخدندههای روایت را دارند تا کشفهایی واقعاً تکاندهنده. سرنخها مسیر داستان را جلو میبرند، بیآنکه همیشه حس کنجکاوی را به تعلیقی نیرومند بدل کنند.
« پیامدهای انسانیشدن و بازگشت نشانههای خونآشامی در بعضی لحظهها زودتر از آنچه سزاوارند جمعبندی میشوند. »
قوتها و کاستیها
فیلم میان کمدی، عاشقانه، فانتزی و وحشت در رفتوآمد است؛ این آمیختگی بخشی از هویت آن است، ولی گاهی تعادلش ناپایدار میشود. شوخیهای آشنا میتوانند تهدید را سبک کنند و سویهٔ رازآلود نیز همیشه آنقدر پرورده نیست که فضای ترس را به تجربهای ماندگار تبدیل کند. اثر بیش از آنکه به وحشت بصری یا تعلیق سنگین متکی باشد، بر حالوهوا و پیوند شخصیتها تکیه دارد.
دوستان قدیمی و محدودیت شخصیتهای فرعی حضور دوبارهٔ دوستان لورا و کارمیلا، حس همراهی و خاطره را به فیلم میآورد. گروه، فضای آشنای دانشگاه سایلاس را در قالبی تازه بازمیسازد و برای هواداران مجموعه فرصتی فراهم میکند تا شخصیتهای محبوبشان را بار دیگر کنار هم ببینند. بااینهمه، بسیاری از شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای اثرگذاری مستقل پیدا نمیکنند.
آنها اغلب در خدمت حل مسئله، انتقال اطلاعات یا تقویت حس گروهیاند و کمتر صاحب مسیر دراماتیکی میشوند که بهتنهایی وزن داشته باشد. این کاستی بیش از همه در ساختار گروهی داستان به چشم میآید: فیلم چندین چهرهٔ آشنا را به صحنه بازمیگرداند، اما زمان محدودش اجازه نمیدهد برای هرکدام کارکردی بهیادماندنی و متمایز بسازد.
« اثر بیش از آنکه به وحشت بصری یا تعلیق سنگین متکی باشد، بر حالوهوا و پیوند شخصیتها تکیه دارد. »
جمعبندی
در نتیجه، بازگشت آنان از نظر عاطفی دلپذیر است، ولی از نظر روایی همیشه به همان اندازه ضروری احساس نمیشود. فیلم میان پاداشدادن به مخاطب قدیمی و ساماندادن قصهای متمرکز، گاه جانب اول را میگیرد. جمعبندی «The Carmilla Movie» بیش از هر چیز دربارهٔ تداوم عشق در برابر تغییر است: تغییر بدن، گذشته و شرایطی که رابطه را به آزمون میگذارند.
نقطهٔ قوتش نه پیچیدگی معما یا شدت وحشت، بلکه گرمای رابطهٔ مرکزی، شوخطبعی آشنا و لذت دیدار دوبارهٔ گروهی از شخصیتهای دوستداشتنی است. در مقابل، شتاب در پرداخت برخی پیامدهای دگرگونی کارمیلا، کمعمقماندن چند شخصیت فرعی و معماهایی که بیش از اندازه ابزار پیشبرد داستاناند، مانع میشوند فیلم به ظرفیت کامل ایدههایش برسد.
حاصل، اثری صمیمی و سرگرمکننده است که بیشترین اثرگذاریاش را زمانی به دست میآورد که اجازه میدهد لورا و کارمیلا در کنار هم باشند، با یکدیگر شوخی کنند و از脆ندگی زندگی مشترکشان آگاه شوند. هواداران مجموعه از این بازگشت بهرهٔ بیشتری میبرند؛ اما حتی برای آنان نیز فیلم بیش از آنکه روایتی بینقص باشد، دیداری گرم با شخصیتهایی است که پیوندشان همچنان از هر تهدید فراطبیعی جذابتر مینماید.
« در نتیجه، بازگشت آنان از نظر عاطفی دلپذیر است، ولی از نظر روایی همیشه به همان اندازه ضروری احساس نمیشود. »
ثبت دیدگاه