نقد و بررسی
نقد The Caller | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعلیقِ یک صدای دور «تماسگیرنده» به کارگردانی Matthew Parkhill از یک ایدهٔ ساده اما بارور آغاز میشود: زنی تنها، پس از جداییای تلخ، در خانهٔ تازهاش تماسهایی دریافت میکند که ظاهراً از زمانی دیگر میآیند. فیلم بهجای آنکه فوراً سازوکار این رخداد را توضیح دهد، ابتدا بر خودِ تماس تکیه میکند؛ صدایی که از آن سوی خط میآید، خواستهای تکراری دارد و بهتدریج از مزاحمتی عجیب به تهدیدی شخصی بدل میشود.
همین محدودیتِ شنیداری ــ حضور کسی که دیده نمیشود ــ ظرفیت تعلیق را بالا میبرد: تماشاگر، مانند مری، ناچار است از لحن و مکثها و جملههای کوتاه سرنخ بگیرد. فیلم در آغاز از همین اقتصاد روایی بهخوبی بهره میبرد. تلفن وسیلهای آشنا و روزمره است، اما در اینجا کارکردش وارونه میشود: بهجای آنکه فاصله را از میان بردارد، مرز میان زمانها را ناپایدار میکند.
نتیجه، ترسی است که بیش از آنکه بر شوکهای ناگهانی استوار باشد، از انتظار و ابهام نیرو میگیرد. مری و شکنندگیِ خانهٔ تازه مری کی با ورود به آپارتمان جدید میکوشد زندگی خود را پس از طلاق از نو سامان دهد. این شروع، بیش از آنکه مقدمهای برای یک قصهٔ وحشت باشد، بنیانی عاطفی برای آن میسازد.
« فیلم در آغاز از همین اقتصاد روایی بهخوبی بهره میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او تنها با صدایی ناشناس روبهرو نیست؛ در پسِ اضطرابش، فرسودگیِ رابطهای آسیبزا و تلاش برای بازپسگرفتن اختیار زندگی هم حضور دارد. خانهای که باید پناهگاهی تازه باشد، بهتدریج به فضایی بدل میشود که گذشته و تهدید در آن رخنه میکنند. اهمیت این لایه در آن است که فیلم ترس را از بیرون به درون شخصیت پیوند میزند.
مری ابتدا نمیداند با تماسگیرنده چگونه مواجه شود؛ بیاعتنایی، پاسخدادن و همدلیکردن هرکدام پیامدهای خود را دارند. همین تردید، موقعیت او را انسانیتر میکند. بااینحال، متن در پرداخت پیامدهای روانی طلاق و تجربهٔ خشونت خانگی گاهی به اشاره بسنده میکند. زمینهٔ عاطفی جذاب است، اما فرصت چندانی نمییابد تا با جزئیاتی بیشتر به شخصیتپردازی بدل شود.
فضای سرد و هراسِ تدریجی یکی از مؤثرترین انتخابهای فیلم، پرهیز از گرمای بصری و پناهبخشبودن فضای آپارتمان است. محیط بهجای آنکه احساس امنیت بدهد، خاموش و سرد به نظر میرسد؛ تلفن و راهروها و دیوارها نیز به عناصر بالقوهٔ تهدید تبدیل میشوند. فیلم از این فضا برای ساختن حس محاصره استفاده میکند: مری در خانهای است که باید متعلق به خودش باشد، اما تماسها این مالکیت را زیر سؤال میبرند.
« خانهای که باید پناهگاهی تازه باشد، بهتدریج به فضایی بدل میشود که گذشته و تهدید در آن رخنه میکنند. »
شخصیتها و اجرا
افزایش اضطراب در بخشهای آغازین سنجیده است. تماسها ابتدا پرسشبرانگیزند و سپس وجهی تهدیدآمیز پیدا میکنند؛ هر بار، آگاهی مری از موقعیت اندکی تغییر میکند و تماشاگر نیز همراه او به مرز تازهای از تردید میرسد. این شیوه، تعلیقی نزدیک و شخصی میسازد. بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند شدت اولیه را حفظ کند.
وقتی الگوی تماس و واکنش بارها تکرار میشود، بخشی از اثرگذاری آن کاهش مییابد و انتظار جای خود را به احساس کشآمدن روایت میدهد. بازیها و رابطههای نیمهپرداخته Rachelle Lefevre نقش مری را با ترکیبی از آسیبپذیری و سرسختی پیش میبرد. بازی او در لحظههایی که مری میکوشد میان تردید و باورکردن تعادل برقرار کند، برای فیلم ضروری است؛ زیرا بخش مهمی از تعلیق وابسته به این است که واکنشهای او باورپذیر بمانند.
او شخصیتی را عرضه میکند که هم از گذشته زخمی است و هم نمیخواهد دوباره اختیار تصمیمهایش را به دیگری واگذار کند. Lorna Raver نیز در نقش رز از فاصله و غیبت بهره میبرد. حضور او بیش از آنکه متکی به نمایش مستقیم باشد، از راه صدا و تأثیری شکل میگیرد که بر زندگی مری میگذارد. این انتخاب به رازآلودگی اولیه کمک میکند، هرچند با آشکارترشدن انگیزهها، بخشی از نیروی مبهم و ناآرام شخصیت کاهش مییابد.
« افزایش اضطراب در بخشهای آغازین سنجیده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، رابطهٔ مری و جان، با بازی Stephen Moyer، قرار است تکیهگاهی انسانی در برابر آشفتگی باشد؛ اما شکلگیری این پیوند گاه شتابزده و دیالوگهای آن ساده به نظر میرسند. در نتیجه، رابطهای که میتوانست بُعد عاطفی داستان را تقویت کند، به اندازهٔ کافی طبیعی و پیچیده نمیشود. ایدهٔ زمان و دشواریِ قواعد قلب داستان در پیوند نامتعارف گذشته و حال میتپد.
تلفن، بهجای آنکه فقط وسیلهٔ انتقال صدا باشد، امکان تأثیرگذاری دو سویه میان دو زمان را پیش میکشد. این ایده هم ظرفیت تعلیق دارد و هم زمینهٔ پرسشی جذاب دربارهٔ پیامدهای دستکاری گذشته فراهم میکند: اگر ارتباطی از زمان دیگر برقرار شود، آیا آنچه در اکنون رخ میدهد ثابت میماند؟ فیلم در بخشهایی میکوشد برای این رخدادها قاعده بسازد، اما توضیحها همیشه روشن و یکدست نیستند.
تماشاگر گاهی باید بیش از آنکه منطق رخدادها را دنبال کند، به جریان اضطراب و شگفتی اعتماد کند. این ابهام میتواند در ژانر وحشت امتیاز باشد، زیرا ناشناختگی را زنده نگه میدارد؛ اما وقتی سازوکار روایت در نقاطی مهم نامطمئن میشود، رازآلودگی به سردرگمی نزدیک میشود. نکتهٔ قابلتوجه آن است که فیلم از ابتدا وعدهٔ معمایی دقیق و علمی نمیدهد، بااینحال، هرچه بیشتر بر ارتباط علت و معلولی تکیه میکند، انتظار وضوح نیز از مخاطب بیشتر میشود.
« در نتیجه، رابطهای که میتوانست بُعد عاطفی داستان را تقویت کند، به اندازهٔ کافی طبیعی و پیچیده نمیشود. »
قوتها و کاستیها
ریتم، تکرار و فرسایشِ تعلیق ساختار «تماسگیرنده» بر رفتوبرگشت میان تماس، واکنش مری و پیامدهای تازه بنا شده است. این الگو در آغاز کارآمد است، چون هر تماس دریچهای به راز بزرگتر میگشاید. اما تکرار تدریجیِ همان سازوکار، گاهی ریتم را کند میکند. فیلم در میانهٔ مسیر میان دو نیاز گرفتار میشود: از یک سو باید تعلیق را حفظ کند و از سوی دیگر اطلاعاتی بدهد که داستان را جلو ببرد.
هرگاه تماسها فقط همان نگرانی پیشین را بازتولید میکنند، حرکت روایی کمجان میشود. در مقابل، پیوند وضعیت روانی مری با تهدید فراطبیعی مانع از آن میشود که فیلم به مجموعهای از صحنههای دلهرهآور بیارتباط فروکاسته شود. تماسها فقط حادثه نیستند؛ آنها به خلوت و ناامنی او راه پیدا میکنند.
بااینهمه، برخی واکنشها برای رساندن داستان به مرحلهٔ بعد کمی تصنعی جلوه میکنند. اگر شخصیتها فرصت بیشتری برای مکث، تردید و گفتوگویی باورپذیر مییافتند، تعلیق میتوانست از دل رفتار آنان نیز نیرو بگیرد، نه فقط از اطلاعات تازه و رخدادهای نامتعارف. جمعبندی «تماسگیرنده» فیلمی است که بهترین لحظههایش را از یک ایدهٔ مرکزیِ نیرومند و فضاسازی سرد خود میگیرد.
« این الگو در آغاز کارآمد است، چون هر تماس دریچهای به راز بزرگتر میگشاید. »
جمعبندی
تماس از گذشته، هم ابزار تعلیق است و هم استعارهای از گذشتهای که نمیتوان بهآسانی پشت سر گذاشت؛ گذشتهای که در زندگی مری، پیش از آنکه به شکل نیرویی فراطبیعی ظاهر شود، در تجربهٔ جدایی و تلاش برای آغاز دوباره حضور دارد. بازی Rachelle Lefevre و حضور صدایی که بیش از آنکه دیده شود احساس میشود، به فیلم وجهی انسانی و ناآرام میبخشند.
در برابر این قوتها، تکرار بعضی موقعیتها، سادهبودن دیالوگها و ناپایداری قواعد زمانی از انسجام اثر میکاهند. فیلم گاهی بیش از اندازه به پیچش و توضیح تکیه میکند، در حالی که قدرت اصلیاش در سکوت، انتظار و حسِ تجاوز به حریم شخصی است. بااینحال، برای مخاطبی که از تریلرهای فراطبیعیِ مبتنی بر ایده و فضای وهمآلود لذت میبرد، «تماسگیرنده» تجربهای کنجکاویبرانگیز است؛ اثری که شاید همهٔ پرسشهایش را بیابهام پاسخ ندهد، اما صدای آن سوی خط را برای مدتی در ذهن باقی میگذارد.
« در برابر این قوتها، تکرار بعضی موقعیتها، سادهبودن دیالوگها و ناپایداری قواعد زمانی از انسجام اثر میکاهند. »
ثبت دیدگاه