نقد و بررسی
نقد کایمان (The Caiman) | 2006
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت تهیهکنندهای از حاشیه در «The Caiman»، نانی مورتی از زندگی برونو بونومو، تهیهکنندهای که روزگاری در ساخت فیلمهای عامهپسند و کممایه نامی برای خود دستوپا کرده بود، راهی به سوی سیاست میگشاید؛ اما مسیر این ورود، نه از جایگاه یک سیاستمدار یا روزنامهنگار، بلکه از دل فرسودگی شخصی و حرفهای مردی میگذرد که دیگر اطمینان چندانی به ارزش کار خود ندارد.
برونو با پروژههای ناموفق، بدهی و آشفتگی خانوادگی روبهرو است. پیشنهاد ساخت فیلمی درباره سیلویو برلوسکونی، در آغاز بیش از آنکه انتخابی آرمانخواهانه باشد، فرصتی برای ادامه کار و شاید گریز از رکود به نظر میرسد. این نقطه شروع، هوشمندانه است؛ زیرا فیلم بهجای آنکه بحث سیاسی را در قالب گفتوگویی انتزاعی پیش ببرد، آن را به مسئلهای ملموس و روزمره بدل میکند: چه کسی حاضر است چنین فیلمی را تأمین مالی کند؟
چه بازیگری حاضر است در آن حضور یابد؟ و هنرمندی که زندگیاش از هم میپاشد، تا چه اندازه میتواند در برابر بنبستهای بیرونی مقاومت کند؟ از همین رو، موضوع اصلی «The Caiman» تنها برلوسکونی نیست؛ فیلم همچنین درباره دشواریِ ساختن اثری سیاسی در فضایی است که سیاست، رسانه و سرمایه بهسختی از یکدیگر جدا میشوند.
ساختار اثر نیز با رفتوآمد میان زندگی برونو و فیلمی که او میکوشد بسازد، پیوندی مستقیم با همین مسئله پیدا میکند. روایت در روایت؛ سینما بهمثابه موضوع یکی از مهمترین انتخابهای مورتی، خودآگاهی سینمایی فیلم است. «The Caiman» صرفاً داستان تهیهکنندهای نیست که فیلمی میسازد؛ خودِ عمل فیلمساختن نیز به یکی از میدانهای اصلی کشمکش تبدیل میشود.
« برونو با پروژههای ناموفق، بدهی و آشفتگی خانوادگی روبهرو است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم درون فیلم، بازیگرانی که ممکن است از پروژه کنار بکشند، جلسههای تأمین مالی و تردید درباره چگونگی نمایش شخصیت سیاسی، همگی بخشی از روایتاند. این سازوکار به اثر امکان میدهد تا همزمان درباره سیاست حرف بزند و درباره محدودیتهای بازنمایی سیاسی تأمل کند: آیا یک فیلم میتواند با ساختن تصویری رسواگرانه، واقعیت را روشنتر کند، یا صرفاً شعارهای ازپیشباورشده را تکرار خواهد کرد؟
جذابیت این ساختار در آن است که تماشاگر بهجای دریافت یک حکم آماده، با فرایند شکلگیری آن روبهرو میشود. فیلمنامهای که ابتدا شاید تنها طرحی جسورانه به نظر برسد، در برخورد با نهادهای محتاط، بازیگران نگران و منابع مالی محدود، مدام صورت دیگری پیدا میکند. طنز از همین فاصله میان نیت و امکان زاده میشود.
سینما در اینجا هم ابزار اعتراض است و هم حرفهای وابسته به سازش، بودجه و توافق؛ تناقضی که فیلم بهخوبی تشخیص میدهد، هرچند همیشه نمیتواند آن را به ساختاری کاملاً منسجم تبدیل کند. طنز سیاسی؛ کنایه بهجای خطابه طنز سیاسی فیلم از تضاد میان گستردگی نفوذ برلوسکونی و ناتوانی شخصیتها در ساختن تصویری روشن از او نیرو میگیرد.
از یک سو، تهیهکننده و کارگردان جوان میخواهند به چهرهای بپردازند که در سیاست و رسانه حضوری پررنگ دارد؛ از سوی دیگر، هر گام عملی برای ساخت فیلم با نگرانی، عقبنشینی یا تردید روبهرو میشود. به این ترتیب، طنز فقط متوجه شخصیت سیاسی نیست، بلکه به جامعهای نیز نظر دارد که در آن اعتراض به قدرت، ناگزیر باید از همان سازوکارهای فرهنگی و اقتصادی عبور کند که ممکن است قدرت را تقویت کنند.
« جذابیت این ساختار در آن است که تماشاگر بهجای دریافت یک حکم آماده، با فرایند شکلگیری آن روبهرو میشود. »
شخصیتها و اجرا
عنوان فیلم نیز در همین فضای کنایی معنا پیدا میکند: «کیمن» نامی است که بار تهدید و پنهانکاری را با خود دارد، بیآنکه فیلم به شرحی ساده و یکخطی از صاحب این لقب بسنده کند. مورتی ترجیح میدهد بخشی از استدلال سیاسی را از راه حضورهای کوتاه و بازنماییهای متفاوت منتقل کند. این پرهیز از توضیح مستقیم، در لحظاتی به ظرافت اثر میافزاید؛ اما گاهی نیز هجو را کمتمرکز میکند.
تماشاگر ممکن است از فیلم انتظار حملهای صریحتر و پیوستهتر داشته باشد، حال آنکه مورتی بارها توجه را از سیاست به بحرانهای شغلی و خانوادگی برونو میبرد. نتیجه، اثری است که جسارت سیاسی دارد، اما همواره نمیخواهد یا نمیتواند به رسالهای سیاسی تبدیل شود. برونو بونومو؛ مردی میان شکست و امکان سیلویو اورلاندو با بازی خود به برونو کیفیتی دوگانه میبخشد: او هم مضحک است و هم اندوهبار.
گذشتهاش در تولید فیلمهای کمارزش، نشانهای از توانایی و اعتمادبهنفس ازدسترفته است؛ بااینحال، فیلم او را صرفاً به صورت آدمی شکستخورده تصویر نمیکند. برونو هنوز به کارش وابستگی عاطفی دارد و هرچند انگیزههایش در آغاز چندان والا نیست، بهتدریج با معنای پروژهای که پذیرفته درگیر میشود.
این دگرگونی آرام، به شخصیت عمق میدهد، زیرا قهرمان فیلم از ابتدا آماده و مصمم نیست؛ او بیشتر با فشار شرایط به سمت تصمیمگیری رانده میشود. اورلاندو از اغراق نمایشی پرهیز میکند و آسیبپذیری برونو را در مکثها، واکنشهای کوچک و نوعی دستپاچگی دائمی مینشاند. طنز بازی او بر پایه تحقیر شخصیت بنا نمیشود؛ خنده از فاصله میان تصویری که برونو از خود دارد و واقعیتی که پیوسته پیش رویش قرار میگیرد پدید میآید.
« مورتی ترجیح میدهد بخشی از استدلال سیاسی را از راه حضورهای کوتاه و بازنماییهای متفاوت منتقل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، ضعف همین طراحی نیز آشکار است: برونو گاه بیش از اندازه منفعل به نظر میرسد و فیلم برای پیشبردن مضمون خود ناچار میشود بار زیادی بر دوش او بگذارد. شخصیت ظرفیت همراهی با مخاطب را دارد، اما زندگی خصوصیاش همیشه به اندازه خط سینمایی و سیاسی فیلم جذاب نمیشود. درام خانوادگی و پراکندگی لحن بحران زندگی مشترک برونو و پائولا، فقط رشتهای فرعی برای افزودن احساسات نیست.
فروپاشی تدریجی رابطه، با کوشش برونو برای احیای حرفهاش همزمان میشود و فیلم میان این دو حوزه نوعی پژواک میسازد: در هر دو، چیزی که زمانی کار میکرده، دیگر دوام نمیآورد. بااینحال، این همانندی همیشه به انسجام نمیانجامد. بخشهای خانوادگی از یک سو میکوشند به فیلم گرمایی انسانی ببخشند و از سوی دیگر، وقت و تمرکزی میگیرند که ممکن است به بسط نقد سیاسی یا دنیای حرفهای برونو اختصاص یابد.
مورتی از تغییر لحن نمیترسد. کمدی موقعیت، درام خانوادگی و هجو سیاسی در کنار هم قرار میگیرند و گاه همین تنوع، فیلم را زنده و پیشبینیناپذیر میکند. اما گذار میان این فضاها همیشه نرم نیست. در برخی لحظات، فیلم از موقعیتی طنزآمیز به تأملی جدی درباره خانواده یا سیاست میرسد، بیآنکه پیوند میان دو لحن بهاندازه کافی پرورده شده باشد.
این ناپیوستگی را میتوان بخشی از جسارت ساختاری اثر دانست، اما نمیتوان انکار کرد که به پراکندگی روایت هم میانجامد. فیلم میان چند علاقه متفاوت حرکت میکند و در نتیجه، هیچکدام را بهتمامی مرکز قرار نمیدهد. برلوسکونی؛ حضوری فراتر از زمان حضور حضور مستقیم برلوسکونی در فیلم محدود است، اما غیبت نسبی او به معنای کماهمیتیاش نیست.
« شخصیت ظرفیت همراهی با مخاطب را دارد، اما زندگی خصوصیاش همیشه به اندازه خط سینمایی و سیاسی فیلم جذاب نمیشود. »
قوتها و کاستیها
برعکس، او همچون نیرویی بیرون از قاب، بر تصمیمهای شخصیتها و امکان ساختهشدن فیلم اثر میگذارد. یکی از جنبههای جالب اثر، نمایش برلوسکونی از راه بازیگران گوناگون است؛ گویی تصویر او نه واقعیتی واحد، بلکه نقشی است که سینما میتواند بارها بازسازی کند و هر بار معنایی تازه به آن بدهد.
این تصمیم، پرسشی درباره رابطه میان سیاستمدار، تصویر عمومی و بازیگری طرح میکند: آیا قدرت سیاسی با خود شخص پیوند دارد، یا با تصویری که رسانهها و جامعه از او میسازند؟ بااینهمه، محدودماندن حضور مستقیم این شخصیت میتواند برای مخاطبی که انتظار تحلیل مفصلتری از سیاست ایتالیا دارد، ناکافی باشد.
فیلم بیشتر به دشواریِ مواجهه با برلوسکونی میپردازد تا آنکه همه ابعاد قدرت او را به شکلی منظم تشریح کند. در نتیجه، هجو سیاسی گاهی بر شناخت قبلی تماشاگر تکیه دارد. اگر این شناخت کم باشد، برخی اشارهها ممکن است کماثر یا مبهم بمانند. اگر باشد، لحن کنایی فیلم آشکارتر میشود، اما همین وابستگی به زمینه تاریخی نیز از دسترسپذیری عمومی اثر میکاهد.
ریتم، اجرا و ارزش تماشای دوباره ریتم «The Caiman» تابع یک خط داستانی ساده و فشرده نیست. فیلم میان ایدههای متعدد رفتوآمد میکند و گاهی بیش از آنکه مسیر مستقیمی را دنبال کند، علاقههای گوناگون مورتی را کنار هم میچیند. این ویژگی برای تماشاگرانی که از سینمای آگاه به فرم و بازیهای درونمتنی لذت میبرند، فرصتی برای کشف لایههای تازه فراهم میآورد؛ اما برای کسانی که انتظار روایت یکپارچه و متمرکز دارند، ممکن است کشدار یا نامتوازن جلوه کند.
« برعکس، او همچون نیرویی بیرون از قاب، بر تصمیمهای شخصیتها و امکان ساختهشدن فیلم اثر میگذارد. »
جمعبندی
برخی بخشها با طنز و انرژی پیش میروند، حال آنکه بخشهای دیگر بیش از حد به توضیح یا تأکید تکیه دارند. بازیگران اصلی به فیلم ثباتی عاطفی میدهند که ساختار پرپیچوخم آن همیشه فراهم نمیکند. اورلاندو مرکز انسانی روایت است و مارگریتا بوی نیز به نقش پائولا وقاری میبخشد که رابطه را از یک مانع داستانی صرف فراتر میبرد.
جاسمنه ترینکا در مقام نویسنده و کارگردان جوان، نماینده نوعی اراده هنری است که در برابر خستگی برونو قرار میگیرد. در کنار آنان، حضور چهرههای گوناگون سینمای ایتالیا به فضای خودارجاع فیلم غنا میدهد. حاصل، اثری است که بیش از آنکه با صیقلیبودن همه اجزایش جلب توجه کند، بهواسطه جسارت در آمیختن سیاست، سینما و زندگی روزمره در ذهن میماند.
جمعبندی «The Caiman» فیلمی درباره دشواریِ تبدیل خشم سیاسی به اثر هنری است؛ دشواریای که نه فقط از محدودیتهای بیرونی، بلکه از تردیدهای سازنده، فرسودگی شخصی و وابستگی سینما به مناسبات مالی سرچشمه میگیرد. مورتی با انتخاب تهیهکنندهای ناکام بهعنوان مرکز روایت، از قهرمانسازی ساده دور میشود و نشان میدهد که مقاومت گاه از
« برخی بخشها با طنز و انرژی پیش میروند، حال آنکه بخشهای دیگر بیش از حد به توضیح یا تأکید تکیه دارند. »
ثبت دیدگاه