نقد و بررسی
نقد رشوه (The Bribe) | 1949
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان نوآر و ملودرام «The Bribe» فیلمی است که از همان ابتدا میان دو میل سینمایی معلق میماند: از یک سو میخواهد داستانی جنایی دربارهٔ فساد، قاچاق و وسوسهٔ اخلاقی باشد؛ از سوی دیگر، شیفتهٔ زرقوبرق ستارگان، فضای استوایی و جلوهٔ صیقلی تولید استودیویی خود است. ساختهٔ رابرت زی. لئونارد، بر پایهٔ داستانی از فردریک نِبِل و با فیلمنامهٔ مارگریت رابرتس، مأمور فدرالی به نام ریگبی را دنبال میکند که برای پیگیری شبکهای از قاچاق موتورهای هواپیما به جزیرهٔ خیالی کارلوتا میرود.
حضور آوا گاردنر، چارلز لاتن، وینسنت پرایس و رابرت تیلور نوید برخوردی پرکشش میان چند چهرهٔ پرآوازه را میدهد؛ فیلم گاه به این وعده نزدیک میشود و گاه زیر بار ضعفهای روایی و ناهماهنگی لحن، از آن فاصله میگیرد. جزیرهای گرم، اما نه چندان خفه فضای کارلوتا یکی از مهمترین عناصر فیلم است.
گرما، رطوبت، موسیقی کافه و حضور شخصیتهایی که در فاصلهای کوتاه از قانون و بیقانونی زندگی میکنند، امکان ساختن جهانی بیثبات و پرفشار را فراهم میآورد. جزیره میتوانست همچون محفظهای بسته عمل کند؛ مکانی که در آن هر نگاه، معامله و سکوت معنایی تهدیدآمیز پیدا کند. فیلم گاهی از این ظرفیت بهره میبرد، بهویژه هنگامی که ریگبی میان نقش مأمور قانون و کشش شخصیاش به الیزابت سرگردان میشود.
بااینحال، حس خطر در بسیاری از لحظات با ظاهر براق و آراستهٔ فیلم تعدیل میشود. فضا بیشتر چشمنواز است تا فرساینده؛ بیش از آنکه تماشاگر را به دل یک محیط آلوده و خفقانآور ببرد، او را به تماشای نمایشی خوشساخت از راز و اغوا دعوت میکند. این انتخاب الزاماً بیارزش نیست، اما فاصلهای میان مضمون فساد و شکل بصری اثر میسازد.
« جزیرهای گرم، اما نه چندان خفه فضای کارلوتا یکی از مهمترین عناصر فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جهان فیلم دربارهٔ سازش و تهدید حرف میزند، درحالیکه سطح صیقلی تصویر گاه از شدت آنها میکاهد. ریگبی و مسئلهٔ وسوسه هستهٔ دراماتیک فیلم تنها به کشف یک شبکهٔ قاچاق محدود نمیشود. پرسش مهمتر این است که مأموری که خود را درستکار و مقاوم میپندارد، تا چه اندازه در برابر پول، میل و وابستگی عاطفی مصون است.
ریگبی در موقعیتی قرار میگیرد که مرز میان وظیفه و خواستهٔ شخصیاش بهتدریج مبهم میشود. همین کشاکش، بالقوه میتواند به مطالعهای ظریف دربارهٔ ضعف انسانی بدل شود: آیا فساد فقط پیشنهاد پولی است، یا گاهی در قالب توجیههای کوچک و عاطفهای که فرد حاضر نیست نامش را بگذارد نیز پدیدار میشود؟
فیلم این ایده را روشن طرح میکند، اما همیشه به آن عمق نمیبخشد. کشمکش درونی ریگبی بیشتر از آنکه در لایههای روانی شخصیت رسوخ کند، بهواسطهٔ موقعیتها و روایت توضیح داده میشود. تماشاگر درمییابد که او در برابر وسوسه قرار دارد، ولی کمتر مجال مییابد که این وسوسه را با تمام پیچیدگیاش تجربه کند.
در نتیجه، مضمون اخلاقی فیلم جذابتر از پرداخت آن باقی میماند. گاردنر و لاتن؛ دو نیروی متمایز آوا گاردنر با ورود به قاب، مرکز ثقل صحنه را بهسرعت تغییر میدهد. الیزابت هم جذابیتی آشکار دارد و هم سایهای از اندوه و احتیاط؛ گاردنر میتواند میان این دو کیفیت رفتوآمد کند، بیآنکه شخصیت را صرفاً به تصویری تزیینی فروبکاهد.
« جهان فیلم دربارهٔ سازش و تهدید حرف میزند، درحالیکه سطح صیقلی تصویر گاه از شدت آنها میکاهد. »
شخصیتها و اجرا
حضور او برای فیلم یک مزیت بصری است، اما مهمتر از آن، نوعی ابهام عاطفی به داستان میدهد: الیزابت را نمیتوان بهآسانی در جایگاه اغواگر یا قربانی محض نشاند. در سوی دیگر، چارلز لاتن با بازی در نقش جی.جی. بیلر، هر بار که ظاهر میشود، توجه را به خود میکشد. بازی او پرجزئیات، نمایشی و سرشار از لذتِ بازیگری است؛ حتی مکثها و تغییرات لحنش به شخصیت رنگ میدهد.
لاتن گاه چنان بر صحنه مسلط میشود که فیلم ناخواسته به نمایش توانایی او بدل میگردد. وینسنت پرایس نیز به فضای پرتنش قصه انرژی میبخشد، هرچند حضور او در کنار لاتن برجستهتر از آن است که فیلم بتواند این انرژی را بهطور یکنواخت میان همهٔ بازیگران پخش کند. در مقابل، رابرت تیلور حضوری کمفروغتر دارد و نمیتواند پیچیدگی لازم را به ریگبی ببخشد.
عاشقانهای که به دشواری جان میگیرد رابطهٔ ریگبی و الیزابت باید یکی از منابع اصلی تعلیق باشد: هرچه کشش میان آنها بیشتر شود، وظیفهٔ مأمورانهٔ ریگبی دشوارتر و موقعیت اخلاقیاش لرزانتر میشود. اما پیوند این دو در بخشهایی از فیلم بیشتر بر جاذبهٔ ظاهری و نیازهای طرح تکیه دارد تا بر شیمی متقابل.
گفتوگوها گاه خشک و لغزاناند؛ جملههایی که باید زیرمتن عاطفی بسازند، بهجای آنکه تنش را افزایش دهند، آن را توضیح میدهند یا بیاثر از کنارش میگذرند. این مسئله به معنای ناتوانی گاردنر نیست. برعکس، او در بسیاری از صحنهها میکوشد با نگاه و حضور بدنی به کلمات وزن بدهد. مشکل آنجاست که بازی تیلور بهاندازهٔ کافی پاسخگوی این انرژی نیست.
« در سوی دیگر، چارلز لاتن با بازی در نقش جی.جی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهای که قرار است هم رمانتیک باشد و هم خطرناک، در نتیجهٔ این نابرابری کمتر باورپذیر میشود. تماشاگر میفهمد چرا این پیوند برای مسیر داستان اهمیت دارد، اما همیشه آن را بهعنوان تجربهای عاطفی احساس نمیکند. ریتم، گفتوگو و تعلیق «The Bribe» از مصالحی برخوردار است که برای یک تریلر نوآر مناسباند: مأمور مخفی، پیشنهاد رشوه، آدمهایی با گذشتههای مبهم و فضایی که اعتماد در آن دشوار است.
بااینحال، روایت گاهی در پیشبرد این مصالح شتاب میگیرد و گاهی در مکثهایی کمجان گرفتار میشود. برخی گفتوگوها بهجای آنکه اطلاعات را در دل برخورد شخصیتها پنهان کنند، مستقیم و کمرمق به نظر میرسند. این ضعف باعث میشود بخشی از تعلیق، بهجای آنکه از رفتار و سکوت شخصیتها زاده شود، صرفاً وابسته به آشکار شدن قدم بعدی داستان باشد.
جان هودیاک نیز در نقش تاگ حضوری دارد که میتوانست سهم عاطفی و دراماتیک بیشتری پیدا کند. فیلم از او برای پیچیدهتر کردن روابط پیرامونی بهره میبرد، اما شخصیتش در مقایسه با ظرفیت بازیگر و اهمیت جایگاهش چندان مجال گسترش نمییابد. حاصل آن است که بعضی خطوط داستانی بیش از آنکه بهتمامی شکوفا شوند، در حد نشانههایی از درامی بزرگتر باقی میمانند.
تصویر، موسیقی و اوج پایانی فیلمبرداری جوزف روتنبرگ در قاببندی و کار با سایهها لحظههایی مؤثر میسازد. تصویر سیاهوسفید، تضادهای نوری و ترکیببندیهای دقیق به فیلم ظاهری نوآر میدهند، هرچند همان پرداخت صیقلی گاه از تیرگی اجتماعی قصه میکاهد. موسیقی میکلوس روژا نیز در شکلدادن به حالوهوای پرتنش و عاشقانهٔ اثر نقش دارد.
« رابطهای که قرار است هم رمانتیک باشد و هم خطرناک، در نتیجهٔ این نابرابری کمتر باورپذیر میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم در نمایش جزئیات بصری و طراحی صحنهها توانمندتر از آن است که بتوان نادیدهاش گرفت، حتی اگر این زیبایی در بعضی لحظات با خشونت و تباهی جهان داستان سازگار نباشد. اوج پایانی فیلم با آتشبازیها، به اثر کیفیتی پرتحرک و نمایشی میبخشد. این بخش از نظر بصری بهیادماندنی است و انرژیای را آزاد میکند که در بخشهایی از روایت زیر فشار دیالوگهای کمجان فروخفته بود.
بیآنکه لازم باشد جزئیات رخدادهای پایانی آشکار شود، میتوان گفت فیلم در لحظهٔ اوج، بیش از هر زمان دیگری به سینمایی دیداری و پرجنبوجوش بدل میشود؛ لحظهای که جلوهٔ استودیویی این جهان را به امتیاز تبدیل میکند. جمعبندی «The Bribe» اثری ناهموار اما تماشایی است: فیلمی که ایدهٔ جذاب فساد و وسوسه را با فضای استوایی، چهرههای شاخص و تصویری پرپرداخت همراه میکند، ولی در پرداخت رابطهٔ مرکزی، گفتوگوها و تعادل بازیها به نتیجهای یکدست نمیرسد.
گاردنر جلوهای گرم و مسلط دارد و لاتن با حضور پرقدرتش بارها فیلم را از یکنواختی بیرون میکشد؛ در مقابل، تیلور و بخشی از بازیگران دیگر نمیتوانند همان اندازه به کشمکشها جان بدهند. فیلم در ساختن حالوهوا موفقتر از ساختن خفقان، و در ارائهٔ لحظههای تصویری بهیادماندنی موفقتر از شکلدادن به یک درام روانشناختی کاملاً قانعکننده است.
بااینهمه، ترکیب ستارگان، سایهپردازی و پایان پرشور آن برای دوستداران نوآر کلاسیک جذابیت خاص خود را حفظ میکند.
« اوج پایانی فیلم با آتشبازیها، به اثر کیفیتی پرتحرک و نمایشی میبخشد. »
ثبت دیدگاه