نقد و بررسی
نقد The Boys | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
وارونهسازی افسانهٔ ابرقهرمان «The Boys» از همان آغاز، وعدهٔ جهانی را میدهد که در آن قدرتهای فراطبیعی نه الزاماً نشانهٔ فضیلتاند و نه ضمانتی برای نجات دیگران. ابرقهرمانان این مجموعه ستارگانیاند که با تصویر عمومیِ آراسته، قراردادهای تجاری و مناسبات قدرت احاطه شدهاند؛ در پس این نمایش، خودخواهی و فساد میتواند به همان اندازه نیرومند باشد که تواناییهای خارقالعاده.
در برابر آنان، گروهی از آدمهای معمولی قرار میگیرند که نه سپر جادویی دارند و نه نیرویی همسنگ دشمن؛ ابزارشان سرسختی، تجربه و آمادگی برای عبور از مرزهای اخلاقی است. این وارونگی، موتور جذابیت سریال است، اما اهمیتش تنها در جایگزینکردن قهرمانان پاک با چهرههایی فاسد خلاصه نمیشود. پرسش محوری اثر آن است که جامعه چگونه قهرمان میسازد، چه کسی از این تصویر سود میبرد و چه چیزی زیر سایهٔ آن پنهان میماند.
«The Boys» بهجای آنکه قدرت را صرفاً در مشت و تواناییهای عجیب ببیند، آن را در رسانه، پول و کنترل روایت نیز جستوجو میکند. قصهگویی و ریتم روایت با پیوند میان زندگی روزمرهٔ Hughie Campbell و جهان خشن Billy Butcher، تماشاگر را وارد کشمکشی میکند که هم شخصی است و هم سیاسی. از یک سو، ماجراها بر پیگیری و افشای تخلفها استوارند؛ از سوی دیگر، هر پیشروی در این راه هزینهای دارد و میتواند شخصیتها را به همان نوع بیرحمی نزدیک کند که قصد مبارزه با آن را دارند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، به قصه عمق میدهد و مانع میشود مأموریت گروه صرفاً به مجموعهای از عملیاتهای هیجانانگیز تقلیل یابد. ریتم سریال عموماً پرکشش است. تعلیق، رویارویی و افشاگریها بهگونهای کنار هم قرار میگیرند که کشف سازوکارهای پنهان جهان داستانی را لذتبخش میکنند. بااینحال، شدت و سرعت گاه به بهای مکثهای لازم برای پرداخت عاطفی تمام میشود.
بعضی موقعیتها چنان با شتاب به بحران بعدی میرسند که اثر فرصت نمییابد پیامدهای روانی یا اخلاقی آنها را بهتمامی بکاود. در مجموع، ریتم پرانرژی از نقاط قوت مجموعه است، هرچند همیشه به معنای تعادل روایی نیست. جهانسازی و نقد قدرت جهان سریال بر این ایده بنا شده است که قهرمانی در عصر رسانه، خود به یک محصول بدل میشود.
چهرهٔ عمومی، محبوبیت و روایت رسمی، گاه از حقیقت مهمترند؛ شرکتها میتوانند تصویر ستارههای محبوب را مدیریت کنند و بحران را نه با پاسخگویی، بلکه با تبلیغ و مهندسی افکار عمومی مهار کنند. این نگاه، به «The Boys» امکان میدهد از ژانر ابرقهرمانی فراتر برود و دربارهٔ رابطهٔ شهرت، سرمایه و اقتدار پرسشهایی مطرح کند.
« بااینحال، شدت و سرعت گاه به بهای مکثهای لازم برای پرداخت عاطفی تمام میشود. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، خودِ ایدهٔ قهرمانان فاسد و شرکتهای حریص تازه نیست. سریال در بهترین لحظات، این مضمون را با جزئیات و موقعیتهای گزنده گسترش میدهد؛ اما در بخشهایی، به تکرار همان تقابل آشنا بسنده میکند: قدرت در برابر بیقدرتی، تبلیغ در برابر واقعیت، و قهرمانِ محبوب در برابر انسانِ آسیبدیده.
نقد اجتماعیاش زمانی تأثیرگذارتر است که از شعار فاصله میگیرد و تناقضهای درونی شخصیتها و نهادها را نشان میدهد؛ هرگاه صرفاً بر بداهت فساد تکیه میکند، از تیزی خود میکاهد. شخصیتها و بازیها یکی از امتیازهای مهم مجموعه، ساخت شخصیتهایی است که بهسادگی در دو قطب خیر و شر جا نمیگیرند.
اعضای گروه «پسرها» بهرغم هدف مشترک، از زخمها، ترسها و انگیزههای متفاوتی برخوردارند. Hughie در برابر جهانی که قواعدش را نمیشناسد، نمایندهٔ نگاه انسانی و آسیبپذیر است؛ درحالیکه Butcher با خشونت و ارادهٔ سرسختانهاش نیرویی پیشبرنده، اما از نظر اخلاقی ناآرامکننده به شمار میرود.
« بااینهمه، خودِ ایدهٔ قهرمانان فاسد و شرکتهای حریص تازه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کشمکش میان این دو، فقط اختلاف روش نیست؛ رویارویی دو برداشت از بهای مقاومت است. در میان بازیگران، Antony Starr در نقش Homelander حضوری بهیادماندنی دارد. اجرای او میان ظاهر مطمئن و جذابِ یک قهرمان محبوب و تهدیدی عمیقتر نوسان میکند؛ همین دوگانگی، شخصیت را از یک شرور ساده فراتر میبرد.
Karl Urban به Butcher خشونتی خسته و تلخیای مهارنشده میبخشد، و Jack Quaid در نقش Hughie شکنندگی و تردید را به شکلی قابلباور منتقل میکند. بازیگران دیگر نیز به جهان اثر بافت میدهند، هرچند تراکم شخصیتها و خطوط داستانی گاهی سبب میشود برخی از آنها کمتر از ظرفیتشان مجال بروز پیدا کنند.
خشونت، طنز و لحن خشونت در «The Boys» بخشی از زبان روایی آن است: شکافی میان تصویر پاکیزهٔ قهرمانانه و واقعیت فیزیکیِ قدرت. لحظات خونین میخواهند تماشاگر را از آسودگی تماشای نبردهای معمول ابرقهرمانی بیرون بکشند و نشان دهند که برخورد قدرتهای نامتوازن چه پیامدی دارد. این انتخاب گاه مؤثر است؛ اما تکرار صحنههای افراطی، بهویژه هنگامی که بیش از آنکه داستان را پیش ببرد بر غافلگیری متکی باشد، اثر را به نمایش شوک نزدیک میکند.
« کشمکش میان این دو، فقط اختلاف روش نیست؛ رویارویی دو برداشت از بهای مقاومت است. »
قوتها و کاستیها
در آن لحظهها، خشونت از ابزار معنا به جاذبهای مستقل بدل میشود. طنز سیاه سریال نیز همزمان نیروی انتقادی و منبع ناپایداری لحن است. هجوِ تبلیغات، شهرت و زبان روابط عمومی میتواند دقیق و نیشدار باشد؛ اما شوخیهای جنسیِ نوجوانانه و تکراری گاهی این تیزی را خنثی میکنند. کنار هم نشستنِ موضوعات جدی و بذلهگوییهای زمخت، بخشی از هویت اثر است، ولی نتیجه همیشه یکدست نیست.
طنز زمانی کامیابتر میشود که از دل شخصیت یا منطق جهان بیرون بیاید، نه آنکه صرفاً برای افزودن بیپروایی به صحنه حضور داشته باشد. مضمون اخلاقی و محدودیتهای آن زیر ظاهر پرهیاهو، سریال دربارهٔ حدود مقاومت است. مبارزه با ستم، بهخودیخود مبارزان را پاک یا مصون از فساد نمیکند؛ گاهی ابزارهای ضروری برای مقابله، خود به بخشی از چرخهٔ خشونت بدل میشوند.
«The Boys» با قرار دادن شخصیتهای معمولی در برابر نیرویی برتر، این پرسش را پیش میکشد که آیا هدفی عادلانه میتواند هر وسیلهای را توجیه کند. پاسخ اثر ساده نیست و همین ابهام اخلاقی به آن کشش میبخشد. اما مجموعه همواره از این پیچیدگی بهره نمیگیرد. گاه نقدش از همان ابتدا موضعی روشن دارد و فرصت اندکی برای طرح پرسشهای تازه باقی میگذارد؛ گویی تماشاگر باید صرفاً فساد قدرت را ببیند، بیآنکه سازوکارهای متنوع آن با دقت بیشتری بررسی شوند.
« در آن لحظهها، خشونت از ابزار معنا به جاذبهای مستقل بدل میشود. »
جمعبندی
همچنین لحن شوخ و بیپروا ممکن است گاه رنج قربانیان را در سایهٔ سرگرمی قرار دهد. این نوسان میان هجو اجتماعی، ملودرام و نمایش افراطی، هم بخشی از جذابیت سریال است و هم منشأ ناهمواریهایش. جمعبندی «The Boys» بازخوانی پرانرژی و تیرهای از جهان ابرقهرمانی است؛ اثری که با بازیهای قدرتمند، شخصیتهای چندلایه و روایتی پرتعلیق، تماشاگر را به قلمرویی میبرد که در آن قهرمانی میتواند محصول تبلیغات باشد و مقاومت، راهی آلوده و پرهزینه.
جسارت طنز و تواناییاش در پیوندزدن سرگرمی با نقد قدرت، آن را از ماجراجویی ابرقهرمانی متعارف متمایز میکند. در برابر این قوتها، خشونتِ گاه شوکمحور، شوخیهای جنسیِ تکراری و بازگشت به ایدههایی آشنا از محدودیتهای جدی آناند. بااینحال، سریال در بهترین لحظاتش نه فقط ابرقهرمانان را به پرسش میکشد، بلکه میل جمعی به ساختن قهرمانان بیعیب را نیز زیر ذرهبین میبرد.
حاصل، اثری سرگرمکننده و گزنده است که بیش از آنکه پاسخهایی قطعی عرضه کند، تصویری ناخوشایند از قدرت و شیفتگی ما به آن پیش چشم میگذارد.
« همچنین لحن شوخ و بیپروا ممکن است گاه رنج قربانیان را در سایهٔ سرگرمی قرار دهد. »
ثبت دیدگاه