نقد و بررسی
نقد پسران برزیل (The Boys from Brazil) | 1978
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای هولناک در جامهٔ تریلر «The Boys from Brazil» از آن فیلمهایی است که نیروی نخستینِ خود را از پرسشی نامحتمل و نگرانکننده میگیرد: اگر شرّ را بتوان در قالبی تازه بازآفرید، آیا گذشته واقعاً پشت سر گذاشته شده است؟ فیلم با طرحی آمیخته به توطئهٔ تاریخی، خیال علمی و وحشت اخلاقی، تماشاگر را نه فقط به جستوجوی پاسخ، بلکه به سنجیدن معنای خودِ پرسش فرامیخواند.
همین برخورد میان امر تاریخی و امر خیالی، سرچشمهٔ جذابیت و در عین حال یکی از دشواریهای اثر است: فیلم باید هم باورپذیری یک تعقیبوگریز سیاسی را حفظ کند و هم ایدهای را پیش ببرد که از همان آغاز رنگوبوی افسانه دارد. نقطهٔ عزیمت داستان، شنیدن خبرهایی پراکنده از برنامهای پنهانی است؛ خبرهایی که در ابتدا معنایشان روشن نیست و بهتدریج تصویری نگرانکننده میسازند.
عزرا لیبرمن، شکارچی سالخوردهٔ نازیها، در پی پیوند دادن این سرنخها برمیآید و به نقشهٔ دکتر یوزف منگله میرسد. روایت، جزئیات مرکزی این توطئه را زودتر از آنکه به پایان برسد روشن میکند؛ ازاینرو تعلیق فیلم بیش از آنکه بر پنهان نگهداشتن یک راز استوار باشد، بر پرسش از دامنهٔ خطر و چگونگی مواجهه با آن بنا شده است.
تماشاگر میداند چه چیزی در حال شکلگیری است، اما نمیداند هر کشف تازه چه پیامدی خواهد داشت. تعلیق، از نشانههای کوچک تا تهدید بزرگ فیلم در بخشهایی که به فضای مرموز و مشاهدهٔ جزئیات تکیه دارد، مؤثرتر است. رفتارهای نامتعارف کودکان، سکوتها و واکنشهایی که در نگاه نخست عادی به نظر میرسند، اما با انباشتهشدن جزئیات معنای دیگری پیدا میکنند، حس انتظار را زنده نگه میدارند.
« تماشاگر میداند چه چیزی در حال شکلگیری است، اما نمیداند هر کشف تازه چه پیامدی خواهد داشت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین و تدوین، بهجای شتابزدگی، گاه فرصت میدهند تا تماشاگر در همان وضعیت ناآرام لیبرمن قرار گیرد: او چیزی را حس میکند، اما هنوز نمیتواند آن را با اطمینان صورتبندی کند. بااینحال، ریتم فیلم یکدست نیست. مسیر میان سرنخها و مواجهههای مهم، در بعضی مقاطع طولانی میشود و چند صحنه بیش از آنکه بر تنش بیفزایند، اطلاعات را با مکثی فرساینده منتقل میکنند.
این کندی گاهی به فضای تحقیق و تعقیب کمک میکند، اما همیشه به انباشت تعلیق نمیانجامد. در نتیجه، فیلم در لحظات پرتنش و رویاروییها جان میگیرد، ولی گذر از میان آن لحظات ممکن است برای بخشی از تماشاگران کمکشش باشد. دو قطب نمایشی: لیبرمن و منگله مهمترین نیروی انسانی فیلم در تقابل دو شخصیت اصلی شکل میگیرد.
لیبرمن، با بازی Laurence Olivier، قهرمانی بینقص یا شکستناپذیر نیست؛ خستگی، فرسودگی و محدودیتهای جسمانیاش در برابر وسعت نقشهای که با آن روبهرو شده، اهمیت دارد. او با سماجت و حس مسئولیت پیش میرود، نه با قدرتی خارقالعاده. بازی اولیویه گاه آشکارا نمایشی و پرتحرک است و لهجه و حرکاتش ممکن است برای برخی تماشاگران اغراقآمیز جلوه کند؛ اما همین تأکید، لیبرمن را به شخصیتی متمایز بدل میسازد: مردی که شور اخلاقیاش از بدن خستهاش بزرگتر است.
در سوی دیگر، Gregory Peck نقش منگله را با وقار سرد و تهدیدی مهارشده بازی میکند. این انتخاب، تصویر آشنای پِک را از قهرمانان شریف و قابلاعتماد برهم میزند و به شخصیتش جذابیتی ناراحتکننده میبخشد. منگله نه هیولایی پرهیاهو، بلکه انسانی است که خود را در خدمت طرحی بزرگ میپندارد و همین خودفریبی، خطرش را ملموستر میکند.
« این کندی گاهی به فضای تحقیق و تعقیب کمک میکند، اما همیشه به انباشت تعلیق نمیانجامد. »
شخصیتها و اجرا
James Mason نیز در نقش همکار او، حضوری آرام اما مؤثر دارد و به مناسبات درونی اردوگاه نازیها بُعدی از تردید و اضطراب میبخشد. فیلم در بهترین لحظاتش از برخورد این بازیها نیرویی میگیرد که از خودِ فرض داستان فراتر میرود. کارگردانی و جهان بصری Franklin J. Schaffner فیلم را در قالب تریلری بینالمللی میسازد؛ روایتی که از یک مکان به مکان دیگر میرود و حس میدهد تهدید محدود به یک خانه یا یک کشور نیست.
جابهجایی میان شهرها و فضاهای متفاوت، به داستان وسعت میبخشد، بیآنکه فیلم را به نمایش صرفِ مناظر بدل کند. طراحی صحنهها و قاببندیها نیز در خدمت تضاد میان زندگی روزمره و نقشهای هولناکاند: امر فاجعهبار در دل محیطهایی ظاهر میشود که ظاهراً هیچ نشانی از آن ندارند. موسیقی Jerry Goldsmith از عناصر برجستهٔ فیلم است.
آهنگسازی او با لحنی گاه باشکوه و نامتعارف، تضادی میان زیبایی موسیقایی و خشونت موضوع ایجاد میکند. این موسیقی همیشه به شکل سادهای تنش را تشدید نمیکند؛ گاه بیشتر بر غرابت و هراس پنهان داستان تأکید دارد. حاصل، فضایی است که از تریلرهای صرفاً واقعگرا فاصله میگیرد و به قلمرو کابوس نزدیک میشود.
در عین حال، برخی انتخابهای لحن و اجرا ممکن است باعث شوند فیلم میان جدیت تاریخی و اغراق داستانی معلق بماند. تاریخ، خیال علمی و پرسش اخلاقی پیوند فیلم با گذشتهٔ واقعی نازیسم، به داستان وزنی فراتر از یک معمای تخیلی میدهد. منگله در روایت نماد شرّی است که شکست نظام سیاسیاش الزاماً به نابودی اندیشه و میل به سلطه نمیانجامد.
« فیلم در بهترین لحظاتش از برخورد این بازیها نیرویی میگیرد که از خودِ فرض داستان فراتر میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از مخاطب میخواهد به این احتمال بیندیشد که ایدئولوژی میتواند با ابزارهایی تازه بازسازی شود؛ از همین رو، طرحی که در سطح علمی نامحتمل به نظر میرسد، در سطح تماتیک حامل اضطرابی قابلفهم است. اما اینجا همانجاست که منطق داستان گاه سست میشود. فیلم از تماشاگر میخواهد جزئیات نقشهای بسیار پیچیده را جدی بگیرد، حال آنکه برخی حلقههای آن بهجای آنکه با منطق واقعگرایانه استوار شوند، بر پذیرش فضای افسانهگون اثر تکیه دارند.
این فاصله میتواند برای مخاطبی که با قواعد تریلر واقعگرا به فیلم نزدیک میشود، باورپذیری را مختل کند. بااینهمه، ایدهٔ مرکزی فقط دربارهٔ امکان علمی یا عملی یک طرح نیست؛ پرسشی اخلاقی هم در دل آن نهفته است: آیا سرنوشت انسان را وراثت تعیین میکند، یا محیط، تربیت و انتخابهای فردی؟ فیلم این پرسش را مطرح میکند، هرچند پاسخهایش همیشه به اندازهٔ ظرفیت پرسش پیچیده و سنجیده نیستند.
کودکان و مرز میان قربانی و تهدید کودکان در فیلم صرفاً نشانههایی برای کشف توطئه نیستند؛ حضورشان مسئلهای اخلاقی را پیش روی لیبرمن و تماشاگر میگذارد. آنها در شبکهای از تصمیمهای بزرگسالان گرفتار شدهاند، بیآنکه در شکلگیری آن تصمیمها نقشی داشته باشند. تعلیق ناشی از رفتارهای مشکوکشان، بهتدریج با پرسشی دشوارتر همراه میشود: وقتی انسانی در بستری آکنده از نفرت پرورش مییابد، تا چه اندازه باید او را مسئول دانست؟
فیلم از پاسخ آسان فاصله میگیرد و همین پرهیز، به داستان عمق میبخشد؛ زیرا تهدید را از سطح «بدمن و قهرمان» فراتر میبرد. در مقابل، پرداخت شخصیتهای کودکانه همیشه به همان اندازهٔ ایدهٔ اخلاقی نیرومند نیست. گاه آنها بیشتر کارکرد نمادین دارند تا شخصیتهایی با جهان درونی مستقل. ازاینرو، امکان همدلی با آنان و فهم دقیق تجربهٔ زیستهشان محدود میماند.
« اما اینجا همانجاست که منطق داستان گاه سست میشود. »
قوتها و کاستیها
این کمبود، بهویژه وقتی فیلم میخواهد مخاطب را با مسئلهٔ مسئولیت و اختیار روبهرو کند، محسوس است. جمعبندی «The Boys from Brazil» تریلری نامتعارف و نابرابر است که ایدهای جسورانه را با بازیهای قدرتمند، فضایی رازآلود و موسیقی بهیادماندنی پیوند میزند. فیلم در ساختن انتظار و تبدیل جزئیات روزمره به نشانههای تهدید، توانایی چشمگیری دارد؛ و تقابل Olivier و Peck، بهخصوص در لحظات مشترکشان، از برجستهترین دستاوردهای آن است.
در سوی دیگر، ریتم کند در بعضی بخشها، منطق گاه سستِ طرح و نوسان میان جدیت و اغراق، مانع میشود که اثر در تمام مسیر به اندازهٔ ایدهٔ آغازینش نافذ بماند. بااینحال، فیلم پس از پایان نیز پرسشی را باقی میگذارد که از خودِ سازوکار توطئه مهمتر است: آیا شرّ موروثی است، آموختنی است، یا از انتخابهای آدمها نیرو میگیرد؟
«The Boys from Brazil» پاسخ قطعی نمیدهد، اما همین ناتمامیِ پرسش، بخشی از ماندگاری و ناآرامی آن است.
« این کمبود، بهویژه وقتی فیلم میخواهد مخاطب را با مسئلهٔ مسئولیت و اختیار روبهرو کند، محسوس است. »
ثبت دیدگاه