نقد و بررسی
نقد سرزمینهای مرزی (The Borderlands) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به مرزهای ایمان و تردید «The Borderlands» از آن فیلمهای ترسناکی نیست که از همان ابتدا با هجوم تصاویر تکاندهنده یا موجودی آشکار، تماشاگر را به وحشت بیندازد. نیروی اصلیاش در تعلیق آرام و پیوستهای نهفته است که میان ایمان و تردید شکل میگیرد. گروهی از بازرسان واتیکان به کلیسایی دورافتاده در غرب انگلستان فرستاده میشوند تا گزارشی از رخدادهای غیرعادی را بررسی کنند؛ مأموریتی که در آغاز، بیشتر به وارسی شواهد و سنجیدن احتمال فریب میماند تا رویارویی با نیرویی ناشناخته.
اما هرچه گروه در مکان و گذشتهٔ آن کاوش میکند، اطمینان اولیهاش سستتر میشود. فیلم با این تمهید، پرسشی قدیمی را به مرکز روایت میآورد: وقتی شواهد با باورهای ما ناسازگارند، کدامیک را باید زیر سؤال برد؛ شواهد، باورها یا توانایی خودمان در تفسیر آنها؟ پاسخ فیلم ساده و قطعی نیست. به همین دلیل، «The Borderlands» بیش از آنکه داستانی دربارهٔ اثبات یا رد امر فراطبیعی باشد، دربارهٔ دشواری داوری در برابر ناشناختههاست.
روایتِ مستندنما نیز این تردید را تقویت میکند و مخاطب را به جای ناظری بیرونی، در موقعیت همراهی قرار میدهد که باید از خلال دادههایی ناقص و گاه مبهم به نتیجه برسد. داستان دربارهٔ گروهی از مأموران واتیکان است که برای بررسی گزارش فعالیتهای فراطبیعی به کلیسایی در غرب انگلستان میروند.
جغرافیای انزوا و معماری هراس یکی از موفقترین عناصر فیلم، فضای روستایی و دورافتادهٔ آن است. محیط نه به شکل منظرهای صرف، بلکه همچون نیرویی خاموش و محدودکننده عمل میکند. فاصله از شهر، سکوت پیرامون و حضور کلیسایی کهنه، حس جداافتادگی را پیش از آنکه خطری آشکار شود به مخاطب منتقل میکنند.
« نیروی اصلیاش در تعلیق آرام و پیوستهای نهفته است که میان ایمان و تردید شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در چنین فضایی، هر صدای کوچک یا تغییری در قاب میتواند بیش از اندازه معنا پیدا کند؛ زیرا شخصیتها از جهان آشنای روزمره دور افتادهاند و راهی ساده برای اطمینان یافتن ندارند. کلیسا نیز صرفاً صحنهٔ اصلی رخدادها نیست. دیوارهای فرسوده، فضاهای پنهان و راهروهای تاریکش، تصویری از تاریخ انباشته و رازهای ناگفته میسازند.
فیلم از این معماری برای ایجاد ترس بهره میگیرد، بیآنکه مدام آن را توضیح دهد یا رمز و راز را به نمادهای پرزرقوبرق بدل کند. مکان، بهتدریج از پسزمینهای مذهبی به فضایی بدل میشود که حضورش بر رفتار و برداشت شخصیتها سایه میاندازد. همین پیوند میان مکان و اضطراب، به فیلم هویتی متمایز میبخشد.
شخصیتها و کشاکش میان عقل و ایمان با وجود آنکه فیلم در قالب مستندنما پیش میرود، شخصیتها تنها ابزاری برای حمل دوربین و واکنش نشان دادن به اتفاقات نیستند. تفاوت نگاهها و خلقوخوهای آنان، به گفتوگوها کیفیتی طبیعی میبخشد و باعث میشود رابطههایشان پیش از شدت گرفتن ترس، برای مخاطب اهمیت پیدا کند.
در مرکز این روابط، تنش میان بدبینی، کنجکاوی و پایبندی مذهبی قرار دارد؛ هر شخصیت راهی متفاوت برای فهمیدن آنچه رخ میدهد پیش میگیرد. این اختلاف نظرها بهجای آنکه به مناظرههایی طولانی و تصنعی تبدیل شوند، در لحن مکالمهها و واکنشهای کوچک نمایان میشوند. شوخیهای گذرا، کنایهها و لحظههای صمیمانه، فاصلهای انسانی میان شخصیتها و محیط سنگین پیرامونشان میسازند.
« کلیسا نیز صرفاً صحنهٔ اصلی رخدادها نیست. »
شخصیتها و اجرا
همین عادیبودن رفتارها مهم است: اگر شخصیتها از ابتدا صرفاً مضطرب و نمایشی بودند، تشدید تدریجی هراس اثر کمتری داشت. بازیهای گروهی نیز به باورپذیری این جمع کمک میکنند و رابطهٔ میان دو عضو اصلی گروه، تکیهگاهی عاطفی برای روایت فراهم میآورد. دوربین و روایت مستندنما فرم مستندنما در «The Borderlands» فقط پوششی برای قصه نیست؛ بخشی از منطق ترس آن است.
دوربینهای همراه و ابزارهای ضبط، موقعیتهایی ایجاد میکنند که اطلاعات از زاویههای گوناگون به مخاطب میرسند. گاهی نگاه دوربین به ثبت شواهد شباهت دارد و گاهی محدودیت دید، قاببندی یا کیفیت تصویر، خود به سرچشمهٔ تردید تبدیل میشود. فیلم از این فاصلهٔ میان «آنچه ثبت شده» و «آنچه میتوان از آن فهمید» سود میبرد.
این روش در بهترین لحظههایش، ترس را از نمایش مستقیم به انتظار منتقل میکند. مخاطب گوش میسپارد، جزئیات قاب را وارسی میکند و همراه شخصیتها میکوشد میان صدای محیطی و نشانهٔ معنادار فرق بگذارد. این مشارکت ذهنی، حس حضور را افزایش میدهد؛ گویی تماشاگر نیز در حال بررسی پروندهای ناقص است.
بااینحال، همین انتخاب همیشه به سود فیلم تمام نمیشود. تکیهٔ زیاد بر تصاویر کموضوح و صداهای مبهم، برای بعضی مخاطبان میتواند بیشتر مایهٔ سردرگمی باشد تا اضطراب. روایت مستندنما، استفاده از دوربینهای مختلف و ثبت رخدادها را به یکی از ابزارهای اصلی افزایش تدریجی تعلیق تبدیل میکند.
« دوربین و روایت مستندنما فرم مستندنما در «The Borderlands» فقط پوششی برای قصه نیست؛ بخشی از منطق ترس آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم، صدا و کارکرد ابهام فیلم با شتابی حسابشده پیش میرود و از شتابزدگی در آشکار کردن خطر پرهیز میکند. زمان زیادی صرف مشاهدهٔ محیط، گفتوگو و سنجش نشانهها میشود؛ رویکردی که برای طرفداران وحشت جویمحور میتواند بسیار مؤثر باشد. رخدادهای کوچک بهتدریج انباشته میشوند و فضای ناآرام را از دل موقعیتهای ظاهراً عادی میسازند.
در اینجا، تأخیر در پاسخگویی به پرسشها بخشی از تجربهٔ تماشا است، نه صرفاً مانعی در برابر آن. اما ریتم کند، هزینهٔ خود را نیز دارد. برخی بخشها بیش از اندازه مکث میکنند و تکرار نگرانیها یا بررسیهای مشابه میتواند حس کشآمدن ایجاد کند. فیلم گاهی انتظار را چنان طولانی میکند که بخشی از نیروی تعلیق جای خود را به بیتابی میدهد.
صداگذاری نیز همین دوگانگی را دارد: نجواها، صداهای دوردست و نالههای نامشخص میتوانند ذهن را به ساختن ترس وادارند، اما اتکای زیاد به آنها خطر یکنواختی را در پی دارد. از سوی دیگر، نمایش کموضوحِ برخی لحظهها با منطق دید محدود دوربینها سازگار است، ولی ممکن است برای تماشاگرانی که وضوح روایی و تصویری بیشتری میخواهند، ناکافی به نظر برسد.
مرزهای توضیح و ناتمامی روایت یکی از ویژگیهای اثر آن است که همهٔ نشانهها را به توضیحی بیابهام تبدیل نمیکند. بخشی از جذابیت فیلم در همین فاصله میان مشاهده و تفسیر قرار دارد: رخدادی دیده یا شنیده میشود، اما معنای آن فوراً تثبیت نمیشود. این ابهام، دست مخاطب را برای تأمل باز میگذارد و به داستان اجازه میدهد از یک معمای سادهٔ فراطبیعی فراتر برود.
« ریتم، صدا و کارکرد ابهام فیلم با شتابی حسابشده پیش میرود و از شتابزدگی در آشکار کردن خطر پرهیز میکند. »
قوتها و کاستیها
همچنین پرسشهایی دربارهٔ مرز ایمان، دانش و ترس در ذهن باقی میگذارد. بااینحال، ناتمامی ممکن است برای همه رضایتبخش نباشد. برخی پرسشهای روایی پاسخ روشن نمیگیرند و پایان ناگهانی و رازآلود، بهجای جمعکردن تمام رشتهها، بخشی از آنها را معلق میگذارد. این انتخاب با حالوهوای کلی اثر هماهنگ است، اما ممکن است مخاطبی را که انتظار توضیحی جامع و نتیجهگیری صریح دارد، ناکام بگذارد.
فیلم در عوض، بر اثر عاطفی و تصویریِ تجربه تکیه میکند؛ رویکردی که هرچه کمتر دربارهٔ لحظههای پایانی گفته شود، بهتر میتوان آن را بدون کاستن از غافلگیری تماشا کرد. جمعبندی «The Borderlands» اثری کمادعا اما سنجیده در قلمرو وحشت مستندنماست که بیش از نمایش صریح خطر، بر فضا، صدا، شخصیت و تردید تکیه میکند.
کلیسای دورافتاده و محیط روستایی، جهان بسته و ناآرامی میسازند؛ بازیها و گفتوگوهای طبیعی نیز مانع میشوند شخصیتها در میان تمهیدات ژانری گم شوند. استفاده از دوربینهای گوناگون، مخاطب را در جایگاه همراه و مشاهدهگر مینشاند و ترس را بهتدریج از دل جزئیات روزمره بیرون میکشد. در مقابل، ریتم کند، اتکای مکرر به صداها و تصاویر مبهم و پایان رازآلود میتوانند برای بعضی تماشاگران نقطهضعف باشند.
بااینهمه، این کاستیها از انسجام کلی تجربه نمیکاهند؛ بلکه نشان میدهند فیلم برای چه نوع مخاطبی ساخته شده است: تماشاگرانی که با تعلیق آرام، خلأهای روایی و وحشتِ ناشی از ندانستن ارتباط برقرار میکنند. نتیجه، فیلمی است که نیروی خود را نه در آنچه آشکارا نشان میدهد، بلکه در حس ناآرامیای مییابد که پس از پایان نیز در ذهن باقی میماند.
« همچنین پرسشهایی دربارهٔ مرز ایمان، دانش و ترس در ذهن باقی میگذارد. »



ثبت دیدگاه