نقد و بررسی
نقد کتاب بینش 30nama.com (The Book Of Vision) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان پزشکی و رؤیا «The Book of Vision» فیلمی دربارهی پزشکی است، اما نه از آنگونه که بیماری را به مسئلهای صرفاً بالینی و درمان را به مجموعهای از پاسخهای قطعی فروبکاهد. فیلم بهجای تمرکز بر تشخیص و راهحل، به پرسشی دشوارتر نزدیک میشود: وقتی بدن بیمار را میشناسیم، آیا از رنج او نیز شناختی واقعی داریم؟
اوا، پزشکی جوان که مسیر حرفهای خود را رها کرده و به تاریخ پزشکی روی آورده است، در دستنوشتهی یوهان آنموت، پزشک قرن هجدهم، با روایتی روبهرو میشود که تجربهی بیماران را از چارچوب پرونده و نشانههای جسمانی بیرون میبرد. از همینجا، فیلم میان دو دورهی تاریخی و دو شیوهی فهم جهان پل میزند.
این ایده ظرفیت چشمگیری دارد: پزشکی مدرن، با تکیه بر مشاهده و طبقهبندی، در کنار جهانی قرار میگیرد که در آن رؤیا، ترس و باورهای رازآلود بخشی از تجربهی بیماریاند. اما فیلم نمیکوشد یکی را به سود دیگری کنار بزند. بیشتر میپرسد آیا انسان را میتوان بیتوجه به روایت ذهنیاش فهمید یا نه.
دستنوشته در این میان صرفاً شیئی تاریخی نیست؛ به مجرایی بدل میشود که تجربههای فراموششده را به زمان حال میرساند و اوا را به مواجهه با پرسشهای شخصی خود وامیدارد. روایتی که میان زمانها حرکت میکند ساختار فیلم بر رفتوآمد میان زندگی اوا و جهان آنموت استوار است. این جابهجاییها قرار نیست مانند یک روایت معمایی، قطعات را منظم در کنار هم بچینند و در نهایت تصویری کاملاً روشن بسازند.
« از همینجا، فیلم میان دو دورهی تاریخی و دو شیوهی فهم جهان پل میزند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عوض، فیلم پیوند میان دو زمان را بیشتر حسی و تداعیگرانه شکل میدهد؛ گویی خاطره، رؤیا و تاریخ در ذهنی واحد به هم راه یافتهاند. بعضی شخصیتها و موقعیتها پژواکهایی از یکدیگر دارند و همین تکرارها این احتمال را پیش میکشد که گذشته فقط موضوع پژوهش اوا نیست، بلکه به شکلی زنده در اکنون او حضور دارد.
این انتخاب به فیلم هویتی متمایز میدهد، ولی هزینهای هم دارد. مرز خواب و واقعیت و نیز ارتباط دقیق رویدادهای دو دوره، همیشه بهسادگی قابل تشخیص نیست. ابهام گاهی با مضمون فیلم همخوان است و به حس سرگردانی شخصیتها شکل میدهد؛ اما در بخشهایی نیز چنان گسترده میشود که تماشاگر بهجای درگیر شدن با معنا، در پی یافتن جای پای روایی میگردد.
فیلم از بیننده انتظار دارد به تصویرها و همنشینیهایشان اعتماد کند، حتی وقتی پیوند علّی صحنهها چندان روشن نیست. برای گروهی از مخاطبان، این دعوت به تأمل بخشی از جذابیت اثر است؛ برای گروهی دیگر، مانعی جدی در مسیر همراهی با داستان. اوا؛ میان انتخاب حرفهای و پرسش شخصی اوا در آغاز، شخصیتی است که از مسیر تثبیتشدهی پزشکی فاصله گرفته تا دربارهی تاریخ و اندیشهی آن مطالعه کند.
این انتخاب در ظاهر موضوعی دانشگاهی است، اما فیلم بهتدریج آن را به پرسشی دربارهی زندگی خود او پیوند میزند. مطالعهی بیماران گذشته بهانهای میشود برای اندیشیدن به بدن، سرنوشت و مرز دانستههای پزشکی؛ موضوعاتی که برای اوا مفاهیمی انتزاعی باقی نمیمانند. او در برابر مسئلهای شخصی قرار دارد و باید تصمیمی بگیرد که راه فرار از آن را نمیتوان در کتابها یا روشهای درمانی جستوجو کرد.
« این انتخاب به فیلم هویتی متمایز میدهد، ولی هزینهای هم دارد. »
شخصیتها و اجرا
بازی Lotte Verbeek بر سکوت، مکث و واکنشهای درونی تکیه دارد. این خویشتنداری با فضای کمگفتوگوی فیلم هماهنگ است و به اوا حالتی متفکر و محصور در ذهن خویش میدهد. با اینحال، همین فاصلهگذاری گاه باعث میشود تماشاگر از آشفتگی عاطفی او دور بماند. فیلم میخواهد تصمیم دشوار اوا را به تجربهای وجودی بدل کند، اما در بعضی لحظهها بیش از آنکه این تجربه را از راه رابطه و رفتار روزمره ملموس سازد، آن را در صورت پرسشهای فلسفی عرضه میکند.
حضور استلان در زندگی او نیز این کشمکش را به عرصهی رابطه میآورد، بیآنکه فیلم بهسادگی آن را به داستانی عاشقانه با مسیر قابل پیشبینی تبدیل کند. تصویرهایی که بیش از روایت به یاد میمانند یکی از قوتهای اصلی فیلم، زبان بصری آن است. قابها اغلب بهجای توضیح دادن، فضایی برای مکث میسازند: معماری تاریخی، راهروها و مناظر طبیعی در کنار بدنهای انسانی قرار میگیرند و جهان فیلم را از واقعگرایی روزمره دور میکنند.
طبیعت در اینجا پسزمینهای خنثی نیست؛ گاه چنان حضوری زنده و رازآمیز مییابد که انگار خود در حال مشارکت در تجربهی شخصیتهاست. بعضی تصویرها ممکن است توضیح روایی روشنی نداشته باشند، اما بهواسطهی ترکیببندی و کیفیت رؤیاگونشان در حافظه میمانند. فیلمبرداری Jörg Widmer به این کیفیت شکل میدهد: زیبایی تصویرها نه صرفاً آرایشی چشمنواز، بلکه راهی برای بیان پیوند انسان با بدن و طبیعت است.
فضای بصری اثر در پی آن است که جهان را همزمان ملموس و ناپایدار نشان دهد؛ چنانکه نتوان مطمئن بود آنچه دیده میشود واقعیتی بیرونی است یا بازتابی از ذهن و ترس شخصیتها. همین ویژگی در لحظات موفق، تماشاگر را بینیاز از توضیح مستقیم با حالوهوای فیلم همراه میکند. در لحظات کماثرتر، تصویر زیبا بهتنهایی نمیتواند خلأ دراماتیک را جبران کند و بیش از آنکه معنا را عمیقتر سازد، به عنصری تزئینی بدل میشود.
« بازی Lotte Verbeek بر سکوت، مکث و واکنشهای درونی تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی و ریتم؛ تأمل یا فرسایش؟ موسیقی Hanan Townshend با فضای رازآلود و تأملی فیلم هماهنگ است و به گذار میان زمانها نرمی و پیوستگی میبخشد. بهجای آنکه مدام بر احساسات تماشاگر تأکید کند، اغلب در کنار تصویر حرکت میکند و حالتی از اندوه آرام یا انتظار میسازد. در لحظههایی که روایت از توضیح صریح فاصله میگیرد، موسیقی کمک میکند رشتهی عاطفی صحنه از دست نرود.
ترکیب موسیقی و تصویر از عواملی است که حتی برای تماشاگرانی که با داستان ارتباط کامل برقرار نمیکنند، میتواند تجربهای دیداری و شنیداری بهیادماندنی بسازد. اما ریتم کند فیلم مسئلهای فرعی نیست؛ یکی از انتخابهای اساسی آن است. مکثها و سکونها قرار است فضایی برای تأمل ایجاد کنند، ولی همهی آنها به کشف تازهای نمیانجامند.
در نتیجه، بعضی صحنهها بیش از اندازه امتداد مییابند و حس انتظار به خستگی بدل میشود. فیلم میخواهد مخاطب را از عادت به روایت پرشتاب دور کند، اما گاهی میان کندیِ مولد و کشآمدنِ بیحاصل تمایز کافی نمیگذارد. این همان نقطهای است که تجربهی تماشاگران میتواند بهشدت دوپاره شود: برای برخی، زمان آرام فیلم زمینهی جذب شدن به تصویرهاست؛ برای برخی دیگر، بهانهای برای گسستن از داستان.
ایدههای بلندپروازانه و محدودیتهای اجرا «The Book of Vision» میخواهد دربارهی رابطهی دانش و همدلی، دربارهی بدن بهمثابه تجربهای زیسته و دربارهی امکان حضور گذشته در زمان حال بیندیشد. این بلندپروازی، اثر را از یک درام تاریخی متعارف جدا میکند. آنموت و اوا دو نقطهی اتکای اصلی این تقابلاند؛ یکی در دورهای که مرز میان مشاهدهی پزشکی و باورهای غیرعقلانی هنوز شکل دیگری دارد، و دیگری در زمانهای که دانش پزشکی پیشرفت کرده، اما پرسش از معنای رنج همچنان پابرجاست.
« موسیقی Hanan Townshend با فضای رازآلود و تأملی فیلم هماهنگ است و به گذار میان زمانها نرمی و پیوستگی میبخشد. »
قوتها و کاستیها
فیلم به این ترتیب یادآوری میکند که پیشرفت در شناخت سازوکارهای بدن الزاماً به معنای فهم کامل انسان نیست. بااینحال، زبان استعاری فیلم همیشه به اندازهی ایدههایش دقیق نیست. وقتی صحنهها و نشانههای نمادین از پیوند کافی با کنش شخصیتها برخوردار نباشند، معنای آنها به حدس تماشاگر واگذار میشود.
چنین روشی میتواند مشارکت فعال مخاطب را برانگیزد، اما اگر ابهام بیش از حد شود، نتیجه بهجای رازآلودگی، سردرگمی است. همچنین، پایانبندی عاطفی فیلم ممکن است برای کسی که انتظار جمعبندی روشنتر یا فرود دراماتیک نیرومندتری دارد، رضایت کامل فراهم نکند. اثر بیش از آنکه بخواهد همهی پرسشهایش را ببندد، به حالتی از تأمل و تعلیق وفادار میماند؛ وفاداریای که از نظر زیباییشناختی قابل فهم است، اما الزاماً از نظر احساسی قانعکننده نیست.
جمعبندی «The Book of Vision» فیلمی یکدست و بینقص نیست، اما هویت بصری و فکری روشنی دارد. ارزش آن بیشتر در فضاسازی، موسیقی، تصویرهای ماندگار و کوشش برای پیوند دادن تاریخ پزشکی با تجربهی شخصی بیماری است تا در قصهگویی منظم یا تأثیرگذاری عاطفی بیواسطه. ریتم آهسته، جابهجاییهای مبهم میان زمان و رؤیا، و پایانبندیای که ممکن است به اندازهی انتظار اثر نگذارد، محدودیتهای واقعی فیلماند؛ همانطور که تصویرپردازی خیالانگیز و نگاه پرسشگرش نقاط قوت آن بهشمار میآیند.
این اثر برای تماشاگرانی مناسبتر است که با روایتهای تداعیگر، فضاهای رازآلود و فیلمهایی که پاسخ قطعی نمیدهند ارتباط برقرار میکنند. برای کسانی که پیوستگی روایی و پیشروی پرشتاب را در اولویت میگذارند، احتمالاً تجربهای دشوار و خستهکننده خواهد بود. فیلم در نهایت بیش از آنکه داستانی کاملاً بسته و اثرگذار تعریف کند، مجموعهای از تصویرها و پرسشها بر جا میگذارد؛ تجربهای که میتواند ذهن را درگیر کند، هرچند نه برای همه و نه همیشه به یک اندازه.
« فیلم به این ترتیب یادآوری میکند که پیشرفت در شناخت سازوکارهای بدن الزاماً به معنای فهم کامل انسان نیست. »



ثبت دیدگاه