نقد و بررسی
نقد The Book of Everything | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کودکی در محاصرهٔ ایمان و اقتدار «کتاب همهچیز» در هلند دههٔ ۱۹۶۰ میگذرد؛ دورهای که فیلم آن را نه با بازسازی تاریخیِ پرزرقوبرق، بلکه همچون جهانی بسته و منضبط پیش چشم میگذارد. توماس، پسری نهساله، در خانهای بزرگ میشود که ایمان مذهبی در آن نه مایهٔ آرامش، بلکه به دست پدر ابزار اطاعت و اعمال قدرت شده است.
خشونت پدر، با ارجاعهای مکرر او به کلام خدا، شکافی دردناک میان معنای اخلاقیِ دین و کاربرد سرکوبگرانهاش ایجاد میکند. فیلم از همان آغاز، مسئله را به تقابل سادهٔ «دین و آزادی» فرو نمیکاهد. آنچه توماس با آن روبهروست، بیشتر صورتِ خانوادگی و روزمرهٔ اقتدار است: بزرگسالانی که حق تعریف حقیقت را برای خود محفوظ میدانند و کودکی که باید تجربه و داوریاش را انکار کند.
این زاویهٔ دید، درام را به تجربهای نزدیک و شخصی بدل میکند؛ خانه برای توماس هم پناهگاه است و هم محل تهدید. تخیل بهمثابه زبان مقاومت قدرت محوری فیلم در پیوند میان تخیل کودکانه و واقعیتی تلخ نهفته است. توماس چیزهایی میبیند که دیگران نمیبینند و نوشتن «کتاب همهچیز» را آغاز میکند؛ دفترچهای که در آن جهان میتواند صورتی دیگر بگیرد و بیعدالتی دستکم به زبان خیال نامگذاری شود.
« فیلم از همان آغاز، مسئله را به تقابل سادهٔ «دین و آزادی» فرو نمیکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خیالپردازی در اینجا آرایش بصری یا بازیگوشیِ صرف نیست: راهی است برای آنکه کودک از جایگاه تماشاگر منفعل بیرون بیاید و آنچه بر او میگذرد، در قالبی قابلفهم بازسازی کند. این انتخاب، ظرفیت شاعرانهٔ فیلم را افزایش میدهد. توماس در خیال خود با عیسی مسیح، بانویی شناور در هوا، گربهای پیانودوست، ماهیهای رنگارنگ و جادوگری جوان و یکپا روبهرو میشود.
این چهرهها جهان بستهٔ خانه را میشکافند و امکانِ تصور زندگیای دیگر را پیش میکشند. بااینحال، فیلم همیشه در تعیین نسبت این جهان با تجربهٔ واقعی توماس یکدست نیست؛ گاهی خیال استعارهای روشن از رهایی است و گاهی چنان برجسته میشود که رشتهٔ عاطفیِ درام را سست میکند. توماس؛ ظرافت در برابر اغراق بازیگر خردسالِ نقش توماس، Brandon River Coene، یکی از مهمترین تکیهگاههای فیلم است.
اجرای او بر نشانههای کوچک بنا شده: مکثها، نگاههای نگران، و فاصلهای که میان آنچه کودک میفهمد و آنچه جرئت گفتنش را دارد شکل میگیرد. او توماس را نه به قهرمانی زودرس بدل میکند و نه به قربانیای تکبعدی. شخصیت همچنان کودک است؛ میترسد، خیال میبافد، میخواهد باور کند و در عین حال آرامآرام میآموزد که اطاعت را نباید با درستی اشتباه گرفت.
« این انتخاب، ظرفیت شاعرانهٔ فیلم را افزایش میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این بازیِ مهارشده برای روایت اهمیت ویژهای دارد، زیرا داستان بار عاطفی زیادی بر دوش شخصیت اصلی میگذارد. اگر توماس بیشازحد آگاه یا خطابی تصویر میشد، فیلم به بیانیهای دربارهٔ سرکوب فرو میغلتید. حضور ظریف بازیگر، در بخشهایی این خطر را دور میکند و به ما اجازه میدهد پیش از آنکه معنای تجربه را صورتبندی کنیم، سنگینی آن را احساس کنیم.
خشونت، دین و مسئلهٔ بخشایش فیلم در طرح رابطهٔ میان ایمان و خشونت، پرسشی اخلاقی پیش میکشد: چه کسی حق دارد از حقیقت مقدس سخن بگوید و آن را به فرمانی علیه دیگران تبدیل کند؟ پدر به زبان دین متوسل میشود، اما رفتار او با مهربانی و شفقتی که از ایمان انتظار میرود فاصله دارد. در برابرش، تجربهٔ توماس نشان میدهد که پرسشگری و تخیل میتوانند صورتهایی از وجدان اخلاقی باشند، نه نشانهٔ نافرمانیِ بیدلیل.
اثر در این زمینه از داوریهای کاملاً ساده پرهیز میکند، اما همین احتیاط گاه به ابهام میانجامد. وقتی پای مسئولیت خشونت و امکان تغییر به میان میآید، فیلم میان محکومکردنِ اقتدار آسیبزا و حفظ لحنی امیدوارانه در نوسان است. این تنش بالقوه میتوانست به یکی از عمیقترین وجوه اثر تبدیل شود، اما روایت همیشه فرصت کافی برای کاوش پیامدهای عاطفی و اخلاقی آن فراهم نمیکند.
« این بازیِ مهارشده برای روایت اهمیت ویژهای دارد، زیرا داستان بار عاطفی زیادی بر دوش شخصیت اصلی میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، برخی لحظهها بیش از آنکه به تأملی ماندگار برسند، در سطح مضمون باقی میمانند. واقعگرایی جادویی؛ فرصت و گسست آمیختن واقعگرایی جادویی با درام بلوغ، جسورانه است؛ فیلم میخواهد نشان دهد که جهان کودک به مراتب گستردهتر از قواعدی است که بزرگترها بر آن تحمیل میکنند. شخصیتها و رخدادهای خیالین، کیفیتی افسانهوار به تجربهٔ توماس میبخشند و در برابر فضای سخت خانه، رنگ و حرکت پدید میآورند.
این تضاد از نظر مفهومی مؤثر است: هرچه جهان واقعی تنگتر میشود، ذهن کودک راههای تازهای برای گریز و اعتراض میسازد. اما همین تضاد در اجرا همیشه به وحدت نمیرسد. برخی لحظههای خیالپردازانه با چنان وضوح و استقلالی عرضه میشوند که گویی به فیلمی دیگر تعلق دارند. بهجای آنکه پیوسته از اضطراب و نیازهای توماس سرچشمه بگیرند، گاهی توجه را از تجربهٔ او منحرف میکنند.
در نتیجه، هرچه عناصر جادویی پررنگتر میشوند، امکان همذاتپنداریِ بیواسطه با کودک اندکی کاهش مییابد. مسئله نه حضور خیال، بلکه چگونگی اتصال آن به ضرباهنگ درونیِ شخصیت است. صدا، موسیقی و فضای حسی طراحی صدا از نقاط قوت فیلم است. صداها صرفاً پسزمینهٔ تصویر نیستند؛ به شکلدادن فضای ذهنی توماس کمک میکنند و میان سکون خانه و آشفتگی درونی او پیوند میزنند.
« در نتیجه، برخی لحظهها بیش از آنکه به تأملی ماندگار برسند، در سطح مضمون باقی میمانند. »
قوتها و کاستیها
موسیقی نیز با لحنی اندوهگین و لطیف، بار مذهبی و عاطفی داستان را تقویت میکند، بیآنکه در همهجا احساسات را بهصراحت به تماشاگر تحمیل کند. این عناصر حسی به فیلم کیفیتی میان واقعیت و رؤیا میدهند. در صحنههایی که تخیل توماس با محیط روزمره درهم میآمیزد، صدا و موسیقی میتوانند مرز میان آن دو را نرم و لغزان کنند.
بااینهمه، ظرافت شنیداری بهتنهایی نمیتواند همهٔ ناهماهنگیهای روایی را جبران کند. فیلم از نظر فضا گاه به تصویری زنده و بهیادماندنی میرسد، اما از نظر پیشروی درام همواره همان انسجام را حفظ نمیکند. روایت و محدودیتهای جاهطلبی «کتاب همهچیز» میکوشد هم قصهای دربارهٔ بزرگشدن باشد، هم حکایتی نمادین دربارهٔ آزادی، هم تصویری از خشونت خانگی و هم سفری خیالانگیز در ذهن کودکی خلاق.
این گستردگی، به اثر هویتی متمایز میدهد، اما گاهی به پراکندگی نیز میانجامد. مضمونهای متعدد در کنار شخصیتهای نامتعارف، فضایی غنی میسازند؛ بااینحال، بعضی از این ایدهها پیش از آنکه به عمق عاطفیِ کامل برسند، جای خود را به ایدهٔ بعدی میدهند. ازاینرو، فیلم بیش از آنکه در هر لحظه بر شدت درام تکیه کند، بر مجموعهای از تصویرها و موقعیتهای بهیادماندنی حساب میکند.
« این عناصر حسی به فیلم کیفیتی میان واقعیت و رؤیا میدهند. »
جمعبندی
این رویکرد برای تماشاگرانی که با روایت استعاری و خیالمحور همراه میشوند جذاب است، اما ممکن است برای کسانی که انتظار درامی واقعگرایانه و پیوسته دارند، فاصلهای ایجاد کند. جاهطلبی اثر ستودنی است؛ کامیابی آن اما نابرابر میماند. جمعبندی «کتاب همهچیز» فیلمی دربارهٔ شکلگیری صدای شخصی در جهانی است که میکوشد آن را خاموش کند.
ارزش اصلیاش در نگاه کودکانهای است که خشونت و بیعدالتی را کوچک نمیشمارد، اما برای مقاومت در برابر آنها به تخیل، پرسش و نوشتن پناه میبرد. بازی سنجیدهٔ Brandon River Coene، فضای صوتیِ غنی و ایدهٔ پیوند خیال با بلوغ، اثر را به تجربهای متمایز بدل میکنند. بااینحال، آمیزش ژانرها همیشه روان نیست و تعدد استعارهها گاه از پیوند عاطفی با توماس میکاهد.
فیلم به طنین عاطفیِ عمیقی که مضمونهایش نوید میدهند بهطور کامل نمیرسد، اما در لحظههای موفق خود تصویری لطیف و تلخ از کودکی میسازد؛ کودکیای که برای تصور آزادی، نخست ناچار است جهانی کامل را در دفترچهای کوچک از نو بنویسد.
« جاهطلبی اثر ستودنی است؛ کامیابی آن اما نابرابر میماند. »
ثبت دیدگاه