نقد و بررسی
نقد شکارچی استخوان (The Bone Collector) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تریلر جنایی دههٔ نود «The Bone Collector» به کارگردانی Phillip Noyce، تریلری جنایی از پایان دههٔ نود است که بر تقابل دو شیوهٔ دیدن و عملکردن بنا میشود: نگاه تحلیلی کارآگاهی که در بستر افتاده و حضور میدانی پلیسی جوان که باید نشانهها را از دل صحنههای جرم بیرون بکشد. Lincoln Rhyme، کارآگاه برجستهٔ قتل و متخصص پزشکی قانونی، پس از حادثهای فلجکننده از کار و زندگی معمول خود جدا افتاده است.
هنگامی که پروندهای پیچیده پلیس نیویورک را به بنبست میرساند، Amelia Donaghy به میدان میآید؛ افسر تازهکاری که دقتش در حفظ صحنهٔ جرم توجه ریم را جلب میکند. از همین نقطه، فیلم معمایی را شکل میدهد که تماشاگر را به خواندن سرنخها و پیشبینی گام بعدی فرامیخواند، بیآنکه برای فهمیدن قصه نیازی به دانستن پایان داشته باشد.
فیلم اقتباسی از رمان Jeffery Deaver است و Denzel Washington و Angelina Jolie نقشهای اصلی آن را بر عهده دارند. دو شخصیت و یک همکاری نامتعارف مهمترین سرمایهٔ فیلم، رابطهٔ کاری میان ریم و آملیاست. این دو نه صرفاً استاد و شاگردند و نه همکارانی که از ابتدا زبان مشترک داشته باشند. ریم تجربه، دانش و توانایی تحلیل دارد، اما بدنش او را از حضور در میدان بازمیدارد؛ آملیا امکان حرکت و مشاهدهٔ مستقیم را فراهم میکند، اما هنوز در حال یافتن جایگاه حرفهای خویش است.
فیلم از این تفاوت، موتور دراماتیک میسازد: یکی میخواند و تفسیر میکند، دیگری میبیند و ثبت میکند. فاصلهٔ میان این دو، بهتدریج به همکاری بدل میشود و همین فرایند از خود معما نیز جذابیت عاطفی بیشتری میگیرد. Denzel Washington نقش ریم را با مهار و تمرکز بازی میکند. محدودیت حرکتی شخصیت، خطر فروغلتیدن او به نقشی صرفاً منفعل را در پی دارد؛ اما واشینگتن با تغییرهای کوچک در لحن، نگاه و واکنش، حضور او را در صحنه حفظ میکند.
« فیلم اقتباسی از رمان Jeffery Deaver است و Denzel Washington و Angelina Jolie نقشهای اصلی آن را بر عهده دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر او، Angelina Jolie برای آملیا ترکیبی از احتیاط و جسارت میآفریند. جذابیت زوج بازیگری فقط حاصل تضاد دو شخصیت نیست؛ هر دو بازیگر به دیگری مجال میدهند تا ریتم خودش را داشته باشد. در نتیجه، گفتوگوهایشان اغلب زندهتر از بخشهایی است که فیلم صرفاً برای رساندن اطلاعات یا جلو بردن پرونده طراحی کرده است.
معما، سرنخ و مشارکت تماشاگر ساختار معمایی فیلم بر مجموعهای از نشانهها و پیامهای رمزآلود تکیه دارد. هر صحنهٔ جرم قرار نیست فقط تصویری هولناک باشد؛ باید چیزی در خود پنهان کرده باشد که تماشاگر و شخصیتها بتوانند آن را تفسیر کنند. این انتخاب، حس مشارکت ایجاد میکند: مخاطب میکوشد پیش از رسیدن توضیح بعدی، ارتباط میان جزئیات را حدس بزند.
فیلم در بهترین لحظاتش از همین کنجکاوی بهره میگیرد و اجازه میدهد هر سرنخ، پرسش تازهای بسازد. با این حال، «سرنخگذاری» همیشه با منطق یکسانی پیش نمیرود. گاهی پیوند میان نشانهها به اندازهای روشن است که حل معما بیش از آنکه حاصل استنتاج باشد، به دنبالکردن راهنماییهای فیلم تبدیل میشود.
گاهی هم اطلاعات با چنان شتابی کنار هم قرار میگیرند که فرصت کافی برای سنجیدن فرضیهها باقی نمیماند. فیلم میخواهد تماشاگر همزمان از بازی فکری و خطر فوری لذت ببرد؛ اما این دو هدف همیشه با هم سازگار نمیشوند. در بخشهایی که تعلیق بر پایهٔ زمان و تهدید بنا شده، تأمل لازم برای معما کمرنگ میشود؛ و آنجا که توضیح و تحلیل طول میکشد، ضرباهنگ تعقیب افت میکند.
« در برابر او، Angelina Jolie برای آملیا ترکیبی از احتیاط و جسارت میآفریند. »
شخصیتها و اجرا
نیویورک تیره و فضای بصری فضای شبانه و تیرهٔ نیویورک یکی از عناصر مؤثر فیلم است. شهر در اینجا پسزمینهای خنثی نیست؛ خیابانها، راهروها و فضاهای بسته حسی از بیقراری و خطر میسازند. محیطهای شهری، بهویژه در صحنههایی که آملیا باید به تنهایی وارد مکانهای ناآشنا شود، فیلم را به تریلری ملموس و گاه خفقانآور نزدیک میکنند.
این کیفیت بصری با موضوع داستان هماهنگ است: شهری پرجمعیت که در آن آدمها و نشانهها کنار یکدیگرند، اما معنای پنهانشان بهسادگی دیده نمیشود. کارگردانی Phillip Noyce در ایجاد این حالوهوا توانمند است، ولی گاهی بر جلوههای سبکی بیش از اندازه اصرار میکند. قاببندیهای کج و فضای تیره میتوانند بیثباتی و اضطراب را منتقل کنند؛ اما تکرارشان بهتدریج اثر نخستین را کاهش میدهد.
وقتی هر صحنه از پیش میخواهد تهدیدآمیز به نظر برسد، فرصت کمتری برای تنوع بصری و آرامش نسبی باقی میماند. بنابراین اتمسفر فیلم در مجموع موفق است، اما برخی تأکیدهای بصریاش گاه از حد لازم فراتر میروند. ریتم و کیفیت تعلیق فیلم با دو نوع کشش پیش میرود: پرسش دربارهٔ هویت و انگیزهٔ قاتل، و نگرانی از آنچه ممکن است برای قربانی بعدی رخ دهد.
این دو خط معمولاً تماشاگر را تا ادامهٔ روایت نگه میدارند، اما تعادل میانشان یکدست نیست. بخشهایی از فیلم به گردآوری شواهد و گفتوگوهای تحلیلی اختصاص دارد و در این قسمتها حرکت قصه کندتر میشود. برای مخاطبی که از روند پلیسی و کنار هم گذاشتن جزئیات لذت میبرد، این مکثها فرصتی برای همراهی با شخصیتها هستند؛ برای کسی که انتظار تریلری پرشتاب دارد، ممکن است کشدار جلوه کنند.
« نیویورک تیره و فضای بصری فضای شبانه و تیرهٔ نیویورک یکی از عناصر مؤثر فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در سوی دیگر، فیلم گاه برای بازگرداندن فوریت، شخصیتها را در موقعیتهای خطرناک قرار میدهد. این تمهیدها هیجان میآفرینند، اما تکرارشان میتواند قابلپیشبینی شود؛ بهخصوص وقتی مخاطب احساس کند شخصیتها بار دیگر برای رسیدن به صحنهای پرتنش، ناچار به انتخابی کماحتیاط شدهاند. در نتیجه، تعلیق «The Bone Collector» بیشتر از آنکه پیوسته رو به افزایش باشد، موجی است: اوجهایی مؤثر دارد و میان آنها دورههایی که ضرباهنگ فروکش میکند.
محدودیت، استقلال و نگاه فیلم وضعیت جسمانی ریم صرفاً ابزاری برای ایجاد تفاوت میان او و آملیا نیست؛ فیلم آن را به پرسشی دربارهٔ توانایی، وابستگی و معنای اختیار پیوند میزند. ریم همچنان از نظر ذهنی نیرومند است، اما نسبت به بدن خود و آیندهاش احساس بیگانگی میکند. همکاری با آملیا او را دوباره وارد جهان بیرون میکند، هرچند این بازگشت ساده و بیهزینه نیست.
فیلم در این مسیر به آسیبپذیری شخصیت توجه نشان میدهد، ولی گاهی محدودیت جسمی او را بیشتر به وسیلهای برای ساختن موقعیتهای نمایشی بدل میکند تا موضوعی که با پیچیدگی کامل بررسی شود. آملیا نیز صرفاً مجری دستورهای ریم باقی نمیماند. حضورش در صحنههای جرم و واکنشهایش، بخشی از ارزش عملی پرونده است؛ او مشاهدهگری است که باید به قضاوت خودش اعتماد کند.
با این همه، فیلم میتوانست رشد حرفهای او را با ظرافت بیشتری بپرورد. گذشته و انگیزههای شخصیاش نشانههایی از عمق بیشتر فراهم میکنند، اما روایت عمدتاً به وظیفهٔ او در حل پرونده بازمیگردد. شخصیتهای فرعی نیز اغلب به کارکردهای آشنای تریلر جنایی نزدیک میشوند و کمتر مجال مییابند تا به آدمهایی مستقل و چندوجهی بدل شوند.
« در سوی دیگر، فیلم گاه برای بازگرداندن فوریت، شخصیتها را در موقعیتهای خطرناک قرار میدهد. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی و باورپذیری بدون آشکارکردن پیچش اصلی یا پایان، میتوان گفت که بخش پایانی فیلم به اندازهٔ مسیر معمایی آن استوار نیست. فیلم در طول روایت، بر دقت، مشاهده و تحلیل تأکید میکند؛ ازاینرو انتظار میرود گرهگشایی نیز از همان جنس باشد و حس کند نتیجهٔ طبیعی سرنخهایی است که پیشتر دیدهایم.
اما در واپسین مراحل، برخی انتخابها و خطاها چنان به نظر میرسند که برای پیشبرد موقعیت دراماتیک ضروریاند، نه الزاماً برآمده از منطق شخصیتها. این فاصله میان هوشمندیای که فیلم وعده میدهد و سازوکارهایی که در پایان به کار میگیرد، از نیروی جمعبندی میکاهد. این ضعف، کل تجربه را از میان نمیبرد؛ بازی دو بازیگر اصلی و فضای پرتنش همچنان فیلم را دیدنی نگه میدارند.
بااینحال، اگر معما برای مخاطب مهمترین بخش اثر باشد، پایان ممکن است حس رضایت کامل ایجاد نکند. فیلم در ساختن پرسشها از حلوفصل نهایی موفقتر است. جمعبندی «The Bone Collector» تریلری جنایی است که بیش از هر چیز با همکاری نامتعارف Lincoln Rhyme و Amelia Donaghy، بازیهای قدرتمند Denzel Washington و Angelina Jolie و فضای تیرهٔ نیویورک در خاطر میماند.
معمای قتلها و نشانههای پراکنده، کنجکاوی ایجاد میکنند و فیلم در لحظات موفقش تماشاگر را به مشارکت در فرایند کشف فرامیخواند. در مقابل، ریتم نابرابر، تأکیدهای بصری تکرارشونده، برخی موقعیتهای کمباور و جمعبندی نهچندان محکم مانع میشوند که اثر به تریلری کاملاً منسجم بدل شود. ارزش فیلم نه در بینقصبودنش، بلکه در ترکیب ستارههای اصلی، فضای جنایی دههٔ نود و ایدهٔ دو کارآگاه با تواناییهای متفاوت است.
« این ضعف، کل تجربه را از میان نمیبرد؛ بازی دو بازیگر اصلی و فضای پرتنش همچنان فیلم را دیدنی نگه میدارند. »
جمعبندی
برای دوستداران معماهای پلیسی و روایتهای سرنخمحور، اثری سرگرمکننده و قابلتوجه باقی میماند؛ اما مخاطبی که به منطق دقیق پیرنگ و ضرباهنگ پیوسته اهمیت میدهد، احتمالاً کاستیهایش را نیز بهروشنی خواهد دید.
ثبت دیدگاه