نقد و بررسی
نقد The Bling Ring | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
زرقوبرق بهمثابه خلأ «The Bling Ring» ساختهٔ سوفیا کاپولا، در ظاهر داستانی جنایی دربارهٔ گروهی نوجوان است که به خانههای چهرههای مشهور دستبرد میزنند؛ اما فیلم بیش از آنکه به معمای سرقتها یا هیجان تعقیبوگریز علاقهمند باشد، به جهانی چشم میدوزد که در آن شهرت، ثروت و دیدهشدن به معیارهای اصلی ارزشگذاری بدل شدهاند.
شخصیتهای جوان فیلم، اموال ستارهها را تنها بهدلیل بهای مادیشان نمیخواهند؛ آنها با تصاحب این اشیا میکوشند برای لحظاتی خود را در جایگاه صاحبانشان تصور کنند. در این معنا، دزدی برایشان نه فقط جرم، بلکه نوعی تقلید از زندگیای است که از دور تماشایش کردهاند. کاپولا این انگیزه را با لحنی سرد و مشاهدهگر دنبال میکند.
بهجای آنکه شخصیتها را بهروشنی محکوم کند یا رفتارشان را با توضیحاتی روانشناختی توجیه کند، آنها را در محیطی پرنور و چشمنواز قرار میدهد و اجازه میدهد تناقض میان ظاهر براق ماجرا و پوچی درونی آن بهتدریج آشکار شود. همین فاصلهٔ روایی گاه به فیلم قدرت میدهد و گاه از عمق عاطفی آن میکاهد.
نوجوانانی در محاصرهٔ تصویر شخصیتهای اصلی در فضایی رشد میکنند که تصویرِ زندگی دیگران همهجا حاضر است. خبرهای سرگرمی، عکسها و اطلاعات اینترنتی برای آنان صرفاً سرگرمی نیستند؛ به نقشهای برای یافتن خانهها و پیگیری رفتوآمد صاحبان شهرت تبدیل میشوند. فیلم بهخوبی نشان میدهد چگونه تماشای مداوم زندگیِ پرزرقوبرق، مرز میان خیال و واقعیت را سست میکند.
« در این معنا، دزدی برایشان نه فقط جرم، بلکه نوعی تقلید از زندگیای است که از دور تماشایش کردهاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از نگاه این نوجوانان، شهرت نه حاصل کار یا دستاوردی مشخص، بلکه حالتی دستیافتنی است: کافی است به لباسها، خانهها و نشانههای ظاهری آن دسترسی پیدا کنند. بااینحال، فیلم در واکاوی این شیفتگی چندان عمیق نمیشود. انگیزههای شخصیتها بیشتر از رفتار و گفتوگوهای کوتاهشان فهمیده میشود تا از مسیر تحول درونی یا مواجههای جدی با گذشته و خانواده.
این انتخاب با نگاه خونسرد کاپولا سازگار است، اما برای تماشاگرانی که انتظار دارند بدانند این نوجوانان چرا تا این اندازه به تأیید دیگران وابستهاند، ممکن است ناکافی به نظر برسد. فیلم نشانهها را بهخوبی کنار هم میچیند، ولی همیشه آنها را به تحلیلی کامل بدل نمیکند. روایتِ سرقت و مسئلهٔ همدلی ساختار روایت بر تکرار رفتوآمدها و دستبردها تکیه دارد.
هر بار، همان ترکیب آشنای کنجکاوی، خطر و هیجان بازمیگردد: نوجوانان به سراغ خانهای تازه میروند، اشیایی را برمیدارند و برای مدتی کوتاه احساس میکنند به جهان ستارهها راه یافتهاند. در آغاز، این چرخه کشش دارد؛ سادگی و جسارت رفتارشان با بیپروایی سنوسالشان پیوند میخورد و تماشاگر را به دنبالکردن ماجرا ترغیب میکند.
اما تکرار، بهمرور از نیروی پیشبرندهٔ روایت میکاهد. برخی صحنهها بیش از آنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا پیامدهای اعمالشان بدهند، صورت دیگری از همان موقعیتهای قبلیاند. از سوی دیگر، چون فیلم بیشتر در کنار سارقان میماند، تجربهٔ قربانیان و اثر واقعی تعرض به حریم خانهها در حاشیه قرار میگیرد.
« بااینحال، فیلم در واکاوی این شیفتگی چندان عمیق نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
این محدودکردن زاویهٔ دید میتواند عمدی باشد: جهانی را میبینیم که نوجوانان ساختهاند و در آن دیگران به تصویری دوردست تقلیل یافتهاند. بااینهمه، همین انتخاب گاهی خطر آن را دارد که بیاعتنایی شخصیتها به آسیب دیگران، به بیاعتنایی خود فیلم تعبیر شود. کالیفرنیا؛ صحنهای برای نمایش یکی از موفقیتهای اصلی فیلم، بازآفرینی فضای کالیفرنیای اواخر دههٔ دوهزار است؛ جهانی از خانههای بزرگ، مهمانیها، پوششهای مد روز و نشانههای مصرفگرایی که بهظاهر آزاد و بیدغدغه است.
این فضا صرفاً پسزمینهٔ داستان نیست، بلکه بخشی از منطق آن را میسازد. خانههای مشهور و اشیای گرانبها همچون vitrineهایی از سبک زندگیِ مطلوب جلوه میکنند و نوجوانان در برابرشان نه مانند تبهکاران حرفهای، بلکه مانند تماشاگرانی قرار میگیرند که ناگهان فرصتی برای ورود به صحنه پیدا کردهاند.
تصویرپردازی فیلم با تأکید بر سطوح صاف، فضاهای باز و خانههایی که چیزی را پنهان نمیکنند، حس مراقبتشدن را هم به ماجرا میافزاید. هرچند شخصیتها خیال میکنند با ورود به این خانهها از بیرون به درون جهان ستارهها راه یافتهاند، قاببندیها یادآوری میکنند که آنها خود نیز در معرض نگاهاند.
به این ترتیب، تجمل فقط وعدهٔ لذت نیست؛ نوعی نمایش دائمی است که هم صاحب خانه و هم سارق را به تصویر بدل میکند. بازیها و لحظههای ماندگار بازی گروه جوان بازیگران بهطور کلی در خدمت همین لحن خونسرد و کمتأکید است. کتی چَنگ و ایزریل بروسارد محور اصلی گروه را شکل میدهند و رابطهٔ میان شخصیتهایشان به روایت نیرویی اولیه میبخشد.
« این فضا صرفاً پسزمینهٔ داستان نیست، بلکه بخشی از منطق آن را میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، بازیها همیشه از سطح تیپهای آشنا فراتر نمیروند و برخی شخصیتها بیشتر نمایندهٔ شیفتگی به شهرتاند تا آدمهایی با پیچیدگی مستقل. این محدودیت، بیش از آنکه به ضعف یک بازیگر خاص مربوط باشد، از کمپرداختگی کلی شخصیتها نیز سرچشمه میگیرد. اما واتسون در نقشی متفاوت از تصویر آشنای پیشینش ظاهر میشود و به شخصیت خود ترکیبی از خودنمایی و نیاز به تأیید میبخشد.
لهجهٔ آمریکایی او در بعضی لحظهها ممکن است توجه را از بازی منحرف کند، اما حضورش در فیلم یکدست و صرفاً نمایشی نیست. صحنهٔ رقص او با آهنگ «۲۱۲» از لحظات بهیادماندنی اثر است: لحظهای طنزآمیز و پرانرژی که هم جذابیت سطحی جهان فیلم را آشکار میکند و هم نیاز شخصیت به دیدهشدن را به شکلی نمایشی به رخ میکشد.
موسیقی، طنز و فاصلهٔ اخلاقی موسیقی و فرهنگ عامه در «The Bling Ring» نقش تزئینی ندارند؛ آنها زبان روزمرهٔ شخصیتها و بخشی از جهان ذهنیشاناند. آهنگها، مهمانیها و نشانههای مد، رفتار نوجوانان را در فضای فرهنگی زمانهشان جا میدهند. فیلم از طنز نیز بهره میگیرد، اما طنزش بیشتر خشک و مبتنی بر فاصله است تا شوخیهای آشکار.
گاه کافی است شخصیتها با اطمینانی کودکانه دربارهٔ چیزی بسیار جدی حرف بزنند تا شکاف میان تصورشان از واقعیت و خود واقعیت نمایان شود. این لحن، مسئلهای اخلاقی هم پدید میآورد. تماشاگر ممکن است از جسارت یا ظاهر سرگرمکنندهٔ ماجرا لذت ببرد، درحالیکه فیلم همزمان دربارهٔ تجاوز به حریم خصوصی و تبدیل زندگی دیگران به کالایی برای مصرف هشدار میدهد.
« این محدودیت، بیش از آنکه به ضعف یک بازیگر خاص مربوط باشد، از کمپرداختگی کلی شخصیتها نیز سرچشمه میگیرد. »
قوتها و کاستیها
اثر پاسخی صریح برای این تناقض عرضه نمیکند و همین ویژگی میتواند هم نقطهٔ قوتش باشد و هم منشأ نارضایتی. برای برخی، این خونسردی دعوتی به تأمل است؛ برای برخی دیگر، نشانهٔ آنکه فیلم بیش از اندازه از پیامدهای انسانی ماجرا فاصله گرفته است. کاستیها و ظرفیتهای ناتمام «The Bling Ring» ایدههای پرشماری دربارهٔ شهرت، مصرفگرایی، نظارت و میل به تعلق دارد، اما همهٔ این ایدهها را به یک اندازه بسط نمیدهد.
فیلم با دقت نشان میدهد نوجوانان چه چیزهایی را میخواهند و چگونه به آنها نزدیک میشوند، ولی در توضیح اینکه چرا این خواستهها چنین قدرتی بر آنها دارند، محتاط میماند. تکرار موقعیتها نیز گاهی ریتم را کند میکند و حس میدهد فیلم در حال گردش پیرامون یک مضمون است، بیآنکه همواره زاویهای تازه به آن اضافه کند.
با وجود این، سطحیبودن شخصیتها را نباید با بیمعنایی فیلم یکی دانست. چهبسا کاپولا عمداً جهانی را به تصویر میکشد که در آن افراد با تصویرهای آماده تعریف میشوند و فرصت چندانی برای رسیدن به خودشناسی ندارند. مشکل آنجاست که این ایدهٔ قابلتوجه همیشه به شکلی نمایشی و پرقدرت پیش نمیرود.
نتیجه اثری است که لحظههایی هوشمندانه و تصویری دارد، اما از نظر عاطفی و دراماتیک به اندازهٔ ظرفیت موضوعش پیشروی نمیکند. جمعبندی «The Bling Ring» فیلمی دربارهٔ فاصلهٔ میان داشتن و بودن است: نوجوانانی که اشیای لوکس را تصاحب میکنند، اما آنچه واقعاً میجویند حس تعلق به جهانی است که از بیرون تماشایش کردهاند.
« اثر پاسخی صریح برای این تناقض عرضه نمیکند و همین ویژگی میتواند هم نقطهٔ قوتش باشد و هم منشأ نارضایتی. »
جمعبندی
سوفیا کاپولا این جهان را با ظاهری فریبنده و نگاهی سرد بازمیسازد و از دل ماجرایی جنایی، پرسشی دربارهٔ شهرت و مصرفگرایی بیرون میکشد. روایت تکرارشونده و شخصیتپردازی کمعمق مانع میشود فیلم به کاوشی کاملاً نافذ بدل شود، اما فضای کالیفرنیایی، لحظات طنزآمیز و تناقض میان زرقوبرق و خلأ، آن را همچنان دیدنی و قابلبحث نگه میدارند.
ثبت دیدگاه