نقد و بررسی
نقد The Black Belly of the Tarantula | 1971
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به شبکهٔ جنایت فیلم «The Black Belly of the Tarantula» ساختهٔ پائولو کاوارا، نمونهای شاخص از تریلرهای جنایی ایتالیاییِ اوایل دههٔ هفتاد است؛ اثری که عناصر معمای پلیسی، وحشت جسمانی و ملودرام را در هم میآمیزد. داستان با قتلهایی آغاز میشود که روش هولناک و حسابشدهشان بهسرعت آنها را از یک پروندهٔ معمولی فراتر میبرد.
بازرس تلینی مأمور پیگیری جنایتهاست، اما آنچه مییابد نه مسیری روشن، بلکه شبکهای از روابط پنهان، سوءظنها و سرنخهایی است که گاه بیشتر گمراه میکنند تا راه نشان دهند. فیلم از همان ابتدا تماشاگر را به قلمرویی میبرد که در آن ظاهر آراستهٔ زندگی شهری با خشونتی ناگهانی و بیرحم شکافته میشود.
این تضاد، فقط زمینهای برای ایجاد تعلیق نیست؛ به جهانبینی اثر شکل میدهد. در این جهان، پشت مناسبات محترمانه و چهرههای موجه، رازهایی پنهاناند و حقیقت بهآسانی از دل آنها بیرون نمیآید. معما و منطق روایت پیشبرندهٔ اصلی فیلم، ساختار معمایی آن است. هر قتل، پرسشی تازه میسازد و هر پاسخ موقت، گمانهای دیگر را تقویت میکند.
پیوند میان قربانیان، سرنخهای پزشکی و روابط شخصی، تماشاگر را به حدسزدن و بازبینی برداشتهایش وامیدارد. اثر با قواعد آشنای ژانر بازی میکند: مظنونان متعدد، اطلاعات ناقص و نشانههایی که ممکن است معنایی متفاوت از آنچه در نگاه نخست مینمایند داشته باشند. بااینحال، همین پیچیدگی گاهی به پراکندگی نزدیک میشود.
« این تضاد، فقط زمینهای برای ایجاد تعلیق نیست؛ به جهانبینی اثر شکل میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم شخصیتها و خردهروایتهایی را وارد میکند که همه به یک اندازه در خدمت خط اصلی نیستند. در نتیجه، بخشی از توجه تماشاگر به جای تمرکز بر مسیر تحقیق، صرف دنبالکردن شاخههای فرعی میشود. این آشفتگی برای علاقهمندان به معماهای پرپیچوخم میتواند جذاب باشد، اما انسجام روایت را نیز در مقاطعی کاهش میدهد.
فیلم بهجای آنکه همیشه از هر سرنخ استفادهای دقیق و روشن بسازد، گاه از انباشت نشانهها برای حفظ ابهام بهره میگیرد. بازرس تلینی؛ قهرمانی فرسوده یکی از امتیازهای مهم فیلم، انتخاب بازرس تلینی بهعنوان قهرمانی معمولی و آسیبپذیر است. او کارآگاهی همهچیزدان نیست که با اطمینان کامل از میان نشانهها عبور کند.
تردیدهایش دربارهٔ توانایی خود و خستگیاش از مواجهه با خشونت، به شخصیت او کیفیتی انسانی میبخشد. تلینی در مقام مأمور قانون باید به پرونده وفادار بماند، اما در زندگی شخصی نیز مردی است که سنگینی شغلش را با خود به خانه میبرد. بازی گیانکارلو جانینی این کشمکش را بهخوبی حمل میکند. او تلینی را نه قهرمانی پرزرقوبرق، بلکه مردی فرسوده، دقیق و گاه مردد نشان میدهد؛ کسی که ذهنش پیوسته درگیر پرونده است، حتی وقتی میکوشد از آن فاصله بگیرد.
این حضور، به فیلم بُعدی فراتر از بازی معمایی میدهد: تحقیق پلیسی در اینجا فقط کشف هویت مجرم نیست، بلکه آزمونی است برای کسی که هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک میشود، اعتمادش به شغل و داوری خودش کمتر میشود. خشونت و استعارهٔ تارانتولا روش قتلها، مرکز ثقل تصویری و مفهومی فیلم است. فلجکردن قربانی پیش از کشتن او، خشونت را از یک لحظهٔ ناگهانی به تجربهای طولانی و هولناک بدل میکند.
« فیلم شخصیتها و خردهروایتهایی را وارد میکند که همه به یک اندازه در خدمت خط اصلی نیستند. »
شخصیتها و اجرا
این جزئیات به فیلم ضربآهنگی آزارنده میدهد و تماشاگر را با بدن انسانی بهمثابه چیزی بیدفاع روبهرو میسازد. تصویر زنبوری که با زهر، عنکبوت را از حرکت بازمیدارد و سپس بدنش را به بستری برای ادامهٔ چرخهٔ حیات تبدیل میکند، به عنوان استعارهای تاریک در دل داستان جا میگیرد. عنوان فیلم نیز همین پیوند میان طبیعت، سلطه و خشونت را برجسته میسازد.
البته این خشونت صرفاً برای شوکآفرینی به کار نمیرود؛ دستکم در بهترین لحظههای فیلم، با مضمون کنترل و ناتوانی پیوند میخورد. قربانی نه فقط کشته میشود، بلکه اختیار بدن و واکنش خود را نیز از دست میدهد. بااینهمه، تأکید تصویری بر صحنههای جنایت ممکن است برای بعضی مخاطبان بیش از اندازه باشد.
فیلم گاهی چنان به اثرگذاری صحنهٔ قتل دل میبندد که ظرافت روانشناختیِ پیرامون آن را تحتالشعاع قرار میدهد. تصویر، رنگ و فضای شهری فضاسازی «The Black Belly of the Tarantula» از عناصر ماندگار آن است. فیلم میان فضاهای شیک و محیطهای روزمره حرکت میکند و از این تقابل برای ساختن احساسی از ناامنی بهره میبرد.
مکانهایی که در ظاهر آرام و آراستهاند، با ورود رازها و جنایتها به فضاهایی تهدیدآمیز بدل میشوند. این جابهجایی، ترس را از محیطهای کلیشهایِ تاریک بیرون میآورد و آن را در دل زندگی معمولی مینشاند. تصویربرداری مارچلو گاتی نیز به این کیفیت کمک میکند. قاببندیها و توجه به رنگ و جزئیات بصری، فیلم را از یک معمای صرفاً گفتوگومحور فراتر میبرند.
« این جزئیات به فیلم ضربآهنگی آزارنده میدهد و تماشاگر را با بدن انسانی بهمثابه چیزی بیدفاع روبهرو میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تصویر در بسیاری از لحظهها پیش از آنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ پرونده بدهد، حالوهوا میسازد: اضطرابی سرد، زیباییای آراسته و در عین حال ناپایدار. این زیبایی گاه عامدانه با خشونت داستان ناسازگار است و همین ناسازگاری، اثر را به تجربهای ناآرام بدل میکند. موسیقی و ریتم تعلیق موسیقی انیو موریکونه، یکی از پایههای مهم فضای فیلم است.
موسیقی بهجای آنکه همیشه احساس تماشاگر را بهروشنی هدایت کند، اغلب بر ابهام و نوسان تکیه دارد. این کیفیت با ساختار معمایی اثر هماهنگ است: تماشاگر نمیداند باید به کدام شخصیت اعتماد کند و موسیقی نیز بهندرت آرامشی پایدار فراهم میآورد. حضور آن، فضای جنایی را از سطح واقعگرایی صرف به سوی کابوسی شیک و گاه رؤیاگون میبرد.
ریتم فیلم، در مقابل، همواره به یک اندازه مؤثر نیست. لحظههای کشف و رویارویی، با کندی بخشهایی از تحقیقات درهم میآمیزند. این مکثها گاهی فرصت مناسبی برای پررنگشدن فضای تردید هستند، اما در برخی مقاطع از نیروی تعلیق میکاهند. بهویژه هنگامی که پرونده به چند مسیر فرعی منشعب میشود، حرکت داستان ممکن است کمتر از میزان لازم پرشتاب به نظر برسد.
جایگاه فیلم در ژانر جالو این اثر به سنت جالو تعلق دارد؛ ژانری که معمای جنایی را با ترس، خشونت و تأکید بر تصویر پیوند میزند. «The Black Belly of the Tarantula» از الگوهای شناختهشدهٔ این سنت بهره میبرد، اما نقطهٔ تمرکزش را بر بازرس پلیسی قرار میدهد که هم در پی حل پرونده است و هم از درون با فرسودگی دستوپنجه نرم میکند.
« این زیبایی گاه عامدانه با خشونت داستان ناسازگار است و همین ناسازگاری، اثر را به تجربهای ناآرام بدل میکند. »
قوتها و کاستیها
همین انتخاب، حالوهوای فیلم را از برخی معماهای متکی بر قهرمانان غریبه یا شاهدان تصادفی متمایز میسازد. در عین حال، فیلم به بعضی محدودیتهای ژانر نیز دچار است: سرنخهایی که بیش از اندازه بر توجه تماشاگر حساب میکنند، شخصیتهایی که گاهی کارکردشان از عمقشان مهمتر میشود و پایانبندیای که ممکن است برای همه به یک اندازه قانعکننده نباشد.
رازگشایی نهایی، هرچند مسیر معما را جمع میکند، الزاماً تمامی پرسشهایی را که روایت در طول راه برانگیخته است با نیرویی برابر پاسخ نمیدهد. این نابرابری، ارزش فیلم را از میان نمیبرد، اما مانع از آن میشود که همهٔ اجزایش به وحدتی کامل برسند. جمعبندی «The Black Belly of the Tarantula» فیلمی است که بیش از هر چیز با فضای تیره، تصویرپردازی چشمنواز، موسیقی مؤثر و حضور انسانی گیانکارلو جانینی در ذهن میماند.
معمای آن پرشاخه و سرگرمکننده است، اما همین فراوانی سرنخها گاهی انسجام داستان را سست میکند و بخشهایی از تحقیق را کند میسازد. خشونت اثر، هم ابزار تعلیق است و هم تصویری از سلب اختیار؛ هرچند در برخی لحظهها بر ظرافت روایی غلبه میکند. این فیلم برای تماشاگرانی مناسب است که از معماهای جناییِ آمیخته با وحشت و زیباییشناسی تیره لذت میبرند و با روایتهای پرپیچوخم کنار میآیند.
کاوارا اثری میسازد که ممکن است در جزئیات داستانی همیشه بینقص نباشد، اما در آفرینش فضای اضطراب و نمایش فرسودگیِ مردی گرفتار در میان جنایتها، چهرهای متمایز و بهیادماندنی دارد.
« همین انتخاب، حالوهوای فیلم را از برخی معماهای متکی بر قهرمانان غریبه یا شاهدان تصادفی متمایز میسازد. »
ثبت دیدگاه