نقد و بررسی
نقد تولد یک ملت (The Birth of a Nation) | 1915
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه تاریخی و تناقض بنیادین «The Birth of a Nation» ساختهٔ دی. دبلیو. گریفیث، اثری است که تماشای آن ناگزیر دو واکنش متضاد را همزمان برمیانگیزد: تحسین از جسارت و مهارت سینماییاش، و انزجار از جهانبینی نژادپرستانهای که این مهارت در خدمت آن قرار گرفته است. فیلم در سال ۱۹۱۵ اکران شد و با روایت گستردهاش از جنگ داخلی آمریکا و دوران بازسازی، به یکی از آثار مهم در شکلگیری سینمای بلند داستانی بدل شد.
اما اهمیت تاریخی آن صرفاً به نوآوریهای فرمی محدود نیست؛ فیلم بازسازی را از منظری جانبدارانه تصویر میکند و کوکلاکسکلان را در جایگاه نیرویی نجاتبخش مینشاند. این نگاه، نه حاشیهای بر اثر، بلکه هستهٔ معنایی آن است. بنابراین نمیتوان دربارهٔ فیلم فقط از «کلاسیک بودن» یا «تأثیرگذاری» سخن گفت، گویی این دو صفت داوری اخلاقی را معلق میکنند.
اثر همزمان دستاوردی فنی و نمونهای تکاندهنده از قدرت سینما در تبدیل تعصب به روایت پرکشش است. آنچه تماشاگر را به درون داستان میکشد، همان چیزی است که میتواند داوری تاریخی و اخلاقیاش را نیز جهت بدهد. روایتی خانوادگی در مقیاس حماسی فیلم سرنوشت دو خانوادهٔ استونمن و کامرون را در بستر جنگ داخلی و پیامدهای آن دنبال میکند.
« جایگاه تاریخی و تناقض بنیادین «The Birth of a Nation» ساختهٔ دی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در طرحی که ارائه میشود، بن کامرونِ جنوبی و الیسی استونمنِ شمالی در میانهٔ وفاداریهای خانوادگی، جنگ و دگرگونیهای سیاسی قرار میگیرند. این پیوندهای شخصی به فیلم امکان میدهد تاریخ را نه فقط در میدان نبرد یا مجلس، بلکه در قالب رابطهها، جداییها و بحرانهای خصوصی روایت کند. در نتیجه، رویدادهای سیاسی برای تماشاگر به تجربهای عاطفی و نمایشی تبدیل میشوند.
این مقیاس حماسی از نقاط قوت روایی فیلم است. شخصیتها از دل دو خانواده عبور میکنند و تغییرات جامعه را به درگیریهای ملموس بدل میسازند؛ همین امر به داستان انسجامی پرتحرک میبخشد. بااینحال، گستردگی روایت به معنای بیطرفی آن نیست. فیلم تاریخ را از زاویهای انتخابی میبیند و بخشهایی از واقعیت را برجسته میکند تا تصویری خاص از جنوب، شمال و دوران بازسازی بسازد.
تماشاگر امروز باید فاصلهٔ میان کشش داستانی و ادعاهای تاریخی فیلم را پیوسته در نظر داشته باشد. کارگردانی و زبان سینما گریفیث در سازماندهی تصویر و زمان، از امکانات سینما با جسارتی کمسابقه بهره میگیرد. نماهای دور و نزدیک، تدوین موازی، عکاسی شبانه و حرکت دوربین، به او اجازه میدهند میان چند موقعیت جابهجا شود و همزمان حس مقیاس و فوریت بیافریند.
« در نتیجه، رویدادهای سیاسی برای تماشاگر به تجربهای عاطفی و نمایشی تبدیل میشوند. »
شخصیتها و اجرا
صحنههای نبرد نیز با استفاده از جمعیتهای بزرگ، حرکت گسترده و برشهای پیاپی، تصویری پرهیاهو و عظیم میسازند. این شیوهها به فیلم کمک میکنند تا داستانی طولانی را با ضرباهنگی متغیر پیش ببرد و توجه تماشاگر را در صحنههای پرتنش حفظ کند. اهمیت این تمهیدها تنها در تازگیشان نیست؛ فیلم نشان میدهد تدوین میتواند رابطهای علّی و عاطفی میان نماها بسازد، حتی وقتی شخصیتها از یکدیگر دورند.
رفتوآمد میان موقعیتهای مختلف، حس تعلیق و انتظار را تقویت میکند. این زبان سینمایی بعدها در شکلگیری روایتهای پرتحرک و صحنههای نبرد سینمایی اثر گذاشت. اما در اینجا فرم خنثی نمیماند: همان تدوین و حرکت تصویری که تماشاگر را جذب میکند، روایتی یکسویه را نیز با نیرویی بیشتر به او منتقل میسازد.
بازیها، چهرهها و عاطفه بازیها در قالب بازیگری صامت، عمدتاً بر بیان بدنی، حالت چهره و ژستهای روشن تکیه دارند. این سبک گاه برای تماشاگر امروز اغراقآمیز به نظر میرسد، اما در چارچوب سینمای آن دوران، ابزار اصلی انتقال عاطفه و شخصیتپردازی است. بازیگران در صحنههای خانوادگی و موقعیتهای بحرانی، به شخصیتها نیرویی نمایشی میبخشند و به روایت کمک میکنند از میان میاننوشتهها و تصاویر، پیوستگی عاطفی خود را حفظ کند.
« صحنههای نبرد نیز با استفاده از جمعیتهای بزرگ، حرکت گسترده و برشهای پیاپی، تصویری پرهیاهو و عظیم میسازند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، جانگرفتن شخصیتها به معنای پرداخت منصفانهٔ همگان نیست. بعضی از چهرهها با پیچیدگی و منزلت عاطفی تصویر میشوند، درحالیکه شخصیتهای سیاهپوست غالباً زیر بار کلیشههایی تحقیرآمیز قرار میگیرند. این نابرابری در بازنمایی، انتخابی فرمی یا مسئلهای مربوط به بازیگری نیست؛ بخشی از ساختار ایدئولوژیک فیلم است.
به همین دلیل، ستایش توان اجرایی بازیها باید با توجه به این پرسش همراه باشد که فیلم به چه کسانی مجال انسانیت و فردیت میدهد و چه کسانی را به نقشهایی ازپیشتعیینشده فرو میکاهد. نژادپرستی و تحریف بازسازی مسئلهٔ مرکزی و گریزناپذیر فیلم، بازنمایی نژادپرستانهٔ سیاهپوستان و ستایش کوکلاکسکلان است.
فیلم دوران بازسازی را به شکلی تصویر میکند که در آن حضور سیاسی سیاهپوستان و کوشش برای برابری، منبع آشوب و تهدید جلوه میکند؛ در مقابل، کلان در هیئت نیرویی برای بازگرداندن نظم و پاسداری از جامعهٔ سفیدپوست ظاهر میشود. چنین ساختاری خشونت نژادی را نهفقط توجیه، بلکه در قالب عدالت و قهرمانی عرضه میکند.
« بااینهمه، جانگرفتن شخصیتها به معنای پرداخت منصفانهٔ همگان نیست. »
قوتها و کاستیها
این بازنمایی را نباید با ثبت بیطرفانهٔ تاریخ اشتباه گرفت. پژوهشها و روایتهای تاریخی، تصویر فیلم از بازسازی را جانبدارانه و متأثر از برداشتهای نژادپرستانهٔ رایج در زمان ساختش دانستهاند. همچنین موفقیت فیلم به احیای تصویر عمومی کلان و تبلیغ آن کمک کرد؛ گروهی که فیلم خشونت و ارعابش را زیر پوششی قهرمانانه پنهان میسازد.
این پیامدها سبب میشوند نقد فیلم از بحثی صرفاً زیباییشناختی فراتر رود: شکل روایت و قدرت عاطفی تصویر در جهان واقعی نیز اثر گذاشتهاند. فضاسازی، ریتم و دامِ شکوه فضاسازی فیلم از وسعت صحنهها، طراحی حرکت جمعی و تقابل میان فضای خصوصی و میدان عمومی نیرو میگیرد. نبردها و گردهماییها با مقیاسی چشمگیر بازسازی شدهاند و تدوین میان نماهای کلی و جزئیات، حس آشفتگی و شتاب پدید میآورد.
تغییر ریتم میان بخشهای آرامتر خانوادگی و لحظات پرتنش نیز مانع از آن میشود که روایت در طول زمان گستردهاش یکنواخت شود. همین ویژگیها تماشای فیلم را، حتی برای مخاطبی که با ارزشهای آن مخالف است، از نظر سینمایی درگیرکننده میکند. اما شکوه بصری میتواند فریبنده باشد. هنگامی که فیلم به گروهی خشونتپیشه هیئت سوارهنظامی منظم و نجاتبخش میدهد، میزانسن و تدوین در ساختن افسانهای سیاسی مشارکت میکنند.
« این بازنمایی را نباید با ثبت بیطرفانهٔ تاریخ اشتباه گرفت. »
جمعبندی
تماشاگر ممکن است ابتدا تحت تأثیر هماهنگی تصویر قرار گیرد و سپس متوجه شود این هماهنگی در خدمت چه تصویری از قدرت و چه نوعی از حذف انسانی قرار گرفته است. دیدن این فاصله میان زیبایی صوری و محتوای اخلاقی، بخشی اساسی از تجربهٔ انتقادی فیلم است. جمعبندی «The Birth of a Nation» اثری است که اهمیتش را نمیتوان جدا از تناقضهایش فهمید.
از یک سو، در روایت بلند، میزانسن، تدوین و سازماندهی صحنههای جمعی، نمونهای اثرگذار از ظرفیتهای سینمای روایی است؛ از سوی دیگر، همین ظرفیتها در خدمت تحریف تاریخ، تحقیر سیاهپوستان و تطهیر کوکلاکسکلان قرار گرفتهاند. ارزش مطالعهٔ فیلم در آن نیست که تناقضش را حل کنیم یا سویهٔ نژادپرستانهاش را با نوآوری فنی کماهمیت جلوه دهیم.
اهمیت آن در مواجههٔ همزمان با هر دو وجه نهفته است: فیلمی که زبان سینما را گسترش میدهد و در همان حال نشان میدهد این زبان چگونه میتواند به تبلیغ و اسطورهسازی بدل شود. تماشای آگاهانهٔ آن، بیش از تحسین یا محکومیت یکسویه، مستلزم پرسیدن این پرسش است که تصویر چگونه احساس میسازد و احساس چگونه تاریخ را در ذهن تماشاگر بازنویسی میکند.
« دیدن این فاصله میان زیبایی صوری و محتوای اخلاقی، بخشی اساسی از تجربهٔ انتقادی فیلم است. »



ثبت دیدگاه