نقد و بررسی
نقد پرندگان، زنبورهای عسل و ایتالیاییها (The Birds, the Bees and the Italians) | 1966
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهر کوچک بهمثابه صحنهای برای رسوایی در «پرندگان، زنبورها و ایتالیاییها»، شهر تریویزو چیزی بیش از پسزمینهای خوشمنظره است؛ شبکهای بسته از نگاهها، شایعهها و ملاحظههای اجتماعی است که در آن تقریباً هیچ راز فردی برای مدتی طولانی پنهان نمیماند. پیترو گرمی شهر را همچون صحنهای جمعی میچیند: آدمها در کافه، خیابان و محفلهای خصوصی مدام به هم برمیخورند، از رفتار یکدیگر خبر میگیرند و در همان حال میکوشند تصویر آبرومندانهای از خود حفظ کنند.
فیلم در قالب سه روایت اپیزودیک، روابط عاشقانه و جنسی را بهانه میکند تا مناسبات قدرت و دورویی را در یک جامعهٔ ظاهراً مؤدب به نمایش بگذارد. این شیوهٔ روایت، فیلم را از یک داستان خطی دور میکند و به آن حالوهوای مجموعهای از حکایتهای بههمپیوسته میدهد. ماجراها شخصیتها و فضای مشترک دارند، اما هر کدام زاویهای جداگانه از میل، ازدواج و آبرو را میکاوند.
حاصل، تصویری پرجنبوجوش از جمعی است که در آن آدمها هم ناظر رفتار دیگراناند و هم گرفتار همان ضعفهایی که محکوم میکنند. فیلم محصول ۱۹۶۶ و از آثار کمدی ایتالیاییِ گرمی است؛ فیلمسازی که طنز را با نقد اجتماعی درهم میآمیخت. کمدیِ دورویی و اخلاقِ دوگانه هستهٔ طنز فیلم در فاصلهٔ میان ادعای اخلاقی و رفتار واقعی شخصیتها شکل میگیرد.
مردان شهر برای خود آزادیهایی قائلاند که در همان حال حاضر نیستند برای دیگران به رسمیت بشناسند. آنان ممکن است در خلوت از هنجارها سرپیچی کنند، اما در جمع با جدیت از آبرو، اخلاق و نظم اجتماعی سخن بگویند. گرمی این تناقض را نه با موعظه، بلکه با موقعیتهای مضحک و افشاگریهای پیدرپی برجسته میکند؛ خنده از آنجا میآید که شخصیتها بیش از آنکه قربانی یک خطای تصادفی باشند، در دام منطق خودخواهانهٔ خویش گرفتار میشوند.
« ماجراها شخصیتها و فضای مشترک دارند، اما هر کدام زاویهای جداگانه از میل، ازدواج و آبرو را میکاوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این طعنه، بهویژه متوجه مردسالاری و امتیازهای نانوشتهای است که مردان برای خود ساختهاند. زنان نیز در این جهان زیر فشار قضاوت و کنترل اجتماعی قرار دارند، اما فیلم نشان میدهد که معیارهای جامعه برای همه یکسان نیست. بدینترتیب، ماجراهای ظاهراً سبک دربارهٔ خیانت و رسوایی به پرسشی جدیتر میرسند: چه کسی حق دارد میل خود را دنبال کند و چه کسی باید هزینهٔ آن را بپردازد؟
فیلم پاسخ را در قالب یک رسالهٔ نظری عرضه نمیکند؛ پاسخ را از رفتارهای متناقض و واکنشهای جمعی شخصیتها بیرون میکشد. سه روایت، سه میزانسن از میل نخستین ماجرا با فریبکاریای آغاز میشود که از اضطراب مردانه و تلاش برای حفظ ظاهر نیرو میگیرد. شخصیت اصلی میکوشد رابطهای پنهانی را پشت نقابی ساختگی پنهان کند و همین نقاب، سرچشمهٔ موقعیتهای کمیک میشود.
طنز این بخش بر دستپاچگی و حسابگری مردی استوار است که میخواهد هم از لذت خود بهره ببرد و هم از پیامدهای اجتماعیاش بگریزد. ایده درخشان است، هرچند شوخیهای جنسی و اغراقهای رفتاریاش گاه رنگوبوی زمانهای را دارند که امروز دیگر به همان آسانی نمیخندانند. روایت میانی از نظر عاطفی پیچیدهتر است.
ماجرای کارمند بانکی که همسرش را برای معشوقهاش ترک میکند، ابتدا انرژی یک کمدی پرتحرک را دارد؛ اما واکنش شوهران شهر، آن را به نمایش حسادت و همدستی بدل میکند. در اینجا، طنز جمعی آرامآرام سایهای تلخ پیدا میکند. رفتار مردی که در آغاز ممکن است صرفاً خودخواه یا مضحک به نظر برسد، در برابر فشار اجتماع وجهی آسیبپذیرتر مییابد و فیلم از خنده به اندوه نزدیک میشود، بیآنکه ناگهان از لحن خود جدا شود.
« این طعنه، بهویژه متوجه مردسالاری و امتیازهای نانوشتهای است که مردان برای خود ساختهاند. »
شخصیتها و اجرا
ماجرای سوم بار دیگر به کمدی رسوایی و آشفتگی جمعی بازمیگردد، اما موقعیتی که میسازد از دو بخش دیگر تندتر و ناآرامکنندهتر است. فیلم در این قسمت، به جای آنکه صرفاً از شیطنت مردان شوخی بسازد، پیامدهای اخلاقی رفتار آنان را پیش میکشد. همین تغییر زاویه اهمیت دارد: خنده دیگر فقط متوجه حیلهگری یا غرور شخصیتها نیست، بلکه از بیمسئولیتی جمعی و فاصلهٔ میان خودتصویریِ محترمانه و کردار واقعی سرچشمه میگیرد.
شرح کلی این سه روایت نشان میدهد که فیلم از یک موقعیت خصوصی به واکنش جمعی شهر میرسد. ضرباهنگ، بازیها و شلوغیِ شهر اجرای فیلم بر سرعت و تراکم تکیه دارد. گفتوگوها پرشمارند و شخصیتها بهندرت فرصت مییابند با سکوتی طولانی در برابر موقعیت بایستند؛ اغلب پیش از آنکه یک سوءتفاهم کاملاً آرام بگیرد، سوءتفاهم دیگری سر میرسد.
این شتاب، فضای شهر را زنده میکند و حس میدهد که خبرها و داوریها در تریویزو با سرعتی بیشتر از خود آدمها میچرخند. موسیقی نیز به جنبوجوش این جهان میافزاید و به فیلم طعمی بازیگوش میدهد. بازیگران با انرژی و اغراق کنترلشده، به ریتم کمیک اثر خدمت میکنند. شخصیتها گاه بیش از آنکه روانشناختی و عمیق پرداخت شوند، تیپهایی اجتماعیاند: شوهر حسود، مرد هوسران، همسر ناراضی یا شهروندی که از رسوایی دیگران سرگرم میشود.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد تصویری وسیعتر از رفتار جمعی بسازد، اما هزینهای هم دارد؛ بعضی آدمها بیش از آنکه فردیت مستقل پیدا کنند، به ابزار شوخی یا پیشبرندهٔ حادثه بدل میشوند. با اینهمه، شور بازیها و هماهنگیشان با ضرباهنگ تند، در بیشتر لحظات مانع از ایستایی فیلم میشود.
« فیلم در این قسمت، به جای آنکه صرفاً از شیطنت مردان شوخی بسازد، پیامدهای اخلاقی رفتار آنان را پیش میکشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ناهمگونیِ لحن و محدودیتهای زمانه آنتولوژی بودن فیلم، هم مزیت آن است و هم نقطهٔ آسیبپذیرش. سه روایت از نظر لحن، وزن عاطفی و میزان موفقیت یکسان نیستند. بخش نخست به هزل و بازی با ظاهر و آبرو نزدیکتر است؛ ماجرای دوم مجال بیشتری برای نفوذ به رنج عاطفی پیدا میکند؛ و بخش پایانی دوباره به سوی رسوایی و طعنهٔ جمعی میرود.
این تفاوتها به فیلم دامنه میبخشند، اما پیوستگی آن را نیز سست میکنند. تماشاگر ممکن است احساس کند با سه قطعهٔ مستقل روبهروست که بیش از آنکه به یک ساختار واحد تبدیل شوند، در یک فضای مشترک کنار هم قرار گرفتهاند. شوخیهای جنسی فیلم نیز همیشه به اندازهٔ نقد اجتماعیاش تیز و ماندگار نیستند.
بخشی از آنها بر اغراق در رفتار مردان یا بر موقعیتهای مبتنی بر شرم و رسوایی تکیه دارد؛ راهبردی که در زمان ساخت فیلم احتمالاً نیروی تحریکآمیز و کمیک بیشتری داشته، اما برای تماشاگر امروز میتواند کهنه یا بیش از حد نمایشی جلوه کند. افزون بر این، پرحرفی شخصیتها و بدجنسی و غرغر مداوم برخی از آنان، گاهی همان شلوغیِ سرزندهٔ فیلم را به خستگی بدل میکند.
این ضعفها اثر را بیارزش نمیکنند، اما مانع از آن میشوند که همهٔ بخشهایش به یک اندازه اثرگذار باشند. جایگاه گرمی و معنای اجتماعی فیلم «پرندگان، زنبورها و ایتالیاییها» را میتوان نمونهای از پیوند کمدی با مشاهدهٔ اجتماعی در سینمای گرمی دانست. او در اینجا به جای تمرکز بر یک قهرمان منفرد، گروهی از مردم را در معرض نگاه میگذارد و نشان میدهد چگونه یک شهر کوچک در شکلگیری رسوایی و قضاوت نقش دارد.
« ناهمگونیِ لحن و محدودیتهای زمانه آنتولوژی بودن فیلم، هم مزیت آن است و هم نقطهٔ آسیبپذیرش. »
قوتها و کاستیها
جمع، صرفاً تماشاگر ماجراها نیست؛ با شایعه، حسادت و همدستی در آنها مداخله میکند. از این منظر، فیلم دربارهٔ رابطههای نامشروع بهتنهایی نیست، بلکه دربارهٔ جامعهای است که قواعدش را برای حفظ ظاهر به کار میگیرد و در عین حال، نقض همان قواعد را در خلوت تحمل یا حتی تشویق میکند. جایزهٔ بزرگ جشنوارهٔ کن در سال ۱۹۶۶، که فیلم آن را با «یک مرد و یک زن» شریک شد، بخشی از جایگاه تاریخی اثر است؛ اما اهمیت فیلم بیش از هر چیز در جسارت طنز و نگاهش به تناقضهای اجتماعی نهفته است.
ارزش امروزین آن نیز نه در این است که همهٔ شوخیهایش بیزمان ماندهاند، بلکه در اینکه هنوز میتوان از خلال آنها سازوکارهای آشنای قضاوت گزینشی، ریاکاری و فشار جمعی را دید. جمعبندی این فیلم اثری ناهموار اما زنده است: مجموعهای از سه روایت که با طنزی تند، شهر کوچکی را به آزمایشگاهی برای سنجش میل، آبرو و اخلاق بدل میکنند.
شوخیهایش گاه کهنه و اغراقآمیزند و برخی شخصیتها در پرگویی و بدخلقی فرساینده میشوند، اما نیروی جمعی فیلم، بازیهای پرتحرک و تواناییاش در لغزیدن از خنده به تلخی همچنان تماشایی است. ماجرای میانی بهدرستی مرکز عاطفی اثر را شکل میدهد و نشان میدهد پشت ظاهر سبک این کمدی، حساسیتی جدی نسبت به رنج و بیعدالتی پنهان است.
«پرندگان، زنبورها و ایتالیاییها» نه اثری یکدست، بلکه کمدیای گزنده و پرهیاهوست که بهترین لحظاتش از تماشای آدمهایی پدید میآیند که برای حفظ آبرو، پیوسته نقاب بر چهره میزنند و سرانجام در همان نقاب گرفتار میشوند.
« جمع، صرفاً تماشاگر ماجراها نیست؛ با شایعه، حسادت و همدستی در آنها مداخله میکند. »



ثبت دیدگاه